لیسانس و مقاطع بالاتر است. جوانان پیش‌دانشگاهی و دانشجویان دوره‌های فوق دیپلم و لیسانس از این بابت در وضعیت بد‌تری هستند (همان: 239).
یافته‌های تحلیلی حکایت از آن دارد که رضایت از خانواده با سلامت روانی رابطه مستقیم دارد؛ به این معنا‌ که هر قدر رضایت از خانواده بیشتر شود، سطح سلامت روانی وی بالاتر می‌رود (همان: 271) نیز چنانچه پاسخگویان را بر اساس میزان سلامت روانی به چهار دسته مشکل‌دار، نسبتاً مشکل‌دار، سالم و کاملاً سالم تقسیم نماییم. با گروه مشکل دار در مقایسه با گروههای دیگر، نگرش مثبت‌تری‌ به دوستانشان دارند. نیز در خصوص مشارکت سیاسی، رابطه مشارکت سیاسی با سلامت روانی رابطه‌ای مستقیم است؛ هر چه افراد سلامت روانی بالاتری بر‌خوردار باشند نسبت به مشارکت سیاسی بهتر می‌اندیشند (همان: 276) نیز نسبت به رضایت از شغل (همان: 281) لذت از اوقات فراغت مشارکت اجتماعی (همان: 283) نگرش به نهاد‌های حکومتی (همان: 285) همه رابطه معنا‌داری وجود دارد.نیز با توجه به آنکه پیش‌بینی می‌شود رضایت ازخانواده و دوستان از ابعاد رضایت از زندگی باشد و چون جامعه‌آماری ما دانشجویان است بیان آمارهایی در این خصوص مناسب به نظر می‌رسد.
به لحاظ وضعیت اقتصادی دانشجویان دختر ازنظر اقتصادی به طور معنا‌داری بهتر از دانشجویان پسر هستند. (همان: 513). به لحاظ نگرش به خانواده نیز دانشجویان دختر به طور معنا‌داری نگرش مثبت‌تری دارند(همان: 514) در مورد گروه دوستان دانشجویان پسر در مقایسه دانشجویان دختر نگرش بهتری نسبت به دوستان خود دارند (همان: 515)نیز دختران به طور معنا‌‌داری نگرش مثبت به کار‌کرد مساجد و هیاتهای مذهبی دارند (همان: 9 – 518)در حوزه دینداری هم در بعد اعتقادات قلبی دینی و هم در اعتقادات رسمی دینی دختران دانشجو به طور معنا‌داری از پسران دانشجو نگاه مثبت‌تری دارند به ویژه در بعد اعتقادات قلبی دینی (همان:4ـ 523) هدف از ذکر مطالب فوق این است که ببینیم اگر رضایت از زندگی را به حوزه های خاصی تفکیک نماییم و در هر یک از حوزه ها به تفکیک زن و مرد نتایج آن را بیان نماییم ؛ در این صورت آیا می توانیم با اطمینان بالایی به تفاوت رضایت از زندگی بین دختران و پسران دست یابیم ؟ قرائن در اینجا به اندازه کافی نیست ولی می توان بر اساس مطالب مذکور احتمال داد که رضایت از زندگی پسران کمتر یا مساوی رضایت از زندگی دختران باشد .
2-2-1-14- سنجش توصیفی احساس خوشبختی( نایبی1375 )
در این اثر تحقیقی محقق به سنجش توصیفی احساس خوشبختی می‌‌پردازد. سنجش متغیر وابسته از طریق یک گویه انجام پذیرفته “کلاً چقدر احساس خوشبختی می‌‌نمائید؟”
به نظر ما بررسی متغیر وابسته ـ که متغیر اصلی تحقیق است ـ از طریق یک گویه به پایایی18 تحقیق خدشه جدی وارد می‌نماید. و از دقت کار می‌‌کاهد.درهر حال مشخص نیست که آیااحساس خوشبختی یک‌‌‌سازه19 است یا یک متغیر بسیط؟
آنگاه در حالت نخست باید اهتمام به شناخت ابعاد آن داشته باشد و در حالت دوم باید با افزایش تعداد گویه‌‌ها سطح سنجش آن را از تربیتی به فاصله‌ای ارتقا بخشد.
