روشهای مدیریت سود

مدیران مطابق با انگیزه هایی که به طور معمول از نظر دیگران پوشیده است، دست به مدیریت سود می زنند. آنها به منظور دستیابی به هدفهای مستتر در انگیزه ها، روشهایی را بر می گزینند که به مثابه پلی بین انگیزه ها و هدفهای مورد نظر قرار دارد. روشهای مدیریت سود به مانند و سیله ای است که مسیر دستیابی به هدفها را هموار می سازد. روشهای متعددی برای مدیریت سود وجود دارد که برخی از آنها منجر به بروز

تقلب می شود. البته انگیزه ای که مدیران در سر می پرورانند، همچون کلیدی است که راههای ورود به مدیریت سود سالم یا ناسالم را می گشاید و در این میان، نقش روشهای مدیریت سود فقط جامه عمل پوشاندن بر کالبد انگیزه هاست. به طور کلی، روشهای مدیریت سود می تواند مواردی نظیر گزینش رویه های حسابداری، اعمال قضاوت در براوردهای حسابداری، زمانبندی شناخت درامد و هزینه و انتقال هزینه ها به ادوار آینده را شامل شود. در طبقه بندی کلی، این روشها به دو دسته تقسیم پذیر است:

1- استفاده از اقلام تعهدی اختیاری (زمانبندی شناخت درامد و هزینه)،

2- اعمال قضاوت در تعیین یا تغییر رویه های حسابداری.

البته طبقه بندیهای فوق، شکلی کلی از روشهای مدیریت سود را ارائه می کند. اما می توان مصداقهای مدیریت سود را در خلال هر یک از این روشهای کلی نیز بیان کرد. برای مثال، مدیران برای کاستن از هزینه های استهلاک می توانند از قضاوت خوش بینانه در برآورد عمر مفید و ارزش اسقاط استفاده کنند. همچنین، در خصوص حسابهای دریافتنی، به منظور کاستن هزینه مطالبات سوخت شده و افزودن رقم سود، مدیران می توانند درصد وصول پذیری مطالبات را در سطح بالایی برآورد کنند. اعمال قضاوت در تعیین ارزش موجودیهای مواد و کالا، سرمایه ای کردن هزینه های تعمیر و ترمیم داراییهای ثابت، تغییر طبقه بندی مخارج دوره به خارج محصول، از دیگر روشهایی است که مدیران جهت مدیریت سود به کار می برند. اکثر این رویکردها زمانی رخ می دهد که مدیریت احساس کند سود شرکت را باید در یک سطح معین گزارش کند یا روزنه گریزی در استانداردها بیابد. البته مدیریت سود می تواند در قالبهای متفاوتی رخ دهد.

برای مثال، تعیین بودجه مناسب به وسیله مدیریت، بررسی شرایط بازار، شناخت ریسکها، تعیین میزان کار کارکنان شرکت به منظور دستیابی به هدفها و سطح تولید مورد انتظار و ایجاد انگیزه در مشتریان به منظور فروش بیشتر، مانند در نظر گرفتن تخفیف، همگی از مصداقهای مدیریت سود است.

3-1-1-2- انواع مدیریت سود

1-3-1-1-2- مدیریت سود بد یا ناسالم

در اواخر سال 1998 میلادی، آرتور لویت[1] رئیس سابق کمیسون بورس و اوراق بهادار[2]، مدیریت سود را به عنوان فرایندی در نظر گرفت که در بین مدیران، حسابرسان و تحلیلگران، مبدل به «بازی ارقام » شده است. او با اشاره به حرفه حسابداری، عنوان کرد افرادی که در ناحیه میان مشروعیت و فریبکاریِ آشکار عمل می کنند، در حال مسموم کردن فضای گزارشگری مالی هستند.

هیلای و والن[3] اشاره کردند مدیریت سود زمانی اتفاق می افتد که مدیران به منظور فریب سهامداران در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت یا به منظور تاثیرگذاری بر بازده قراردادهایی که به ارقام حسابداری

گزارش شده وابسته است، از قضاوت در گزارشگری مالی و سازماندهی معاملات جهت تغییر دادن گزارشهای مالی استفاده می کنند. بر مبنای این تعریف، مدیریت سود بد به معنای مداخله و نفوذ مدیریت به منظور پنهان سازی عملکرد واقعی شرکت است. در واقع در مدیریت سود بد، عملکرد واقعی شرکت به واسطه ایجاد ثبتهای تصنعی حسابداری، پنهان می ماند. از نقطه نظر قراردادی، می توان تصور کرد که مدیران سود را به طور فرصت طلبانه ای جهت بیشینه سازی مزایای شخصی خود، مدیریت می کنند. شیپر[4] مدیریت سود را به این صورت تعریف می کند: «مداخله هدفمند در فرایند گزارشگری مالی برون سازمانی، به قصد دستیابی به سودهای شخصی».

هیالی و والن (1999) بیان کردند مدیران زمانی که طرحهای پاداش آنها وابسته به رقم سود خالص گزارش شده است، مطابق با منافع شخصی خود عمل می کنند. مدیران نه تنها سود را برای منافع شخصی خود مدیریت می کنند، بلکه آن را برای کارا کردن قراردادها نیز مدیریت می کنند. هیلای و والن (1999) دریافتند که مدیران درواقع از اطلاعات جهت بیشینه سازی ثروت خود در طرحهای پاداش استفاده می کنند. این امر مشخص می کند که مدیران احتمالا برای حفاظت و حمایت از پاداش خود، سود را مدیریت می کنند. در مدیریت سود بد که در اصل همان مدیریت سود نامناسب است، تلاش می شود عملکرد واقعی شرکت با استفاده از ایجاد ثبتهای تصنعی حسابداری یا تغییر برآوردها از میزان معقول، مخفی بماند. پنهان کردن روند عملیات واقعی با استفاده از تهاترهای تصنعی و افشان شده حسابداری، از مصداقهای مدیریت سود است که اغلب نیز غیرقانونی است. (نوروش و همکاران، 1384)

موارد مدیریت سود بد یا ناسالم در نهایت می تواند سبب بروز تقلب در گزارشگری مالی شود. افشای کامل ممکن است سرمایه گذاران را به ارزیابی و درک بهتر پایداری سود، قادر سازد. همچنین افشای کامل می تواند در سیاستهای تشخیص درآمد، مانع از مدیریت سود بد شود.

 

[2] Security and Exchange Commission (SEC)

[3] Healy & Wahlen,1999

[4] Schipper, 1986

مفاهیم وروشهای اندازه گیری کیفیت سود

مفهوم کیفیت سودمی توان براساس مواردذیل باشد:(خواجوی وناظمی،1384)

1)سری های زمانی ویژگی سود

2)روابط بین سود،اقلام تعهدی وجریان های نقدی

3)ویژگیهای کیفی چاچوب نظری

4)سودمندی درتصمیم گیری[1]

2-9-1-مفهوم کیفیت سودمبتنی برسری های زمانی ویژگی های سود

مفهوم سری های زمانی مرتبط باکیفیت سودثبات (پایداری)سودوقابلیت پیش بینی ونوسان پذیری
می باشد.این 3مفهوم باویژگی های تغییرسوددرطول زمان مرتبط هستند.ثبات عبارت است ازمیزان تکرارپذیری سودجاری،قابلیت پیش بینی تابعی ازتوزیع این تغییرات (مخصوصاواریانس این تغییرات )درطول زمان می باشدونوسان پذیری انحراف تغییرات رادرطول زمان اندازه گیری می کند.

الف)ثبات سود

گاهی این مفهوم رابامفهوم عدم تغییرپذیری یکی دانسته اندبدین معنی که سودباکیفیت،سودی پنداشته شده است که تغییرپذیری ندارد.لایپ[2](1990)،ثبات رابرحسب همبستگی درسوددوره هاتعریف
می کند.هم به صورت تئوری وهم به صورت عملی نشان داده شده است که ثبات درسودهای گزارش شده باواکنش بیشترسرمایه گذاران به سودگزارش شده درارتباط می باشد.این واکنش بیشتر،منجربه ارزیابی بیشترعوامل مربوط به ثبات سودمی گردد.یک سودبسیارباثبات ازدیدگاه سرمایه گذاران سودی است که تغییرپذیری نداردوثبات است.

