دانلود پایان نامه رایگان حقوق : ارزش های اخلاقی

Posted on

مربوط به آن برمی‌گردانند. از این‌رو، صاحب جواهر از بعضی نقل می‌کند که بی‌حیایی زن نشوز نیست، اگرچه گناه و معصیت است؛ و نیز انجام کارهای منزل و برآوردن خواسته‌های مرد که در استمتاع نقصی ایجاد نمی‌کند، بر زن واجب نیست. (نجفی، 1366، 201) آیه 34 سورۀ نساء می فرماید: «زنان صالح زنانی هستند که متواضع اند و در غیاب همسران خود اسرار وحقوق او را در مقابل حقوقی که خداوند برای آنها قرار داده است حفظ می‌کند». اطلاق این آیه دلالت دارد بر اینکه، زنان صالحی که درعین حال فرمانبردار نیز باشند حق نفقه دارند و این فرمانبرداری با توجه به اطلاق آیه هم فرمانبرداری در امور زناشویی می‌باشد و هم فرمانبرداری در امور خانوادگی؛ بنابراین اینکه آیه مذکور فقط فرمانبرداری در استمتاع جنسی را از مصادیق حق ریاست بداند چیزی است که قابل پذیرش نیست. هم چنین آیه مذکور می فرماید در غیاب شوهرانتان حقوق آنها را حفظ نمایید؛ و یکی از این حقوق حق ریاست می‌باشد و حق ریاست در زمات غیبت شوهر نمی‌تواند استمتاع جنسی باشد. بنابر آنچه گفته شد به این نتیجه می رسیم که حق ریاست مرد تنها مربوط به زندگی خانوادگی و همسرداری است و از آن فراتر نمی‌رود؛ بنابراین ریاست شوهر فقط امور مربوط به خانواده و مصالح آن را دربر می‌گیرد، چراکه ریاست او، ثمره ایجاد علقه زوجیت و نتیجه تشکیل خانواده و در راستای حفظ و رعایت مصالح آن است و چیزی که محصول رابطه زوجیت است، به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند، ورای این رابطه را تحت قلمروی خود قرار دهد. مرحوم علامه طباطبایی بر این اعتقاد است که «قوّامیت مرد بر همسرش به‌گونه‌ای نیست که اراده و تصرف زن را در ملک خویش سلب کند، یا زن را از استقلال و حفظ حقوق اجتماعی و فردی خود و دفاع از آن باز دارد؛ بلکه، معنای آن این است که چون مرد در مقابل تمتع خود از زن، مالی را به او می‌پردازد، زن نیز باید در آنچه مربوط به تمتع مرد و کام‌جویی او از زن است، مطیع و در غیاب شوهر حافظ ناموس او باشد». (طباطبایی، 1352، 344)
از این‌ها گذشته، قانون‌گذار مدنی که در ماده 1105 مقرر کرده است: «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است». از توجه به‌ظاهر ماده و تعبیری که قانون‌گذار کرده می‌توان به این نکته پی برد که از دیدگاه قانون‌گذار ریاست خانواده بر شوهر یک حق محسوب می‌گردد، این حق، حقی است که هیچ قیدی ندارد و همه‌ی زوایا و مسائل مربوط به زندگی مشترک را دربر می‌گیرد؛ اما نباید به‌ظاهر این ماده اعتنا کرد و باید از این ظاهر به معنایی که قانون‌گذار اراده کرده است دست‌یافت. مسلماً ریاست خانواده و تقنین آن از سوی قانون‌گذار در جهت مصالح خانواده و سامان‌دهی بهتر امور منزل صورت گرفته نه در جهت اعمال محدودیت‌های نابجا و سلب آزادی‌های مشروع اعضای آن. بر این اساس مطلق انگاشتن چنین ریاستی وعدم تحدید آن، خود زمینه‌ساز نقض اهداف قانون‌گذار از وضع ماده‌ی 1105 در خصوص ریاست شوهر می‌باشد. این شکل از ریاست هیچ‌گاه نمی‌تواند مصالح خانواده را تأمین نموده و موجبات تعالی خانواده و اعضای آن را فراهم آورد. بعلاوه با توجه به پیشینه فقهی این موضوع و نظرات فقهایی چون علامه طباطبایی روشن می‌گردد که از دیدگاه فقهی نیز اعمال ریاست مطلقه مرد بر زن پذیرفته‌نشده است. او موظف است با در نظر گرفتن آنچه مصالح خانواده اقتضاء می‌کند امور منزل را سامان‌دهی و تدبیر نماید و نمی تواند ریاست را وسیله تضییع حق یا اعمال محدودیت‌های نابجا نسبت به اعضاء خانواده قرار دهد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که باید واژه ریاست مقرر در ماده‌ی 1105 قانون مدنی را باتوجه به مبنای فقهی آن، تفسیر مضیق نمود و تنها مواردی را در شمول آن قرارداد که در محدوده‌ی مصالح خانواده و اعضای آن باشد. سوالی که ممکن است در ارتباط با قلمروی حق ریاست زوج مطرح گردد این است که آیاشیر دادن به فرزند از مصادیق حق ریاست زوج می باشد یانه؟ به عبارت دیگر، آیا امتناع زوجه از شیر دادن فرزند حقی از حقوق زوج نقض می شود یا نه؟ قانون مدنی در ماده 1176 مقرر می دارد:«مادر مجبور نیست که به طفل خود شیر دهد، مگر در صورتی که تغذیه طفل به غیر شیر مادر ممکن نباشد». دکتر صفایی در کتاب «مختصر حقوق خانواده» در این باره می نویسد:« شیر دادن به مادر امری مستحب است نه واجب، مگر اینکه مرضعه ای بجز مادر وجود نداشته باشد، یا وجود داشته ولی به علت فقدان پدر یا فقر او و نبودن مالی برای کودک نتوان رضاع را به زن دیگری واگذار کرد».(صفایی و امامی، 1392، 382) بنابراین اصولا مادر مکلف به شیر دادن فرزند خود نسیت و او می تواند برای این کار، در صورتی که آن را بپذیرد، اجرت مطالبه کند. لذا با توجه به آنچه بیان شد می توان گفت که امتناع زوجه از شیر دادن فرزند هیچ حقی از حقوق زوج نقض نمی شود.
