انواع مدل های خانواده درمانی برای درمان وابستگی به مواد

خانواده درمانی راهبردی مختصر (BSFT[1])

با احترام به بانیان این نظریه، باید گفت که این رویکرد برگرفته از رویکرد خانواده درمانی ساختاری (مینوچین، 1974؛ مینوچین و فیشمن، 1981) و خانواده درمانی راهبردی (هیلی، 1976) است.

BSFT بر سه سازه مرکزی استوار است: 1) الگوهای تعاملی ساختاری و راهبردی سیستم (زاپوزینک و ویلیامز[2]،2000). خانواده سیستمی است که مرکب از افرادی می باشد که رفتارهایشان ضرورتاً بر اعضای دیگر خانواده تأثیر می گذارد. علاوه بر این اعضای خانواده با این رفتارها عادت می کنند. رفتارهایی که هزاران بار در طی سالیان متمادی رخ داده است. این رفتارها هستند که به صورت مشترک، سیستم خانواده را پی ریزی می کنند. 2) الگوهای تعاملی تکراری، ویژگی های فردی یک خانواده هستند. ساختار خانواده ناسازگار با تعاملات تکراری خانواده مشخص می شود. از ویژگی های این خانواده این است که اعضای خانواده، با تکرار این الگوها، پاسخ های نامطلوب اعضای دیگر خانواده را باعث      می شوند. در نگاه مفهومی سیستمی خانواده، یک ساختار ناکارآمد خانواده، نقش مهمی در بروز و حفظ مشکلات رفتاری، مصرف مواد و دیگر رفتارهای ضد اجتماعی دارد (زاپوزینک و کاست ورس[3]، 1999).

هدف BSFT این است که الگوهای رفتاری تکراری یا سیستم اجتماعی و فردی خانواده که در رسیدن خانواده به اهداف، موفق نیستند را مورد توجه قرار دهد. این باعث می شود که ماهیت تعاملات اجتماعی اعضای خانواده که گاهی اوقات به فرایند خانواده مربوط می شود را مورد توجه قرار دهد (روبینز، زاپوزینک، الکساندر و میلر[4]، 1998). فرایند خانواده عبارت است از ماهیت تعاملات یا سبک ارتباطی که شامل همه آن چیزی می شود که ارتباط غیر کلامی، نظیر احساسات، تن صدا و رابطه حسنه پایدار خانواده را در برمی گیرد. 3)مداخلات راهبردی که مشکل مدار هستند، کاربردی، دقیق و حساب شده اند. جنبه مهم دیگر مداخلات عملی این است که تمرکز بر یک جنبه از واقعیت خانواده را انتخاب می کند (یک جوان مصرف کننده مواد[5] که درد می کشد)، که این مسئله به عنوان یک فوریت دیده   می­شود. به جای اینکه خانواده را در یک موقعیت واقعی داخل کنیم، نظیر یک تمرین عملی، تمرکز بر عمل کردن بر بخشی از سیستم خانواده است که به صورت تلاشی در جهت خلق یک حرکت به سمت خارج شدن از مشکل یا فراسوی آن، که الگوهای تعاملی ناکارآمد خانواده است، می باشد (رابینز و زاپوزنیک[6]، 2000).

BSFT          اهداف خود را برای تغییر الگوهای خانوادگی مشکل دار که سوء مصرف مواد و علائم مرتبط را حفظ می­کنند و همچنین مداخله در مدرسه و دیگر نظام ها برای کاهش خطر و تقویت عوامل محافظت کننده از خانواده درمانی ساختاری و راهبردی اقتباس می کند. در مطالعه ای بر روی نوجوانان مصرف کننده مواد،  BSFT به نحو مؤثری مصرف ماریجوانا و مشکلات رفتاری را کاهش داد و کارکرد خانواده را در مقایسه با درمان گروهی بهبود بخشید (سانتیسبان و همکاران[7]، 2003). در مجموع، BSFT برای سوء مصرف مواد مخدر در نوجوانان بسیار نوید بخش بوده است (آستین، مک گووان و واگنر[8]، 2005).

 خانواده درمانی چند بعدی ([9]MDFT)

خانواده درمانی چند بعدی ([10]MDFT) (لیدل، 2002) به عنوان یکی از مؤثرترین مداخلات سوء مصرف مواد در نوجوانان در نسل جدیدی از درمان های جامع، چند مؤلفه ای و نظری حاصل و به لحاظ تجربی شناخته شده است (آستین و همکاران، 2005؛ برانیگان، شاکمن، فالکو و میلمن[11]، 2004). خانواده­درمانی چند بعدی بر اساس اصول خانواده درمانی ساختاری-راهبردی[12] است (استانتون[13]، 1981؛ استانتون، تاد[14] و همکاران، 1982؛ تاد و سلیکمن[15]، 1991). ولی اهداف، مکانیسم ها و روش های تغییر دیگری را هم ترکیب کرده است. برای مثال، MDFT بر کل خانواده، که متمرکز بر خرده نظام ها همچون سیستم خانواده احاطه دارد. این دیدگاه به مراجعان کمک می کند تا پریشانی و غم هایشان را کاهش دهند و به والدین کمک می کند تا به صورت انعطاف پذیر با یکدیگر گفتگو کنند. این مدل بالینی از طریق پژوهش های بسیاری روی نوجوانان و همچنین والدین که صورت گرفته است، بوجود آمده است (لیدل و اسمیت[16]، 1994).

MDFT       به دو صورت اجرا می شود: نخست به والدین کمک می کند تا ادراکشان را از نوجوانشان، تعریف و ارزیابی کنند و سپس نظام و سبک باورهایشان را تغییر دهند و تلاش کنند تا “حس عامل بودن در نقش والدینی” برای به کارگیری توانایی هایشان برای کمک، حمایت و راهنمایی نوجوانانشان افزایش دهند. سپس چرخه های هیجانی منفی را قطع کنند و حیطه های هیجانی سالم را برای تعامل والدین/نوجوان پیدا کنند. همچنینMDFT  بر جنبه های چند وجهی اثر والدین که ناشی از شناخت و حوزه های رفتاری- عاطفی است، تأکید می کند (سوزان و اسمیت[17]، 1994). این رویکرد چند بعدی، فرض را بر آن می گذارد که کاهش در علائم و افزایش در رفتارهای مورد نظر اجتماع پسند از طریق   راه­های چند گانه رخ می دهد. درمانگر درصدد است تا به همراه نوجوان سبک زندگی وی را که همراه سوء مصرف مواد است، در جهت یک سبک زندگی که به لحاظ رشدی بهنجار است، سوق دهد. در ارتباط با والدین اهداف عبارتند از: افزایش تعهد والدینی، بهبود برقراری ارتباط با نوجوان و افزایش دانش و مهارت های فرزند پروری (نیکولز و شوارتز[18]، 2006).

خانواده درمانی راه حل- محور

تاریخچه درمان  راه حل- محور

رنج دیدگی های بشر، مقوله ای است پیچیده، فراگیر و چند بعدی. به نظر نمی رسد که تاسی بر یک رویکرد منحصر به فرد درمانی بتواند راهگشای همه مردم با حیطه وسیع مشکلات پیرامونشان باشد (فریدمن، 1997). شعار پست مدرن ها از این قرار است، مراجعان مقاوم نیستند، درمانگران انعطاف ناپذیرند (مجردزاده کرمانی، 1375). از این گذر به نظر می رسد به جای تلاش کردن در جهت از میان برداشتن انسداد موجود میان رویکردهای گوناگون (التقاط نگری) بهتر است به این فرض که به تعداد آدم­های روی زمین نظریه وجود دارد (وایت، 1995)، اعتماد کنیم. درمان راه حل- مدار، حاصل تجربه آزمایی درمانگرانی است که چنین پیش فرض هایی را در هم آمیختند (دونوان، 1999). رویکرد راه حل – مدار در دهه 1970 توسط دیشازر[19] و همسرش اینسو کیم برگ[20]، زمانیکه در مرکز خانواده درمانی مختصر در میلواکی[21] ویسکانسن[22] در پالو آلتو کالیفرنیا در مرکز پژوهشی روانی (MRI[23]) بودند، بنیانگذاری شد. بعد از مطالعه در درمان مختصر در MRI، استیو دیشازر به درمان مختصر علاقمند شد و به اتفاق همسرش و دیگر همکارانش نظیر اوی، لیپچیک[24]؛ جیم، درکز[25]؛ الام، نانالی[26]؛ مارلین، لاکورت[27]؛ کیت، کوولسکی[28]؛ و میشل وینر-دیویس[29]، به فکر تاسیس  MRIدر مرکز آمریکا افتاد (لیپچیک، 2002). این گروه کارشان را بر اساس MRI به ویژه با کارهای میلتون اریکسون[30] و جان ویکلند[31] شروع کردند. آن­ها  به صورت گروهی، درمان را از پشت آینه یک طرفه هدایت می کردند. برخی از گفتگوها و عقاید برخاسته از همین مشاهدات اولیه هستند که در نهایت منجر به تأسیس درمان راه حل مدار و فرایند ابداعی که با این رویکرد همراه شد، گردید. این گوناگونی و تنوع، منجر به کاربرد گسترده SFT ، در طیف گسترده ای از حوزه ها، از مدارس گرفته (متکالف[32]، 2008) کار بر انواع اعتیادها (برگ و میلر، 1992) خدمات مراقبت از کودک (برگ و کلی، 2000) تا خشونت خانوادگی (لی، آنکن و سیبلد[33]، 2004).

SFT        رویکردی است که ملهم از  MRI در مرکز خانواده درمانی مختصر می باشد و هم اکنون در سرتاسر جهان گسترش یافته است. هر توسعه جدید نظری مورد پژوهش قرار گرفته است (دیشازر،2007). برگ و همکارانش (1998) اظهار داشتند که خلق راه حل، مؤثر تر از حل مشکل است. زیرا خلق راه حل بر توانمندی­ها و موفقیت های مراجع به جای ضعف ها و نارسایی های مراجع تمرکز دارد. به جای استفاده از کاوش مشکل، درمانگران راه حل- مدار به مراجعان اجازه می دهند که آزادانه دلیل خود را از آمدن به درمان توصیف کنند و بر راه حل های موفقیت آمیز قبلی که در زندگی شان به کار برده اند، تمرکز کنند (برگ و همکاران، 1998). پژوهش های اولیه بر سودمندی مدل و سوالاتی که در حین درمان بوجود آمده بود استوار بود. این گروه، تنها جنبه هایی که سودمند بودند و مراجع را به سوی راه حل ها سوق داد حفظ کردند. بعداً تکنیک ها و سوالات مؤثری هم به صورت کتاب و هم مقالات پژوهشی انتشار دادند. همچنین در سال های بعد در این رویکرد پژوهش های زیادی صورت گرفت. در بیشتر مطالعات عملی SFT با بیشتر رویکردهای قابل پذیرش و پر کاربرد مورد مقایسه قرار گرفت. در این مطالعات SFT به نتایجی رسید که بر رویکردهای دیگر برتری داشت (مک دولاند[34]، 2007).

تاریخچه درمان راه حل- مدار مملوء از داستان های درمانگرانی است که به صورت متفاوت فکر، صحبت و عمل کرده اند. این راه جدید فکر کردن، غیر منطقی است. منطق به ما می گوید، چنانچه مشکلی وجود دارد، شخص می بایستی آن را حل کند. در ابتدا می بایستی درباره مشکل که امکان حل آن وجود دارد، بیشتر یاد بگیریم. منطق همچنین به ما می گوید که اگر ما یک مشکل جدی داشته باشیم، بنابراین یک راه حل جدی هم مورد نیاز است. این گروه اصلی که توسعه دهندگان [35]SFT هستند اجازه ندادند که این منطق ادامه پیدا کند، در حقیقت آن ها طیف مقابل آن را انتخاب کردند. بنابراین، آن ها در سرتاسر دنیا به عنوان درمانگران راه – مدار شناخته شدند (کانی، لیندا و متکالف، 2010). درمان راه حل- مدار ملهم از خانواده درمانی مختصر است (دیشازر[36]، 1982). درمان راه حل- مدار یک پارادایمی است که مبتنی بر تغییر از روان درمانی سنتی متمرکز بر مشکل و سپس، حل مجدد مشکل  می باشد که تقریباً تمام رویکردهای روان درمانی از زمان فروید به بعد را در بر می گرفت. در عوض درمان راه حل- مدار بر توانمندی ها و انعطاف پذیری ها متمرکز است و راه حل ها و استثنائات مشکل را مورد بررسی قرار می دهد. سپس از طریق یکسری مداخلات مراجعان تشویق می شوند تا این رفتارها را بیشتر انجام دهند (دیشازر، 1985؛ 1988).

SFT       یک رویکرد آینده نگر، هدف مدار و کوتاه مدت است و غالباً با فنون ابتکاریش مشخص    می­شود، اما این فقط نصف کار است (که شامل راه حل ها می باشد) (دیشازر، 1991). دیشازر به توانایی های مراجع که آن ها تشخیص دهند چه چیزی برایشان بهتر است و اینکه چگونه به طور ثمربخش در جلسه درمان برنامه هایشان را اجرایی کنند، وفادار ماند (تریپر و همکاران[37]، 2006). بوریل و چن[38] (2006) ویژگی های درمان راه حل مدار را اینگونه بیان می کنند: 1) زمان آن محدود است. 2) دارای اهداف معین است. 3) دارای یک روش کار پیوسته و قابل توسعه است. 4) تمرکز در طول فرایند مشاوره وجود دارد. 5) مشاور فعال است. 6) مشاور انعطاف پذیر است. 7) طرح اقدامات سریع و فوری هستند. 8)ارزیابی­ها به سرعت و در ابتدای جلسه به کار گرفته می شوند. 9) مراجعان ترغیب می شوند تا احساسات شان را بیان کنند.

SFT       یکی از پر کاربردترین رویکردهاست که به صورت گسترده در رویکردهای روان درمانی در جهان مورد استفاده قرار می گیرد. زیرا این رویکرد، انعطاف دارد و بر راه حل های قبلی خود مراجع و استثنائات برای مشکلاتشان متمرکز است و قابلیت کاربرد برای طیف وسیعی از مشکلات را دارد. در حقیقت تقریباً برای همه مشکلاتی که به نظر بالینی می رسند، کاربرد دارد. این ها شامل خانواده درمانی (کمپل[39]و دیگران، 1999؛ مک کولان[40] و تریپر، 2001) زوج درمانی (هویت و برگ[41]، 1998؛ ماری و ماری[42]، 2004) درمان سوء استفاده جنسی (دولان[43]، 1994) درمان سوء مصرف مواد (برگ و میلر[44]، 1998؛ دیشازر و آیسبرت[45]، 2003) درمان اسکیزوفرنی (ایکس[46] و دیگران، 1997) و کتاب های خود یاری که بر اساس دیدگاه راه حل مدار می باشند (دولان، 1998 ؛ اوهانلون[47] 2000). رویکرد راه حل مدار، فراسوی رویکردهای روان درمانی سنتی، که در برگیرنده مداخلاتی در حوزه خدمات اجتماعی (پیکوت[48] و دولان، 2003) موقعیت های آموزشی و مدارس نمونه (فرانکلین و استراتر[49]، 2004؛ رودس و آجمال، 1995)، نظام های کسب و کار (برگ و کافمن[50]، 2002)  به عمل می پردازد.

درمان راه حل- مدار با در نظر گرفتن محبوبیت و رواج آن شاید درمان انتخاب عصر حاضر باشد (نیکولز و شوارتز، 2006). دیدگاه راه حل محور، یک دیدگاهی غیر بیماری شناختی نسبت به مراجع دارد و به مراجعین کمک می کند تا برای مشکلات کنونی خود راه حل بیابند. این دیدگاه بر اینجا و اکنون و آینده تأکید دارد (نظری، 1386). به نظر می رسد، عمده ترین روشی که این دیدگاه جهت پرورش توانمندی های درونی هر مراجع به کار می گیرد. تشویق، تحسین و برجسته سازی پیشرفت ها، هر چند کوچک باشد. کمپل و همکاران (1995) ماهیت اصلی درمان راه حل – مدار را تحسین کردن مراجعان می دانند (هاروی، 2005). درمانگرهای راه حل- مدار به تغییر خانواده علاقمند هستند و توجه چندانی به چرایی ظهور و پدیدایی مشکل در خانواده ندارند این درمانگرها، خانواده را از گمانه زنی درباره علت ظهور یک گرفتاری یا مسئله غامض و یا حتی جستجوی آسیب زیربنایی خانوادگی بر حذر می دارند و در عوض به زبانی توجه می کند که خانواده برای توصیف موقعیت خویش و حل تعارض مورد نظر خود از آن استفاده می کند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، 1990).