در این تحقیق برای رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر مستقل چهار بعد در نظر گرفته شده است:
رضایت از زندگی خانوادگی، رضایت از مسکن، رضایت از تندرستی و رضایت از شغل. بعد نخست با یک گویه سنجیده شده است: آیا از زندگی خانوادگی خود راضی هستید؟ بعد دوم که رضایت از مسکن است؛ دارای دو مولفه است الف: رضایت از اندازه مسکن ب: رضایت از محله‌ای که فرد در آن زندگی می‌کند.
بعد سوم رضایت از تندرستی است که آن نیز با یک گویه سنجیده می‌گردد و بعد چهارم رضایت از شغل است که دارای ابعاد متعددی است- (مافوق، همکار، امکان ترفیع شغلی، امنیت اقتصادی، فاصله در‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمد از در‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمد مطلوب و تفاضل رتبه در‌‌‌‌‌‌‌‌آمد از در‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمد مطلوب)-(نایبی،1375: 20 ).
نظر به اینکه احساس خوشبختی با رضایت از زندگی دارای همبستگی نسبتاً زیادی است (همان:55)

جدول 2-17نتایج آزمون فرضیات به کار گرفته شده در این تحقیق مفید به نظر می‌رسد.
شماره صفحه
آزمون کرامر
سطح معناداری ()
فرضیه
46
11/0
07/0
احساس خوشبختی با رتبه شغلی همبستگی دارد
48
14/0
005/0
احساس خوشبختی با تحصیلات همبستگی دارد
49
20/0
0001/0
احساس خوشبختی با در‌‌آمد همبستگی دارد
50
18/0
0001/0
احساس خوشبختی با امنیت اقتصادی همبستگی دارد
53
29/0
0000/0
احساس خوشبختی با رضایت از زندگی همبستگی دارد
55
18/0
0001/0
احساس خوشبختی با بیگانگی همبستگی منفی دارد
58
13/0
04/0
احساس خوشبختی با جنس همبستگی دارد
59
03/0
81/0
احساس خوشبختی با تأهل همبستگی دارد
60
13/0
04/0
احساس خوشبختی با وضعیت اشتغال فرد همبستگی دارد
83
12/0
05/0
رضایت از زندگی با رتبه شغلی فرد همبستگی دارد
86
17/0
001/0
رضایت از زندگی با ‌در‌‌‌‌آمد فرد همبستگی دارد
87
13/0
01/0
رضایت از زندگی با اعتماد همبستگی دارد
87
30/0
0000/0
رضایت از زندگی با بیگانگی همبستگی دارد

2-2-1-15- رضایت از زندگی در میان شهروندان زن ایرانی( کوشا ومحسنی1356)
بر اساس خلاصه این پژوهش ،نویسنده در مقاله ای تحت عنوان ” رضایت از زندگی در میان شهروندان زن ایرانی: یک تحلیل اکتشافی” به رضایت از زندگی
زنان ایرانی ـ اعم از آنان که متأهل یا غیر متأهل هستند ـ می‌‌پردازد. نمونه آماری از 335 زن (61 درصد آنها متأهل و 39 درصد آنها غیر‌‌‌‌متأهل (مجرد، مطلقه، بیوه) ) تشکیل یافته است.
داده‌ها از طریق پرسشنامه‌‌های خود اجرا که در سالهای 1992 الی 1994 به اجرا در آمد؛ جمع‌‌‌آوری گردید.
نتایج تحقیق که مبتنی بر جداول متقاطع و تحلیل مسیر است؛ حکایت از آن دارد که رضایت از زندگی زنان متأهل مستقیماً با رضایت از ازدواج، اشتغال و اوقات فراغت مرتبط است.