پیامدهای ریاست زوج
ریاست مرد بر خانواده همچون مدیریت‌های اجتماعی دیگر، از آثار و پیامدهایی برخوردار است. بی‌شک ضمانت اجرای ریاست و پیامدهای آن را نمی‌توان فقط از قانون انتظار داشت، چنانچه این نوع پیامدها در سایه آموزه‌های اخلاقی قرآن کریم قرار گیرد، روابط همسران را از هرگونه چالش و درگیری مصون داشته، به آن صفا و صمیمیت می‌بخشد:
حق زوج در منع زوجه جهت خروج از منزل
یکی از پیامدهای ریاست مرد بر خانواده، آنکه خروج زن از منزل، باید با صلاحد ید و اجازه همسر او همراه باشد. شکی نیست که رعایت این وظیفه، فقط بر طبق ارزش های اخلاقی خانواده و تزیین به اخلاق ستوده همسران در ای ن باره، می تواند جلوه ای از روابط مستحسن و نیکو به شمار آید. (قربان نیا و حافظی، 1390، 51)
شهید ثانی نوشته است: «از جمله تکالیف زن دربرابر شوهر است که از منزل بدون اذن او خارج نشود، حتی اگر برای دیدن یا عیادت بیماران وحضور در مراسم فوت یکی از اقوامش باشد». (شهید ثانی، 1416، 308) امام خمینی نیز بیان داشته اند: «ازجمله حقوق مرد آن است که زن از اواطاعت کرده، نافرمانی ننماید، ازخانه اش بدون اجازه ی او خارج نشود. حتی در مراسم عزای خویشان بدون اذن شوهر شرکت نکند». (موسوی الخمینی، 1379، 288) به نظر می‌رسد که فقها معتقد هستند به اینکه زن مطلقاً بدون اذن شوهر از منزل خارج نشود و این چیزی است که قابل دفاع نمی‌باشد، چرا که ریاست مرد بر زن و اینکه بدون اذن شوهرش از منزل خارج نشود، به خاطر مصالح و منافع زندگی است و اینکه زن حتی در مواقع ضروری بدون اذن شوهرش از منزل خارج نشود، نتیجه ای جزء ضرر زدن به زن نمی‌تواند داشته باشد و ضرر زدن چه از نظر معنویی و چه از نظر مادی در اسلام نفی شده است؛ بنابراین می‌توان گفت قدر متیقن منع خروج زوجه از منزل جایی است که از انجام وظیفۀ خویش سر باز زده و با بی اعتنایی به حق مسلم شوهر، خانه را رها کرده است.
هم چنین بر اساس اصل برائت و اباحه اعمال و مطابق اصل آزادی و کرامت افراد و برابری ومساوات انسان ها، خروج افراد از منزل و معاشرت، چنانچه موجب مفسده ای نگردد باید عملی روا تلقی شود، اما با عنایت به حقوقی که زوج نسبت به زوجه خویش واعضای خانواده دارد و با درنظر گرفتن مصالح خانواده و مسئولیت زوج در حفظ و صیانت از آن، حدودی از نظارت توسط مرد خانواده ضروری به نظر می‌رسد. (کلانتری و کرمی، 1393، 90)
ضمان ناشی از نقض حق زوج در منع زوجه جهت خروج از منزل
اگر زوجه بدون اذن زوج از منزل خارج شود، ناشزه محسوب می‌شود و ضمانتی که برای آن وجود دارد این است که زوج می‌تواند نفقه او را ندهد. آنچه که به روشنی دلالت بر این ضمانت دارد، حدیثی است که امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است. رسول خدا (ص) فرمود: «هر زنی که از خانه شوهرش بدون اذن او بیرون رود، نفقه ای برای او نیست تا هنگامی که برگردد». (احمدی وسلیلی، 1389، 19) به نظر می رسد که مقصود از بیرون رفتن زن در این حدیث، بیرون رفتنی است که با حقوق زناشویی شوهر ناسازگاری دارد، نه مطلق بیرون رفتن زن که حتی با حقوق زناشویی شوهرش هم ناسازگاری نداشته باشد؛ چراکه اگر این حق به زوج داده شده است به خاطر حمایت هایی است که قانونگذار از خانواده کرده است و لذا اگر زوج به طور مطلق مانع بیرون رفتن زوج شود با هدف قانونگذار سازگاری ندارد و بنیان خانواده دچار تزلزل می گردد؛ بنابراین صرف خروج زن از منزل بدون اذن شوهر، موجب سقوط نفقه ی وی نمی شود؛ بلکه اگر زن پس از خروج از منزل از بازگشت امتناع نماید، نفقه ی او ساقط می شود. با عنایت به رابطه مستقیم میان نشوز زن و ساقط شدن نفقه ی وی نتیجه می گیریم که خروجی که موجب نشوز و سقوط نفقۀ زن می شود، خروج بدون بازگشت و ترک زندگی با شوهر است، بنابراین، خروج متعارف زن سازگار با رعایت حقّ کامجویی شوهر، موجب نشوز زن نمی شود و اشکالی ندارد. درواقع می‌توان گفت حفظ بنیاد خانواده و تأمین مصالح اعضای آن، اصلی‌ترین مبنای احکام خانواده است که باید در همه‌ی روابط موجود در خانواده مورد لحاظ قرار گیرد و مجوز تنظیم روابط اعضای خانواده باشد؛ اما درصورتی‌که عدم اطاعت از شوهر در امری موجب تزلزل بنیان خانواده شود و موجب ورود خسارتی به شوهر گردد، وی می‌تواند خسارت وارده را طبق قواعد مسئولیت مدنی مطالبه کند، دادگاه می‌تواند در راستای جبران خسارت از شوهر، دستوراتی نظیر الزام زن به ماندن در خانه یا تبعیت از شوهر یا دستور منع زن از خارج شدن بدون اذن زوج از منزل را صادر نماید. (ماده 3 قانون مسئولیت مدنی)