این درمانگرها، به جای” گفتگو از مشکل” (جستجو برای یافتن تبیین مشکلات درمانجو از طریق تلنبار کردن واقعیت­های مربوط به زندگی مسئله دار آنان) طرفدار “گفتگو بر سر راه حل” هستند (درمانگر و درمانجو به بحث راجع به راه حل هایی می پردازند که می خواهند با هم به آن برسند) (گلدنبرگ و گلدنبرگ، 2004). درمانگر راه حل – مدار به خانواده کمک می کند تا از طریق صحبت درباره راه حل[51] باور کنند که واقعیت در ذهن آن­هاست تا بتوانند راه حل های منطبق بر ادراکات خود را خلق کنند. راه­حل­های قابل کاربرد از همه اعضای خانواده منتج می شود و در اثر آن خانواده ادراکات جدید و نیرو بخشی درباره خود به دست می آورد (اوهانلون و وینر- دیویس، 1989).

درمانگران راه حل- مدار به جای مجادله بر سر مشکلات گذشته بر ارزیابی اهداف آتی تمرکز  می­کنند. تبیین اهداف، یک فرایند پیش گستر است که از همان نخستین جلسه درمانی آغاز می شود و در تمام طول دوره درمان استمرار می یابد (لیپچیک[52]، 2002). این دیدگاه به دلیل محدودیت جلسات درمانی از طرف مراجعین نیز مورد استقبال قرار گرفته و برای خانواده ها روش درمانی با ارزشی است (نظری، 1386). درمان راه حل – مدار واقعاً کوتاه است. میانگین تعداد جلسات، بین 3 تا 5 جلسه است (پروچاسکا و نورکراس، 1999). لذا در این نوع درمان تمرکز بر روی مسائلی است که احتمال تغییر در آن ها وجود دارد نه به زمینه های سخت و غیر قابل تغییر (اوهانلون و وینر- دیویس، 1989). به همین علت، مشاوره راه حل -مدار به مشاوره امیدواری شهرت یافته است (نانالی، 1993).

اصول درمان راه حل- محور

مواردی که در زیر می آیند، اصول درمان راه حل –محور هستند.

-اگر مشکل قابل مطرح کردن نباشد پس درمان اتفاق نخواهد افتاد.

این اصل، یکی از اصول حیاتی و شاید تنها اصل مهمی است که این رویکرد را در بر گرفته است. اگر مراجع چیزی به عنوان مشکل ارائه نکند، پس آن ها از قبل در آن مشکل تثبیت شده اند یا بطور متداول حول و حوش آن مشکل شکل گرفته اند. بنابراین، هر مداخلات درمانی نامربوطی را انجام      می­دهند (کانی و لیندا متکالف[53]، 2009).

-اگر چیزی برای کار وجود داشته باشد، پس بیشتر از آن، انجام خواهد شد

معمولاً در دیدگاه راه حل –محور، اعتقاد بر این است که همه افرادی که برای مشاوره مراجعه   می­کنند، قبلاً کارهایی انجام می دادند که مشکل را حل کنند (یا مانع از این بشوند که مشکل بدتر شود). طبق نظر دیشازر و دیگران (2007) این اصول دیدگاه واسطه گری[54] این رویکرد را گسترش داده است. اگر مراجعی کاری که از قبل انجام می داده مؤثر بوده است، برای درمانگر این وظیفه به وجود می آید که آن روش را تأیید کند و مراجع را تشویق می کند که آن رفتار ها را بیشتر انجام دهد. وظیفه درمانگر است که مراقب باشد زمانی­که از مراجع می خواهد آن کارها را ادامه دهد، با احترام از مراجع بخواهد که آن کارها را انجام دهد.

-اگر چیزی برای کار پیدا نشد، کارهای متفاوتی انجام خواهیم داد.

انسان ها تمایل دارند که راه حلی را که در گذشته بکار گرفته نشده را تکرار کنند. این برای درمانگر و مراجع درست است، به عنوان درمانگر، اغلب تکرار را به عنوان تفکر توجیه می کنیم. شاید “مراجع آماده تغییر نیست” ولی این آن چیزی نیست که ما نیاز داریم، این اصل، این حقیقت را پررنگ می کند که یک راه حل، راه حل نیست مگر اینکه به عمل درآید. اگر چیزی انجام نپذیرد، لزوماً آن یک راه حل نیست (دیشازر، 2007). در برخی از رویکردهای درمانی اعتقاد بر این است که اگر چیزی به عمل در نیاید این گناه مراجع است نه درمانگر. اما در SFT ، اگر تکلیفی به مراجع داده شود که برایش مؤثر نباشد، راه حل دیگری جستجو خواهد شد.

-گام های کوچک می تواند منجر به تغیرات بزرگ شوند

یکی از مهمترین اصولSFT این است که بدانیم گام های کوچک می تواند منجر به تغیرات بزرگ شوند. SFT یکی از رویکردهای نظام دار است. وظیفه درمانگر این است که به مراجع کمک کند تا کار کوچک را به صورت متفاوت انجام دهد تا مشکل حل شود (دیشازر، 1985). اعتقاد بر این است که یک رفتار متفاوت تغییرات دیگر را تشدید می کند تا اینکه مشکلی که بزرگ به نظر نمی رسید، از بین برود. وقتی یک تغییر مثبت کوچک حاصل می شود، فرد خوشبین می گردد و اعتماد به نفسش برای به عهده گرفتن تغییرات بیشتر تا حدودی افزایش می یابد (نیکولز و شوارتز، 2006). اگر تغییر کوچکی در بخشی از الگوی مشکل ایجاد کنیم، می تواند کافی باشد. ما تلاش نمی کنیم تا راه حل های انجام شده مراجع را بی اعتبار سازیم یا تغییر مورد نیاز را به واسطه قطع راه حل های اصلی انجام شده مراجع ایجاد کنیم. ما سیستم خانواده را دوباره سازمان نمی دهیم یا آن­را گسترده تر نمی کنیم. ما تمایل داریم که پیشرفت کارمان از ساده به پیچیده باشد، تنها یک نوع مداخله برای کار درمانی اتخاذ نمی گردد، ما به سمت مداخله بعدی که پیچیده تر خواهد بود گام برخواهیم داشت. در حقیقت، فهرست تکنیک ها، در طول مدت درمان از سادگی به سمت پیچیدگی در حال افزایش خواهد بود (بیباخ[55]، 2009).

میلر و رول نیک[56](2002) فهرستی از اصول درمان موفقیت آمیز سوء مصرف مواد را ارائه کرده اند:

– تغییر به صورت بدیهی اتفاق می افتد.

– مداخلات رسمی فرایند تغییر بدیهی را افزایش می دهد و جایگزین چیزی برای آن­ها نیست.

– مداخلات مختصر می تواند اثر ماندگاری داشته باشد.

– افراد یا درمانگرانی که باور دارند تغییر اتفاق خواهد افتاد، تغییر رخ خواهد داد و هنگامی­که آن­ها گفتند که تغییر اتفاق نخواهد افتاد، پس تغییر صورت نخواهد گرفت.

– مراجعی که به طور مثبت درباره تغییر صحبت می کند، تغییرات بعدی را پیش بینی می کند تا زمانیکه مراجعی ضد تغییر صحبت می کند، تغییر کمتری را به همراه خواهد داشت.

– همدلی درمانگر، اطمینان به مراجع و توانایی کمک به مراجع، همگی بر صحبت درباره تغییر متمرکز است که همه آن­ها تغییر را تسهیل می کنند (میلر و رول نیک ، 2002).

-راه حل لزوماً مرتبط با مشکل نیست

به خاطر وجود محدودیت یا عدم زمان برای بررسی راه حل که به فرد اجازه می دهد، وارد مشاوره راه حل محور شود، بارها اتفاق افتاده است که راه حل مرتبط با مشکل نیست. در عوض، راه حل با آینده مطلوب مراجع ارتباط دارد. در این روش درمانگران SFT، به گذشته زندگی مراجع توجه می کنند و با دقت در آن به جستجو می پردازند و حضور این آینده مطلوب را جستجو می کنند (دیشازر و دیگران، 2007).

-زبان گسترش راه حل، از زبان مورد نیاز برای توصیف یک مشکل، متفاوت است

آلبرت انشتین[57]، یکبار گفت که شما نمی توانید یک مشکل را با همان فکری که آن را خلق کرده اید، حل کنید. SFT  به این جمله، زبان را اضافه می کند که می بایستی به خوبی متفاوت باشد. برای مثال، تفاوت را دراین جمله ببینید:

– من مجبورم(باید) فردا سر کار بروم

– من قصد دارم(تمایل دارم) فردا سر کار بروم

گفتگو در جمله اول منفی است، جمله دوم مثبت است. قطعاً ما زبان منفی را هر روز بدون اینکه تأثیرش را متوجه شویم، به کار می گیریم. افرادی که به درمان می آیند ناامیدند، جملات منفی نظیر، آنچه که در بالا آمده است دارند. آن­ها چیزهایی مانند این می گویند: “من افسرده ام”. وظیفه ما به عنوان درمانگر این است که کمی امید در داخل این جمله بیاوریم. “خوب، شما که با افسردگی مبارزه می کنید”، یا “شما به درستی اکنون افسرده شدید”. این تغییرات مختصر در زبان، امیدواری را در مراجع فرا می­خواند و این تغییرات، زبان دیگری را فرا می خواند (متکالف،1998).

 

توصیف مشکل درک راه حل( توصیف مجدد)
کودک نافرمان کودکی که از مستقل بودن لذت می برد.
ناسازگاری در رابطه حسنه  یک الگوی نامطلوب تعاملات که بر اساس تفاوت ها، به عنوان مخالفت با الگوی تعاملی مطلوب قبلی که بر اساس تشابهات بود، گسترش پیدا کرده است.
افسردگی یک احساس غمگینی که گاهی اوقات برای تجربه خوشحالی شما، مزاحمت ایجاد می کند.
اعتیاد  عادتی از استمرار یک رفتاری که برای شما موثر نیست.

 

با صحبت کردن در دیدگاه راه حل محور، ما مراجعانمان را دعوت می کنیم به جای اینکه در مشکل غرق شوند و مشکل بر آن ها احاطه پیدا کند، در مورد راه حل ها فکر کنند. ما همچنین امید را به موقعیتی که امکان دارد در همان زمان وجود نداشته باشد، تزریق می کنیم.

-مشکل همیشه اتفاق نمی افتد، همیشه استثناهایی وجود دارد.

یکی دیگر از جنبه های مهم رویکرد SFT، این است که استثناها را جستجو کنیم و آن ها را به کار گیریم. استثناها غالباً کوچک هستند و ممکن است خارج از حوزه آگاهی فرد دارای مشکل اتفاق بیفتد. اما یکبار در زندگی فرد اتفاق افتاده اند که می توانند ارتقا یابند و قدرتمند تر شوند. بنابراین در این مواقع، ما می توانیم استعدادهای پنهان مراجعین را که غالباً منجر به راه حل می شود، کشف کنیم (کانی و متکالف، 2009).

-آینده قابل آفرینش است.

این بهترین بخش SFT است. زمانی­که افراد را به عنوان افراد گیر افتاده نبینیم و در عوض به عنوان افرادی ببینیم که همه ابزارها را جهت رهایی از مشکل در آینده دارند، آینده به عنوان یک ابزار امیدوارکننده دیده می شود (دیشازر،2007). همچنین میلر و برگ (1995) 8 مؤلفه کلیدی رویکرد راه حل – مدار را  توصیف کرده اند.

– بدانیم که این رویکرد، تنها رویکرد کار با هر مراجعی نیست، به مراجعان کمک کنیم تا راه حل ها را شناسایی و کامل کنند و برنامه فردی مراجعان را توسعه دهیم.

– به مراجعان کمک کنیم تا گستره ای از راه حل های ممکن را مورد بررسی قرار دهند.

– به مراجعان کمک کنیم که طیفی از راه حل های ممکنه را که برای آن ها سودمند است، توسعه دهند و بدانیم که لزوماً راه حل و مشکل به یکدیگر ربطی ندارند.

– به مراجعان کمک کنیم که برنامه های فردی شان را که یک برنامه انعطاف پذیر، ساده و آسان باشد،  توسعه دهند.

– باور داشته باشیم که افراد می توانند بهبودی را به سرعت کسب کنند.

– به مراجعان کمک کنیم برنامه ای را طراحی کنند که بر اساس تلاش های قبلی آن ها باشد.

– به مراجعان کمک کنیم تا توانمندی ها و نقاط قوت شان را برای انجام طرح یکپارچه کنند.

– به مراجعان کمک کنیم که به آینده توجه داشته باشند و یک نقشه عینی و واقعی به جایی که آن ها می­خواهند بروند، در عوض نگاه کردن به گذشته هم داشته باشند (میلر و برگ،1995).

همچنین کوبا و لود[58] (2010) اصول درمان راه مدار را این­گونه بیان می می کنند:

– مشکلات همیشه رخ نمی دهد و راه حل ها از استثنائات بوجود می آیند.

– اعضای خانواده برای انجام رفتارهای موفقیت آمیز به جای اینکه خودشان را با راهکارهایی که برای دیگران سودمند است تطبیق دهند به توانایی های خودشان تکیه کنند.

– موفقیت های کوچک و ناچیز هم امید زیادی درباره خود و زندگی شان به وجود می آورد.

– راه حل هایی که درمانجو تاکنون نتوانسته کشف کند به وسیله دیگران خلق شده اند.

– هیچ گونه رابطه ای بین مشکل و راه حل وجود ندارد و هر راه حلی بی همتاست. هر یک از این اصول درمان راه حل محور، بسیار به هم مرتبط و جدایی ناپذیرند (کوبا و لود، 2010).

اهداف درمان راه حل- مدار

درمان راه حل- مدار کوتاه مدت درباره تغییر، تعامل و رسیدن به اهداف چند ایده اساسی دارد. درمانگر راه حل- مدار معتقد است که افراد از توانایی مشخص کردن اهداف معنی دار و امکانات لازم برای حل کردن مشکلات خود برخوردارند. اهداف هر درمانجو منحصر به فرد هستند و درمانجو آن­ها را برای آینده ای غنی تر تعیین می کند (پروچاسکا و نورکراس، 2003). درمانگران راه حل-مدار روی تغییرات کوچک، واقع بینانه و دست یافتنی تمرکز می کنند که به پیامدهای مثبت منجر خواهد شد. درمانگران سوال هایی از این قبیل استفاده می کنند که تغییر را بدیهی فرض کرده، پاسخ­های متعددی را ایجاب می کنند و هدف گرا و آینده گرا هستند: “از دفعه قبل تا حالا چه کاری انجام دادید و چه چیزی تغییر کرده است؟” یا “به نظر شما چه چیزی بهتر شده است؟” (کوری، 2005). بخش مهمی از فرایند درمان راه حل- مدار بر مذاکره پیرامون شناسایی “اهداف قابل دسترسی” سپری می شود. در حالی که تحلیل گران بر فرایند تغییر شخصیت و آسیب شناسی روانی[59] تأکید می کنند. کوشش های راه حل درمانگران بر آن است تا مراجعین را در جهت بنیانگذاری اهدافی روشن سوق دهند (دیشازر، 1985).

در این رویکرد، اهداف درمانی کارساز دارای ویژگی های زیر است:

– مثبت بودن: به جای در سر پرورندان اهدافی چون “من از شر افسردگی خلاص خواهم شد” باید اهداف را به صورت مثبت تعریف نمود. درمانگر راه حل –مدار می تواند بپرسد “به جای افسرده بودن، چه کارهایی می توانی انجام دهی”.

– مربوط بودن به زمان حال: تغییر اکنون رخ می دهد، نه دیروز و نه فردا. واژه کلیدی در اینجا زمان حال است. سوال ساده ای که کمک می کند این است، امروز وقتی اینجا را ترک می کنی و در زمان حال هستی، چه کار متفاوتی انجام می دهی یا چه چیز متفاوت به خودت می گویی، امروز، نه فردا (پروچاسکا و نورکراس، 1999).

– فرایند مدار بودن: کلمه پرسشی کلیدی “چگونه” است. چگونه می خواهی این کار مفید را به انجام برسانی.

– عملی بودن: جهت راهنمایی مراجعین به سوی اهداف واقع گرایانه و قابل دسترس می توان پرسید، این هدف واقعاً چقدر قابل دسترسی است. به این روش، درمانگر نیروهای نهفته مراجع را جهت موفقیت و اجتناب از یأس و ناامیدی بیدار خواهد کرد.

– صریح و عینی بودن: جهت یاری کردن مراجع به سوی رهایی از اهداف مبهم، انتزاعی، کلی و هدایتگری او در جهت خلق اهداف خاص، عینی و قابل اندازه گیری، می توان سؤالاتی از این دست مطرح کرد؛” دقیقا چگونه می خواهی اینکار را انجام دهی؟”، “دقیقا چه می خواهی به او بگویی؟”

– در کنترل مراجع بودن: سوال “تو تصمیم داری چه کارهای متفاوتی انجام دهی؟” بدین منظور مطرح می شود که مراجع درک کند، جهت خلق چیزهای بهتر در زندگی دارای توانمندی، مسئولیت و کنترل­گری است.

