شاهنامه فردوسی

دانلود پایان نامه

ن استادان و سخن کلاسیک می دانند او ولترایرانیان بود.”
(ریپکا، ۱۳۸۲: ۵۸۵-۵۸۴)
“قاآنی را می توان بعد از صائب معروف ترین شاعر ایران در تمام دوره صفوی و قاجار شمرد و شاید در طرز سخن وصف و انتخاب کلمات و استعمال لذات و تتبع اشعار قدری کمتر کسی از سخن گویان این دوره با او برابری تواند کرد.” (زهتابی ۱۳۴۷: ۳۸۴)
ملک الشعرای بهار نوشته اند:” قاآنی از شعرایی است که می بایست کتابی در حماسه های ملی
می گفت چه در ساختن قصه و پشت هم انداختن مطالب و روایت و انتخاب لذات فخیم آن خشونت و غروری که مستلزم حماسه سرایی است در وی جمع بوده است . چنانکه بهترین قصاید قاآنی قصایدی است که در موارد فتحی یا رزمی گفته شده است.” (بهار، ۱۳۸۲: ۶۲-۶۱)
“شادروان دکتر محجوب درباره شعر قاآنی می گوید: نخستین خلاقیت شعر قاآنی یک دست نبودن
آن است. غث و سیمین زیاد دارد شعرهای بسیار خوب دارد و شعرهای بسیار بدهم دارد.”
(فسایی، ۱۳۸۰ : ۲۲)
“قاآنی نخستین شاعر فارسی زبان است که به زبان فرانسه آشنایی کامل یافته و آن را به قدر کافی
می دانسته است.” (قاآنی شیرازی، ۱۳۳۶: ۸)
“از مهمترین خاصیت های قاآنی قدرت و توانایی فوق العاده او در توضیح و تردیف الفاظ است که شاید هیچ شاعری در زبان فارسی در این کارر به پای او نرسد.” (فسایی، ۱۳۸۰: ۲۳)
“قاآنی در اکثر قصاید، شاعری است در ازگوی، کم اندیش، عوام پسند و لاابالی … چه در زمان حیات و چه پس از مرگ از همه شعرای عصر قاجار در شدت و بزرگی پیش افتاده است و دیوان او به کرات به چاپ رسیده است با این همه خصوصیاتی که ارزنده و قابل تحسین است.” (فسایی، ۱۳۸۰: ۱۹)
“مهمترین آثار قاآنی دیوان اشعار اوست که از زمان حیات شاعر به کرات در تهران و تبریز و هندوستان به طبع رسیده است.” (همان، ۱۳۸۰: ۱۵)
“قاآنی در تهران ۱۲۷۰ در تهران وفات یافت و از خود یک دیوان اشعار و کتاب مرکب از نظم و نثر به نام پریشان به یادگار نهاد.” (هرمان اته ۱۳۵۱: ۲۰۳)
“میرزا حبیب الله قاآنی شاعر مشهور که کتاب پریشان را به ا قتضای گلستان سعدی خوب نوشته است. مقدمه ای هم بردیوان فریدون میرزای قاجار او نیز از منشیان ساده است.” (بهار، ۱۳۷۳: ۳۳۳)
“قاآنی سرانجام در سال ۱۲۷۰ به بیماری مالیخولیا و پریشان گویی مبتلا شد و در روز چهارشنبه پنجم شعبان و همان سال در گذشت و او را در بقعه ابوالفتوح رازی در جوار آرامگاه حضرت عبدالعظیم در شهر ری به خاک سپردند.” (فسایی، ۱۳۸۰: ۱۲)
“همچنین کاربرد لحن حماسه در ابیات زیر که از یکی از قصاید این شاعر بزرگ انتخاب شده است، کاملاً مشهود می باشد.

لحن حماسی شعر این عصر در شعر قاآنی:
تنی گرد آگه ز سرخدای

که از جان و دل سرنماید فدای

نیندیشد از تیغ و تیر و کمان

نپرهیزد از زخم گرزوسنان

نپرسد گرش تیز و خنجر زنند

نترسد گرش پتک بر سرزنند

اگر خیمه سرزندش و بارگاه

نگردد زسوز درون دادخواه

پسر را اگر کشته بیند به پیش

کاری که کند با دلم آن خنجر مژگان”

(قاآنی،۹۴۲:۱۳۸۰)
“آن گونه که مشاهده می شود، ابیات فوق کاملاً با لحن بیان شده است وکاربرد واژگانی نظیر تیغ، تیر، کمان، گزر، سنان، خنجر و پتک مخصوص اشعارحماسی و پهلوانی است همچنین در بیت زیر:
مگذار بیژنم نرم را در قعر تیره چه

