دانلود پایان نامه حقوق با موضوع وارثان

Posted on

تایید خود را هنگام وصیت اعلام کرده باشند.
در فقه نیز گروهی که وصیت مکتوب را به تنهایی نمی پذیرند، اجرای بخشی از وصیت را سبب التزام آنان به تمام مفاد وصیتنامه می دانند. جای طبیعی اجرای وصیت، زمان پس از مرگ است و اجرای آن اقرار ضمنی به اعتبار وصیتنامه است پس باید نتیجه گرفت همان طور که قبلا به آن اشاره کردیم اقرار وارثان پس از مرگ موصی، موثر است.
پذیرش سایر دلایل
اگر این احتمال پذیرفته شود با دگرگونی که در قدرت اثبات کننده ی شهادت و اماره به وجود آمده است رویه ی فضایی می تواند همه ی دلایل را برای اثبات وصیت بپذیرد و این مهم را محدود به اقرار اشخاص ذی نفع نکند.
ولی این احتمال چندان ناچیز و لحن ماده 291 قانون امور حسبی چنان قاطع است که این گرایش رویه ی قضایی بعید به نظر می رسد. تشریفات تنظیم وصیتنامه در واقع تضمین های عملی حفظ اصالت سند عادی است سندی که با مرگ امضاء‌کننده ی آن، بیش از همه ی موارد در معرض جعل و تحریف است.
از سوی دیگر، درجه ی یقین و اعتمادی که دلایل در اثبات اصالت سند بوجود می آورد یکسان نیست تنها در مورد اقرار اشخاص ذی نفع است که می توان گفت خللی که بر اصالت پیدا می شود به قطع نزدیک است پس احتمال بیشتر دارد که قانون گذار به دلیل همین امتیاز اقرار اشخاص ذی نفع را از حکم (پذیرفته نشدن وصیتنامه ی عادی) استثناء‌کرده باشد.
پس طبیعی است که در چنین دادگاهی اعتبار شهادت بیش از سند است چنان که شورای نگهبان نیز در پایان تبصره ی شماره ی 2639- 4/8/1367 اعلام می کند: (لکن به طور کلی اعتبار وصیتنامه مانند سایر اسناد در صورتی است که حجت شرعی بر صحت مفاد آن باشد).
بنابراین بر فرض که سایر دادگاه ها به اجرای مفاد ماده 291 قانون امور حسبی پای بند بمانند. ذی نفع آگاه می تواند حکم تنفیذ وصیت را از دادگاه مدنی خاص بگیرد و با این حربه تمام گفت گوهای مربوط به اعتبار وصیتنامه را بیهوده سازد.
3-6-1-2-تجزیه ی اعتبار وصیتنامه
در عقود رایگان تبعیض ناروا نیست وصیت نیز از آن جمله است موصی می تواند بخشی از وصیت را فسخ کند و وارثان نیز می توانند پاره ای از وصیت زاید بر ثلث را اجازه دهند یا بعضی از آنان وصیت را تنفیذ بعضی دیگر، رد کننده از سوی موصی له نیز اراده ی موصی تجزیه ناپذیر است و هر بخش از وصیت که قبول شود تملیک نیز نسبت به همان بخش تحقق می یابد (ماده 832 قانون مدنی)
ولی تصور انحلال اعتبار وصیتنامه به عنوان سند اثبات کننده دشوارتر است این سند یا باید در دادگاه پذیرفته شود و مفاد آن مورد استناد قرار گیرد و یا نقص تشریفات آن را از دایره ی دلایل بیرون کند که در این رابطه دو نظر وجود دارد:
1. این که تایید یکی از وارثان برای اعتبار وصیتنامه کافی است این تایید اماره اصالت سند و انتساب آن به موصی را قوت می بخشد، اقرار کننده در حکم شاهد ممتازی است که نشان می دهد آن چه ابراز شده است حاوی اراده ی موصی است.
2. مورد دوم این که حق تایید سند از آن مجموع وارثان است و زمانی کارآیی پیدا می کند که از سوی این جمع به کار رود در واقع یا باید همه سند را بپذیرند و یا همچنین در بی اعتباری آن بر نظر خود باقی بمانند. اقرار بعضی وارثان حقی است ناقص که توان اعتبار بخشیدن به وصیتنامه را ندارد.
نتیجه که می توان گرفت این است که: اقرار وارث اصل وصیت را اثبات می کند و مفاد وصیتنامه تفسیر کننده ی اقرار است پس اگر بپذیریم که اقرار هرکس درباره ی خود او موثر است و چون مفاد وصیت نیز به اعتبار سهم هر یک از وارثان تجزیه پذیر است به این نتیجه می رسیم که وصیتنامه نیز تنها در حق کسی موثر است که به آن اقرار دارد.
نظر به این که از ماده ی 291 قانون امور حسبی که پذیرفته شدن وصیتنامه عادی را مشروط به تصدیق اشخاص ذی نفع در ترکه دانسته است لزوم تایید ورثه استفاده نمی شود و عدم تصدیق بعضی از وراث مانع نفوذ و اعمال وصیت در سهم وراثی که آن را قبول کرده اند نمی باشد و ماده 832 قانون مدنی نیز موید این معنی است و بر طبق مواد 1275 و 1278 قانون مدنی اقرار هرکس نیست به خود آن شخص نافذ و موثر است و ملزم به اقرار خود خواهد بود. رای شعبه دهم دیوان عالی کشور که وصیتنامه ی عادی را در سهم وراقی که آن را تصدیق کرده اند نافذ دانسته صحیحاً‌ صادر شده است.