– طبق زبان مراجع طراحی شدن: جهت تنظیم اهداف درمانی به جای استفاده از زبان تخصص محورانه، درمانگر بهتر است از واژگان مورد استفاده خود مراجع بهره ببرد (دیشازر، 1985).

فرایند درمان

فریدمن[60] (1996) فرایند درمان راه حل محور را به 5 گام اصلی تقسیم می کند.

– مرحله پیوستگی (ارتباط): گوش کردن فعال، تأیید کردن، به رسمیت شناختن معانی و داستان هر یک از همسران، الحاق با هر عضو خانواده.

– مرحله کنجکاوی: ایجاد فضایی برای بحث پیرامون دیدگاه های چندگانه (و احیاناً متناقض)، شناسایی و عنوان کردن توانمندی های هر یک از همسران، شفاف سازی منابع موجود در رابطه مشترک.

– مرحله مشارکت: برجسته سازی موفقیت ها و استثنائات (پیرامون مشکل) در گذشته، امید آفرینی، شناسایی آینده ترجیحی همسران، کارکردن به طور مشترک در جهت یافتن راه هایی جهت گام برداشتن به سوی آینده.

– همسازی برای فراخوانی عقاید راه حل-مدار: فرا خواندن عقاید بدیع و راه حل- مدار از میان محاورات بالینی، تعیین گام های عملی در جهت ایجاد تغییر (تکلیف دهی) و تشویق.

– مرحله اختتام: تمجید از فعالیت ها و تلاش های همسران، شادی کردن برای پدیدایی تغییر، ترغیب هر همسر جهت اشاره کردن و تفسیر تغییراتی که در دیگری ایجاد شده، اشاره کردن به در دسترس بودن درمان برای آینده.

ویژگی های درمانگر راه حل- مدار

راه حل درمانگران با اعتقاد به توانمندی و شایستگی انسان ها، از قبول نگرش آسیب شناسانه اجتناب می­کنند. آن­ها با طرح سؤالاتی ویژه سعی می کنند معانی تازه و ادراکاتی نوین در مورد رابطه را فراخوانی کنند. تأکید بر اینجا و اکنون و به ویژه بر آینده است (دونوان، 1999). بانیان رویکرد راه حل محور بر کوتاه مدت بودن درمان تأکید بسیاری دارند و معتقدند به جای صرف این همه وقت در جهت یافتن نقایص، گذشته و ناتوانی های مراجعین، باید بر توانمندی های مراجع و فشرده سازی جلسات تا حد ممکن تمرکز کرد.

درمانگران راه حل محور، جهت تحقق بخشی به آماج درمانی، پنج راهکار مهم را مد نظر قرار می دهند:

– اگر راهکاری کارساز بود آن را تغییر نده، فقط بیشتر از آن استفاده کن.

– اگر هیچ راهکار کارسازی به نظرت نیامد، باز هم آزمایشگری را رها مکن، مثلاً تصویر سازی رخ دادن معجزه را امتحان کن.

– گفتگوها و مداخلات ساده را انتخاب کن و آن را با روشی به سادگی تمام به کار ببند.

– هر بار طوری در جلسه فعالیت کن، انگار که آخرین جلسه ای است که با این مراجع کار می کنی.

– فراموش نکن که هرگز شکست وجود ندارد، آنچه که برجا می ماند فقط بازخورد است (والتر و پلر[61]، 1992).

بودمن و گورمن (1988) در این رابطه جدولی مطرح کرده اند که تفاوت های میان مشاور درمان های کوتاه مدت با مشاور پیرو درمان های درازمدت را نشان می دهد:

ویژگی های مشاور در درمان های کوتاه مدت ویژگی های مشاور در درمان های طولانی مدت
تغییر را از طریق مداخلات واقع بینانه و محاورات سازنده دنبال می کند  تغییر را از طریق یافتن خصایص عمیق شخصیتی افراد جستجو می کند.
با در نظر گرفتن مراحل تحولی همسران، معتقد است که تغییر عنصری است اجتناب ناپذیر  معتقد است که در زندگی طبیعی و روزمره افراد، تغییر عمده ای رخ نخواهد داد.
بر نقاط قوت و توانمندی های مراجع تاکید می کند.  مشکل فعلی را بازتابی از آسیب شناسی عمیق تر درونی تلقی می کند.
می پذیرد که بسیاری از تغییرات، پس از خاتمه ی فرایند مشاوره ای پدیدار خواهد شد. می خواهد اینجا بماند تا مراجع در کنار او به تغییرات مهم دست یابد.
بی زمانی پذیرفته شده در برخی از مکاتب را نمی پذیرد و بر کوتاه مدت بودن تاکید می کند. مشاوره را فرایند و کیفیتی نامحدود از نظر زمانی می داند و طولانی مدت شدن فرایند را درست و منطقی بر می شمرد.
مشاوره را گاهی مفید و برخی اوقات مضر می داند و مشاور را یکی از مجموعه افراد یا محیط هایی می داند که در امر درمان اثر گذار است. مشاوره را همیشه مفید و موثر می داند و مشاور را به تنهایی مسئول بهبود مراجع می داند.
بودن در دنیا و تجربه گری را مهمترین رویداد زندگی افراد می داند. مشاوره را مهمترین بخش و نقطه عطف زندگی مراجع  می­داند.

 

وبر[62] (2006) اشاره می کند که مهمترین کارکرد های درمانگر راه حل مدار عبارتند از:

1) فرضیه سازی 2) ارتقاء خودمختاری مراجع 3) ارائه و دریافت بازخورد 4)همدلی و چالشگری به وقت مناسب 5) آگاه ماندن از فرایند درون خود (درمانگر)  6) تدوین برنامه های درمانی، تعیین اهداف 7) تسهیل مشارکت مراجع در روند درمانی  8) اصلاح و تغییر تکنیک ها بر اساس پاسخ های مراجع 9)ایجاد شرایط و انجام فعالیت هایی در تطابق با اهداف  10) تمرگز بر شایستگی ها و نقاط قوت مراجع

فضای عاطفی اولیه در درمان راه حل- مدار

موضع مراجع موضع درمانگر
-بی قرار

-مضطرب

-ناامید                  (ترس از قضاوت)

-حالت دفاعی داشتن

-خشم در مورد خود و دنیا

-غیر متخصص

-داور پیشه نبودن

-مواجهه گر نبودن

-درک بیمار                 (پذیرش)

-مشارکت گری

-کنجکاوی

تمرکز مراجع تمرکز درمانگر
-بر واقعیت خود

-بر گذشته

-بر مشکلات           (فقدان امیدواری)

-بر امور منفی

-بر اشتباهات

-بر واقعیت مراجع

-بر حال و آینده

-بر استثنائات                ( امیدواری)

-بر توانمندی های مراجع

-بر نقاط مثبت رابطه

(برگرفته از بیتا حسینی ،1390)

1-Breif strategic family therapy

2-Szapoeznic & Willians

   &Coatsworth Szapoeznic 3-

4-Robbins, Szapoeznic, Alexander & miller

1-Substance abuse

2-Robbins & Szapocznic

3-Santisteban, et al.

4-Austin, Macgowan &Wagner

5-Multidimensional family therapy

6-Multidimensional family therapy

7-Brannigan, Schackman, Falco & Millman

8-Structural –strategic family therapy

9-Stanton

1-Todd et al

2-Selekman

3-Liddle & Schmidt

4-Susan & schmidt

5-Nichols & Schwartz

1-De Shazer

 2-Berg, I. K

3-Milwaukee

 4-Wisconsin

5-Mental research institue

6-Eve, Lipchik

7-Jim, Derks

8-Elam, Nunnally

Marilyn, Lacourt 9-

10-Kate, Kowalski

11-Michelle Weiner- Davis

12-Milton, Erickson

13-John, Weakland

14-Metcalf

 Lee, Unken & Sebld 15-

1-Macdonald

2-Solution focused therapy

3-De shazer

Trepper et al-1

2-Burwell & Chen

Campbel & Trepper  -3

[40]-Mccollan

[41]– Hyet, & Berg

[42]– Murry& Murry

[43]– Dolan

[44]– Miller

[45] -Isebaert

[46] -Eakes

[47] -O,Hanlon

[48]– Pichot

[49]–  Franklin & Streeter

[50]–  Berg & kaffman

[51]– Solution talk

Lipchik  – 1

Connie, & Metcalf-2

3 -Hand-off

 1-Beyebach

1-Miller & Rollnick

2-Albret Einstein

1- Kooba & Loved

 Psychopathology  1-

Fridman-1

1-Walter, & Peller

Weber 1-

مهارت های زندگی

2-1-1- مهارت چیست ؟

اصطلاح مهارت در معانی مختلف بکار رفته است.  وقتی گفته می شود کسی مهارت انجام کاری را دارد مثلاً مهارت تایپ کردن، این بدان معنی است که او بامهارت آموزش وتمرین می تواند به راحتی و به نحو احسن مطالب را تایپ نماید. او کاربرد تمام کلیدهای ماشین تایپ را می داند و به طرز صحیح از انگشتان خود استفاده می کند، او می تواند بدون نگاه کردن به کلیدهای ماشین تایپ ، باسرعت مطالب را تایپ نماید. ممکن است هر کسی بتواند از یک دستگاه ماشین تایپ استفاده کند و مطلبی را تایپ نماید. اگر مهارت تایپ کردن را نداشته باشد، برای پیدا کردن کلیدها باید کمی وقت صرف کرده تا حروف را پیدا کند و یا ممکن است فقط با یک انگشت کلمات را تایپ کند. یعنی حتی در صورت نداشتن مهارت لازم ، می تواند مطالب را تایپ کند. اما فرق بین کسی که مهارت تایپ کردن ندارد با کسی که این مهارت را دارد این است که او مطالب را در حداقل زمان با کمترین غلط تایپ می کند. داشتن مهارت در تمام زمینه‌ها مطرح است به عنوان مثال نجاری، رانندگی، آشپزی ونقاشی و زمینه‌های دیگر در حقیقت مهارت یعنی داشتن زمینه‌های لازم برای انجام صحیح یک کار. در برنامه آموزش مهارت‌های زندگی، مهارت یعنی : توانایی ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر ، انجام مسئولیت‌های اجتماعی، انجام تصمیم گیری‌های صحیح، حل تعارض‌ها و کشمکش‌ها بدون توسل به اعمالی که بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زنند. به عبارت دیگر مهارت‌های زندگی ، مهارت‌های شخصی واجتماعی است که هر فردی باید آنها را یاد بگیرد تا بتواند در مورد خود ، انسانهای دیگر و کل اجتماع به طور مؤثر، شایسته و مطمئن عمل نماید (سازمان بهزیستی کشور، دفتر پیشگیری ازآسیب‌های اجتماعی ،1386 ).

انسان قدرت سازگاری با محیط را از لحاظ جسمی وروحی دارد به طوری که نه تنها می تواند خودش را با محیط سازگار کند بلکه می تواند از تقلید کورکورانه دوری کند ومیتواند بر محیط تأثیر گذاشته و آن را به روشی مناسب (با مهارت ) تغییردهد(انتظار فومانی وصالحی،2013).

2-1-2- تعریف مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی عبارتست از آن گروه توانایی ها که فرد را برای مقابله مؤثر با کشمکشها در موقعیت های مختلف زندگی یاری می کند. این توانایی‌ها فرد را قادر می سازد تا نسبت به سایر انسانها، جامعه، فرهنگ و محیط خود مثبت و سازگارانه عمل کرده، سلامت جسمانی و روانی خود را تأمین کند (اسکندری ،1380).این مهارت‌ها باعث افزایش توانایی شناختی شده و توانایی شخص را در مواجهه با انتظارات و سختی‌های زندگی روزمره افزایش می دهد.هر قدر ظرفیت روانشناختی بالاتر وبیشتر باشد به همان اندازه شخص قادرخواهد بود سلامت روانی – رفتاری خود را در سطح بهتری نگه داشته و با شیوه‌ای مثبت ، سازگارانه و کارآمد به حل وفصل مشکلات بپردازد( باغبانی،1392). واین توانایی‌ها فرد را قادر می سازند که مسئولیت‌های نقش اجتماعی خود را بپذیرد وبدون لطمه زدن به خود و دیگران، با خواست‌ها، انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی ،به شکل مؤثری روبرو شود. چایلدز و بروکز[1](1987)به نقل از محمد خانی،(1389). مهارت‌های زندگی را چنین تعریف کرده‌‌اند : همه مهارت‌ها وآگاهی‌هایی که لازمه‌‌‌ی زندگی مؤثر هستند و در چهار زمینه زندگی، خانوادگی ، تحصیلی ،اجتماعی و شغلی لازم و ضروری اند. به طوری که از این زمینه‌ها قابل تعریف و قابل اندازه گیری به طور عینی می باشند.مفهوم زندگی،چیزی جزمواجهه با مسایل وکوشش برای فهم وحل آن‌هااست(شعبانی،1392).

2-1-3- تاریخچه مهارت‌های زندگی

آموزش مهارت‌های زندگی در سال 1979 وبا اقدامات آقای دکتر گیلبرت بولتوین[2] آغاز شد.وی در این سال یک مجموعه آموزش مهارت‌های زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین شدکه با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه گردید.این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارت‌های رفتار جرأت مندانه ، تصمیم گیری و تفکر نقاد در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوء مصرف مواد از سوی همسالان مقاومت کنند. هدف بوتوین  طراحی یک واحد پیشگیری اولیه بود . پژوهش‌ها حاکی از آن بودند که این برنامه در پیشگیری اولیه چندین نوع مواد مخدراز جمله سیگار موفق بوده است(محمدخانی،  1389 ).

2-1-4- اهمیت مهارت‌های زندگی

مطالعات فزاینده‌ای ،آموزش مهارت‌های زندگی را در پیدایش وتقویت توانمندی‌هایی ازقبیل‌ تصمیم گیری، انگیزش پیشرفت ، پذیرش مسئولیت ، ارتباط سازنده با دیگران ، عزت نفس مثبت ، رشد مهارت‌های سازمانی ، حل مشکل ، انتخاب هدف ، خود نظم دهی و مهارت‌های ارتباطی و پیشگیری از آسیب‌ها مؤثر ومفید دانسته‌اند (رحیمیان بوگر،محمدی فر،محمد علی ،نجفی،محمود،دهشیری،غلامرضا،1392).

آموزش مهارتهای زندگی با ارتقاء بهداشت روانی وآمادگی رفتاری، فرد را به رفتاری سالم و اجتماعی مجهز می کند( میلر[3] ،2008). آموزش مهارت‌های زندگی فرد را قادر می سازد تا دانش، ارزش ها ونگرش ها را به توانایی های بالفعل تبدیل کند.مهارت های زندگی بر ادراک فرد از کفایت خود واعتماد به نفس وعزت نفس اثر دارد وبنابراین نقش مهمی درسلامت روان دارد. همراه با افزایش سطح بهداشت روان ، انگیزه‌ی فرد در مراقبت از خود ودیگران، پیشگیری از مشکلات بهداشتی ومشکلات رفتاری افزایش می یابد( سازمان بهداشت جهانی[4]،2009)

1 -Chaeldz  and  Brooks

2  -Gilbert botvin

3- Miller

1- Wotld health organization

– مداخلات درمانی در زوج درمانی شناختی- رفتاری

مجموعه مداخلات درمانی در زوج درمانی شناختی- رفتاری شامل مداخلات شناختی، مداخلات رفتاری، مداخلات ارتباطی و آموزش حل مساله می‌باشد که در ادامه به تفصیل به هر یک از این موارد پرداخته می‌شود.

 

مداخلات درمانی جهت تغییرات شناختی

شناخت درمانی ثابت کرده زن و شوهر می‌توانند با اتخاذ رفتاری متواضع‌تر و با تجدید نظر در ذهن‌خوانی بی‌مورد و لاجرم اجتناب از نتایج منفی حاصل از آن و با بررسی بیشتر برداشت‌ها و با در نظر گرفتن توضیحات و تبینات دیگری برای آنچه شریک زندگیشان انجام می‌دهد، رفتار منطقی‌تری داشته‌باشند. جوهر شناخت درمانی در زندگی زناشویی را بررسی انتظارات غیرواقع‌بینانه و طرز تلقی‌های مخرب و توجیهات منفی بی‌مورد و نتیجه‌گیری‌های غیرمنطقی تشکیل می‌دهد، شناخت درمانی با تاکید به ارتباط صحیح میان زن و شوهر و با اصلاح طرز نتیجه‌گیری آنها در تبادل یکدیگر، با کاستن از شدت خصومت‌ها روابط منطقی‌تری میان خانواده‌ها ایجاد کرده‌است(بک، 1385). درمانگران پیشنهاد می‌کنند شناخت درمانی زوجین باید عقاید درباره روابط را به طور کلی و عقاید یا شناخت درباره روابط را به طور اختصاصی ارزیابی کند. درمانگران شناختی تلاش خواهند کرد تا به افراد برای زیر سوال بردن الگوهای عمومی‌تر کمک کنند. درمانگران به زوج‌ها کمک می‌کنندتا افکار سازنده‌شان را کشف کنند و آنها را جانشین افکار و الگوهایی کنند که موجب تخریب روابط می‌گردد. درمانگرها زوج‌ها را ترغیب می‌کنند تا بتوانند ارزیابی جدیدی از افکار منطقی یا غیر منطقی خود بدست آورند. این روش با درخواست از مراجعین برای گزارش افکار اتوماتیکی که وقتی فرد در حال صمیمیت کردن است، اتفاق می‌‌افتد، انجام می‌دهند(یانگ و لانگ، 1998). در واقع شرط لازم برای به تعادل رساندن شناخت‌های تحریف‌شده و افراطی همسران افزایش سطح قابلیت شناخت افکار خودآیندشان می‌باشد.