]نکته قابل ذکر[ اینکه رابطه بین رضایت و فعّالیت زنان رابطه‌‌ای متقابل است. مع‌الوصف در خصوص زنان غیر‌‌متأهل رضایت از زندگی آنها تحت تاثیر مقطع تحصیلی و اوقات فراغت آنها است. (کوشا ومحسنی،1356: 329).
2-2-2- پیشینه تحقیقات خارجی
2-2-2-1- سنجش احساس میزان رضایت و امنیت (نورمن برادبورن20 و دیوید کاپلوویتز21)
نورمن برادبورن و دیوید کاپلوویتز از مرکز ملی بررسی افکار (NORC)22 امریکا از اولین کسانی بودند که دست به سنجش احساس میزان رضایت و امنیت مردم زدند. آنها به اهمیت رضایت از زندگی در سیاست‌گذاری توسعه اجتماعی و برنامه‌ریزی‌های ملی دولت‌ها اشاره کرده‌اند (هیوستون،2001 :25 به نقل از قهرمان،1384).
کانورس (1976)، در پژوهشی با عنوان “بهروزی در آمریکا”، به نقل از اینگلهارت (1990) در کتاب “تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی” و همچنین نتایج سایر پژوهش‌ها حکایت از آن دارد که 20 درصد مردم جوامع غربی خود را خوشبخت می‌دانند و از زندگی خود کاملاً رضایت دارند، 58 درصد نسبتاً خوشبخت و 20 درصد خود را چندان خوشبخت نمی‌دانند (اینگلهارت، 1390: 248).
رضایت از زندگی با توسعه اجتماعی و اقتصادی همبستگی دارد (بیکر،1990 نقل از نایبی، 1374: 13).
احساس خوشبختی با بیگانگی و بی‌اعتمادی همبستگی دارد (اینگلهارت، 1994: 43).
رضایت از زندگی با پایگاه اجتماعی اقتصادی همبستگی دارد(رابینسون،1976:11).

2-2-2-2- گزارشی از اعتبار سازه‌هایی از طیف رضایت از زندگی در یک مقطع زمانی (مکینتاش232001 )
محقق به ارئه مقاله‌ای تحت عنوان “گزارشی از اعتبار سازه‌هایی از طیف رضایت از زندگی در یک مقطع زمانی” پرداخته است. بنیان و اساس این مقاله بر نقد و نظریات (پی وت24 ودیگران،1998 به نقل از قهرمان،1384) استوار است نویسنده بر پی وت دو ایراد وارد می‌‌داند: ایراد اول بر تکنیک‌ آماری اتخاذ شده توسط پی وت و همکارانش است زیرا که آنها برای رسیدن به یک راه حل سه عاملی از چرخش قطری از نوع varimax استفاده نموده‌ بودند اما توصیه نویسنده مقاله این است که چرخش مایل oblique rotation در این مورد مناسبتر است (همان:38). البته نویسنده مقاله در ادامه از توضیحی روشن درباره نکته فوق اجتناب می‌کند و به مسائل دیگر می‌پردازد. ایراد یا انتقاد دوم بر کار پی وت که هدف دوم مقاله مذکور است؛ بیان این نکته است که میزان همگرایی میان مقیاس مقطعی رضایت از زندگی25 Tswls و دیگر اندازه‌های swb، یک بعد زمانی خاص را که امتحان و توجه نشده است را وارد نموده‌‌اند و لذا دومین هدف این تحقیق را تعیین نمودن این نکته می‌داند که آیا سه بعد Tswls (گذشته ـ حال و آینده) با ابعاد نظیرش در swb همبستگی دارند خیرکه نهایتاً فتوا به همبستگی آنها می‌دهد (همان:37).
اما توضیحی درباره چند طیف معرفی شده در این مقاله: Tswls: پی وت وهمکارانش اقدام به ابداع ویراش اصلاح شده‌ای از Swls نمودند و آن را Tswls نام نهادند که تفاوت آن با نسخه Swls این است که درسنجش رضایت از زندگی با طیف Tswls ابعاد زمانی در نظر گرفته می شود (همان:37).