ب)قابلیت پیش بینی

دربیانیه شماره(2) FASBبه قابلیت پیش بینی اشاره شده است.قابلیت پیش بینی ویژگی ای است که درموردکل مجموعه صورت های مالی به کارمی رودوشامل سودواجزای آن نیزمی باشدوهدف آن ارتقای توانایی های استفاده کنندگان برای پیش بینی علایقشان می باشد.ازاین روتوانایی پیش بینی باویژگی سودمندی تصمیم ارتباط دارد.به هرحال بسیاری ازمحققین توانایی پیش بینی رابه معنای توانایی سودهای گذشته درپیش بینی سودهای آتی می دانند.(لایپ،1990)

ج)نوسان پذیری

به علت اینکه گاهی اوقات هموارسازی سودیعنی نبودنسبی نوسان پذیری باسودهای باکیفیت بالادر ارتباط است،یک رویکرددرتخمین کیفیت سود،آزمون هموارسازی سودمی باشد.برای مثال آقای لئوز(2003)،روشهای اندازه گیری هموارسازی سودرامطرح کرد.یکی نسبت انحراف استانداردسود عملیاتی به انحراف استانداردوجه نقدحاصل ازعملیات (نسبت کوچکترنشان دهنده هموارسازی بیشترسودمی باشد)ودیگرهمبستگی بین تغییرات اقلام تعهدی وتغییردرگردش وجه نقدمی باشد (همبستگی منفی شاهدی برهموارسازی سودمی باشد)این ایده بدین معناست که تغییرات دروجه نقدمی تواندتغییردرسری سودهای مدیریت شده رامشخص کند،بنابراین ارزش مقادیرهموارشده نشان می دهدکه تغییرات درسری های سودتاچه اندازه ای به وسیله اقلام تعهدی درپاسخ به شوک های برطرف شده اند.آقای لئوزبیان کردکه سودهای هموارشده به علت اختلالات ناشی ازدخالت های مدیریت آگاه کنندگی کمتری دارند.

2-9-2-مفهوم کیفیت سودبراساس رابطه بین سود،اقلام تعهدی ووجه نقد

پیش ازاینکه درباره مفاهیم کیفیت سودبراساس رابطه بین سود،اقلام تعهدی ووجه نقدبحث شود.لازم است توضیحاتی درباره ماهیت اقلام تعهدی ارائه گردد.

2-10-اقـــلام تعهدی[3]

اقلام تعهدی براساس استفاده ازرویکردحسابداری تعهدی ایجادمی شودوبه عنوان یک تعریف
می توان گفت:اقلام تعهدی تفاوت بین سودحسابداری وجریان های نقدی مربوط به آن است.این اقلام به سبب وجوداصول تطابق وتحقق،زمانبندی معاملات وانتخاب رویه های حسابداری،برکیفیت سودتاثیرمی گذاردوازاین دیدگاه می توان کیفیت سودرادرجه نزدیکی سودشرکت بامیزان جریانهای نقدی ایجادشده تعریف کرد.(خواجوی ونظامی،1384)

اگرمیزان اقلام تعهدی مثبت بالا باشد،بیانگراین است که سودحسابداری بیشترازجریانهای نقدی عملیاتی است.  البته بایدتوجه داشت که این تفاوت به دلیل بکارگیری اصول حسابداری مرتبط بازمان وچگونگی شناخت درآمدهاوهزینه هااست که این امربه اصول تحقق درآمدها وتطابق اشاره دارد.(چان وهمکاران،2006)

حسابهایی مانندموجودی کالا،حساب های دریافتنی وحساب های پرداختنی ازنمونه های اصلی حساب های مربوط به اقلام تعهدی هستند.تعبیرعمومی اقلام تعهدی این است که آنها تاحدزیادی زاییده اعمال نظرمدیران درثبت وشناسایی رویدادهای مالی است واصول پذیرفته شده حسابداری شرکت هادرموردزمان شناسایی ومبلغ درآمدهاوهزینه هاآزادی عمل نسبی داده است.وقتی سودحسابداری به مبلغی بیش ازوجوه نقدعملیاتی شناسایی شود،اقلام تعهدی ایجادمی شود.سطح بالای اقلام تعهدی ممکن است دراثرافزایش حسابهای دریافتنی باشد.مثلاوقتی مدیران،فروش رابیش ازموعدثبت کنندحساب دریافتنی ودرپی آن میزان اقلام تعهدی افزایش می یابد.همچنین کاهش بدهی های جاری ،هنگامی که مدیران تعهداتی مانندهزینه های تخمین کالاراکمترازواقع ارائه نماید،تبعات رویدادی همچون افزایش حساب های دریافتنی رادرمورداقلام تعهدی درپی خواهدداشت.

اقلام تعهدی تحت تاثیرتغییرات درسرمایه درگردش قرارمی گیرند،بنابراین سطح بالایی ازاقلام تعهدی ممکن است حاکی ازرشدآتی قوی درفروش باشد.این ممکن است سبب شودمدیران شرکتهای درحال رشدباانتظارتداوم رشدفروش،موجودی های کالاودیگراقلام سرمایه درگردش راافزایش دهند.افزایش موجودی هامی توانددرنتیجه تولیداضافی یاوجودمشکل درفروش باشد،به طورمشابه فروش کم یامشکلات اعتباردهی،ممکن است منجربه افزایش حسابهای پرداختنی گردد.به طورخلاصه،اجزای اقلام تعهدی می توانندعلایمی ازنوسان درفروش (کندیاتندشدن آن)رانشان دهندواین درحالی است که رقم سودسطح آخرباوجوداین رویدادها،بدون تغییرباقی می ماندوعلایمی رامبنی برچنین رویدادهایی نشان نمی دهداین موضوع به دلیل توجه سرمایه گذاران به رقم سود،گمراه کنندگی سودرابه همراه خواهدداشت.(چان وهمکاران،2006)

نتایج تحقیق اسلوان(1996)نشان می دهدکه پایداری بخش تعهدی سودکمترازبخش نقدی آن است وعلت این امرراذهنی بودن اقلام تعهدی می داند.ریچاردسون وسایرین براین باورندکه اقلام تعهدی همواره درمعرض قضاوتهای شخصی وذهنی افرادقراردارندکه این باعث خطاواشتباهات عمدی وسهوی دراندازه گیری آنهامی شود.آنهااین امرراناشی ازدوعلت زیرمی دانند:

1)براساس اصول حسابداری،بسیاری ازاقلام تعهدی مربوط به منافع اقتصادی رابه علت نداشتن قابلیت اتکای کافی نمی توان شناسایی وگزارش کرد.

2)اقلامی که برمبنای اصول حسابداری محاسبه وگزارش می شوندباخطاتوام هستند.(ریچاردسون وهمکاران،2001)

تحقیقات نشان می دهنداجزای نقدی وتعهدی سوددارای نتایج متفاوتی درموردپیش بینی سودهای غیرعادی وارزش شرکت است،بنابراین تفکیک سودبه دوبخش تعهدی ونقدی،به پیش بینی سودهای غیرعادی کمک وارزش بازارسهام راتوجیه می کند.(بارت وهمکاران،2002)

دلایل عمده تفاوت بین سودتعهدی وسودنقدی (جریان های نقدی عملیاتی)رامی توان به شرح زیربیان داشت:

1)تقسیم مخارج انجام شده به دونوع جاری وسرمایه ای

2)فاصله زمانی فروش کالاووصول وجوه مربوطه

3)اصل تطابق که به واسطه آن دریک دوره،هزینه تحمل وپرداخت شده است ولی به دلیل فروش دردوره بعد،هزینه های مربوط نیزدردوره شناسایی درآمداعمال می شود(بریلی وهمکاران،2004)[4]

اجزای اقلام تعهدی شامل داراییهای جاری غیرنقدی،موجودی کالا،حسابهای دریافتنی ،حسابهای پرداختنی ،سایرداراییهای جاری وسایربدهی های جاری است.داراییهای جاری غیرنقدی حاصل تفاوت بین جمع داراییهای جاری ومانده وجه نقدشرکت ازترازنامه بدست می آید.سایرداراییهای جاری ازتفاوت داراییهای جاری غیرنقدی وموجودی کالاوحسابهای دریافتنی به دست می آید.