مپسند بهمنم را در کام اژدها”

(قاآنی،۹۴۲:۱۳۸۰)
“اشاره به داستان بیژن، پهلوان ایرانی که مدت ها در توران زمین به دست افراسیاب در چاه گرفتار شده بود دارد . در این پژوهش، نویسنده تلاش خواهد کرد تا تمامی عناصر حماسی و پهلوانی را در دیوان اشعار قاآنی تحلیل و بررسی نماید. برای این منظور علاوه بر دیوان قاآنی از پژوهشهای دیگر محققان نیز بهره کافی برد از دیدگاه موسیقی شعر، قصاید قاآنی چهره ای ممتاز دارد. اوعلاوه بر انتخاب اوزان و بحور پرتحرک و تند، سلیقه ای خوش و مهارتی تام دارد. زبان قاآنی از نظر واژگان چه از نظر مفردات و چه از نظر ترکیبات، اغلب تکراری است البته گاهی در کاربرد کلمات و اصطلاحات عامیانه تازگی هایی در زبان قاآنی وجود دارد.” (گرگین پور، ۱۳۸۵: ۶۹-۶۷)

  سازگاری زناشویی

فصل دوم
حماسه و انواع آن

۲-۱- تعریف حماسه
“حماسه در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و در اصطلاح شعری است داستانی با زمینه قهرمانی، قومی وملی که حوادث خارق العاده در آن جریان دارد، واژه حماسه واژه‌ای عربی است به معنای تندی و دلاوری و مرد حماسه کسی است که در کار استوار باشد.” (صفا، ۱۳۸۳: ۲۴-۲۳)

۲-۲- تاریخچهی حماسه
“محمد مختاری معتقد است حماسه زاییده وجدان جمعی مردم یک ملت است پس آفریننده خاصی ندارد و انتقال دهندگان نیز قوالان و سرایندگان گمنام بوده اند.” (مختاری، ۱۳۶۸: ۳۶) “ظاهراً نخستین تلاش برای گردآوری افسانه های حماسه و ملی ایران در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی صورت گرفت. او دستور دارد تا قصه های ملی کهن را در باره پادشاه باستان از سراسر ایالت های امپراتوری گردآورند و در کتابخانه اش نگهدارند.” (صفا، ۱۳۶۹: ۱۹)
“در حماسه التقاطی از انواع ادبیات است هر چند بخش اصلی آن را از جنبه داستانی نیرومندی برخورداراست.
در حماسه ملی ایران، گذشته از داستان پهلوانی، داستانهای عاشقانه، داستانهای غنایی و شاعرانه، افسانه های عامیانه، داستانهای عرفانی و …. به چشم می خورد.
حماسه از نظر شکل شناسی نوعی خاص از ادبیات است که علیرغم تصور عمومی تنها از
پیوند زدن داستانهای کهن قومی به حاصل نیامده است.” (سرامی، ۱۳۷۸: ۴۱)
“حماسه از قدیمی ترین و مهیج ترین انواع ادبی است. حماسه در شرح تاریخ قبل از دوران تاریخی است. گزارشی است از اوضاع و احوال روزگاران نخست و تاریخ صدر جهان در روزگار مردمان نخستین را ترسیم می کند. حماسه شعر ملل است به هنگام طفولیت ملل، آنگاه که تاریخ و اساطیر، خیال و حقیقت به هم آمیخته و شاعر مورخ ملت است. حماسه های قدیمی بیشتر منظومه اند، اشعار روایی (منظومه) هستند که در آن ها درباره مسایل جدی زندگی مردم باستان باسبکی عالی و فاخر سخن گفته شده است. ارسطو می گوید هم حماسه وهم تراژدی محاکات منظوم اعمال جدی هستند و آن ها را انواع عالی Noblegenre می خواند.” (شمیسا، ۱۳۸۱: ۶۴-۶۳)

۲-۳- انواع حماسه
“حماسه را می توان به طبقات مختلف طبقه بندی کرد در یک طبقه می توان حماسه را بر دو نوع دانست نوع نخست حماسه های منثور، نوع دوم حماسه های منظوم، حماسه های منثور به نثر نگاشته شده است که در متون ادبی کمتر از این نوع حماسه می یابیم. از حماسه های منثور می توان به حماسه های کارنامه اردشیر بابکان به زبان پهلوی و شاهنامه ابوالموید بلخی و شاهنامه ابومنصوری و داستانهای اسکندر نامه، داراب نامه اشاره نمود. حماسه های منظوم به صورت شعر بوده و غالب آثار حماسی را از این نوع تشکیل می دهند. اغلب منظومه های حماسی فارسی در قالب مثنوی سروده شده ‌اند مانند شاهنامه فردوسی. در دیگر زبان ها در زمینه حماسه های منظوم می توان در زبان هندی مهابهارات و در ادبیات یونانی، ایلیاد و ادیسه را نام برد.” (فرهمند، ۱۳۹۰: ۴۹)