3-7- طریقه نوشتن وصیتنامه
اینجانب ملا بنویس در کمال صحت و سلامت عقل و روان و با اقرار بوحدانیت خداوند متعال و نبوت حضرت ختمی مرتبت محمدبن عبداله صل اله علیه و اله وسلم و امامت علی بن ابیطالب و حقانیت یازده فرزندان معصومش و انتظار به ظهور آخرین آنها حضرت مهدی موعود علیه سلام عج اله تعالی فرجه الشریف و اعتقاد به معاد و روز رستاخیز بشرح زیر وصیت می نمایم:
اینجانب فرزند ناخلف خود را بعنوان وصی خود قرار می دهم تا پس از فوت اینجانب نسبت به جمع آوری ماترک و باقیمانده اموال اقدام نموده و پس از پرداخت دیون و واجبات شرعیه از جمله انتخاب نایب جهت اقامه پنجاه و پنج سال نماز و شصت سال روزه! و یک سفر حج تمتع! و پرداخت اجرت آنها و نیز پداخت خمس و زکات که میزان آن نزد وصی معلوم و مشخص است (چون دلم برای وراث عزیز سوخته تا بحال خمس و زکات نداده ام) و برگزاری مراسم (سوم، هفتم، چهلم و سالگرد و دو سالگرد و سه سالگرد و …) و کفن و دفن اینجانب مطابق شئونات خانوادگی اینجانب که وصی اینجانب صلاح و مقتضی بداند انجام دهد. پس از آن از اموالی که باقی می ماند تمام بشرح زیر تقسیم نماید: ششدانگ مغازه ام در پاساژ را بنام خود وصی (پسر ناخلفه) و عروس چشم تنگ نماید و تمام ده هکتار باغ واقع در شمال شهر را بتملک خانم گلنسا خانم (همسر صیغه ای و مخفی خودم) در آورد تا از فروش آن خرج دبستان فرزندانمان را بدهد. خانه ی فعلی ام را بنام همسرم نمودم تا بنحو متقتضی از آن استفاده یا فروش نماید و از بقیه باقیمانده یک سوم اموال نسبت به احداث یک دانشگاه اگر نشد یک دبیرستان اگر باز نخواستند یک مدرسه راهنمایی و اگر باز دلشان نیامد پول را خرج کارهای خیر نمایند یک مدرسه شش کلاسه یا یک درمانگاه در یک روستای محروم بسازند و اگر باز دلشان نیامد جهیزیه یک نوعروس را بدهند و بقیه باقیمانده اموال را مطابق موازین شرعی بین بقیه وراث- که برای ملاقات اینجانب با عزراییل لحظه شماری می نمودند و البته خیلی هم بی چشم و رو تشریف دارند- تقسیم نماید بنحوی که نسبت به مورد وصیت برای سایر وراث هیچ حقی و ادعایی باقی نبوده باشد.
در ضمن وصیت می نمایم دفتردار هزینه حق التحریر این وصیتنامه- حالا هرچقدر شد- را از داماد جز جیگر زده ام دریافت نماید. این وصیتنامه در دو نسخه تهیه و تنظیم شده است تا کور شود هر آنکه نتواند دید.
در ضمن وصیت می نمایم سر ارث و میراث با همدیگر درگیر نشوید و کارتان به جدایی و جنگ و دعوا و دادگاه نکشد آخر می دانید شرم هم خوب چیزی است. فکر آبروی خودتان نیستید فکر آبروی این مرحوم باشید.
مادرتان را هم مجبور نکنید اموالش را بنام شما بزند که اگر این پیرزن را رنجاندید ایشالا خیر از زندگیتان نخورید.
همچنین وصیت می نمایم تا زنده اید کار خیر انجام دهید که دنیا وفا ندارد و وارث هم شرم و حیا. پس از اینجانب عبرت بگیرید که دارم دست خالی به ملاقات پروردگار خود میروم و هیچ توشه و کار خیری پیش نفرستاده ام و تمام عمر برای زن و بچه کار کرده ام و پول درآورده ام. همان زن و بچه ای که تا دم قبر کنارم ماندند ولی داخل آن به همراهم نیامدند. کاش مقداری هم برای خدا کار می کردم.
ای ایها الناس بفکر باشید و قبل از انکه به حسابتان برسند به حساب خود برسید.
دیگر وصیتی ندارم والاسلام
دیدار ما کمتر از بیست سی سال دیگر و به قیامت
روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزهای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است،
 قرار میگیرد و آدمهایی که سخت مشغول زندهها و مردهها هستند از کنارم میگذرند.آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است. 
در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. 
بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند. 
چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشمهای یک زن ندیده است. 
قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطرهی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. 
خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوههایش را ببیند. 

کلیههایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه میکند.
 استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. 
هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلولهایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند. 
تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود
آنچه را که از من باقی میماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.
گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبتآمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند.
نویسنده رابرت نتست

مرد ثروتمندی بود که به پایان زندگی اش رسیده بود، کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد: (تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم نه برای برادر زاده ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران) اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را نقطه گذاری کند پس تکلیف آن همه ثروت چه می شد؟؟ برادر زاده او تصمیم گرفت آن را اینگونه تغییر دهد:
(تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم؟ نه! برای برادرزاده ام. هرگز به خیاط. هیچ برای فقیران) خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطه گذاری کرد: (تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم. نه برای برادرزاده ام. هرگزبه خیاط. هیچ برای فقیران) خیاط هم یک کپی از وصیتنامه گرفت و آن را روش خودش نقطه گذاری کرد: (تمام اموالم را برای خواهرم میگذارم؟نه. برای برادرم؟ هرگز. به خیاط. هیچ برای فقیران). پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند: (تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم؟ نه. برای برادر زاده ام؟ هرگز. به خیاط؟ هیچ برای فقیران) زندگی نیز این چنین است: او نسخه ای از هستی و زندگی به ما می دهد که در آن هیچ نقطه و ویرگولی نیست و ما باید به رو شخودمان آن را نقطه گذاری کنیم (بین علامت تعجب تولد تا علامت سوال مرگ، همه چیز بستگی به روش نقطه گذاری دارد.)

فصل چهارم
اختیارات موصی در وصیت

4-1- مقدار سهم قابل تصرف موصی
طبق ماده 843 قانون مدنی، در حقوق ما، وصیت تا میزان ثلث ترکه نافذ است و وصیت زیاده بر ثلث موقوف به تنفیذ ورثه است.
محدود کردن اختیار موصی از دو جهت اقبل استدلال است.
اول این که مستند بر ماده 30 قانون مدنی، شخص تا زمان حیات خود اختیار تصرف در اموال خویشتن را دارد، لذا محدود کردن اختیار موصی در وصیت، امری برخلاف قاعده است که این امر به منظور حفظ مصالح وراث و توزیع

دیدگاهتان را بنویسید