Decision usefulness-[1]

2-Lipe,1990

Accruals-[3]

Brealey , and et.al-[4]

اصول و مبانی کیفیت زندگی کاری:

رانیلسون[1] و براتون[2] پنج اصل کیفیت زندگی کاری را به شرح زیر مطرح کرده‌اند:

  • اصل تمام یا اکمال یعنی انجام تمام کارها و وظایف ضروری برای تکمیل یک محصول یا یک فرآیند به نحوی که نیاز اجتماعی و نیاز موفقیت متصدی شغل ارضاء شود.
  • اصل ادغام کنترل و مراقبت سازمانی با کنترل و مراقبت توسط خود کارکنان، به طوری که کارکنان نسبت به کیفیت خدمات و یا کالاهایی که تولید و ارایه می‌دهند احساس مسئولیت کنند.
  • اصل تنوع وظایف که بر آن اساس کارکنان طیف گسترده‌ای از مهارت‌های خود را جهت انجام کار مورد استفاده قرار می‌دهند و لذا انعطاف‌پذیری شغل و وظیفه امکان‌پذیر می‌گردد.
  • خودتنظیمی سرعت کار و برخورداری کارکنان از اختیار لازم جهت انتخاب بعضی از روش‌ها و ترتیبات کاری
  • ساختار شغلی که تعامل و همکاری را بین کارکنان مقدور سازد و تسهیل کند.

همان‌طوری که ملاحظه می‌شود پنج اصل فوق تقریباً همان چیزی است که در قالب نظریه هک من و اولدهام[3]. بعنوان مدل ویژگی‌های شغل[4] مطرح شده است.

مولین[5] (1996) مبانی فرهنگ کیفیت زندگی کاری را چنین شرح می‌دهد:

  • مشاغل چالش‌انگیزتر، رضایت بخش‌تر و اثربخش‌تر برای همه کارکنان.
  • فرآیند مشارکت فعالانه کارکنان در تصمیم‌گیری‌های سازمان به طوری که از این امر احساس رضایت کرده و به آن افتخار نمایند و خود را در موفقیت و شکست سازمان سهیم بدانند.
  • فلسفه‌ای که طبق آن کارکنان، سرمایه اصلی سازمان محسوب شوند که می‌توانند با در اختیار گذاشتن دانش، مهارت و تجربیات و تعهدات خود موجب پیشرفت و موفقیت سازمان شوند.
  • کیفیت زندگی کاری به عنوان فلسفه مدیریت
  • از سال 1973 که مبحث کیفیت زندگی کاری مطرح شده، فرهنگ کیفیت زندگی کاری اهمیت و تأکید روزافزونی یافته است. برای فهم فرهنگ زندگی کاری و ترجمان آن به عمل، آن را به عنوان یک هدف، به عنوان یک فرآیند، به عنوان یک فلسفه و به عنوان نتایج و پی‌آمدهای مورد انتظار به شرح زیر مطرح کرده‌اند.
  • کیفیت زندگی کاری به عنوان یک هدف، عبارت است از بهبود عملکرد سازمانی از طریق ایجاد محیط کاری و مشاغل چالش‌انگیزتر، ارضاء کننده‌تر، و اثربخش‌تر برای کارکنان در تمامی سطوح سازمان.
  • کیفیت زندگی کاری به عنوان فرآیند، مستلزم کوششی است برای محقق ساختن هدف مذکور از طریق مشارکت و مداخله فعال کارکنان در سرتاسر سازمان. کارکنان از طریق مشارکتشان در تصمیم‌گیری می‌توانند در موفقیت‌های و عملکرد سازمان سهیم شوند و احساس رضایت و غرور کرده، و پیشرفت و رشد فردی را تجربه کنند.
  • کیفیت زندگی کاری به عنوان یک فلسفه، نیروی انسانی سازمان را به عنوان یک نعمت و موهبت و سرمایه‌ای گرانبها تلقی می‌کند که بایستی موجبات بروز و پرورش توانمندی‌ها و استعدادهای آنها را فراهم نمود. کارکنان قادرند دانش، مهارت و تجربیات خود را به سازمان ارایه دهند و نسبت به آن متعهد باشند. بدین ترتیب کارکنان هم‌چون منضمات خط تولید و صرفاً هزینه تلقی نمی‌شوند و تحت کنترل درنمی‌آیند (مولینز، 1990). طبق این فلسفه هر یک از کارکنان این حق و توانایی را دارد که در ارتباط با تصمیماتی که در سطوح مختلف سازمان اتخاذ می‌شود، دروندادهای هوشمندانه و ارزشمند ارائه دهد. فلسفه مدیریتی که مبنای کیفیت زندگی کاری است، مشروعیت تشکل‌های کارگری را می‌پذیرد و به گسترش روابط همکارانه با آن باور دارد و ارزشمند می‌داند (وایدیاناثان، 1993).
  • در سال‌های اخیر موضوع طراحی شغل در قالب کیفیت زندگی کاری، فراتر از تعیین کارآمدترین راه جهت انجام وظایف مطرح شده است. مفهوم کیفیت زندگی کاری اکنون به عنوان فلسفه‌ای از مدیریت تلقی می‌شود که شأن و منزلت تمامی کارکنان را محترم می‌دارد و ارتقاء می‌بخشد، در فرهنگ سازمانی تغییر و تحول ایجاد می‌کند و موجبات رفاه و بهروزی جسمانی و روانی کارکنان و رشد بالندگی آنها را فراهم می‌کند (گیبسون، 2000) شاخصهای کیفیت زندگی کاری والتون:

والتون  به عنوان نخستین کسی که رویکرد کیفیت زندگی کاری را مطرح کرد برنامه ها و مولفه های کیفیت زندگی کاری را در هشت گروه به شرح ذیل طبقه بندی کرده است .

  • دستمزد کافی و منصفانه[6]: آیا درآمد کار تمام وقت با استانداردهای جامعه یا استاندارد شاغل تطبیق می کند ؟ آیا پرداخت با انواع کارهای دیگر سازگاری دارد؟ (محمدزاده ، 1377). پرداخت ممکن است برتصمیمات کارکنان در درخواست یا تقاضای یک شغل، ادامه همکاری، بهره وری بیشترکار، یا تقبل آموزش بیشتر برای یک شغل پر درآمدتر تاثیر بگذارد. اگر پرداخت به صورت غیر عادلانه اعمال شود ممکن است باعث شود کارکنان تلاش خود را کاهش داده و به دنبال کار دیگری باشند ویا به عضویت اتحادیه های کارگری در آیند. تاثیر این عوامل بر گرایش ها و رفتارهای کاری کارکنان یکی دیگر از دلایلی است که ضرورت پرداخت به صورت مناسب و منصفانه را مطرح می سازد از این رو در تعریف جبران خدمات می توان گفت:  جبران خدمات عبارت است از همه   شکل های پرداخت مالی و غیر مالی که در ازای خدمات محسوس کارکنان توسط آن ها دریافت می شود (سیدجوادین،1381). طراحان حقوق و دستمزد باید قوانین و مقررات دولتی را که ضامن احقاق حق کارکنان است و پرداختهای عادلانه را تشویق می کند دنبال کرده و توجه داشته باشند که پرداخت کم، نه به صلاح کارفرمایان است و نه به صلاح کارکنان، زیرا بر پیشرفت اقتصادی، تولید و ارائه خدمات اثرات منفی به جای خواهد گذاشت. به هرحال استفاده کنندگان از حقوق و دستمزد، انسانهایی هستند که با گذشت زمان برنیازها و تمایلات آنان افزوده می شود و در صورتیکه به آن نیازها توجه نشود، در روحیه و کارایی آنها اثر خواهد گذارد و مشکلات جبران ناپذیری را به همراه خواهد داشت. بنابراین با تهیه و تنظیم طرحهای صحیح حقوق و دستمزد، می توان زمینه کارایی سازمانها، اشتغال عمومی، رفاه و امنیت اقتصادی نیروی انسانی یک جامعه را فراهم ساخت (ابطحی،1381).
  • شرایط کاری سالم و ایمن[7]: آیا شرایط کار به واقع بی خطر است. ساعات کار منطقی است؟

ایمنی شرایطی است که کارکنان را از عوامل زیانباری که می توانند سلامت آنان را به خطر اندازند، مصون می دارد مسئولیت عمده ایمن سازی محیط کار به عهده مدیران سطوح بالای سازمان، بویژه مدیران پرسنلی است. البته اهمیت همکاری کارکنان را نیز در این باره نمی توان نادیده گرفت. در طراحی عملیات و محیطهای کاری باید به این نکته مهم توجه داشت،که یک محیط کاری امن باید محیطی پاکیزه، با روشنایی کافی و دارای تهویه های لازم باشد. وسایل و ابزارهای کاری و روشهای کارکردن باید یکدست باشند. ضمن آنکه کلیه مراکز وسایل و ابزارهای خطرناک و حادثه زا نیز باید دارای حفاظ های لازم باشند (ابطحی،1381 ).