ضمان ناشی از سوء استفاده از حق در منع زوجه جهت خروج از منزل

آموزه های اخلاقی؛ همچون: «عاشروهن بالمعروف» در روابط همسران، نه تنها با سوءاستفاده مرد از محدوده اختیارات خود در این حیطه ممانعت می کند، بلکه اهتمام بر جلب رضایت هریک از همسران به وسیله یکدیگر را شایسته روابط آنها می داند. سخن مهم اینکه اصول اخلاقی همچون «لزوم معاشرت به معروف و امساک به معروف»، راه را بر سوء استفاده مردان می بندد. اگر شریعت این حق را به مردان داده است که از خروج زنان ممانعت کنند، بی گمان برای صیانت از کانون گرم خانواده است و چنانچه مردی بخواهد با سوء استفاده از حق، در معاشرت به معروف اخلال ایجاد کند، بی گمان اقدام او خلاف شرع و اخلاق است؛ (قربان نیا و حافظی،1390، 52) بنابراین مرد نباید از حق خروج منع زوجه از منزل سوء استفاده نموده یا آن را بر خلاف مصالح خانواده به کار برد. مثلاً شوهر نمی‌تواند به عنوان رئیس خانواده زن را از رفت و آمدهای متعارف با خویشان و دوستانش باز دارد. سوء استفاده مرد از اختیاراتی که به عنوان رئیس خانواده به او واگذار شده بر خلاف قانون است و از مصادیق سوء معاشرت است. در جایی که زوج با دستور منع زوجه از خارج شدن از منزل، باعث ضرر وزیانی براو شود، اقدام او سوء استفاده از حق تلقی می شود و از موجبات مسئولیت مدنی می باشد. در این صورت زن می تواند چنانچه دراثر ارتکاب چنین اعمالی، خسارتی اعم از مادی یا معنوی یا جسمی به وی وارد شود جبران آن را از دادگاه مطالبه نماید؛ بنابراین باتوجه به آنچه گفته شد می‌توان گفت که نارسایی هایی قوانین را می‌توان با استفاده از اخلاق و منابع فقهی جبران نمود.

  دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره سرمایه در گردش

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ماده ی 1 و 2 قانون مسئولیت مدنی نیز چنین امری را مقرر داشته است؛ زیرا در اثر اقدام شوهر به جان، سلامتی یا آزادی زن لطمه وارد گردیده است. دادگاه موظف است پس از رسیدگی وثبوت امر، وارد کننده ی زیان را به جبران خسارات مزبور محکوم نماید. طریقه و کیفیت جبران این خسارت با توجه به ماده ی 3 قانون مسئولیت مدنی صورت خواهد گرفت و به عنوان مثال می تواند به شکل پرداخت مبلغی پول یا الزام شوهر به

دیدگاهتان را بنویسید