درمانگر با طرح مفهوم افکار خودآیند یعنی افکاری که خود به خود به ذهن فرد هجوم می‌آورند در طی جلسات متعدد با هدایت فرد می‌تواند، الگوهای فکری که با پاسخ‌های احساسی و منفی همراه است را به وی نمایان سازد. درمانگران در این مرحله از درمانجو می‌خواهند که در بین جلسات با همراه داشتن دفتر یادداشت کوچکی هنگام احساس پریشانی و یا تعارضات، دریافت‌های خود را در همان لحظه در دفتر خود یاداشت کنند. این یاداشت‌ها شامل توصیف افکار خودآیند همراه با پاسخ‌های احساسی و رفتاری ناشی از آن و نیز پاسخ‌های افراد خانواده می‌باشد. در آغاز کار ثبت روزانه افکار ناکارآمد، برای شناسایی و تعدیل افکار خودآیند در شناخت درمان انفرادی استفاده می‌شود. به اتکای آن درمانگر می‌تواند به مراجع نشان دهد که چگونه افکار خودآیند با پاسخ‌های احساسی و رفتاری مرتبط است.

در ادامه به این نتیجه خواهندرسید که این پاسخ‌ها با بررسی اصولی شناختارهای وابسته به پاسخ‌ها، قابل کنترل است. به این ترتیب درمانگر زوج‌ها را به مسئولیت‌پذیری در مقابل پاسخ‌های خود ترغیب می‌نمایند. تمرین ضروری برای هر یک از زوج‌ها مرور و مطالعه دفتر یادداشت می‌باشد، تا رابطه ویژه بین افکار، احساسات و رفتار را شناسایی کنند.

در این مرحله درمانگر از زوج‌ها می‌خواهد تا دنبال شناختارهای جایگزینی بگردد که بتواند پاسخ‌های احساسی و رفتاری متداول را نسبت به موقعیت به وجود آورند(اعتمادی، 1384).

تکنیک‌های درمان‌شناختی

الف) تعیین خطاهای شناختی و نامگذاری آنها: به خاطر اینکه خطاهای شناختی یک قسمت اساسی فرآیند درمان و آموزش زوج‌ها است، ضروری است که زوج‌ها یاد بگیرند نه تنها این خطاها را تشخیص دهند، بلکه این خطاها را تبیین کنند.

هدف از این تمرین‌های شناختی هدایت‌شده، دریافت این نکته است که افکار زوج‌ها می‌تواند مخرب باشد و منجر به اطلاعات ناصحیح شد و جهت اصلاح این افکار به آنها کمک می‌شود. این تعبیر آگاهانه می‌تواند اثرات افکار نسبت به همسران را برای خر یک از زوج‌ها روشن‌تر سازد.

ب) ارتباط دادن عواطف با افکار خود: هدف اصلی از این مرحله شناخت واکنش عاطفی ناخوشایند، ارتباط دادن آن با یک حادثه و آنگاه یافتن رابطه‌ای است که آنها را به هم مرتبط می‌سازد.

ج) استفاده از روش‌های تصویرسازی و بازی نقش: هنگام شناخت افکار و اعتقادات گاهی ممکن است  زوج‌ها در یادآوری اطلاعات مشکل داشته‌باشند. با استفاده از روش تصویرسازی  و نقش بازی برای شناخت احساسات و افکار خودآیند می‌تولند مفید واقع‌شود.

د) چالش با افکار خودآیند و چارچوب‌بندی مجدد افکار: درمانگر با هدایت زوج در شناسایی افکار خودآیند آنها را در جهت بررسی و شناخت خطاهای شناختی و برچسب زدن و نامگذاری آنها و اینکه این افکار را با افکار و اعمال مثبت جابجا کنند یاری رساند(بک، 1385).

در درمان زوج‌ها بحث و مجادله جایگاه ویژه‌ای دارد. همین باورهای غیرمنطقی مراجعان را می‌توان ضمن آشنا ساختن آنها با عواملی که باعث شکل‌گیری تفکرات غیرمنطقی می‌شود به بحث و مجادله گذاشت(الیس، 1380).

 

مداخلات درمانی جهت بهبود مهارت‌های رفتاری

درمانگران شناختی-رفتاری همچنین از دستورالعمل‌های نوشتاری و کلامی، آموزش دادن به منظور آسان کردن مهارت حل مساله به طور اثربخش، الگوسازی و تمرین رفتاری استفاده می‌کنند. مراحل اصلی مهارت حل مسأله عبارتند از: دستیابی به تعریفی روشن و خاص از مشکل بر اساس رفتارهایی که ممکن است اتفاق بیافتد یا خیر، ارائه راه‌حل‌های رفتاری خاص برای مشکل بدون اینکه به عقاید اعضا خانواده حمله شود، ارزیابی و بررسی مزایا و معایب هر راه‌حل پیشنهاد شده، انتخاب راه‌حلی که به نظر می‌رسد عملی‌تر و برای همه اعضای خانواده که درگیر مشکل هستند جذاب و پذیرفتنی باشد، توافق درباره‌ی دوره آزمایشی ارزیابی، اثربخشی آن برای اجرای راه حل انتخاب‌شده: تمرین و تکالیف خانگی برای یادگیری مهارت‌ها، ضروری و مهم است(داتیلیو، 2002؛ اپستین و باوکم، 2002).

مجموعه مراحل کسب شده از اپستین و شل سینگر(1996) در زیر آمده‌است. این مراحل را می‌توان به عنوان دستورالعمل راهنما برای حل مسأله با خانواده‌ها و زوجین استفاده کرد:

  • مشکل را به صورت رفتاری مشخص تعریف کنید. درک افراد از مشکل را با هم مقایسه کنید و به توصیف مناسبی از مشکل دست یابید.
  • مجموعه‌ای از راه‌حل‌های احتمالی ارائه دهید.
  • مزایا و معایب هر راه‌حل را بررسی و ارزیابی کنید.
  • راه‌حل عملی و امکان‌پذیر انخاب کنید.
  • راه‌حل انتخاب شده‌را اجرا نموده و اثربخشی آن را بررسی و ارزیابی کنید.

این مراحل زمینه‌ای را فراهم می‌کند که به طور راهبردی به عنوان تکلیف خانگی تعیین شود. درمانگر مکررا فرآیند و پیامدهای آن را همراه با زوج یا خانواده بر اساس مسایل روزمره مورد بررسی قرار می‌دهد.

توافق‌های تبادل رفتاری

توافق های تبادل رفتاری، بخشی لازم و منکل درمان شناختی رفتاری است. قراردادها برای تبادل رفتارهای مطلوب، نقش مهمی در کاهش تنش‌های خانوادگی ایفا می‌کنند. ضمنا درمانگرها باید از این که تبادل رفتاری عضوی از اعضای خانواده، مشروط به رفتار عضو دیگری باشد، جلوگیری کنند. بنابراین، هدف توافق‌های تبادل رفتاری این است که هر فرد رفتارهای خاصی را شناسایی و انجام دهد که منجر به بهبود خودش می‌شود، صرف نظر از اینکه عضو دیگر چه اقداماتی انجام می‌دهد. چالش اصلی که در مقابل درمانگرها هستنداین است که اعضا خانواده را تشویق کند از اجرای تشریفات اجتناب کنند و منتظر نمانند اول دیگری به طور مثبت رفتار کند. ارائه نکات آموزشی مختصر درباره معامله به مثل در روابط آشفته، این حقیقت که فرد فقط می‌تواند بر اعمال خودش کنترل داشته‌باشد، اهمیت تعهد دادن شخص به بهبود فضا و محیط خانواده، چند مداخله‌ای هستند که، به منظور ایجاد اولین همکاری مثبت، بی میلی افراد را کاهش دهد.

جرأت‌آموزی[1]

آموزش مهارتی اجتماعی که اغلب در خانواده درمانی استفاده می‌شود، مهارت جرأت آموزی است، اغلب رفتارهای خجالت‌آمیز و ترسانده‌شده که در خانواده مشاهده‌می‌شود. این رفتارها باعث می‌شود که از صحبت کردنبا هم‌دیگر اجتناب کنند یا در بعضی موارد رفتارها به رفتارهای به شدت پرخاشگرانه تبدیل می‌شود. ممکن است یکی از زمینه‌هایی که باعث مشکلات عمده در روابط می گردد، همین مسأله باشد. هنگامی‌که، این موضوع، مشکل اصلی در تعاملات است، ضروریست که در زمینه تشخیص دادن تفاوت بین پاسخ‌های جرأت‌مندانه و پرخاشگرانه، آموزش رسمی انجام گیرد. از همسران و اعضا خانواده خواسته می‌شود، این سه نوع پاسخ پرخاشگرانه، جرأت‌مندانه و منفعلانه را در ارتباط با همدیگر تمرین کنند. این تمرین به آن‌ها کمک می‌کند تا مزایای رفتار جرأت‌مندانه را در دستیابی  به تعاملات سالم تشخیص دهند.

درمانگر می‌تواند در طول جلسات درمان از فن ایفای نقش استفاده کند، از افراد بخواهد در برنامه آموزشی شرکت کنند یا نوارهای آموزشی مربوط به جرأت‌مندی را نگاه‌کنند، مخصوصا نوارهای آموزشی که بافت تعاملات زوجین و خانواده را شامل می‌شوند. از همسران و اعضاء خانواده خواسته می‌شود الگوهای جنسیت خودشان را که در دامنه سنی آن‌ها  هستند، مشاهده کنند، این امر در نشان دادن تفاوت بین رفتارهای جرأت‌مندانه، منفعلانه و پرخاشگرانه، می‌تواند بسیار مفید باشد. هنگام پیشنهاد دادن جرأت‌آموزی بایستی مسایل فرهنگی را در نظر داشته‌باشید. مخصوصا در ارتباط با زوجین و خانواده‌هایی که از زمینه‌های فرهنگی متنوعی هستند. مثلا خانواده‌هایی که از فرهنگی ست که زنان را نسبت به صحبت‌کردن با شوهرانشان منع می‌کنند.

تمرین رفتاری[2]

بعد از آموزش مهارت‌ها و دریافت بازخورد از درمانگر، زوج‌ها و اعضاء خانواده بایستی مهارت‌های خاص را تمرین کنند. این امر ابتدا در جلسه درمان به وسیله آموزش کلامی و الگوسازی انجام می‌شود. این جلسات تمرین را به طور سنتی به نام تمرین رفتاری می‌نامند که ابتدا درمان در جلسه شروع می‌شود و به تدریج به محیط زندگی فرد تعمیم داده می‌شود. تمرین رفتاری ضروری‌ترین بخش سلسله‌های درمان است. زیرا در جلسه بعد برای درمانگر بازخورد فراهم می‌کند که آیا زوج‌ها و اعضا خانواده  آنچه را که آموزش دیده‌اند، درک کرده‌اند و می‌توانند آنچه که باید اجرا شود را در رفتارشان نشان دهند. علاوه بر این، تمرین واقعی، تغییر را بر می‌انگیزاند و به ثبات دائمی پیامد تغییر کمک می‌کند. تمرین رفتاری را می‌توان به عنوان فرآیند شکل‌دهی در نظر گرفت که در آن هم درمانگر و هم همسرها یا اعضاء خانواده  یاد می‌گیرند تا شیوه جدید تعامل را بپذیرند.

بخش اولیه تمرین که در جلسه درمان انجام می‌شود. به این دلیل است که در آنجا می‌توان درباره این که چه چیزی را به نمایش بگذارند، بازخورد فراهم کرد و به طور اشتراکی برای بهبود بخشیدن تمرین و نحوه کاربرد آن در شرایط، توصیه‌های لازم ارائه داد

مداخلات درمانی جهت بهبود مهارت‌های ارتباطی

ارتباط به زوج‌ها اجازه می‌دهد که در سطح کاملا بالغانه بحث و به حل مشکلات بپردازند و اطلاعات مهم را مبادله کنند. افرادی که نمی‌توانند اختلافات را به توافق منجر سازند در سیکل‌ نیازهای ناتمام سال‌های زندگی گیر کرده و این چرخه مرتب تکرار می‌شود. اما با خطوط ارتباطی مناسب یکدیگر را حمایت می‌کنند و آینه انعکاس دهنده مشکلات می‌توانند باشند.

بسیاری از شواهد تجربی نشان می‌دهند که زوج‌های مشکل‌دار در بیان افکار و احساسات و مهارت گوش فرادادن و حل مشکل از انواع الگوهای منفی و غیر موثر در برقراری ارتباط استفاده می‌کنند(اپشتاین و باکوم، 2002).

بیان افکار، احساس و خودآگاهی و کاربرد صحیح واژه‌ها در بیان تجارب شخصی فرد، تحت عواملی مانند تهدیدهای مختلف( ترس از طرد شدن) و یا ناتوانی از خویشتن‌داری(تسلیم شدن در برابر میل به مقابله به مثل در برابر کسی که فرد را ناراحت کرده‌است) و در نهایت ضعف در برابر برقراری ارتباط به علت فرآیندهای مختلفی ایجاد می‌گردد.

الگوهای یادگیری ناسازگار در دوره اجتماعی شدن فرد در خانواده اولیه، به نقص در عملکرد شناختی منجر می‌شود و همچنین انواع آسیب‌های روان‌شناختی، افسردگی و تجارب تلخ روابط گذشته، که فرد را موقع تعامل با سایر افراد مستعد ابراز پاسخ‌های تنش‌زا(به عنوان مثال خشم و ترس) می‌کند، نقش بسزایی در این پروسه دارد.

پژوهش نشان داده، همسرانی که با یکدیگر ارتباط منفی دارند ممکن است در رابطه با سایرین مهارت‌های سازنده‌ای بکار ببرند. این امر نشان می‌دهد که اختلال مزمن در روابط نزدیک مستقیما مانع برقراری روابط مثبت نمی‌گردد(باکوم و اپشتاین، 1989).

[1] Assertiveness Training

[2] Behavioral Rehearsal

 

ویژگی های افراد فاقد توان حل مساله و تصمیم گیری و اهمیت مهارت حل مساله در روابط زوجین :

1 – وجود مشکل را دلیل بر ضعف، بی کفایتی، بی لیاقتی، بی استعدادی، نادانی و … خود می دانند .

2 – به هنگام مواجهه با مشکلات و مواقعی که باید تصمیمی بگیرند، مرتب خود را سرزنش و ملامت می کنند .

3 – معتقدند که یک دنیای خوب، دنیای بدون مشکل است .

4 – روش معمول این افراد، اجتناب یا فرار است .

5 – معمولاً بدون اندیشیدن کافی و با عجله و تکانشی عمل می کنند .

6 – در مقابل مشکلات و موقعیت های تصمیم برانگیز احساس درماندگی و نا امیدی می کنند .

7 –قادر به پیش بینی پیامد راه حل ها و نتیجه تصمیم گیری های خود نیستند .

مسلم است که داشتن چنین شیوه ای نه تنها به فرد کمک نمی کند تا از استرس مربوطه رهایی یابد، بلکه احساس و رفتار بعدی ناشی از این شیوه خود استرس نا خوشایندتری را به وجود می آورد. تبیین این قضیه نیز بسیار روشن است هر مساله یا تصمیمی ماهیتاً یک موقعیت استرس زا را پدید می آورد و وقتی که فرد، مساله را بدرستی حل نکند و یا تصمیم مناسبی نگیرد بر شدت احساس استرس افزوده خواهد شد و استرس در نهایت موجب فعال شدن هیجان های ناخوشایند خواهد شد. یا این توضیحات ضرورت مهارت حل مسایل و مشکلات زندگی و تصمیم گیری بر همه روشن و آشکار است. ولی ذکر یک نکته الزامی است و آن اینکه مهارت حل مساله و مهارت تصمیم گیری یکسان است و علت اینکه با وجود این شباهت حل مساله و تصمیم گیری تحت دو نام مطرح می شود به تفاوت موقعیت های این دو بر می گردد. ما در مواجهه با یک مساله باید یک راه حل پیدا کنیم حال آنکه در هنگام تصمیم گیری باید از بین گزینه های مختلف یکی را انتخاب کنیم به عبارت دیگر تفاوت مساله و تصمیم گیری آن قدر نیست که لازم باشد برای هر کدام شیوه ای مجزا اندیشیده شود ( ناصری، 1378 ) .