[1]Rollinson

[2]– Braton

[3]– Hackman and Oldham

[4]– Job Characteristics Model

[5]– Mullins

[6] – Adequate and Fair Compensation

2- Safe and Healthy Working

نتایجی که سازمان از اجرای QFD  به دست می­آورد

در نگاهی به فرایند طراحی با استفاده از روش QFD، به محض شناسایی و تعیین نیازمندی­های مشتری، نسبت به تبدیل و لحاظ کردن آنها در الزامات طراحی محصول اقدام می­شود. QFD با تطبیق نیازمندی­های مشتریان به الزامات طراحی و تطبیق آنها به الزامات تولید و غیره تضمین می­کند که نیازمندی­های مشتریان برآورده می­گردد. این برآورده شدن نیاز مشتریان به بهبود کیفیت محصول یا خدمات منجر می­شود. زمانیکه محصولات و خدمات طراحی شده نیازهای مشتریان را برآورده کنند، باعث افزایش سهم بازار و سود بیشتر برای سازمان می­شود (جامی و همکاران ، 1379).

2-18 فواید QFD

با وجود تمامی مشخصه­های منحصر به فرد QFD و مزایای بیشمار استفاده از آن، مهمترین فواید آن را در جدول (2-3) نشان داده شده است.

 

جدول2-3 فواید QFD (ریول ، 1997)

فواید ملموس                                                         فواید ناملموس

  • کاهش هزینه­های راه­اندازی تا 30 درصد          1-  افزایش رضایتمندی مشتری
  • کاهش تعداد تغییرات مهندسی        2-  افزایش کار گروهی
  • شناسایی حوزه ها با ریسک بالا           3-  ایجاد مبنایی برای برنامه­ریزی بهبود
  • تعیین پیش نیازهای فرایند طراحی محصول      4-  ایجاد یک منبع قابل انتقال از دانش مهندسی
  • کاهش زمان توسعه محصول تا 50 درصد         5-  انجام مستندسازی
  • افزایش اثربخشی در تخصیص منابع      6-  ارتباط قوی بین مشتری و سازمان
  • قابل اجرا در صنایع تولیدی و خدماتی          7-  انتقال تجربیات به پروژه­های دیگر از طریق                                                                               تمام افراد تیم

2-19 موارد استفاده از QFD

2-19-1 ابزاری درTQM

کیفیت یک استراتژی رقابتی در بازارهای جهانی امروزی است. شرکت­ها به منظور اطمینان از بهبود کیفیت و بهره­وری، مدیریت کیفیت جامع را به عنوان یک عنصر کلیدی جهت اهداف کسب و کار خود به کار گرفته­اند (پارک و سونگ[1] ، 2002). مدیریت کیفیت جامع نگرشی است که بر مبنای آن، مدیریت سازمان با مشارکت تمامی کارکنان، مشتریان و تأمین کنندگان به بهبود مستمر کیفیت که منجر به جلب رضایت مشتری می­شود، می­پردازد (ایوانس و لیندسی ، 2007). مدیریت کیفیت جامع به مشتریان و مصرف کنندگان، محصولی با کیفیت بالاتر و قیمت تمام شده کمتر ارائه می­کند. هدف مدیریت کیفیت جامع تمرکز بر مشتری است. مدیریت کیفیت جامع این هدف را با سه فعالیت اصلی به انجام می­رساند:

  1. برنامه ریزی هوشین[2]
  2. QFD
  3. کنترل آماری فرایند[3]

هر یک از موارد فوق به یک ویژگی بخصوص مشتری پاسخ می­دهد که نتیجه آن افزایش سهم بازار می­باشد.QFD  به عنوان یکی از ابزارهای مدیریت کیفیت جامع از تیم­های بین بخشی[4] به منظور یکپارچه کردن سازمان استفاده می­کند، به طوری که تمام واحدها برای رسیدن به یک هدف مشترک یعنی رضایت مشتری باهم کار می­کنند (بوچراس و رولند ،2000).

[1] .Park & suen

[2] .Intelligence Planning

[3] .Statistical process control=SPC

[4] .Cross-functional

تعاریف و مفاهیم

2-2-1- کیفیت، تعاریف و مفاهیم[1]

کیفیت از جمله واژه هایی است که علیرغم قدمت آن از تعریف مشخص و یکسانی نزد همگان برخوردار نیست.مروری بر ادبیات دانشگاهی حاکی از آنست که کیفیت از چهار منظر مختلف مورد کنکاش قرار گرفته است.(بخشی،1386)

  • از منظر فلسفه که بر جنبه های تعریفی آن متمرکز شده است.
  • از منظر اقتصاد که بر حداکثر کردن سود و نقطه تعادلی بازار تمرکز دارد.
  • از منظر بازاریابی که بر روی متغیرهای رفتار خرید و رضایت مشتری تمرکز دارد.
  • از منظر مدیریت عملیات که بر مهندسی فعالیت ها و کنترل تولید تمرکز دارد.

 

با این اوصاف به مرور برخی از تعاریف ارائه شده می پردازیم:

  • تعریف کیفیت از دیدگاه فلسفی:

از دیدگاه فلسفی کیفیت نه ذهن است و نه ذات، بلکه یک هویت سومی است مستقل از این دو؛

کیفیت چیزی است که نمی تواند به سادگی تعریف شود ولی چیزی است که همگان آن را می فهمند تعریف دیگری از منظر فلسفی ارائه شده است به این مضمون که کیفیت حالتی از تعالی است که بر خوب بودن مرغوبیت دلالت دارد و قابل تفکیک از مرغوبیت ضعیف است، کیفیت دستیابی یا رسیدن به بالاترین حد استاندارد است.(بخشی،1386)

  • تعریف کیفیت مبتنی بر محصول[2]:

تعاریف ارائه شده از این منظر حاکی از آن است که اختلاف در کیفیت ماحصل اختلاف در کیفیت برخی از صفات و مشخصه های موردانتظار می باشد؛ کیفیت مجموعه ای از صفات است که در ویژگی های هر واحد محصول جای گرفته است.(بخشی،1386)

  • تعریف کیفیت مبتنی بر مصرف کننده[3]:

کیفیت عبارتست از توانایی و ظرفیت برآورده کردن خواسته ها .به عبارت دیگر در تجزیه و تحلیل نهایی یک بازار، کیفیت یک محصول بستگی به این دارد که محصول موردنظر تا چه حدی الگوهای ترجیحی مصرف کننده را به خوبی برآورده ساخته باشد. از این دیدگاه کیفیت به معنی مناسب بودن برای استفاده نیز تعریف شده است. (بخشی،1386)

  • تعریف کیفیت مبتنی بر تولید[4]:

برخی از تعاریف تطابق با الزامات را به معنی کیفیت می دانند و برخی نیز کیفیت را حدی که یک محصول مشخص با طراحی یا مشخصات آن محصول تطابق دارد می دانند. (بخشی،1386)

  • تعریف کیفیت مبتنی بر ارزش[5]:

از این منظر کیفیت یعنی بهترین شرایط از نظر یک مشتری خاص که این شرایط عبارتند از استفاده واقعی و قیمت فروش آن محصول در برخی منابع نیز چنین ذکرشده که کیفیت عبارتست از درجه تعالی در یک قیمت قابل قبول و کنترل تغییرات دریک سطح هزینه قابل قبول (بخشی،1386)

[1] Quality

[2] Quality based on Product

[3] Quality based on Consumer

[4] Quality based on Production

[5] Quality based on Value

بال و براون در سال 1968 در تحقیقی تجربی اقدام به اندازه گیری محتوای اطلاعاتی سود حسابداری نمودند، یعنی آن ها می خواستند ببینند آیا سود خالص گزارش شده از مقدار مورد انتظار بازار بیشتر(دارای خبر خوب است) یا از مقدار مورد انتظار بازار کمتر(دارای خبر بد) است. این دو پژوهشگر با به کار گیری الگوی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای اقدام به اندازه گیری بازده مورد انتظار نمودند،از سوی دیگر با مشاهده قیمت روزانه اوراق بهادار در بازار سرمایه بازده واقعی شرکت ها را محاسبه نمودند و از تفاوت میان بازده واقعی و مورد انتظار اوراق بهادار، اقدام به محاسبه بازده غیر عادی نمودند. از طریق اندازه گیری بازده غیرعادی در زمان انتشار صورت های مالی محتوای اطلاعاتی سود حسابداری را محاسبه نمودند. نتیجه تحقیقات آن ها نشان داد به طور متوسط شرکت هایی که خبر خوب اعلام می کنند دارای بازده غیرعادی مثبت هستند(افتخارجو، 91 ).