SASS : طیف دیگری که در این مقاله مورد اشاره قرار گرفت طیف SASS یا self – Anchoring striving scale است که مناسب است آن را طیف تلاش در جهت معرفی خود نام بگذاریم: در طیف مذکور ابتدا از افراد درخواست می‌شود که شرحی از بهترین حالات ممکن که در آن تمام امیال و آرزو‌های او محقق گشته‌ را بنویسند و نیز در مقابل شرحی از بد‌ترین حالات ممکن که در آن تمام ترسها و اضطراب‌ها روی می‌دهد‌ـ را بنویسند. سپس به پاسخگو می‌گویند اگر برای حالات نخست حداکثر نمره 10 و برای حالات دوم حداقل نمره صفر را بخواهیم منظور نماییم. به مرتب نمودن وضع موجود خود بر روی یک سلسله مراتب (از 0 تا 10) اقدام نمائید(همان:41).
SWB: گر چه در جای جای این مقاله از طیف swb سخن به میان آمده؛ اما توضیح روشن و آشکاری درباره آن ارائه نشده است لیکن گفته شده که در این طیف به علت داشتن چشم‌انداز‌های زمانی در اندازه‌گیری اجزایش، کار از دقت بالا تری برخور دار است(همان:37).نیز به نظر می‌رسد Tswls و SASS زیر مجموعه SWB باشند(همان:47). در این تحقیق TSWLS که مشتمل بر سه خرده طیف رضایت از زندگی در گذشته، رضایت از زندگی در حال، رضایت از زندگی در آینده است هر کدام از 5 معرف و با استفاده از طیفی که در شکل لیکرت است و از کاملاً ناراضی “1” تا کاملاً راضی “7” می‌باشند. تهیه شده است معرفهای TSWLS همگی دارای بار‌ ارزشی مثبت بوده و لذا نمرات بالاتر هر فرد بیانگر رضایت از زندگی بیشتر در او است (همان:41). البته آنچه در اینجا شایسته است مورد توجه قرار گیرد این است که مثبت بودن بار ارزشی گویه‌ها، ممکن است سبب شود دقت پاسخگو کم گردد(همان:39). زیرا اصولاً افراد تمایل به موضع‌گیری مثبت و همنوایی با گویه را دارند.
برخی نکات که البته در این تحقیق به صورت حاشیه‌ای مورد اشاره قرار گرفت ولی شاید دارای اهمیت باشد عبارتند از: الف: رضایت از زندگی در حوزه‌ای خاص متأثر از رضایت از زندگی در حوزه‌های وی
ژه مانند رضایت از کار، رضایت از اوقات فراغت، و نیز سلامتی است(داینر ودیگران،53:1999).ب: رضایت از زندگی در این تحقیقات رضایت کلی از زندگی است و در این تحقیقات بر اساس معیارهای عمدتاً ذهنی اندازه‌گیری شده است و آن به این دلیل است که به مردم اجازه داده شود تا بر اساس نظام ارزشی شخصی خودشان، اهمیت هر حوزه‌ای از زندگیشان را بیان نمایند(همان:53). ج: میان مثبت نگری و رضایت از زندگی در زمان فعلی فرد پیوند و رابطه وجود دارد(مارشال ودیگران،1992).و بر اساس آن رضایت از زندگی در زمان حال و آینده به یکدیگر مرتبط است.
و بحث‌های متقاعد کننده‌ای صورت پذیرفته که نتیجه آن این است که بین ساختار شخصیتی فرد در آینده و تجارب حال و گذشته وی رابطه‌ای است بلکه در واقع اولی مشتق شده و برخاسته از دومی است.
2-2-2-3- رضایت از زندگی در میان دانش‌آموزان خارجی( دیوید لکلند262001)
محقق به

فارغ از حیطه غالب کنش پاسخگو هستند.
“آدم باید مواظب باشد لقمه حرام نخورد”
” مهم نیست که شغل ودرآمدش حلال باشد یا نه مهم این است که شغل پر درآمد باشد.” (عظیمی هاشمی،1382 :168 ).