  مبانی مسئولیت مدنی

۲-۴- اشعار حماسی
“اشعار حماسی خود به چندین دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :
۱- حماسه اساطیری :که قدیمی ترین و اصیل ترین نوع حماسه است. این گونه حماسه ها مربوط به دوران ماقبل تاریخ و بر مبنای اساطیری شکل گرفته است. مثل حماسه سومری گیل گمش و بخش اول شاهنامه فردوسی” (صفا، ۱۳۶۳: ۲۶) “قسمت هایی از ایلیاد و ادیسه، قسمت هایی از تورات،رامایانا ومهابهارتا را هم می توان جزو حماسه های اساطیری دانست.” (شمیسا،۶۹:۱۳۸۱)
۲- حماسه های پهلوانی: “که در آن از زندگی پهلوانان سخن رفته است. حماسه پهلوانی ممکن است جنبه اساطیری داشته باشد. مثل زندگی رستم در شاهنامه”(شمیسا،۵۴:۱۳۸۳)”وممکن است جنبه تاریخی داشته باشد مثل ظفرنامه حمدالله مستوفی وشهنشهنامه صبا که قهرمانان آن ها وجود تاریخی داشته اند. البته گاهی نمی توان ردپای قهرمان را دقیقا در تاریخ جستجو کرد. در حماسه پهلوانی ،قهرمان معمولا یک پهلوان مردمی است وبرای او مرگ بهتر از ننگ است” (همان،۶۹:۱۳۸۱)
۳- حماسه دینی یا مذهبی: “در این نوع حماسه، قهرمان یکی از رجال مذهبی است و ساخت آن بر مبنای اصول یکی از مذاهب است. نظیر کمدی الهی دانته، خاوران نامه ابن حسام (شاعر قرن نهم)، خداوند نامه ملک الشعرای صبای کاشانی.
۴- حماسه عرفانی: مخصوص ادبیات عرفانی است. در اینگونه حماسه، قهرمانان بعد از شکست دادن دیو نفس و طی سفری مخاطره انگیز به پیروزی که همانا حصول جاودانگی از طریق
فنافی الله است، دست می یابد. مانندحماسه‌ی تذکره الاولیا شیخ عطار نیشابوری. منطق الطیر هم یک حماسه عرفانی است. منتها به شیوه تمثیلی سروده شده است.” (شمیسا، ۱۳۸۳: ۵۴)
“جلال الدین کزازی اندیشمند و اسطوره شناس در مورد حماسه می گوید حماسه زاده اسطوره
است ، حماسه تنها در فرهنگ و ادب مردمانی پدید می آید که دارای تاریخ و کهن اسطور‌ه دیرینه اند” (کزازی، ۱۳۷۶: ۱۸۴)
“در مورد حماسه نیز دکتر ذبیح الله صفا مولف کتاب حماسه سرایی در ایران معتقدند که در شعر حماسی شاعر با داستانهای شفاهی یا مدون کار دارد که در آن ها شرح پهلوانیها، عواطف و احساسات مختلف مردمان یک روزگار، و مظاهر میهن پرستی و فداکاری و جنگ با آنچه در نظر نسلهای ملتی بدو ناپسند و مایه شر و فساد بود، آمده باشد” (صفا، ۱۳۸۳: ۲۶)
“حماسه سرا یعنی کسی که اشعار حماسی و رزمی می سراید. حماسه خاطره ای حادثه با حوادثی واقعی پیش از تاریخ است. که سینه به سینه از نسلی به نسل بعد نقل شد و گذشت اعصار بر آن شاخ و
برگ ها افزوده و بدین سبب همواره با امور شگفت و غیر طبیعی به صورت افسانه درآمده است و سرانجام شاعر یا شاعرانی ان را به نظم کشیده اند. حماسه، نماینده و تجسم آرمان های هر ملت است و قهرمان حماسی، تجسم انسانی با خصایص، عواطف افکار و آرزوهای آن ملت، و سرگذشت قهرمان اول حماسه، معمولاً وحدت بخش قسمت های دیگر ان است حماسه های قدیمی نوع ادبی است که در اذهان و عواطف ملل نفوذ داشته و آن را تحت تأثیر قرار داده است” (فرهمند، ۱۳۹۰: ۴۸)
“پیداست که ذهن ایرانیان مانند هر ملتی در تکوین این داستانهای ملی به ذکر مفاخر و نیاکان و اعمال بزرگ ایشان رنج هایی که برده وکارهایی که کرده بودند، توجه داشته و خاطرات و داستان هایی که از پهلوانان و جنگجویان بزرگ داشتند. بر آن امر افزوده می شد همین خاطرات منشا تکوین حماسه های ملی ایران شد و به عبارت دیگر حماسه های ملی ایران از همان روزگار نخست حیات ملی ما تکوین یافت و روز به روز به سوی تکامل رفت.” (همان،۱۳۹۰: ۴۹-۴۸)
“حماسه یک شعر بلند رویی است درباره ی رفتار کردار پهلوانان و رویداد قهرمانی و افتخارآمیز در حیات باستانی یک ملت است چشم انداز حماسه وسیع، سبکش عالی و پرآب و تاب و ساختن مبتنی بر تفسیر و تفصیل ماهرانه است” (مختاری، ۱۳۷۹: ۲۷)