1-1-          دلیل هایی برای واکنش های متفاوت بازار

لازم به یادآوری است که بال و براون کوشیدند متوسط بازده غیر عادی بازار اوراق بهادار را محاسبه نمایند، یعنی آن ها درصدد برآمدند ثابت کنند که به طور متوسط شرکت هایی که خبر خوب اعلام می کردند شاهد بازده غیر عادی مثبت و شرکت هایی که خبر بد اعلام می کردند شاهد بازده غیر عادی منفی بودند. بدیهی است واژه میانگین یا متوسط می تواند گونه های بسیار زیادی از شرکت ها را در خود جای  دهد. از این رو احتمال دارد که بازده غیر عادی بسیاری از شرکت ها بسیار بیشتر از متوسط و بقیه بسیار کمتر از آن باشد. چنین وضعی موجب مطرح شدن پرسشی درباره علت اینکه چرا بازار باید در برابر خبرهای خوب یا بد مربوط به سود خالص برخی از شرکت ها (در مقایسه با برخی دیگر) واکنش شدیدتر نشان دهد؟

اگر بتوان برای پرسش فوق به پاسخ هایی دست یافت می توان به کارایی بازار سرمایه کمک نمود زیرا کارایی بازار از دو بخش اطلاعات و سرعت واکنش به این اطلاعات تشکیل شده است. بنابراین با توجه به نتایج بدست آمده در راستای یافتن علت واکنش های متفاوت بازار به اخبار سود شرکت ها می توان کارایی بازار را افزایش داد. براساس نتایج تحقیقات بدست آمده در ادامه برخی از عوامل اثر گذار بر واکنش های متفاوت بازار را ذکر می نماییم.

1-1-1-                بتا

هرقدر ترتیب یا توالی بازدهی های مورد انتظار  شرکت ها دارای نوسان بیشتری باشد از نظر سرمایه گذاران پر ریسک تر است و سرمایه گذار ریسک گریز در صورت ثابت ماندن سایر عوامل ارزش کمتری برای این دسته از شرکت ها در نظر می گیرند. برای سرمایه گذارانی که در انواع گوناگون دارایی ها سرمایه گذاری می نمایند بتا معیار محاسبه ریسک اثر گذار دارایی است. از آنجا که سرمایه گذاران سود خالص سال جاری را شاخص قدرت سود آوری و بازدهی های آینده می دانند، هر قدر این بازدهی های آینده پر ریسک تر باشد، واکنش سرمایه گذاران در برابر مبلغ مشخصی از سود خالص غیر منتظره کمتر خواهدبود. کالنیز و کوتاری (1989) و ایستن و زمیژوزکی (1989) در سایه تحقیقات تجربی به این نتیجه رسیدند که اوراق بهادار با بتای بالا دارای ضریب واکنش کمتری در برابر سود خالص هستند (اسکات، 2005).

1-1-2-                ساختار سرمایه

یکی از مسائل مهم اثرگذار بر ریسک و بازده سهام عادی تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه می باشد. استفاده از بدهی ارزان قیمت موجب کاهش هزینه سرمایه شرکت می شود ولی ریسک مالی و ریسک ورشکستگی شرکت را افزایش می دهد (راوالی و سیدنر 2000). روبرت اس هاماد 1972 نشان داد ارتباط معنا داری بین ریسک ساختار سرمایه و ریسک سیستماتیک وجود دارد. بنابراین شرکت هایی که دارای اهرم (وام) زیاد هستند، افزایش سود خالص (پیش از بهره) موجب تقویت و افزایش ایمنی اوراق قرضه و سایر بدهی های شرکت می شود، به گونه ای که خبر های خوب مربوط به سود خالص موجب استقبال دارندگان اوراق قرضه (و نه سهام داران) قرار می گیرد؛ از این رو ضریب واکنش در برابر سود خالص برای شرکت هایی که وام سنگین دارند در مقایسه با شرکت هایی که بدون بدهی می باشند (در صورت ثابت ماندن سایر عوامل) باعث می شود ضریب واکنش در برابر سود خالص آن ها کاهش یابد.

همچنین دالی وال، لی و فارگر(1991) و بیلینگز (1999) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدندکه برای شرکت های با وام سنگین تر و نسبت بدهی به حقوق صاحبان بالاتر ضریب واکنش در برابر سود خالص پایین تر است (اسکات، 2005).

1-1-3-                تداوم سود خالص

هر اندازه خبرهای خوب یا بد در مورد سود خالص دارای تداوم بیشتری در آینده داشته باشد، ضریب واکنش در برابر سود خالص باید بیشتر شود. بنابراین اگر خبر خوب دوره جاری به سبب عرضه موفقیت آمیز یک محصول جدید یا اقدام شدید مدیر در کاستن از هزینه ها باشد در مقایسه با حالتی که خبرهای خوب ناشی از سود غیر عملیاتی غیر منتظره حاصل از فروش یک قلم دارایی ثابت باشد، بازار واکنش شدید تری نشان خواهد داد. در چنین حالتی ارزش بازار شرکت بر حسب ریال به ازای هر ریال سود غیر عملیاتی افزایش خواهد یافت. زیرا هیچ دلیلی ندارد که سرمایه گذاران انتظار داشته باشند سود غیر عملیاتی غیر عادی در آینده تکرار شود. این بدان معنی است که ضریب واکنش در برابر سود خالص در سطح نسبتا پایینی قرار دارد. در مورد عرضه محصول جدید یا کاهش دادن هزینه ها ضریب واکنش در برابر سود خالص باید بالا رود، زیرا درآمد افزایش می یابد یا تداوم در هزینه ها تداوم پیدا می کند در نتیجه صورت سود و زیان آینده بهتر خواهد شد. نتیجه تحقیق کرمندی و لیپ (1987) نشان داد هرقدر تغییرات غیر منتظره سود خالص تداوم بیشتری داشته باشد ضریب واکنش در برابر سود خالص بالاتر خواهد رفت (افتخارجو، 91).

1-1-4-                کیفیت سود

براساس نظر اسکات قطر اصلی سیستم اطلاعاتی حسابداری[1] نشان دهنده کیفیت سود می باشد، هر چه قدر این احتمالات بیشتر باشد انتظار بر این است که ضریب واکنش برای سود خالص بیشتر باشد. زیرا سرمایه گذاران بهتر می توانند براساس عملکرد دوره جاری آینده را پیش بینی نمایند. در دنیای عمل نمی توانیم به راحتی مقدار کیفیت سود را محاسبه نماییم، زیرا احتمالات سیستم اطلاعاتی به صورت مستقیم قابل مشاهده نمی باشند. یکی از روش های مورد بحث برای اندازه گیری کیفیت سود میزان تجدید نظر تحلیل گران در پیش بینی سود خالص مورد انتظار می باشد. لو و تیاگران(1993) نشان دادند ضریب واکنش به سود خالص شرکت های دارای سود خالص، باکیفیت تر نسبت به شرکت های دیگر بود. حقیقت و علوی (1392) در تحقیقی به بررسی رابطه بین شفافیت سود حسابداری و بازده غیر عادی سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند که نتیجه تحقیق نشان داد ارتباط منفی و معنی داری بین شفافیت سود حسابداری و بازده غیر عادی با و بدون وجود متغیرهای کنترلی در محیط بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد (شباهنگ، 87).

[1]– از نظر ویلیام اسکات حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که با احتمالات مشروط آینده را پیش بینی می نماید.

نظریه های رضایت شغلی

در باره نظریه های رضایت شغلی عقاید متفاوت و گوناگونی ابراز شده است که به مهمترین آنها اشاره می شود.

2-8-1)نظریه نقشی: در این نظریه به دو جنبه اجتماعی و روانی توجه می شود. در جنبه اجتماعی تأثیر عوامل نظیر نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط اشتغال در رضایت شغلی مورد توجه قرار می گیرد. این عوامل همان شرایط بیرونی رضایت شغلی را شامل  می شود. جنبه روانی رضایت شغلی بیشتر به انتظارات و توقعات فرد مربوط می شود. به عبارت دیگر، احساس فرداز موقعیت شغلی و فعالیت هایش در انجام مسولیت های محوله وایفای نقش خاص به عنوان عضوی از اعضای جامعه، میزان رضایت شغلی او را مشخص می نماید رضایت کلی نتیجه ای است که فرد از ترکیب در جنبه اجتماعی و روانی عایدش می گردد.