بدیهی است که معاملات اقتصادی و….در زمره حیطه غالب کنش افراد در سن و سال دبیرستانی نیست و پاسخگویان در این حوزه فاقد تجربه کافی و لذا فاقد موضع واقعی11 هستند و لذا امکان ارائه پاسخهای کلیشه‌ای از سوی پاسخگو زیاد می‌گردد که خود سبب غیر نرمال شدن توزیع خرده مقیاس مذکور می‌گردد که در واقع مقدمه پدید آمدن اشکال سوم است.نکته سوم:در این اثر تحقیقی متغیر وابسته غیر نرمال است ولذا قابلیت استفاده از تحلیل رگرسیون و آزمونt را ندارد. اشکالات سه‌گانه مذکور سبب می‌شود که مهمترین نتیجه پژوهش مذکور یعنی” بعد پیامدی دینداری قویترین همبستگی را با رضایت از زندگی دارد” مخدوش باشد.
2-2-1-8- ابعاد رضایت از زندگی (علیخواه 1383 )
نویسنده در اثر تحقیقی خود تحت عنوان سنجش مفاهیم اساسی علوم اجتماعی به جمع آوری مفاهیم اساسی علوم اجتماعی در میان آثار پژوهشی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا پرداخته است. دو اثر پژوهشی که نویسنده از آنها نیز یاد کرده است آثار پژوهشی آقایان فریدون علیخواه ـ نویسنده ـ و فیض ا… نوروزی است.اگر چه در هر دو اثر مذکور به متغیر ” رضایت از زندگی” پرداخته شده است، اما از آنجا که در هر دواثر رضایت از زندگی متغیر اصلی (وابسته) پژوهش نبوده است؛ به نظرمی رسد به اندازه کافی مورد موشکافی قرار نگرفته است. به اختصار می توان گفت که در اثر پژوهشی آقای علیخواه برای ” رضایت از زندگی” شش بعد در نظر گرفته شده است که عبارت هستند از: 1- رضایت از زندگی خانوادگی (شامل رضایت از همسر و فرزند) 2- رضایت از شغل 3- رضایت از روابط اجتماعی (همکاران و همسایگان) 4- رضایت از در آمد 5- رضایت از تحصیلات 6- رضایت از تسهیلات مهم خانواده. که در سؤالات مذکور میزان رضایت از زندگی در قالب طیف پنج گزینه ای لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج این پژوهش حکایت از آن دارد که هر چه رضایت از زندگی بیشتر باشد گرایش به آزادی بیشتر است. (علیخواه ،1383: 340-339). نکته قابل ذکر در باره کار ایشان این است که متغیر رضایت از زندگی در این تحقیق فاقد روایی محتوایی12 است .یعنی برخی از حیطه های رضایت از زندگی مانند ” رضایت از خود” آورده نشده است. در اثر پژوهشی دوم نیز می توان به اختصار گفت که برای رضایت از زندگی پنج بعد در نظر گرفته شده است که عبارتند از رضایت از رشته تحصیلی، رضایت از محله سکونت، رضایت از خانواده، رضایت از کشور و رضایت از مسؤولین. در پرسشنامه مذکور متغیر رضایت در قالب طیف سه گزینه ایی لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که میزان رضایت از زندگی با فردگرایی رابطه ای زیاد دارد.(همان: 8-257)
در باره اثر ایشان دو نکته قابل ذکر است:
الف- نخست اینکه متغیر رضایت از زندگی در این تحقیق فاقد روایی محتوایی است .مثلادر این اثر نیز رضایت از خود و رضایت از محیط کار یا تحصیل مورد بررسی قرار نگرفته است.
ب- نکته دوم نیز اینکه متغیررضایت از مسؤلین معطوف به متغیر رضایت اجتماعی است نه رضایت از زندگی.