در زندگی مشترک بسیاری مواقع پیش می آید که مساله ای حاد بروز می کند اگر زوجین یا حتی یکی از آنها سعی بر آن داشته باشد که به راه حل های غیر واقع بینانه متوسل شود، نه تنها مساله موجود حل نمی شود بلکه در مواقعی نیز مشکلاتی هم به آن اضافه می شود. برای تداوم زندگی مشترک لازم است که بدانند زمانی که با مساله ای روبرو می شوند، بهترین و اصولی ترین اقدامی که می توان انجام داد کدام است، که با آموزش این مهارت می توان به این هدف نائل شد؟( نوری، موتابی، 1385 ) .

به جرأت می توان گفت که نقش تخریبی یا سازنده یک خانواده در جامعه و ایفای نقش مناسب خانواده در اجتماع در جامعه و ایفای مناسب خانواده در اجتماع به کیفیت پیوند ازدواج میان زوج تشکیل دهنده آن یعنی زن و شوهر بستگی دارد. مسلماً زمانی زوجین به وظایف خود به طور کامل عمل خواهند کرد که احساس رضایتمندی از زندگی زناشویی خود داشته باشند. امکان توجه به تامین نیازهای روانی، عاطفی و جسمانی فرزندان و تربیت صحیح، همه به داشتن احساس رضایت مندی از زندگی زناشویی وابسته است. احساس رضایتمندی همچنین توان مقابله در برابر مشکلات و فشارهای روانی را افزایش می دهد و سبب ارتقای سطح بهداشت روانی و جسمانی زوجین و نهایتاً افراد جامعه خواهد شد(نوری،موتابی،1385).

هر یک از ما به کرات با مشکلاتی مواجه بوده ایم و تصمیم گرفته ایم که چگونه با آنها مقابله کنیم. بسیاری از اوقات، فرآیند حل مسائل زندگی روزمره به گونه ای خود به خود صورت می گیرد که دقیقاً متوجه چگونگی انجام آن نمی شویم. با این حال باید توجه داشت که بدون توانایی در شناسایی مشکلات دستیابی به راه حل های کارآمد، زندگی روزانه ما فلج خواهد بود (نوری،موتابی،1385)..

مهارت حل مساله فرآیندی شناختی – رفتاری است که افراد به وسیله آن راهبردهای مؤثر مقابله با موقعیت مساله ساز در زندگی را کشف و شناسایی می کند (کسیدی و لانگ[1]، 1996 ) .

کنار آمدرن و سازگاری موفقیت آمیز با محیط اجتماعی مستلزم مجموعه ای از مهارتهای حل مساله بین فردی و سازگاری موفقیت آمیز با محیط اجتماعی مستلزم مجموعه ای از مهارتهای حل مساله بین فردی است. مهارتهای حل مساله به صورت مستقیم به مساله سازگاری مربوط می شود. از طرف دیگر، نقض در مهارتهای حل مساله منجر به اختلاف های گوناگونی از جمله افسردگی، نابسامانی، مشکلات مربوط به ازدواج و تربیت فرزند و روابط نامناسب و نا درست بین فردی می گردد ( کسیدی و لانگ، 1996 ) .

[1] Cussidy & Long

عوامل موثر بر رشد خودپنداره

چند عامل بر افزایش خودپندارۀ دانش­آموزان در مدرسه پیشنهاد شده­است:

1-عامل اصلی ایجاد محیطی حمایت­گرو محبت­آمیز با مرزهای مشخص است، محیطی که نه تنها در مدرسه بلکه در خانه نیز برای بهبود خودپندار، مفید است (کوپر اسمیت، فلدمن، 1976).

2-عامل دیگر مسئولیت دادن به دانش­آموزان است که به افزایش توازن شخصی که عزت­نفس را بالا می­برد کمک می­کند. باید به دانش­آموزان فرصت انتخاب داده­شود و این امکان برای آنها فراهم آید که فعالانه در دروس شرکت کنند. باید به دانش­آموزان خردسال مسئولیت کارهای کوچک داده­شود مثل تمیز نگه داشتن کلاس، پاک کردن تابلو و غیره. در حالی که دانش­آموزان بزرگتر باید به صورت فعال در وضع مقررات کلامی مشارکت داده­شوند. معلم باید حامی دانش­آموز بوده و شرایطی به وجود بیاورد که در آن به مشارکت دانش آموزان بها داده­شود. (پورکی،1378به نقل از نادری 1392).

3-فعالیت پیشنهادی دیگر گفتگوی مثبت با خود است فرض بر این است که واداشتن کودکان به گفتگوی درونی با خود و گفتن چیزهایی به خود مثل امروز من قصد دارم در درس­هایم خوب کار کنم، عزت­نفس را بهبود می­بخشید.

این فعالیت بر پایه این نظریه روان­شناختی قرار دارد که آنچه به صورت درونی برای خود تکرار می­کنیم می­تواند به حالتهای روانی و باورهای ما اثر بگذارد (مسگری برزی، 1388).

4-و بالاخره اینکه دانش­آموزان به خوبی می­توانند از طریق تعامل کلامی درباره­ی توان و شایستگی خود قضاوت کنند. پس مؤثرترین کاری که در زمینۀ خودپنداره دانش­آموزان می­توان انجام داد مطمئن شدن از این موضوع است که دانش­آموزان فرصتی برای تجربه موفقیت داشته­باشند (کووپنتکتون و بیری[1] ، 1976 ، نان و پاریش[2] ، 1992 به نقل از عسگری برزی 1388).

2-3-6اهمیت خودپنداره

در واقع یک دانش­آموز هنگام ترک مدرسه باید دارای اعتماد به خود، خوش­بینی، عزت نفس بالا و تعهد به رشد و تعالی فردی در زندگی خود در حیطه­های خانوادگی، اجتماعی و شغلی باشد. می­توان گفت عنصر اصلی ارتقاء خودپنداره بر این فرضیه استوار است که خودپندارۀ بالا با احساس ارزش خود و پذیرش خود همراه است.

محققانی مانند مزلو (1954) و کوپر اسمیت (1967)، شکل­گیری خود­پندارۀ مثبت را برای شخصیت و سازگاری اجتماعی امری ضروری دانسته­اند (تریسی[3]، 2002). گراس[4](1993) نیز بیان داشته­است که اگر کودکی از نظر عقلانی نابغه است، سطح عملکرد بالایی ندارد، ممکن است یکی از دلایل این امر عدم حمایت توانایی­های شناختی وی به وسیله سطح مناسب خودپنداره یا ارزشی خود است. (چیسور[5]، 2004). کارل راجرز[6] (1951) به قدرت خودپنداره و نقش مهم آن در نگهداری شخصیت و یگانگی آن پی برد و معتقد است افراد بر اساس تصوری که از خود دارند رفتار می­کنند در واقع سازگاری اجتماعی انسان نیز بازتابی از خودپندارۀ وی تلقی می­شود. (سلیمی، 1386). خودپندارۀ مثبت نه تنها به خودی خود یک عامل ارزشمند محسوب می­شود بلکه عوامل روان­شناختی و رفتاری دیگر را نیز تحت تأثیر قرار می­دهد. به نظر می­رسد که چگونگی نگرش فرد نسبت به خود و توانایی­های خویشتن در عرصه­های مختلف تحصیلی، شغلی، خانوادگی، اجتماعی و رفتاری نمود می­یابد و میزان رضایتمندی از زندگی و سلامت جسمانی و روانی انسان را تغییر می­دهد (مجازی دلفارد، 1386).

خودپنداره چهارچوب و منبع اصلی فرد است که همه چیز از طریق آن قابل مشاهده است، خود پنداره چهار چوبی ایجاد می­کند که بر چگونگی پردازش اطلاعات در مورد اجتماع و خود (یعنی انگیزه ها، حالات هیجانی، خود ارزیابی­ها و توانایی­ها) تأثیر می­گذارد (بیرن، 1984). خودپنداره نقش بسیار مهمی بر روی ادراک فرد از رفتارهایش، احساساتش و پاسخ دادن­هایش به محیط دارد، افراد تلاش می­کنند در مسیرهای هماهنگ با خودپنداره­شان رفتار کنند. (پورکی، 1378به نقل از نادری 1392).

2-3-7 اجزا و عناصر خودپنداره

به اعتقاد روزنبرگ[7]، کاپلان[8] (1985) یک خودپندارۀ خوب شامل اجزا و عناصر گوناگونی است که عبارتند از :

1-عزت­نفس : از عزت نفس به عنوان یک نیروی انگیزشی قوی نام برده می­شود، این نیروی انگیزشی براساس یک نیاز انسانی به احساس ارزشمند بودن و داشتن خود ارزیابی مثبت قرار دارد و این به معنای داشتن احساس برتری و مافوق دیگران بودن[9]، احساس کامل بودن[10]، احساس خود بسندگی و شایستگی کردن[11] نیست بلکه به معنای یک نوع پذیرش خود[12] یا دوست داشتن خود[13] است. (آوانز[14] و همکاران، 1992 به نقل از نصیری، 1377).

2-اهمیت داشتن : یکی دیگر از اجزای تشکیل دهندۀ خودپنداره است که زیاد مورد توجه و تحقیق قرار نگرفته است، منظور از اهمیت داشتن احساس فرد راجع به میزان پذیرش توسط دیگران و به حساب آوردنش می­شود. نوجوانانی که فکر می­کنند برای دیگران اهمیتی ندارند و مهم نیستند به شدت افسرده، ناشاد و غمناک­اند و حالت عاطفی ناخوشایندی از خود نشان می­دهند. (همان)

3­- هسته کنترل[15]: سومین بعد تشکیل دهندۀ خودپنداره است و منظور از آن انتظاراتی است که فرد از کنترل کننده­های دورنی و بیرونی دارد که باندورا[16] (1977) به این حالت خودبسندگی[17] و دکارم[18] (1968) به آن علت­یابی شخصی[19] می­گویند.

علی­رغم تفاوت­های موجود در دیدگاههای صاحب نظران و اهل فن در مورد هستۀ کنترل، تعریفی که از آن به عمل آمده­است این است که فرد تا چه اندازه علت بروز رفتارهایش را به عنوان داخلی یا خارجی نسبت می­دهد. به اعتقاد روزنبرگ (1985) هستۀ کنترل در طول دورۀ نوجوانی ثابت می­ماند و با متغییرهایی چون اضطراب[20]، غیر منطقی بودن[21]، و تکانشی بودن[22]، از خود بیگانگی[23]، افسردگی و عزت­نفس پایین ارتباط دارد.

4-آسیب پذیری[24]: خودپنداره هم چنین شامل میزان حساسیت فرد به انتقادات و تعبیر و تفسیرهای منفی دیگران نسبت به خودش نیز است. حساسیت بیش از حد[25]، زودرنجی[26] و خصوصیاتی از این قبیل از مشخصه­های کودکان و نوجوانان آسیب­پذیر است، وقتی این قبیل افراد عزت­نفس­شان مورد تهدید واقع می­گردد بسیار حساس و زودرنج می­گردند رفتارهای منفی دیگری چون عدم توانایی در کنترل خود، برخوردهای نامناسب، پرخاشگری، قضاوت نادرست و ناعادلانه در آن دیده می­شود که در نهایت به شرمساری و احساس گناه در آن منتهی می­گردد.

طبق مدارک تحقیقاتی موجود بین حساسیت و آسیب پذیری با عزت­نفس رابطۀ منفی وجود دارد اما با اضطراب و افسردگی رابطه مثبت دارد.

[1]. Kovintekton & byri

[2]. Nan & Parish

[3]. Tracey

[4]. Grass

[5]. Chessor

[6]. Carlrogers

[7]. Rosenberg

[8] Kaplan

[9]. Feeling of supdiority

[10]. Feeling of perfection

[11].Feel competence

[12].Self acceptance

[13]. Apersonal linking for oneself

[14]. Arans

[15]. Locus of control

[16]. Bandera

[17]. Self – efficacy

[18]. Dekarm

[19]. Personl causality

[20]. Anxiety

[21]. Irritability

[22]. Impulsivity

[23]. Alientation

[24]. Vulnerability

[25]. Hypersensitivity

[26] .touchiness

سه نوع از شایع ترین فوبی ساده را معرفی می کنیم:

الف- فوبی از حیوانات

این فوبی ها بیشتر از هر نوع دیگر فوبی مطالعه شده اند. تقریباً همیشه در کودکی و غالباً قبل از هفت سالگی شروع می شود. قبل از بلوغ معمولاً فروکش می کنند ، اما بسیاری از افراد حتی در سنین پس از بلوغ نیز دچار این فوبی هستند و گاهی حتی تا لب گور دامن گیر آنهاست. ترس از حیوانات به ندرت به عنوان شکایات عمده نیز روانپزشکان نیز مطرح      می شود. میزان شیوع آنها در جمعیت کلی ، نامعلوم است . اکثر کسانی که از حیوانات     می ترسند ، در واقع نسبت به نوع خاصی از آنها فوبیک هستند ؛ مثل گربه ، سگ ، اسب ، سایر حیوانات اهلی و حیوانات وحشی مثل خفاش.

بسیاری از مردم بطور جدی از کرم ، موش ، عنکبوت و مار می ترسند ، اما این ترس به آسانی کنترل می شود و این افراد حتی از احتمال رویارویی با این حیوانات اجتناب         نمی کنند. گاهی فوبی مربوط به خصوصیتی از حیوان مثلاً پرهای او می شود. ترس از حشراتی مثل عنکبوت قابل توجه است .

فوبی از حیوانات تقریباً همیشه از دوران کودکی شروع می شود ، فوبی از حیونات اگر در بزرگسالی شروع شود معمولاً شوم تر است و از وقوع افسردگی (( اساسی)) و یا یک اختلال جدی حکایت می کند . به عبارت دیگر ، فوبی از حیوانات ، (( سن خطر)) خاص دارد و گر شخص تا 12 سالگی دچار آن نشود احتمالاً ابتلا بعدی به آن کم است.

 

نکات دیگر در مورد فوبی از حیوان:

1-تا سن بلوغ احتمال ابتلای دختر و پسر به فوبی از حیوانات برابر است ؛ اما پس از آن دخترها بیشتر از پسرها در معرض ابتلا هستند .

2-برعکس اکثر اختلالات روانپزشکی ، فوبی از حیوانات ، زمینه خانوادگی از نسلی به نسل دیگر را نشان نمی دهد.

3-گاهی ترس از حیوانات با حادثه ای خاص ارتباط پیدا می کند. پدری کودکان خود را به تماشای قرق شدن بچه گربه ای فرا می خواند ، و حداقل یکی از آنها میل شدید به اجتناب از بچه گربه ها پیدا می کند .

اکثر فوبی از حیوانات ، مثل اکثر فوبی ها به طور کلی ، ظاهراً با حوادث استرس آمیز ارتباطی ندارند.

در شهر ، امکان انتخاب حیوان به عنوان موضوع فوبیک چندان وسیع نیست . اسب ، سگ ، گربه و به ندرت پرندگان ، حیواناتی هستند که در کودکان فوبیک ایجاد می کنند ، ترس از حیوانات ریز ( حشرات ) مثل ساس یا پروانه نیز به وفور چشمگیری مشاهده می گردد. گاهی حیواناتی که کودک با کتابهای مصور یا داستانهای خیالی آنها شناخته است ، موضوع نگرانی بی مورد و بی حد کودک می شود که خود را به صورت فوبی ظاهر می سازد . به ندرت می توان دریافت که چنین راه غیر عادی برای اضطراب چگونه پدید آمده است.

در بین تمام انواع فوبی مبتلایان به فوبی از حیوانات احتملاً بهترین واکنش را و انواع رفتار درکمانی خصوصاً (حساسیت زدایی) نشان می دهد .

ب-فوبی از جاهای بلند

ترس از جاهای بلند در واقع ترس از سقوط است که گاهی کاملاً غیر واقع بینانه است گاهی فاصله شخص با زمین کمتر از آن است که در صورت سقوط احتمالی آسیب ببیند و یا میزان حفاظت در محیط آنقدر است که سقوط را غیر ممکن می سازد با وجود این ترس را با هیچ میزان از منطق و عقل نیم توان کنار زد.

ریشه آن در یک غریزه بنیادی است مانند ترس از لبه پرتگاه و پس کشیدن از آن .

بعضی از مبتلایان قادر نیستند از یک ردیف پلکان که از اطراف آن فضای باز دیده می شود ، پایین بیایند . بعضی ها توانایی نگاه کردن از پنجره طبقه ، دوم به بالای ساختمان را ندارند ؛ به خصوص اگر پنجره از کف اتاق تا سقف ادامه داشته باشد. برخی قادر نیستند از روی پل ، پیاده عبور کنند در حالی که با اتومبیل هیچ نگرانی برای عبور از روی پل ندارند.