 

 

)نظریه نیازها:  2-8-2

یکی از مهمترین تئوری ها در زمینه انگیزش انسان را ابراهام مازلو تحت عنوان سلسله مراتب نیازها مطرح نمود که عبارتند از:  نیازهای فیزیولوژیکی، نیازهای ایمنی، نیاز به عشق نیازهای احترام، نیازهای خود شکوفائی( نیازهای آزادی تحقیق و بیان و نیاز کسب دانش و درک) مازلو معتقد بود هرگاه یک سطح از نیازهای برآورده شوند دیگر بر انگیزاننده نیستند و سطوح بالاتر نیازها جهت انگیزش فرد شروع به فعالیت می کنند.

نیازهای فیزیولوژیکی: مهمترین سطح سلسله مراتب نیازها، نیاز به آب و غذا و آنچه برای بقای انسان

ضروری است، می باشند. مطا بق این تئوری وقتی این نیازها ارضا شوند دیگر نمی توان از آنها به عنوان انگیزه سود برد. وسیله ارضای این نیازها پول است.

نیازهای ایمنی: مازلو برای ایمنی عاطفی مطابق ایمنی فیزیکی اهمیت قائل است وبرای این باور است که انسان برای نگهداری و حفظ آنچه در اختیار دارد نگران است و وقتی ارضا شد دیگر برانگیزاننده نخواهد بود.

نیاز به عشق یا نیاز اجتماعی:

نیاز به پیوستگی و دلبستگی و محشور بودن با دیگران

نیاز به احترام: مازلو اشاره می کند که این سطح هم شامل احترام به خودو هم احترام از ناحیه دیگران است.

نیازهای خود شکوفائی: خود شکوفائی آرزوی شدن هرچه بیشتر و بیشتر است، از آنچه که فرد قا بلیت شدنش را دارد. این سطح اوج تمام نیازهای سطوح پائین، میانی بالایی انسان ا ست.

نیازهای آزادی، تحقیق و بیان: وجود شرایط اجتماعی که در آن آزادی سخن گفتن مجاز است و اجرای عدالت، نیکی، و صداقت تشویق می شود.

نیاز به کسب دانش و درک: دستیابی و طبقه بندی دانش محیط، نیاز کنجکاوی، یادگیری، تحقیق کردن تجربه اندوزی و بررسی نمودن.

مازلو معتقد است که دو دسته نیازهای آخر( آزادی بیان ودانش اندوزی) پیش نیازهای اساسی جهت ارضای پنچ دسته دیگر ند و در حقیقت راه های برای رشد و ارضای نیازهای دیگر محسوب می شوند.

 

 تئوری بهداشت،انگیزش:(3-8-2

یکی از تئوری های قا بل بحث طبیعت انسان توسط فردریک هرزبرگ پیشنهاد شد که بعنوان نظریه دو عاملی هرزبرگ نامیده می شود هرزبرگ مطالعه ای را در مورد 200 نفر حسابدار و مهندس و شاغل در مؤسسات واقع در محدوده پترزبورگ پنسیلوانیا انجام داد و برای ارائه یک تئوری محتوائی از روش” بیان وقایع بحرانی”  استفاده نمود پس پاسخهای داده شده را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و دلایل رضایت وعدم رضایت کارکنان را استخراج نمود و به این نتیجه رسید که احساسهای بد غالباً مربوط به محیط شغل هستند. و یا رضایت شغلی به محتوای شغل و نارضایتی را به محیط شغل مربوط می دانند. عوامل خشنود کننده را محرکها و عوامل ناخشنود کننده را عوامل بهداشتی نامید.

عوامل بهداشتی یا حافظان وضع موجود که فقدان آنها موجب عدم رضایت می شود ولی وجود وتأمین آنها باعث ایجاد انگیزه شدید و قوی نسبت به تامین این عوامل تنها از عدم رضایت جلوگیری می کند. ولی وجود آنها موجب انگیزش نیست. وجود این عوامل کارکنان را در سازمان نگه می دارد. در غیر این صورت آنها دچار عدم رضایت شدیدی می شوند و سازمان را ترک می کنند. عوامل دیگری وجود دارند که در ایجاد انگیزه موئثرند و وجود آنها موجب رضایت وانگیزش افراد می شوند در حالی که غیبت آنها تنها عدم رضایت ضعیف را موجب می شود بنام این فقدان آنها موجب عدم این انگیزش می گردد. هرز برک عوامل موثر در ایجاد انگیزه را موفقیت کاری، شناخت و قدر دانی از افراد  و کار آنها، پیشرفت وتوسعه شغلی می داند وی این عوامل را عوامل انگیزش نامید. به  عقیده هزربرگ، ممکن است رضایت شغلی افزایش یابد بدونه اینکه عدم رضایت شغلی کاعش یابد و بر عکس(میردوزنده،1389).

پیامدهای فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی عواقب بی شمار و خطرناک از جمله غیبت، کاهش کیفیت مراقبت از بیمار، تعارض با همکاران، مشکلات جسمی – روحی پرستار،‌نداشتن تمایل برای مراقبت از بیمار و در نهایت ترک خدمت دارد(حاجلو و همکاران، 1389، ص 24).

فرسودگی شغلی آثار زیان آورزیادی بر جسم، وضعیت روحی – روانی و اجتماعی شخص و عملکرد شغلی دارد که شامل نقصان اخلاق کارکنان،‌ عملکرد کاری معیوب،‌ کاهش تولید،‌غیبت از کار،‌ رفتار نامناسب شخصی با مددجویان،‌نگرش منفی نسبت به شغل ،‌رضایت شغلی کمتر،‌تغییر شغل بیشتر،‌کیفیت زندگی پایین تر وفقر سلامت و رفاه روحی – روانی می باشند( شهناز دوست و همکاران، 1390، ص 50).

فرسودگی شغلی در مجامع امروزی شیوع زیادی پیدا کرده و تمام ابعاد زندگی را در بر می گیرد و از یک طرف موجب افزایش اعتیاد ،‌طلاق ،‌ترک شغل و بیماریهای جسمی  و روانی و از طرف دیگر موجب کاهش نیروی مولد کاری و ضربه به اقتصاد کشور می شود . این پدیده جامعه را در همه ابعاد با خطر مواجه می کند. علایم و نشانه های فرسودگی شامل خستگی عاطفی ، افراد مبتلا به فرسودگی شغلی اغلب از سردرد ، اختلال خواب ، خلق تحریک پذیر ، ناموفق بودن در زندگی زناشویی ، اضطراب ، افسردگی ، فشار خون بالا و … رنج می برند (عاطف و همکاران، 1385، ص 131)

قربانیان فرسودگی معمولا ً در زندگی شخصی از عزت نفس و اعتماد به نفس پایین تری برخوردار هستند و برای جبران آن شروع به کار کردن افراطی می کنند و با این کار می خواهند به خود و دیگران ثابت کنند که فرد با ارزش و مهمی هستند ؛ شاید این کار در کوتاه مدت مفید باشد ، اما در نهایت این مساله منجر به تجمع فشار روانی و کاهش انرژی می شود که هم به سلامت فرد و هم به دیگران صدمه می زند(عاطف و همکاران، 1385، ص 131)

با عنایت به اینکه افرادی در سازمان فعالیت می کنند در عملکرد سازمانی نقش بسزایی دارند و از طرفی رضایت این افراد از سازمان خود،‌نقش قابل ملاحظه ای در بازدهی و نوع عملکرد سازمان ایفا می کند. به نظر می رسد که احساسات و نگرش های مثبت افراد در رابطه با سازمان و شغل خود می تواند راه گشای بسیاری از مسائل و مشکلات موجود در سازمان باشد.همچنین، زمانی که یک شخص دارای رضایت شغلی بالاست این بدین معناست که شخص احساسات خوبی درباره ی کارش دارد و برای شغلش ارزش زیادی قائل است. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که کارکنان با رضایت شغلی بالاتر از نظر فیزیک بدنی و توان ذهنی در وضعیت خوبی قرار دارند(زمینی و همکاران، 1389، ص 31)

هم چنین پژوهشگران دریافته اند که تحلیل رفتگی کارکنان که شامل مجموعه علایم روان شناختی مبنی بر پاسخ های ممتد به عوامل کاری تنش زا و مزمن میان فردی است، به واسطه ی اثر منفی آن بر نگرش های شغلی باعث می شود که رفتارهای نامطلوب کاری افزایش یابد و به دنبال آن هزینه های سنگینی برای افراد و سازمان ها پدید آید و سرانجام تمایل به ترک خدمت، قصد کارکنان را درباره ی ترک سازمان می سنجد و به شکل های مختلف پویایی نیروی کار درون سازمان و سرنوشت نهایی سازما را تحت تاثیر قرار می گذارد . تمایل به ترک خدمت، یک گام قبل از ترک اختیاری شغل است و هزینه های سنگین مستقیم و غیر مستقیمی برای سازمان ها به دنبال دارد.(عاطف و همکاران، 1385، ص 131)

2-2-توانمند سازی

در سالهای اخیر واژه توانمند سازی به بخشی از زبان روزمره مدیریت تبدیل شده است (Wilkinson,1998:3) و می توان آن را با جنبش های مشهوری نظیر مدیریت منابع انسانی(HRM)  مدیریت کیفیت جامع مرتبط دانست. توانمند سازی به عنوان راه حلی برای مشکل کهنه و قدیمی سازمان  ها و شرکت های بوروکراتیک و تیلوریزه است که در آن ها خلاقیت نادیده گرفته شده و کارگران چه به صورت جمعی و چه به صورت فردی با نشان دادن رفتارهای بی محتوا از خود بیگانه می شوند.