2-2-1-9- مفهوم رضایت و ابعاد آن(محسنی 1379)
در این اثر تحقیقی که در قالب کتاب چاپ شده است؛ محقق ابتدا به مفهوم رضایت می‌‌پردازد: “رضایت هم متغیر است و هم دارای ابعاد مختلفی است که بدون تردید با نیازهای بشری و ارضای آنها در رابطه است؛” محقق برای رضایت اجتماعی هفت بعد در نظر می‌‌گیرد که عبارتند از “رضایت از شهر محل زندگی، رضایت از خانواده، رضایت از سلامت فردی، رضایت از تغذیه، رضایت از مسکن، رضایت از وضع مالی، رضایت از بخت و اقبال” تمام هفت حوزه مذکور در قالب طیف سه‌ گزینه‌ای لیکرت مورد سنجش قرار می‌‌گیرد.
در این تحقیق رضایت از زندگی گاهی در ذیل رضایت اجتماعی و در زمره ابعاد آن است که در واقع بعد هشتم آن را تشکیل می‌دهد (محسنی،1379 :540)‌. و گاه چیزی متمایز از آن ابعاد است و در زیر مجموعه رضایت اجتماعی قرار نمی‌گیرد. (همان:259) در هر حال نظر محقق درباره این متغیر (رضایت از زندگی) چندان مشخص نیست. در هر حال از نظر محقق رضایت از زندگی، هر چند که موضوع یا زمینه مشخصی را مطرح نمی‌کند، شاخصی برای بیان سطح رضایت از مجموعه عوامل و عناصر زندگی است؛ و به همین نسبت قضاوت‌های کلی گرایانه‌ای را نیز به همراه دارد. سطح نارضایتی کامل از زندگی برابر با 6/7% و نسبت افراد کاملاً راضی نیز برابر با 7/65% است. نسبت آنها که عقایدی در حد وسط دارند و اظهار می‌کنند تا حدی از زندگی خود راضی هستند به 7/25% می‌رسد. بررسی پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران در سال 1353 در 24 شهر ایران بر روی 4420 نفر نشان می‌دهد که نسبت ناراضیان از کل زندگی (پرسش کاملاً مشابه) برابر با 7% بوده است. که با نسبت، تشابه کامل دارد (همان:7ـ256).در ادامه رابطه برخی متغیرها با رضایت از زندگی سنجیده شده است که در این میان جنس، سن، وضع تأهل فاقد رابطه معنا‌‌دار است ولی سواد و در‌آمد رابطه معنا‌داری با رضایت از زندگی دارند. ایراد قابل طرح بر این تحقیق این است که متغیرهای سواد و در‌آمد که هر دو در سطح سنجش رتبه‌ای می‌باشند با آماره کیدو مورد سنجش قرار گرفته است. نیز رضایت از زندگی فرد صرفاً با یک گویه سنجش شده است: “آیا به طور کلی از زندگی خود راضی هستید؟” شایان ذکر است که ارقام مختلف رضایت اجتماعی در این تحقیق بسیار بالا
و قابل تردید است:
جدول2-16رضایت از زندگی به تفکیک ابعاد اجتماعی
مجموع رضایت نسبی و کامل (%)
حوزه رضایت
1/97
زندگی خانوادگی
7/92
وضع تغذیه
9/91
وضع سلامت
9/87
وضع مالی
8/85
وضع مسکن
4/83
شهر محل زندگی
6/71
بخت و اقبال

که در مورد رضایت از کل زندگی همچنانکه ذکر شد 7/65 درصد است. (همان:259 )
2-2-1-10- هفت عامل همبسته با احساس رضایت از زندگی( نیکجو )
ایشان اشاره به این دارند که احساس رضایت از زندگی به هفت عامل زیر بستگی دارد:
الف- خوش‌بینی13 یعنی روی مثبت حوادث را دیدن
ب-کار: به ویژه کاری که دارای امنیت شغلی باشد
ج- خانواده: احساس رضایت خانوادگی موجب کاهش اثرات نگرانیهای زندگی می شود. در مطالعه‌ای که در مورد مردان مبتلا به سکته قلبی انجام شده مشخص شده که درد پس از سکته قلبی در بیمارانی که همسری حمایتگر داشته‌اند به طور برجسته‌ای کمتر از بیمارانی بوده که همسر حمایتگر نداشتند.