ج-فوبی از بیماری

همه ما از بیماری می ترسیم ؛ هرچند ممکن است بعضی بپذیرند و این هراس را نشان ندهند . وجود لکه هایی روی پوست و سرفه های مکرر شاید مهم نباشد ، اما چگونه می توان مطمئن شد که خطری وجود ندارد عده ای از مردم به محض مشاهده نگران می شوند و منتظر        می مانند تا ناراحتی خود به خود از بین برود و معمولاً هم می رود . اما عده ای از مردم خود خوری می کنند و حتی پس از آنکه لکه ها ناپدید شدند و سرفه ها از بین رفتند ، دچار ترس مبرم ، مفرط و غیر منطقی می گردن یعنی دچار یک نوع فوبی .

ترس از بیماری با گذشت زمان تغییر می کند .

سرفه کردن امری عادی است ؛ زمانی این سرفه ها ، (( ترس بیمرای سل )) را بوجود       می آورد و تازمانی که درمانی برای این بیماری پیدا نشد مردم دست از خیال بافی در مورد سل برنداشتند . امروزه فوبی از سرطان در راس فوبی از بیماریهاست و ترس از بیماری قلبی پس از آن ، و همین اندازه اهمیت دارد . مبتلایان به (( فوبی از بیماری)) ، از این پزشک به آن پزشک و از این آزماییگاه می روند و مهم نیست که اولی چقدر اطمینان بدهد و جواب دومی چقدر منفی باشد؛ به هر حال بیمار قانع بشو نیست . مخصوصا بیمار اطمینان دادن زیاد از جانب پزشک را هشدار تلقی می کند.

جالب است بدانیم که ترس از بیماری اگر هم بیماریایجاد نکند ، علائم آن را بوجود         می آورد.

افراد مبتلا (( فوبی از بیماری )) غالباً دوستان و لستگانی را می شناسد که مبتلا به همان بیماری آزاردهنده او بودند.

احتمالا این دلیل است برای انتخاب یک بیماری خاص به عنوان فوبیک توسط بیمار اما ربطی به شدت و دوام آن ندارد .

عده مبتلایان به ((فوبی از بیماری )) در بین مردها بیشتر از زنهاست در عوض زنها هم بیشتر (( خود بیمار انگار)) هستند . (( فوبی از بیماری )) را باید از (( هزیانها نیز تفکیک      نمود .))

هم فوبی و هم هزیان ، هر دو عقاید باطل و ثابتی هستند . معهذا ، به بیمار هزیانی باطل بودن عقیده خود را تشخیص نمی دهد . بیمار فوبیک مسخره بودن فکر خود را تشخیص می دهد اما در هر حال ، وحشت هم سر جای خودش است .

فوبی های ساده علائم منفردی هستند و در افرادی که از همه لحاظ سالم هستند ظاهر        می گردد.

از لحاظ شیوع حدود 15 تا 30 درصد فوبی های ساده ای که روانپزشکان می بینند (( فوبی از بیماری )) هستند .

پرسش مهر 97

پرسش مهر 97 رئیس جمهور یکی از پر طرفدار ترین فراخوان ها و بخشنامه هایی است که در طول سال تحصیلی به دانش آموزان و فرهنگیان محترم ابلاغ می گردد.این فراخوان در واقع بیشتر از اینکه جنبه تحقیقاتی و ترغیب میل به پژوهشگری داشته باشد به نوع نگاه فرهنگیان به مشکلات جامعه می پردازد.

مقاله پرسش مهر97

معمولا هر ساله در رابطه با پرسش مهر از طرف معلمین و دانش آموزان مقالات پژوهشی ارسال می شود و نوع نگاه آنها به مسئله اجتماعی پرسش مهر بیان می گردد. مجموعه مقالات پرسش مهر 97 نیز از این امر مستثنی نبوده و مطمئنا طرفداران خاص خود را دارد.علاقه مندان به مسئله پرسش مهر 97 سعی بر این دارند که موضوع را به صورت دقیق و کامل بشکافند و در این رابطه به تحقیق و تفحص بپردازند.

پرسش مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین پاسخ به پرسش مهر 98-1397 نوزدهم

پرسش مهر 98-97

در سال تحصیلی 98-97 نیز همانند سالهای گذشته و بلکه خیلی هم بیشتر علاقه مندان به نگارش و تهیه وبلاگ پرسش مهر دست به کار شدند. پرسش مهر 98-97 با اینکه هنوز منتشر نشده است ، اما با این حال می توان حدس زد که راجع به چیست؟

مسائل و چالش های مورد نظر در رابطه با ارائه پیرامون پرسش مهر 98-97 احتمالا روی مشکلات اقتصادی متمرکز شود. البته یک حالت دیگر هم وجود دارد که رئیس جمهور محترم بخواهد در رابطه با خروج از برجام ایالات متحده صحبت نماید.

آنچه پر مسلم است این است که : موضوع پرسش مهر 98-97 هر چه که باشد می بایست دانش آموزان و فرهنگیان محترم به آن پاسخ داده و راهکار های خود را در این رابطه بیان نماییم.

پاسخ پرسش مهر 97-98

پاسخ پرسش مهر 97-98 توسط دانش آموزان و فرهنگیان محترم پاسخ داده می شود و دانش آموزان و سایر فرهنگیان در این رابطه کلیه تجارب و نقطه نظرات خود را بیان می کنند. در نهایت به نقطه نظرات و تجارب ارزنده جوایز نفیسی اهدا می گردد.

پرسش مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین پاسخ به پرسش مهر 98-1397 نوزدهم

پرسش مهر 19

پرسش مهر رئیس جمهور معمولا شماره گزاری می گردد. به عنوان مثال پرسش مهر 19 به مقالات پرسش مهری گفته می شود که در سال تحصیلی 97-98 از طرف ریاست جمهوری بیان می گردد. پرسش مهر نوزدهم نمونه کاملی از مقالاتی است که در طول سال تحصیلی اخیر به عنوان پاسخ به چالش ها و مشکلات امروز جامعه از سمت دانش آموزان و فرهنگیان ارائه می شود.

پرسش مهر نوزدهم

امسال مقوله پرسش مهر نوزدهم رئیس جمهور مسئله بسیار مهمی است. می توان به این نکته اشاره نمود که پرسش مهر نوزدهم یکی از مهمترین پرسش هایی است که در طول سال های اخیر از طرف رئیس جمهور محترم مطرح شده است. دانش آموزان عزیز و فرهنگیان محترم با پاسخ به پرسش مهر نوزدهم علاوه بر اینکه در این مسابقه و فراخوان شرکت می کنند می توانند به بهترین شکل ممکن در کمک رسانیدن به دولت و ملت در راستای حل مشکلات جامعه یاری رسانند.

بهترین جواب به پرسش مهر رئیس جمهور

بهترین جواب به پرسش مهر رئیس جمهور می تواند در سال تحصیلی اخیر مشکل گشای خیلی از مسائل و مشکلات ما باشد. با ارائه بهترین جواب به پرسش مهر رئیس جمهور دانش آموزان و فرهنگیان محترم می توانند کمک شایانی به حل مشکلات جامعه نمایند. در واقع جواب به پرسش مهر رئیس جمهور نوعی مشارکت مردمی در حل مشکلات و سختی های موجود در جامعه است.

نتیجه گیری

آنچه در رابطه با پرسش مهر 97 رئیس جمهور خدمت شما عزیزان مطرح گردید در واقع شمایی از مسائل جامعه و چگونگی طرز برخورد با آنها بود. در رابطه با پرسش مهر 97 رئیس جمهور ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که مشکلات جامعه تنها با تحقیق و تفحص برطرف نمی شود و نیاز به راهکار های اجرایی دارد اما به هر حال این سهمی است که از طرف فرهنگیان و دانش آموزان محترم انجام می گردد. امید است که مقالات پژوهشی پرسش مهر 97 بتواند قابلیت و ضمانت اجرایی داشته باشد.

استرس نوجوانی

شیوع مشکلات مرتبط با استرس ، در میان نوجوانان در طول پانزده سال اخیر افزایش قابل توجهی داشته است ( الکایند[1]، 1984) . بیکاری جوانان در بسیاری از جوامع روبه افزایش است همانگونه که تغییرات و از هم گسیختگی خانواده ها ، رقابت برای موقعیت های بالاتر در فضای محدود شغلی وغیره نیز روندی فزاینده دارد .

از دید الکایند ، افزایش استرس نوجوانان ، با آمار فزاینده خودکشی نوجوانان در خلال 20 ساله اخیر حمایت می‌شود . شیوع مشکلات نوجوانان معمولاً با عواملی همچون بیگانگی از خانواده ، سوءاستفاده ( جسمی ، روانی ) والدین ، سطح تحصیلات پایین و فرصت های شغلی محدود درارتباط است . نوجوانان باید درمورد رشته ی تحصیلی و مشاغل مربوط به آن تصمیمات مهم زندگی شان را اتخاذ کنند .علاوه بر آن ، قبل از آمادگی لازم برای پذیرش نقش والدی، اغلب برای این دوره تصمیم می‌گیرند. افزایش شیوع اختلالات خورد وخوراک، همچون بی اشتهایی عصبی[2] درمیان دختران نوجوانی که در خانواده هایی با مشخصه تنش ، سردرگمی ، درگیری ، بیش حمایت گری ، انعطاف ناپذیری و عدم حل کشمکش زندگی می‌کنند ، وجود دارد ( لارسون[3]، 1991 ) پرخوری روانی شیوعی در حدود 4/6 % درمیان دختران دبیرستانی طبقه متوسط داشته است ( بنت[4] و همکاران ، 1991 ). شواهد دیگر براسترس نوجوانی در شیوع افسردگی دیده می‌شود . اهر نبرگ[5] و همکاران ، 1990 ) از پرسشنامه افسردگی بک[6] ( BDI بک و همکاران ، 1961 ) برای شناسایی نوجوانان افسرده از نمونه ای شامل 366 نوجوان 19 ـ 13 ساله حاضر در 4 دبیرستان و نکوور استفاده کردند ، آنها دریافتند که 1/70% آنها غیر افسرده ، 19 % افسردگی خفیف ، و 8/10 % به افسردگی بالینی مبتلا هستند . شیوع افسردگی خفیف و بالینی در میان آزمودنی های دختر ( به ترتیب 4/25 و 4/14 % ) به طور قابل توجهی بالاتر از آزمودنیهای پسر بود . این یافته ها مشابه با یافته های راتر[7] ( 1986 ) درانگلستان است. ( تقریبا ًیک سوم از آزمودنیهای این نمونه افسردگی خفیف یا بالینی داشتند).

ارتقای خودکارآمدی[8] یا باور به تواناییهای خود در مقابله با استرس ارزش قابل ملاحظه ای دارد . شوارزر[9] و شوارزر ( 1982 ) تاکید می‌کنند دانش آموزانی که احساس اطمینان دارند ، نیازهای تحصیلی را پراسترس قلمداد نمی‌کنند ، بلکه آنها را چالش گونه می بینند . دانش آموزان دچار خودکار آمدی پایین یا کسانی که به دنبال مواجه با تکالیف درسی انتظاراتی دال برمورد تهدید واقع شدن دارند ، با سطوح بالای اضطراب پاسخ خواهند داد ( زیدنر[10]، 1990 به نقل از فراید نبرگ ، 1997 )

بدنه محکمی از شواهد در حمایت از این باور که سبک اسنادی چگونگی پاسخ یک فرد به رویداد های زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد ، وجود دارد (راتر ، 1983 ) . بطور مثال ، بین خودکارآمدی و افسردگی رابطه منفی وجود دارد ( اهرنبربرگ و همکاران ، 1991 کامیونین[11]، 1989 )‌. آن جوانانی که احساس می‌کنند می‌توانند از عهده نیازهای وارده از طرف مدرسه برآیند ، به احتمال کمی دچار افسردگی می شوند . نظریه خودکار آمدی که قطعاً برمبنای نظریه یادگیری اجتماعی و نظریه جایگاه مهار قرار دارد، براین باور است افرادی که معتقدند کنترل دقیقی روی عوامل مهم زندگی شان بکار می‌گیرند طبق این باور عمل می‌کنند و احساس می‌کنند قادرند با نیازهای که به آنها وارد می‌شود دست و پنجه نرم کنند .در عوض باور به تواناییهای خودفرد از طریق مشاهده اعمال حیاتی دیگران و پاسخهایی که از آنها سر می زند ، آموخته می‌شود ( فراید نبرگ ، 1997 ) .

2-6-1- تأثیر محیط

موقعیت های محیطی دوره نوجوانی می‌توانند به چهار فضای عمده طبقه بندی شوند. مدرسه، خانه ، گروه همسال و جامعه گسترده تری با ویژگی های خاص خود . محیط مدرسه تاثیر مهمی را اعمال می‌کند ، جایی که دارای ویژگیهایی برمبنای نوع مدرسه . مکان آن ، ساختار وبرنامه درسی ارائه شده می‌باشد . محیط خانه و روابط خانوادگی نیز تاثیرگذار هستند . تاثیر والدین ، تعداد و خصوصیات خواهر و برادرها و محیط کلی منزل همگی بخش هایی از این تاثیر هستند . علاوه بر خصوصیات محیطی این مولفه ، هم برمفهوم جامعه محلی و هم جامعه بزرگ جهانی تاثیر حیاتی دارد .

تغییر تکنولوژی وافزایش جمعیت فرصت های نوجوان را برای یافتن شغلی مهم در دنیای اطراف محدود کرده است . در ممالک توسعه یافته فشار وارده بر نوجوانان نسبت به آنچه که در گذشته نیاز داشتند افزایش یافته تا آنها را برای کسب رتبه های تحصیلی در مدرسه حفظ نموده و به استانداردهای عالی تر تحصیلاتی برسانند . از آنها انتظار می رود تا با همسالانشان برای کسب رتبه های تحصیلی به رقابت پرداخته تا به شغل یا تحصیلات بالاتری دست یابند .

تاثیر گروه همسالان نیز در تعیین استرس نوجوانی مهم است . ابتدای نوجوانی دوره آسیب پذیری به حذف شدن از گروه همسال است و بنایی بر پایه گروه بندی وتعصب جمعی دارد . نوجوان زمانی دچار شوک می‌شود که می بیند اعتماد ، وفاداری و دست و دل بازی متقابل نیست . کلمن[12] ( 1987 )  گروه همسال را به عنوان یکی از منابع بالقوه وسیع تعارض در ارزشها و ایده آلها معرفی می‌کند .

به عنوان بخشی از مطالعه کیفی بزرگی که تمرکزش بر دانش آموزان است و معتقد ند آنها درخلال گذر از این فضاهای اجتماعی فرهنگی لازم است دنیاها و سازگاریهای متعددی داشته باشند ، فلان[13] و همکاران (‌1994 ) به توصیف موقعیت ها و شرایط دانش آموزان در فضاهای خانوادگی ، همسالان و مدرسه می پردازد که چگونه این فضاها با فشاری سازنده ، و استرسی موثر موجب تغییر توجه و علاقه دانش آموزان ازمدرسه می شوند . 55 دانش آموز متفاوت از نظر نژادی و پایه تحصیلی در طی دوره ای 2 ساله و در 4 موقعیت مورد مصاحبه قرار گرفتند ، دراین مصاحبه ها دانش آموزان طیف گسترده ای از فشارهایی که از زندگی آنها در مدرسه ناشی می شد اشاره کردند : از جمله استرس پیرامون پایه های تحصیلی ، نگرانی در مورد تکالیف ، مشکلاتی که با برخی معلمین خاص داشتند ، دشواری در درک مطالب درسی ، جدایی در کلاسها و نگرانیهای کلی و دلمشغولیهایی درباب آینده ، موضوعاتی بودند که بطور معمول  خاطرنشان کردند . فراوانترین  فشاری که  دانش آموزان  در این مطالعه  عنوان کرده اند

(78% ) استرس ناشی ازخانواده بود که والدین شان برای  موفقیت در مدرسه جهت ارتقا درمقاطع تحصیلی ، انجام تکالیف درسی وحداقل ، توجه به درس و حضور در مدرسه بر آنها تحمیل می‌کردند . دانش آموزان احساس می‌کردند در مقایسه با فشار و کشمکشی که دائماً با آن مواجهند تنها وقتی با دوستانشان هستند ، می‌توانند خودشان باشند .