توانمند سازی واژه ای است که درعلوم سازمانی بسیار مورد استفاده قرار گرفته ولی روی تعاریف آن توافقی حاصل نشده است. در واقع این واژه برای اطلاق به گروهی از معانی تقریبا مرتبط، استعمال می شود. در عین حال که در ادبیات نظری مدیریت هنوز واژه توانمندسازی به صورت بسیار وسیع به کارمی رود ولی معنای شفافی از آن در دست نیست. دلیل چنین امری را نیز می توان در نکات زیر دانست :

الف)عدم قرار گرفتن در یک بستر تاریخی:

توانمند سازی به طور کلی به صورت یک پدیده جدید مورد ملاحظه قرار می گیرد.

ب) عدم توضیح مناسب درباره شرایط مورد نیاز آن:

به طور کلی در باره مواردی که وجودشان برای پیاده سازی موفق توانمند سازی ضروری است و یا آثار مرتبط با آنها جزئیات مشروحی وجود ندارد. چنین فرض می شود که کارکنان نسبت به آن خوشبین هستند و آن را هم برای خود و هم برای سازمان مفید می دانند. فرض نادرست دیگری که وجود دارد چنین است که این رویکرد را جهانشمول دانسته و برای تمام سازمان ها و در همه شرایط مناسب می دانند . به علاوه ابعاد چندگانه این واژه آن را به یک مفهوم مشکل برای تعریف تبدیل نموده است . به عقیده سولیوان تا قبل از دهه 1990 ، توانمندسازی تنها از طریق مدیریت مشارکتی، کنترل کیفیت، توسعه فردی، دوایر کیفیت و برنامه ریزی استراتژیک امکان پذیر بود . از دهه 1990 به بعد تعداد اندکی از مقالات برای تشریح آن به کار رفت چرا که این واژه هم از بعد فردی و هم از بعد سازمانی قابل تفسیر می باشد. محققین به توانمندسازی از زوایای مختلفی نگریسته اند مانند: کنترل کار شخصی، استقلال در انجام وظیفه ، تیم کاری و سیستم پرداخت مرتبط با عملکرد .

همانطور که این اختلافات نشان می دهند برخی از آنها برتوانایی افراد و تمایل آنها بر توانمند شدن ، تمرکز کرده اند . از طرف دیگر برخی محققین : تیم سازی و غنی سازی شغلی ، پرداخت براساس عملکرد و مالکیت سهام کارکنان را به عنوان فرایند توانمندسازی تعریف می کنند. این دیدگاه ها صرفا از دید شخصی و فردی نیستند و بلکه در واقع تکنیکهایی می باشند که مدیران به منظور ایجاد یک محیط توانمند کننده و یا حتی تسهیل کننده “حالت توانمندی” به کار می برند . رویکردی در  مورد رهبری که باعث توانا شدن زیردستان و تبدیل شدن آنها به عنوان جزء اصلی اثر بخشی مدیریتی و سازمانی می شود نیز توانمندسازی کارکنان نام گرفت . محققین سازمانی که بر موضوع “بیگانگی از خود” کار می کردند را نیز می توان به عنوان پیشگامان ایده توانمندسازی در نظر گرفت. برخی نویسندگان نیز توانمند سازی را بر اساس”تعاملات پویای” آن تعریف می نمایند. به جایی که شخص حضور داشته باشد، در حال شکل گرفتن است .(Sullivan, 1994:24)

لی و کوه نیز توانمند سازی را به عنوان طبیعت بین الاذهانی کارکنان و سرپرستان در نظر می گیرند. به عقیده آنها توانمند سازی ترکیبی از حالات شناختی زیردستان است که به وسیله ی رفتار توانمند کننده سرپرستان تحت تاثیر قرار می گیرد ( (Wilson, 1995:65

شفافیت سود

2-1-1) مقدمه:

امروزه کمتر کسی میتواند اهمیت شفافیت گزارشگری مالی را نادیده بگیرد، زیرا سهامداران و اعتبار دهندگان تصمیمات با اهمیت سرمایه گذاری خود را بر اساس اطلاعات مالی شرکت ها میگیرند. آنها خواستار اطلاعات بیشتر و شفافتری درباره عملکرد شرکت هستند. افشای کامل همراه با شفافیت گزارشگری مالی میتواند شرایط مطمئنی را ایجاد کرده و اعتماد سرمایه گذاران را ارتقا دهد. شفافیت تاثیر مثبتی بر عملکرد شرکتها دارد و می تواند از منافع سهامداران حفاظت کند. صورتهای مالی مبهم میزان بدهی شرکت را پنهان کرده و چنانچه شرکت در آستانه ورشکستگی باشد، این شرایط پنهان می ماند. از این رو شفافیت دارای جذابیت زیادی برای سهامداران است.

ریسکهای موجود در شرکت بر انتظارات سهامداران موثر است. گزارشگری پیچیده، مبهم و غیر شفاف هیچ اطلاعاتی درباره ریسکهای موجود در شرکت نمیدهد. بازده مورد انتظار سهامداران تحت تاثیر ریسک اطلاعات قرار دارد و ریسک اطلاعات به میزان اطلاعات شخصی، اطلاعات عمومی و شفافیت اطلاعات بستگی دارد، به گونهای که هر چه شفافیت اطلاعات ارائه شده کمتر باشد، افزایش صرف ریسک ناشی از شرایط ابهام ، بازده مورد انتظار سرمایهگذاران بالاتر میبرد. سهامداران نیز در تعیین نرخ بازده مورد انتظار خود بر صورت هالی مالی شرکت، به ویژه سود گزارش شده تکیه میکنند. بنابراین شفافیت سود حسابداری گزارش شده در بر آورد بازده مورد انتظار سهامداران موثر است. فرانسیس و همکاران بیان کرده اند فقدان شفافیت سود گزارش شده ریسک اطلاعاتی ایجاد میکند، در نتیجه سهامداران خواهان صرف ریسک بالاتری خواهند بود و به تبع آن هزینه سرمایه سهام عادی شرکت افزایش مییابد و بالعکس هر چقدر سود گزارش شده شفافتر و فاقد ابهام باشد، میزان اطمینان سهامداران افزایش یافته و نرخ بازده مورد انتظار سهامداران و به تبع آن هزینه سرمایه سهام عادی شرکت کاهش می یابد.(Francis,2005).