  الگوریتم ژنتیک

۲-۵- اهمیت ادبیات حماسی
“از آن جا که قهرمانان داستان
های حماسه نقش آفرین رخدادهای شکوهمند رزمی و دلاوری هستند، که در راه پاسداری از آب و خاک فرهنگ، اخلاق و ارزشهای معنوی چون آزادی ، عدالت خواهی کرامت انسانی و دیگر مکارم بشری می کوشند و از لحاظ جهان بینی، اعتقادات دینی و آداب و رسوم، نمایندگان مردم خود نیز هستند و حماسه های ملی، تاریخی و مذهبی ملتهای کهنسال و فرهنگ مدار پاسدار حرمتها، آرزوها و افتخارات ملی و دینی و آیین گرایی آنان نیز هست. به علاوه شعر حماسی بدین جهت از جالبترین و سازنده ترین انواع سخن منظوم به حساب می آید. چون در واقع به منزله آیینه ای است که تصویر بزرگیها منشهای نیک سنتها و پای بندیهای آن ملتها را در آنها مشاهده کرد.” (رزمجو، ۱۳۸۱: ۲۴)
“خواستگاه حماسه های دینی در ادب فارسی جنگهای صدر اسلام است و این جنگها که به منظور دفاع از مرز ارزشها و کرامات انسانی و پاسداری از حریم آیین الهی اسلام انجام می گیرد و چونان حماسه های ملی موجود در دوره های اساطیری و پهلوانی شاهنامه، جالب، آموزنده، حکمت آمیز و هیجان انگیز و غرور آفرین می باشند و همان تأثیرات اخلاقی و روانی را که منظومه های حماسه ملی در اذهان
علاقه مند به نوع ادب حماسی می گذارند دارا هستند.” (همان، ۱۳۸۱: ۲۱۶-۲۱۷)

۲-۶- پهلوانان شاهنامه
“پهلوانان شاهنامه که سلسه جنبان نبرد هستند به سه دسته تقسیم می شود:
۱- پهلوانان نیکوکار: که عمر و سعادت خود را در خدمت خوبی می گذارند، بعضی از آنها نمونه عالی انسانی و مبری از هر عیب هستند چون فریدون، سیاوش، کیخسرو بعضی دیگر خالی از ضعف و عیب نیستند چون رستم، گودرز، طوس و غیره …
۲- پهلوانان بدکار: که وجود آنان سراپا از خبث و شرارت سرشته شده چون ضحاک و سلم و افراسیاب …
۳- پهلوانانی که آمیخته ای از خوبی و بدی اند: گاهی به جانب این گرایش دارند، و گاهی به جانب آن چون کاووس در ایران و پیران و توران.” (ندوشن، ۱۳۴۸: ۱۱۸)
“آثار حماسی متضمن جنگاوری، بهادری و شهسواری هاست، حماسه در حوزه و پیرامون طرح شخصیت پهلوان است حماسه یک اثر نقلی و رویی است.” (مختاری، ۱۳۷۹: ۸۰)
“مثنوی حماسی به شرح پهلوانی ها قهرمانان یک داستان می پردازند معمولا شخصیت های این گونه منظومه ها حالتی اسطوره ای دارند واژگانی در مثنوی های حماسی از درشتناکی و صلابت خاصی برخوردار است.” (جعفری، ۱۳۷۷: ۹۹)

۲-۷- اسطوره
“اسطوره جنبه افسانه ای محض دارد شخصیت های اسطوره را موجودات مافوق طبیعی تشکیل می دهند و همواره هاله ای از تقدس قهرمانان مثبت آن را فرا گرفته است.”

دیدگاهتان را بنویسید