بخشی از انتظارات والدین ، فشارهای اجتماعی برای موفقیت تحصیلی و محیط مدرسه می‌توانند فشارهایی را بر نوجوانان بویژه برکسانی که خود کار آمدی پایین دارند ، وارد آورد گذر از امنیت نسبی دوره دبستان یا دوره راهنمایی به دبیرستان ، تاثیری قطعی در این استرس دارد . نیازهای فزاینده تحصیلی و فشارهای گروه همسال ، تغییرات مرتبط با دوره بلوغ ، معلمین متعدد و احساس ناشناختگی در مدرسه ای بزرگتر ا ز ویژگی های این دوره است . در برخی مکان ها ممکن است قلدری ، بی قانونی ، رواج دزدی ، فعالیت جنسی ، شیوع و سوء مصرف مواد مخدر وجود داشته باشد . این فشارها می‌توانند آسیب های روانشناختی به نوجوانانی که قادر به کنار آیی نیستند، ‌یعنی دچار کاهش شدید عزت نفس ، افت شدید انگیزشی وافت پیشرفت تحصیلی هستند را وارد آورد ( الکایند ، 1984 ص 3 ـ 182 ) . این دیدگاه که تحصیل منبع عظیمی از استرس را در زندگی نوجوان تشکیل می‌دهد ،با مطالعاتی در کانادا ، سنگاپور ، هنگ کنگ ، بار بادوس ، ایتالیا و ژاپن به اثبات رسید ( مانش[14] ، وامپلر[15]، 1993 ، باونس[16] و هوکاد[17] ، 1992 ، کول[18] و ساپ[19] 1988 به نقل از فراید نبرگ 1997). تغییر در ساختار خانواده، جدایی والدین، طلاق، خانواده های تک والدی ، والد شدن در دوره نوجوانی و والدین دو شغله برای کودکان ونوجوانانی که بسرعت در حال رشدند ، فشار آور است . این عوامل تهدیدی برای ثبات محیط کودکان تلقی شده و سبب صرف وقت کمتر والدین جهت تربیت آنها می‌گردد (‌الکایند ،  a1984  ،‌الکایند، 1988 ) از کودکانی سخن می گوید که بسیار سریع و بسیار زود رشد می‌کنند ودر حالیکه دیگر محققین همچون وینینگر[20] ( 1990 ) نیز در مورد کودکانی حرف می زند که نشان از رشد سریع دارند .

درخانواده چه اتفاقی می افتد که در گذر ازاین دوره به مرحله بزرگسالی اهمیتی اساسی دارد. بطور مثال عزت نفس نوجوانان همبستگی مثبتی با علاقمندی و تشویق والدین دارد . این حقیقت که والدینی که ممکن است در بحران میانسالی باشند خود به عنوان عامل مهمی، می‌توانند دراسترس نوجوانانی سهیم باشند (پیترسون،1988) .طلاق آسیب پذیری کودکان را افزایش می‌دهد . درمقایسه با یک رویداد منفرد غیر پیچیده ، طلاق مراحل گوناگونی دارد : ناهماهنگی خانواده ، جدایی خانواده تک والدی ، خانواده تک والدی و هماهنگی با نیمی از خواهر و برادرها در خانه . همه این مراحل به شکلی اثر گذار بوده و می‌توانند سبب از هم گسیختگی و دسترسی شوند (فرایدنبرگ ، 1997 ) .

[1] . Elkind

[2] . anorexia nervosa

[3] . Larson

[4]  Bennett

[5] . Ehrenberg

[6] . Beck

[7] . Ruther

[8] . self efficacy

[9] . Schwarzer

[10] . Zeidner

[11] . Comunian

[12] . Coleman

[13] . Phelan

[14] . Musch

[15] . Wampler

[16] . Bauwens

[17] . Houcade

[18] . Cole

[19] . Sapp

[20] . Weininger

تمامی اسکنرها به یک شکل ساخته نشده‎اند. حتی اگر شما آخرین مدل موجود در بازار را خریداری کنید، ممکن است به درد کاری که بخواهید نخورد، وقت خود را هدر دهید، نتایج غیر مطلوبی با آن بگیرید و در پایان روزی که آن را خریده‎اید، نفرین کنید.

چرا نوع اسکنر مهم است؟

درست است، تمامی اسکنرها یک کار را انجام می‎دهند یعنی: آن‎ها از ترکیبی از آینه‎ها، شیشه، یک منبع نوری، یک چیپ CCD (درست نظیر چیزی که در دوربین دیجیتال خود دارید) و ترکیبی از تعدادی تسمه، موتور و غلتک برای حرکت دادن سند و یا قطعات اسکنر به اطراف برای در بر گرفتن کاغذهای شما یا تصاویر در کل مجموعه‎شان، استفاده می‎کنند.

ولی در حین این‎که تمامی آن‎ها به ثبت تصاویر از کاغذ مشغول هستند، شیوه‎ی انجام این کار توسط آن‎ها، کیفیت کارشان و مقدار تلاشی که باید صرف بارگذاری و اسکن هر سند یا عکس کنید بین مدل‎های مختلف تا حد زیادی متفاوت است.

بسته به موادی که باید اسکن کنید و دفعاتی که باید به این امر بپردازید، تفاوت بین خریدن اسکنر مناسب و اسکنر غیر مناسب نظیر تفاوت بین “من عاشق این ابزار هستم! یک دکمه را فشار می‎دهم و کارم تمام می‎شود!” و ” من قبول خواهم کرد، در پشت کمد دفترم یک اسکنر قدیمی و یک جعبه از چیزهایی است که باید اسکن کنم…” است.

با در نظر گیری این تشبیه، نگاهی به 4 نوع اسکنری که در فروشگاه قطعات کامپیوتری پیدا می‎شوند، می‎اندازیم و نحوه‎ی تطبیق عملکرد آن‎ها با نیازهای شما (یا عدم رعایت نیازهای شما) را بررسی می‎کنیم.

شناسایی اسکنر مناسب برای نیازهایتان

اسکنرهای موجود در بازار مخصوص مصرف‎کنندگان در 4 دسته‎ی اصلی قرار می‎گیرد: اسکنرهای تخت، اسکنرهای sheet-fed، اسکنرهای پرتابل و اسکنرهای ترکیبی. ما هر اسکنر را بررسی کرده و بهترین جنبه‎های کارکرد هر کدام و مواردی که باید هنگام خرید در نظر داشته باشید را مطرح می‎کنیم.

اسکنرهای تخت: دوست یکسان عکاسان و کاربران عادی

زمانی که اکثر افراد خرید یک اسکنر را در ذهن دارند، اسکنر تخت را متصور می‎شوند، یک ابزار خانگی و اداری متداول که شبیه این است که انگار فردی قسمت بالایی یک دستگاه فوتوکپی را برداشته است. در این اسکنر، که نام خود را از صفحه‎ی شیشه‎ای تخت و بزرگ خود می‎گیرد، شما اسناد خود را قرار می‎دهید، در را بسته و آن‎ها را اسکن می‎کنید.

به سادگی، اسکنرهای تخت بهترین ابزار برای افرادی هستند که به طور مداوم به صورت ویژه و حرفه‎ای اسکن نمی‎کنند. شما می‎توانید به سادگی هرچه تمام‎تر با اسکنر تخت تصاویر خود یا سندی که نیاز دارید را اسکن و برای رئیس خود ایمیل کنید.

اسکنرهای تخت، به لطف اندازه‎ای که دارند، نیازی به کوچک‎‌کردن اجزاء یا برش دادن هرگونه گوشه‎ای ندارند؛ بنابراین، آن‎ها معمولا بالاترین رزولوشنی که در بازار اسکنرهای مصرف‎کننده دیده می‎شود را در اختیار دارند. رزولوشن در آن‎ها بر حسب DPI (نقطه در اینچ) بیان می‎شود، به نحوی که شرکت‎های مختلف DPI بسیار بالایی را برای اسکنرهای تخت، معمولا 2000 DPI یا بیشتر، تبلیغ می‎کنند. عملا، هر چیزی در 600 DPI یا بالاتر برای اسکن کردن هر چیزی از هنرهای زیبا گرفته یا تصویری که دوست دارید اندازه‎ی بزرگ‎تر آن‎ها را داشته باشید، کاملا مناسب است. این قضیه چیزی نیست که در رابطه با آن نگران باشید چون حتی اسکنرهای تخت ارزان 50 تا 70 دلاری هم آن‎قدر رزولوشن دارند که تصاویر شما را در کیفیت تولید عالی 1:1 اسکن کنند یا تصاویر کوچک‎تر شما را به اندازه‎های بزرگ‎تر برای جا گرفتن در قاب‎های بزرگ‎تر در آورند.
پیشرفت‎های صورت گرفته در فن‎آوری اسکنرها باعث شده است تا هرگونه اسکنر تخت برند مشهوری، نظیر کانن یا اپسون، بهترین گزینه برای کاربران کم مصرفی باشد که خواهان ابزاری هستند که برای اسکن کردن یک جعبه‎ی کوچک پر از تصاویر قدیمی و کارهای اسکن سبک اداری و کاغذی، کامل است.

از جنبه‎ی اقتصادی هم نگاه کنیم، مدل‎هایی نظیر Canon LiDE120 (با قیمتی برابر با 70 دلار) دارای قابلیت‎های پایه‎ای نظیر اسکن کردن به دنبال فشار دادن دکمه و نرم‎افزاری که با اپلیکیشن‎هایی نظیر Evernote و دراپ‎باکس یکپارچه شود (به منظور خودکار سازی به ترتیب بایگانی و آپلود کردن فایل‎ها)، است. این اسکنر بالاترین رزولوشن موجود در این دسته از اسکنرها را ارائه نمی‎دهد ولی رزولوشن خروجی برای 99 درصد کاربران که حتی متوجه‎ی چیزی که وجود ندارد، نخواهند شد، کافی است.

در رابطه با مدل‎های گران‎قیمت‎تر می‎توان به اسکنرهای تخت خانگی نظیر اسکنر بسیار عالی Epson V600 (با قیمتی برابر با 199 دلار) اشاره کرد. V600 نه تنها به نسبت برادر ارزان‎قیمت‎تر خود سه برابر رزولوشن بیشتری دارد بلکه قابلیت‎های اضافی‎ هم در آن دیده می‎شود که توجه خاص عکاسان و افرادی را که به بایگانی کردن تصاویر قدیمی خانگی می‎پردازند به خود جلب می‎کند یعنی: می‎تواند به لطف نور پشتی که در آن قرار گرفته است به اسکن اسلایدها و فیلم‎ها بپردازد. اگر شما فردی هستید که به امر بایگانی و آرشیو خاطرات قدیمی در خانواده می‎پردازید، یک مدل همه کاره‎ی قوی نظیر V600 بهترین گزینه‎ی پیش رو است.

اسکنرهای Sheet-fed: دستیاری که خواهان داشتن آن در اداره هستید

با آن‎که اسکنر تخت ممکن است بهترین گزینه‎ی پیش‎رو برای افرادی باشد که از هرکاری اندکی انجام می‎دهند ولی اگر حجم اسکن روزانه‎ی شما بسیار زیاد است، این نوع اسکنر ابزار فوق‎العاده دردآوری می‎تواند باشند.

اگر به دنبال این هستید که اداره‎ای داشته باشید که در آن کاغذها جایی ندارند و تمامی اسناد شما در کامپیوترتان اسکن شده باشند و هم‎چنین می‎خواهید مقدار زیادی از کاغذها را که از سالیان قبل بر روی هم جمع شده‎اند اسکن کنید، بدون شک نیاز به یک اسکنر نوع sheet-fed نیاز دارید. اسکن کردن حتی یک دسته اسناد مالیاتی از سالیان قبل با اسکنر تخت کار آزار‎دهنده‎ای است چه برسد به اسکن کردن جعبه‎ای از اسنادی که سالیان سال روی هم تلنبار شده‎اند که می‎تواند نظیر عذابی دائمی باشد.
اسکنرهای sheet-fed باعث می‎شوند که اسکن کردن انبوهی از کاغذها با قرار دادن اسناد داخل اسکنر به سادگی صورت گیرد، انگاری یک بخش تغذیه‎ی کاغذ در بالای دستگاه کپی شما قرار گرفته است که می‎تواند کل اسناد شما را ببلعد و بعد از انجام کار آن را به بیرون پرت کند!

به هنگام خرید این نوع اسکنر، شما به دنبال رزولوشن بالا نیستید، بلکه مواردی نظیر قابلیت اعتماد، سرعت و سادگی استفاده را در نظر خواهید داشت. شما خواهان اسکنری هستید که سریع اسکن کند، به دنبال کار زیاد فرسوده نشود و به سادگی با تعداد زیاد یا کمی کاغذ بارگذاری شود.

باید اشاره کرد که شاخص طلایی اسکنر رو میزی sheef-fed، سری اسکنرهای ScanSnap فوجیستو است. فوجیستو اسکنرهای رو میزی sheet-fed می‎ساخت که همگان در ده سال قبل خواهان آن بودند و آن‎ها هنوز در حال انجام این کار هستند. مدل برتر فعلی آن‎ها- هم از نظر نقدها و هم قابلیت‎ها- ScanSnap iX500(با قیمتی برابر با 414 دلار) است. با اسکنری روبرو هستیم که شاه این نوع اسکنرها به شمار می‎رود و ترکیبی از سرعت، گرفتن اسکن از دو طرف، ساخت بادوام و سادگی استفاده را در خود جمع کرده است تا در سایتی همچون آمازون با در اختیار داشتن 3600 نقد امتیاز متوسط 4.5 از 5 را داشته باشد.

اگر قیمت آن کمی برای شما بالا است، ولی هم‎چنان نیاز به یک اسکنر Sheet-fed قابل اطمینان دارید، شاید خواسته باشید مدل کوچک‎تر را در سری محصولات ScanSnap تهیه کنید یعنی S1300i (با قیمتی برابر با 248 دلار). شاید هم خواسته باشید محصولاتی را استفاده کنید که برای فوجیستو نباشد، در این رابطه اسکنر WorkForce DS-510 اپسون (با قیمت 279 دلار) دیده می‎شود. به یاد داشته باشید که هرچه به سمت قیمت‎های پایین‎تر حرکت می‎کنید، زمان را با پول جایگزین می‎کنید، یعنی هرچه در قیمت صرفه‎جویی کنید به بهای زمان بیشتری تمام می‎شود که در طول سالیان سال مجبور خواهید شد مقادیر کاغذ کمتری را در دستگاه خود بارگذاری کنید.

اسکنرهای پرتابل و قابل حمل: یک ابزار ویژه (ولی مفید)

گرچه اکثر افراد بر روی میزهای کار خود اسکن را انجام می‎دهند، ولی بعضی از افراد ممکن است در حین حرکت و جابجایی نیاز به اسکن کردن داشته باشند، نظیر لپ‎تاپ‎هایی که با خود به سر کار می‎برند. زمانی که به بخش بازار اسکنرهای پرتابل (که گاهی اوقات “دستی” هم نامیده می‎شوند) می‎رسیم، این اسکنر در انجام خیلی از کارها بهترین نیست ولی کار خود را انجام می‎دهد.

شما نمی‎توانید یک اسکنر پرتابل باتری‎خور با بالاترین رزولوشن را پیدا کنید، انتظار یک بخش تغذیه‎ی کاغذ عظیم یا قابلیت‎های یک مدل رو میزی را داشته باشید. ولی اسکنرهایی پیدا خواهید که رزولوشنی “به اندازه‎ی کافی” خوب ارائه می‎دهند و عملکرد آن‎ها به سادگی فشار دادن یک دکمه است.
گرچه اسکنرهای پرتابل خیلی وقت است به شکل‎های مختلف دیده می‎شوند ولی توجه‎ی مردم به سمت این نوع ابزار در سال 2012 و با اسکنر داکسی (Doxie) جلب شد. داکسی هم‎چنان عملکرد قوی با قیمتی از 148 تا 224 دلار دارد، مدل‎های گران‎قیمت‎تر دارای عمر باتری بیشتر و امکان اتصال به شبکه‎ی وای‎فای هستند. فوجیستو مدل مشابهی از سری محصولات ScanSnap خود، به اسم iX100 (به قیمت 200 دلار)، به بازار ارائه داده است.

بزرگترین مزیت و قابلیت یک اسکنر پرتابل رزولوشن نیست (قدرت همگی در این زمینه به شکل بارزی کم است)، بلکه امکان باتری خوردن در برابر سیمی بودن آن‎ها است. دو مدلی که در بالا به آن‎ها اشاره داشتیم قیمت بالایی دارند چون باتری می‎خورند و می‎توانند از طریق شبکه‎ی وای‎فای اسکن خود را در دستگاه‎های مجاور (در هر دو مدل این قابلیت است)، یا به یک دستگاه ذخیر‎ه‎سازی داخلی/ قابل جدا شدن (در مدل داکسی) ذخیره کنند.

اگر ولی نیاز به این نوع آزادی بی‎سیم ندارید، چون هر زمان که قصد اسکن چیزی را دارید لپ‎تاپ خود هم به همراهتان است، می‎توانید هزینه‎ی پرداختی را کاهش دهید. اسکنر WorkForce DS-30 اپسون نیز پرتابل است ولی به نسبت دو مدل قبلی قیمت پایین‎تری دارد، چون باید به شکل مستقیم با لپ‎تاپ شما با پورت یو‎اس‎بی در ارتباط باشد، و می‎توانید با پرداخت تنها 80 دلار آن را تهیه کنید.

اسکنرهای ترکیبی: حتی برای دشمن شما توصیه نمی‎شود

در نهایت به مدلی می‎‌رسیم که در بازار دیده می‎‌شود ولی قرار دادن آن در این لیست به معنای توصیه کردن آن نیست. در هر فروشگاه قطعات کامپیوتری شما می‎توانید اسکنرهای ترکیبی را پیدا کنید که با داشتن عملکردهای متنوع می‎توانند در محیط خانگی شما معجزه‎آفرین باشند. معمولا این واحدهای ترکیبی همانند با یک دستگاه کپی مینیاتوری به نظر می‎آیند و دارای یک بخش تغذیه‎ی کاغذ در بالا، اگر در را باز کنید یک اسکنر تخت، یک پرینتر داخلی و حتی یک دستگاه فکس هستند.