 

 

 

2-1-2)مفهوم شفافیت سود:

تا کنون تعاریف زیادی از شفافیت صورت گرفته است به عنوان مثال در فرهنگ لغات وبستر شفافیت به عنوان: باز بودن موسسات، آشکار بودن فعالیت موسسات، صداقت و قابلیت درک آسان تعریف شده است. علاوه بر این در سایر فرهنگ لغات تعاریفی از قبیل : خیلی روشن بودن، صاف و ساده بودن، راحت فهمیدن و صریح و بی پرده بودن برای شفافیت ارایه شده است. در این تعاریف منظور از باز بودن یا گشودگی موسسات، دسترسی آسان به عملیات داخل شرکت، و منظور از آشکار بودن موسسات، وضوح اطلاعات است. بوشمن و همکاران شفافیت اطلاعات شرکت را وضعیتی میداند که اطلاعات به طور گستردهای در دسترس، مربوط، قابل اتکا، با کیفیت جامع و به موقوع باشد. (Bushman,2004). شفافیت اطلاعات شرکت را وضعیتی میداند که اطلاعات به طور گستردهای در دسترس، مربوط، قابل اتکا، با کیفیت جامع و به موقوع باشد. آکسا به دنبال تعریف استاندارد اند پورز شفافیت را به موقع بودن و کفایت افشای کارکردهای مالی و عملیاتی شرکت میداند(Aksu,2006) بارت و همکاران شفافیت سود را تغییر هم زمان سود و تغییر در سودآوری با بازده سهام تعریف کرده اند.(Barth, et al., 2008). شفافیت سود را تغییر هم زمان سود و تغییر در سودآوری با بازده سهام تعریف کرده اند از نظر براون و همکاران بهترین تعریف شفافیت در حوزه  تجاری عبارت است از صورتهای مالی با کیفیت(Brown,2009) همچنین نیلسن و همکاران در باره شفافیت بر این باورندکه استفاده کننده اطلاعات در هر زمانی به همه چیز واقف است و او بر اساس اطلاعات شفاف میتواند هر موضوعی را مورد بررسی قرار دهد. (Nielsen, et al., 2009)

مفهوم شفافیت (Transparency) و افشاء (Disciosure)

افشا عبارت است از انتشار اطلاعات مهم و تأثیرگذار بر بازار، و شفافیت را می‌توان سادگی و سهولت تحلیل معنادار فعالیت‌های شرکت‌ و بنیادهای اقتصادی آن توسط فرد خارج از شرکت (Outsider) تعریف کرد. شفافیت شاخص توان مدیریت در ارائه اطلاعات ضروری به شکل صحیح، روشن، به موقع و در دسترس است. مخصوصاً اطلاعات حسابرسی‌شده که هم به شکل گزارشات عمومی و هم از طریق انعکاس در رسانه‌های گروهی و سایر روش‌ها منتشر شده باشد. به‌عبارتی شفافیت منعکس‌کننده این مطلب است که آیا سرمایه‌گذاران تصویری واقعی از آنچه واقعاً در داخل شرکت روی می‌دهد دارند یا خیر؟

بنابراین افشا و شفافیت درهم تنیده‌اند سیستم‌های شفاف به اطلاعات معتبر و صحیح نیازمندند که به موقع و به سهولت، هم به شکل مستقیم و هم از طریق نماینده‌های معتبر و مشهور مانند حسابداران، حسابرسان، آژانس‌های رتبه‌بندی، تحلیلگران اوراق بهاءدار، روزنامه‌نگاران مالی و رسانه‌های گروهی در اختیار عموم سهامداران قرار بگیرد. (هالوود – Hallwood، سال ۲۰۰۱)

هالوود (۲۰۰۱) مؤلفه‌های شفافیت را افشا اقلام ذیل عنوان می‌کند:

۱) نتایج مالی و دستاوردهای عملیاتی شرکت

۲) سهامداران عمده، حق رأی، اطلاعات مجمع صاحبان سهام

۳) هیئت مدیره و مدیران اجرائی کلیدی، ساختارها و رویه‌ها، پاداش این اشخاص

۴) افشاهای با اهمیت مربوط به کارمندان و دیگر سهامداران

۵) ساختار حقوقی و مالکیت

۶) محیط خارجی شرکت، موقعیت رقابتی و استراتژی‌ها

۷) اهداف مالی شرکت، میزان دستیابی به آنها و بیانیه‌های آینده‌نگر

۸) محرک‌های واقعی ارزش و فاکتورهای قابل پیش‌بینی مخاطره و نحوه مدیریت آنها توسط شرکت.

۹) اطلاعات مدیران غیراجرائی و منافع آنها.

اطلاعات مایه حیات بازارهای سرمایه است. سرمایه‌گذاران مخاطره آوردن سرمایه‌های به زحمت به‌دست‌آمده خود را به این بازارها پذیرفته و به اطلاعاتی که از طرف شرکت‌ها منتشر می‌شود تکیه می‌کنند. آنها به اطلاعات معتبر، به موقع و قابل فهم، در قالب‌هائی که به‌راحتی قابل تجزیه و تحلیل باشد نیاز دارند به‌منظور بقا بازارهای سرمایه لازم است سرمایه‌گذاران اطلاعات شرکت‌ها را صحیح، کامل، قابل اطمینان و به موقع بدانند.

سیستم مدیریت وجوه نقد (دریافت و پرداخت)

در محدوده فعالیتهای حوزه مالی مؤسسات و سازمانهای مختلف ، عملیات مربوط به وجوه نقد و اعتبارات و مدیریت آن از جایگاه ویژه و تعیین کننده ای برخوردار گشته است. بطوریکه مدیریت منابع و وجوه نقد را از یکسو به عنوان مبرمترین مسأله سطوح عالی مدیریت و از سوی دیگر به عنوان مرکز ثقل و حلقه محوری اتصال و ارتباط حوزه های عملیاتی گوناگون قرار داده است.

کنترل ثبت عملیات دریافت و پرداخت و اطمینان از صحت آنها ، اطلاع لحظه ای از تنگناهای مالی و نقاط بحرانی ، میزان اتکاء به اعتبارات مالی و اسنادی، پیش بینی منابع و مصارف آتی و آنالیز گردش وجوه نقدکه ازعمده ترین ودرعین حال پردغدغه ترین مؤلفه های ذهنی مدیریت هر سازمان بشمار می رود ، با راهکارهای منعکس در سیستم حاضر امکان پذیر می باشد.

سیستم مکانیزه مدیریت منابع و وجوه نقد بعنوان یکی دیگر از حلقه های بهم پیوسته سیستمهای یکپارچه شرکت رای ورز برآنست تا با ثبت واقعی و بموقع عملیات مالی و اسنادی و قابلیت بکارگیری تجربه متراکم مدیران مالی سازمانها از طریق مشخصه های پایه اطلاعاتی بتواند پاسخگوی نیازها و سیاستهای کلان اشاره شده باشد و با برقراری ارتباط پیوسته با سیستم حسابداری مالی نقش اساسی خود را در بروز نگهداری اطلاعات کنترلی مالی و مدیریت منابع به نحو مطلوب ایفاء نماید.

خلاصه مشخصات سیستم مدیریت وجوه نقد (دریافت و پرداخت) :

اعلام لحظه ای موجودی نقد و بانک ( ارزی – ریالی )

اعلام لحظه ای وضعیت اسناد جهت پیگیری ( اسناددریافتنی ، پرداختنی ، واگذارشده)

دریافت اطلاعات صورتحساب بانک (بصورت مکانیزه یادستی )وکنترل صحت آن

تهیه صورت تطبیق حسابهای بانکی جهت شناسایی اقلام مغایر بانکی (شماره ، مبلغ، تاریخ)

اعلام موجودی مطمئن ازحسابهای نقد وبانک

– دریافت وجه نقد، حواله ، چک ، اوراق بهادار و چاپ رسید مربوطه

ثبت عملیات واگذاری، وصول، نکول، تمدیدتاریخ،استردادوخرج کردن اسناد سررسیددار

تنظیم دستور پرداخت قطعی وعلی الحساب با رعایت جدول اختیارات مسئولین مربوطه وتعیین اولویت پرداخت وچاپ سند

– برای پرداخت نقدی – چاپ چک

– برای صدور اسناد پرداختنی – صدور اسناد مدت دار

تنظیم دستور پرداخت و صدور چک از سایرسیستم ها مـانند چـک سود سهامـداران ، چک حقوق کارکنان و سایر پرداخت های گروهی

امکان تامین موجودی بین بانکها وتنخواه گردان وبالعکس (انتقال وجوه)

کنترل وپیگیری عملیات مربوط به چکهای برگشتی

اعمال تخفیفات مربوط به وصول قبل از موعد و ضایعات فروش درحساب مشتریان

ثبت عملیات اقساط وام ها

انتقال مکانیزه موجودی و اوراق بهادار به سال مالی جدید

پیش بینی دریافت وپرداخت وکنترل دوره ای

مقایسه پیش بینی وعملکرد دریافت وپرداخت

صدور و چاپ اسناد حسابداری وانتقال به سیستم مالی

کنترل و پیگیری وصول فاکتورهای فروش هر مشتری

کنترل عملیات وصول گر ، تهیه گزارش عملکرد جهت تشویق وصولیها

تنظیم گزارش وضعیت تعهدات پرداخت و دریافت (معوقه ، جاری ، آتی)

تنظیم گزارش گردش وجوه نقد به تفکیک بابتهای دریافت وپرداخت ومقایسه سنواتی

تهیه انواع گزارشات ورسم نمودار براساس کلیه محورهای جدول اطلاعات