اگر در حال حاضر در حال استفاده از یکی از این مدل‎ها هستید و به خوبی دارد کار می‎کند، عالی است. آن را تا زمانی که فرسوده شود و دعای شما را پشت سر خود ببیند، استفاده کنید. اگر به دنبال خرید سخت‎افزار جدیدی برای محیط کار خود هستید، قویا توصیه می‎کنیم که از خرید این واحدهای همه کاره اجتناب کنید. آن‎ها معمولا قیمتی از 60 تا 200 دلار دارند و چنین چیزی بایستی به تنهایی هشداری برای سردردهای احتمالی بعدی باشد. در نظر بگیرید اگر یک اسکنر ساده هزینه‎ای برابر با 50 تا 60 دلار و یک پرینتر لیزری ارزان نیز قیمتی در همین حدود داشته باشد، احتمال این‎که شما یک اسکنر/ پرینتر ترکیبی با قیمت 60 دلار که خوب باشد به دست آورید، چقدر است؟ یقینا زیاد نیست.

علاوه بر این، بسیاری از این واحدها بسیار می‎توانند ناگهان آزاردهنده باشند، به عنوان مثال اگر جوهر پرینتر تمام شده باشد اسکنر کار نکند، یا اسکن کردن چیزهای مختلف برای ارسال به پرینتر دیگر مشکل باشد چون این واحد با در اختیار داشتن یک حالت کپی به منظور اسکن و پرینت تنها بر روی پرینتر خودش، طراحی شده است. به طور کلی، هیچ‎وقت خرید چنین مدل‎هایی ارزش دردسرهای بعدی‎اش را ندارد و بهتر است به فکر خرید یک اسکنر مجزا باشید.

بدون شک خرید اسکنر یکی از آن کارهایی است که باید زمانی را صرف تحقیق در مدل مورد نیاز خود بکنید تا در نهایت راحتی استفاده و آسودگی را به محیط کار خود بیاورید. با انتخاب اسکنر مناسب برای کاری که اکثرا به آن نیاز دارید، خود را از مشکلات احتمالی در رابطه با تجربه‎ی کاربری رها می‎کنید.

همه چیز در مورد جراحی زیبایی

همانطور که می دانید جراحی زیبایی نوعی جراحی پلاستیک است که با هدف بهبود ظاهر فرد انجام می شود. اما در مورد انجام جراحی زیبایی بایستی دقت و وسواس کافی به خرج دهید.
در سال های اخیر جراحی زیبایی در تمام جهان، محبوبیت بسیار زیادی پیدا کرده است.

کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و عمل های زیبایی زیادی هرروزه، برای قسمت های مختلف صورت و پیکر در کشورمان در حال انجام است.

اما انتخاب نوع عمل جراحی زیبایی مورد نیاز فرد، باید با دقت و با مشورت با جراح زبده ای انجام شود.نتایج روش های جراحی نیز متفاوت است ، برخی موقت هستند ولی اغلب به صورت دائمی باقی می مانند.

بنابراین بسیار مهم است که جراحی تان توسط یک متخصص با تجربه انجام شود.

فرایند عمل به این صورت است که ؛ قبل از انجام جراحی زیبایی، با جراح تان مشاوره خواهید داشت و بررسی های پزشکی لازم در خصوص تان انجام می شود. اگر منع جسمی و پزشکی برای انجام عمل نداشته باشید؛ جراح تان با انجام جراحی موافقت می کند.
بخش مهمی از جراحی پلاستیک، جراحی بازسازی و ترمیمی می باشد. افرادی که در اثر عوامل مختلف مثل حادثه و … آسیب می بینند و بخشی از زیبایی خود را از دست می دهند به کمک جراحی پلاستیک و زیبایی می توانند اعتماد به نفس از دست رفته شان را بازیابند.

هدف از جراحی پلاستیک در این موارد؛ بهبود عملکرد و ایجاد یک ظاهر نرمال به بخشی از بدن فرد است که آسیب دیده است.

مطالبی که در این متن به آن ها می پردازیم:
–     انواع و کاربردهای جراحی زیبایی
–     انتخاب جراح
–     نکاتی درباره جراحی زیبایی

انواع جراحی زیبایی
– جراحی سینه
خانم ها ممکن است به دلایل مختلف بدنبال جراحی سینه برای بهبود ظاهر بدن خود باشند.
روش های مختلفی برای جراحی زیبایی سینه در خانم ها وجود دارد. مثل لیفت، پروتز سینه و…
انواع روش های جراحی سینه عبارتند از:
افزایش سایز سینه ها:

این کار به کمک پروتز ها و هم چنین تزریق چربی به فرد قابل انجام می باشد.

گاهی فرد به دلیل سایز کوچک سینه ها تصمیم به این جراحی می گیرد.

قرینه کردن سینه ها:

گاهی مشکل عدم قرینگی وجود دارد و فرد نیاز به جراحی زیبایی سینه پیدا می کند. گاهی نیز تغییرات ظاهری بدن در اثر بارداری و شیردهی فرد را متمایل به جراحی زیبایی سینه می کند.

لیفت سینه ها:
گاهی در اثر بارداری و یا کاهش وزن، بخشی از پوست فرد افتاده می شود و در ظاهر و زیبایی اندام وی اثر می گذارد.

با جراحی و لیفت قسمت های افتاده می توان این مشکل را رفع کرد.

علاوه بر بارداری و شیردهی؛ گاهی نیز در اثر افزایش سن و تغییرات پوستی، بدن فرد افتاده می شود و سینه ها نیاز به لیفت پیدا می کنند.
بانوان با انجام جراحی های زیبایی پیکر، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند.

 

کاهش سایز سینه ها:

این جراحی به دلایل متفاوتی انجام می شود.

گاهی وزن زیاد سینه ها، برای فرد ناراحتی های فیزیکی ایجاد می کند . در نتیجه کاهش سایز سینه ها، سبب تسکین درد فرد خواهد شد. گاهی نیز به دلایل زیبایی فرد نیاز به انجام جراحی زیبایی سینه پیدا می کند.

کاهش سایز سینه در آقایان:

این جراحی برای آقایانی که سینه های بزرگ آزارشان می دهد، نیز قابل انجام می باشد.

  • لیپوساکشن

لیپوساکشن نیز برای رفع چربی ها از قسمت های مختلف بدن مثل شکم، ران، باسن ، پشت بازو و … استفاده می شود.
در این روش ها از طریق یک لوله، مکش چربی انجام می شود.
برای جلوگیری از عوارض احتمالی، محدودیتی برای برداشتن چربی ها وجود دارد.

پس در این خصوص باید واقع بین باشید و تذکرات پزشکی جراح تان را جدی بگیرید.
لیپوساکشن نباید به عنوان یک روش کاهش وزن در نظر گرفته شود. بهتر است به دید یک روش از بین بردن چربی های موضعی به آن نگاه کنید.
این روش ها، عموما عوارض کمی دارند .اما مثل هر روش دیگری عوارض احتمالی ای در این خصوص وجود دارد. مثل تجمع خون زیر پوست ، عفونت، تغییر در احساس، واکنش های آلرژیک. لازم است بدانید لیپوساکشن خطر ابتلا به دیابت، بیماری قلبی و یا فشار خون بالا را کاهش نمی دهد.

جراحی زیبایی صورت:

جراحی پلک:
بلفاروپلاستی، یا عمل جراحی پلک یکی از روش های جراحی صورت می باشد.

به مرور زمان و با افزایش سن، پوست چهره و از همه سریع تر پلک؛ افتاده می شود و تغییر شکل می دهد. در جراحی پلک؛ با حذف چربی و پوست اضافی پلک، این مشکل رفع می شود.
جراحی بینی:
جراحی بینی یکی از رایج ترین جراحی های زیبایی در کشور ما می باشد. نکته ی مهم در مورد این عمل، انتخاب جراح با تجربه و کاربلد می باشد.

رینوپلاستی یا جراحی بینی جراح علاوه بر رفع مشکلات داخلی بینی مثل پولیپ، ظاهر بینی را نیز ارتقا می بخشد. در جراحی زیبایی بینی؛ نواقص بینی مثل انحراف و… نیز برطرف می شود. جراحی بینی برای سنین نوجوانی توصیه نمی شود. چراکه بایستی غضروف و استخوان رشد خود را تمام کند. پس اگر در سنین 16-17 سالگی به سر می برید کمی تامل کنید و اجازه دهید رشد تان باتمام برسد.

جراحی گوش:

در صورت وجود مشکلات ظاهری و زیبایی گوش، جراحی زیبایی می تواند یاری رسان باشد.
گاهی کودکان به دلیل سایز نامناسب گوش هایشان، نیاز به این جراحی پیدا می کنند. مشکل زیبایی گوش ها، در پسربچه ها اغلب به معضلی برای کودک تبدیل می شود و اعتماد به نفس وی را تحت تایر قرار می دهد. با مراجعه به یک جراح ماهر می توانید در خصوص مشکل فرزندتان چاره جویی کنید.

همه چیز در مورد جراحی زیبایی

لیفت صورت:

لیفت صورت با هدف رفع چین و چروک ها و از بین بردن نشانه های پیری انجام می شود.

با انجام این جراحی چروک ها حذف می شود و پوست جوانتر به نظر خواهد رسید.
به طور معمول، برش لیفت صورت ، در مقابل و در پشت گوش قرار می گیرد، از این رو رد عمل در ظاهر فرد نمی ماند. در صورتیکه لیفت صورت توسط جراحی ماهر انجام شود؛ معمولا نتیجه ی بسیار خوبی دارد.

جراحی زیبایی چانه:
برای متعادل سازی فرم چهره و همچنین زاویه دار کردن صورت می توان از جراحی های زیبایی فک و چانه بهره برد. در این جراحی ها، با تغییر در استخوان چانه و یا استفاده از پروتز می توان به اهداف مورد نظر رسید.

زاویه دار کردن صورت اخیرا، محبوبیت بیشتری به خصوص بین جوانان پیدا کرده است.

جراحی زیبایی گونه:

برای زیباسازی گونه ها نیز روش هایی برای برجسته سازی آنها وجود دارد. برخی از این روش ها دائمی و برخی غیر دائمی می باشد.  مثل استفاده از پروتز، تزریق فیلرها

پیوند مو
یکی از معضلات و نگرانی آقایان جوان، از دست دادن تمام یا بخشی از موهایشان است.

با روش های جدید کاشت و پیوند مو، این نگرانی تا حد بسیار زیادی حل شده است.

این جراحی می تواند رشد مو را به افرادی که با ریزش مو روبه رو هستند، بازگرداند.
علاوه بر این، پیوند مو می تواند به افزایش رشد مو کمک کند.

نکته بسیار مهم در خصوص تمام جراحی های زیبایی اینست که نتیجه جراحی علاوه بر کار جراح ، تا حد زیادی به مراقبت های فرد نیز بستگی دارد.

کسی که قصد انجام جراحی زیبایی دارد، باید از چند ماه قبل و بعد از از عمل، مصرف سیگار و دخانیات را متوقف کند، چراکه مصرف دخانیات در بهبود زخم خلل ایجاد می کنند.

روش های موقت زیبایی:

فیلر ها و یا پرکننده های پوست:
درمان های کمتر تهاجمی ای هستند که با هدف ارتقای زیبایی فرد به شکل سرپایی انجام می شوند. مثل تزریق ژل، بوتاکس و…
این روش ها به  از بین رفتن چین و چروک های پوستی کمک می کنند.
تعداد زیادی از افراد از بوتاکس برای زیبایی بهره می برند.

بوتاکس با کنترل حرکت ماهیچه ها، مانع از گسترش چین و چروک ها می شود.
البته این درمان برای درمان خطوط خفیف در پیشانی، اطراف چشم و … نیز به کار می رود.

فیلرها و پرکننده های پوستی (مثل بوتاکس)، در ایجاد پوستی شاداب تر و زیباتر به فرد کمک می کنند.
از فیلرها برای درمان چین و چروک بینی، گونه ها و لب ها و افزایش حجم پشت دست استفاده می شود.
فیلرها روشی دائمی نیستند و نیاز به تمدید و استفاده ی مجدد دارند.

برای حفظ اثر آن ها، در فواصلی که پزشک تان تشخیص می دهد نیاز است که مجدد آن ها را تزریق کنید.
با اینکه استفاده از فیلرها یا همان پر کننده های پوستی  روشی سرپایی هستند ولی بایستی توسط یک پزشک با تجربه انجام شود تا جلوی عوارض احتمالی آن گرفته شود.

اگر تزریق آن ها توسط افراد غیر متخصص انجام شود ممکن است برای فرد مشکلات احتمالی ای ایجاد کند. پس برای انجام هر روش زیبایی ای، حتی بوتاکس و روش های ساده سرپایی به یک فرد متخصص مراجعه کنید.

تزریق چربی:

تزریق چربی و پیوند چربی در عمل جراحی زیبایی کاربرد بسیار گسترده ای دارد.

این روش به تازگی محبوبیت بیشتری پیدا کرده است.
در این روش، چربی های بدن فرد با کمک لیپوساکشن جمع آوری می شود و برای مناطقی که نیاز به افزایش حجم دارد تزریق می شود.
معمولا از روش تزریق چربی برای صورت، از جمله لب ها، دست ها و پوست استفاده می شود.

علاوه بر صورت، از این روش برای افزایش حجم سینه ها، باسن نیز انجام می شود.
نتایج این روش  به طور کلی ایمن و کم خطر است.

در این روش چربی از جایی از بدن برداشته شده و به بخش دیگری که نیاز دارد؛ تزریق می شود. گاهی این روش نیز نیاز به تمدید دارد.

انتخاب جراح  زیبایی

بعد از انجام تحقیقات لازم در مورد جراحی و … به مهم ترین قسمت آن می رسید.یعنی انتخاب جراح! انتخاب جراحی که علاوه بر گذراندن مراحل تخصصی علمی مورد نیاز؛ تجربه ی کافی و نمونه  کارهای موفقی داشته باشد؛ بسیار مهم است.

چراکه بخش بسیار زیادی از نتیجه ی عمل شما، وابسته به کار جراح شماست.

پس در این خصوص سهل انگاری نکنید و با دقت نمونه عمل های قبلی جراح ، سابقه ایشان  و هم چنین مدارج علمی شان را بررسی کنید.
عمل جراحی زیبایی و سلامت روان
تحقیقات نشان می دهد که افرادی که تحت عمل های زیبایی قرار می گیرند بیشتر احتمال دارد که مسائل روانشناختی مانند افسردگی و  … را تجربه کنند.
اگر ناراحتی های روحی حاد، مثل افسردگی و… دارید هرگز برای درمان مسئله روحی تان دست به عمل های زیبایی نزنید. چراکه ممکن است به مشکل روحی تان دامن بزنید.

نکاتی درباره جراحی زیبایی
افرادی که قصد انجام جراحی های زیبایی را دارند؛ بایستی قبل از عمل مشاوره های لازم و بررسی های لازم را انجام دهند.
این نکات عبارتند از:
-پیدا کردن  یک جراح معتبر و بررسی اعتبار وی.

-پس از مشورت با جراح، تصمیم نهایی خود را بگیرید و در مورد ابهامات خود با جراح تان صحبت کنید تا کاملا متقاعد شوید.
–   اطلاعات کامل در مورد روش جراحی ای که قرار است برای تان انجام شود بدست آورید و تمام مزایا و معایب آن روش را قبل از عمل بررسی کنید .
برای مثال، از خطرات و محدودیت های عمل آگاه باشید و آگاهانه دست به جراحی بزنید.

-زمان مناسب برای انجام عمل را انتخاب کنید.

به عنوان مثال، زمانی که در رویداد های استرس زای زندگی تان نباشید مثل تغییر شغل، سوگواری، اسباب کشی و…

–  برای انجام عمل زیاد سفر نکنید. اگر سفرهای تان ضروری است تمام مقدمات و امور لازم را از قبل تدارک ببینید. به ویژه اگر برای جراحی در خارج از کشور سفر می کنید.

-این را بدانید که هر روش جراحی خطر و عوارض خود را دارد.
توصیه می کنیم در صورت داشتن هر یک از نشانه های زیر بعد از عمل زیبایی با جراح تان تماس بگیرید و به وی مراجعه کنید:
درد غیرعادی
اختلالات بینایی
پوست سفید در نزدیکی محل تزریق
علائم سکته مغزی

اگر جراحی زیبایی ای انجام دادید؛ لازم است از یکی از عزیزان و نزدیکان تان برای مراقبت های بعد از عمل کمک بگیرید.

استراحت کافی و رعایت دستورالعمل های پزشکی بعد از عمل؛ در دستیابی به نتیجه ی مورد نظر بسیار موثر است.