د-طبیعت: طبیعت ما در زندگی و حیات در روی کره زمین است. احساس آشنایی و آرامش و زیبایی که در دامان طبیعت به انسان دست می‌دهد منبع نیرو‌مندی برای رسیدن به احساس رضایت از زندگی است.
هـ هنر: آشنایی و علاقه‌مندی و استفاده و لذت بردن از هنر‌های هفتگانه می‌تواند در ایجاد و یا تقویت احساس شادی و رضایت از زندگی موثر باشد
و- شوخ طبعی14: گرچه هنور تحقیقات دقیقی در مورد خنده انجام نشده است، ولی تصور می‌شود که خنده موجب آزاد‌شدن مواد ارپیو‌می درونزا ـ مانند آندورفین‌هاـ می شود که احتمالاً با احساس راحتی و شادابی پس از خنده ارتباط دارد.
ز- معنویت15: منظور از معنویت چیزی ورای عقاید مذهبی مرسوم است معنویت دلالت بر وحدتی آسمانی و عشقی بی‌حد و مرز و طبقه‌بندی نشده دارد. اتصال و اتکال به منبع لایزال، منبعی عظیم از آرامش و اطمینان برای فرد به ارمغان می‌آورد.
2-2-1-11- بررسی میزان رضایت از زندگی( قاضی طباطبایی16 )
در بخشی از این تحقیق، محقق به بررسی میزان رضایت از زندگی پاسخگویان پرداخته است. 9 گویه به کار رفته در این تحقیق به شرح ذیل است.
1ـ من از دست زندگی‌ام درمانده شده‌ام.
2ـ من از روند زندگی خود راضی هستم
3ـ روز به روز که می‌گذرد وضعیت زندگی ما بهتر می‌شود.
4ـ من در مقابل مشکلات زندگی‌ احساس ناتوانی می‌کنم
5 ـ احساس می‌کنم در مقابل مشکلات زندگی‌ تنهایم و هیچ پشت و پناهی ندارم
6ـ در طول زندگی‌ام به آرزوهایم دست یافته‌ام
7ـ در خانواده ما روز به روز احترام و ادب بین من و همسرم کمتر می‌شود
8ـ من نسبت به آینده خانواده‌ام خوش‌بین هستم.
9ـ فکر می‌کنم همسرم از زندگی با من راضی است
2-2-1-12- ابعاد رضایت از زندگی (شورای علمی پژوهشگران17 1381 )
در بخشی از این تحقیق به بررسی ” احساس دوستی با اعضای خانواده ” می‌پردازد؛همچنانکه در برخی از آثار پژوهشی مشاهده می شود احساس دوستی با اعضای خانواده یکی از ابعاد رضایت از زندگی است. در پیمایش مذکور احساس دوستی با اعضای خانواده با سه گویه سنجیده شده است( بی نام،1381 :213ـ210).
1ـ معمولاً هر چند وقت یک‌بار با اعضای خانواده خود، مشورت و هم‌فکری دارید؟
2ـ هر چند وقت یکبار با‌آنها اختلاف و بگو‌مگو‌ پیدا می‌کنید؟
3ـ هر چند وقت یکبار با آنها درد دل می‌کنید؟
به نظر می‌رسد که برای احساس دوستی در این تحقیق دو بعد در نظر گرفته شده یکی بعد عقلایی که معرف آن مشورت با اعضای خانواده است و دوم بعد احساسی عاطفی که معرف آن انجام درد دل و فقدان اختلاف و بگو مگو است. در این اثر تحقیقی به ارائه جدول توصیفی بسنده نموده است در مقایسه میان افراد مجرد و متأهل جدول ذیل حکایت از تفاوت بین میزان مشورت افراد مجرد و متأهل داردبه طوری که افراد متاهل مشورت و همفکری بیشتری با خانواده خود می نمایند(سطح معناداری 051/0 آماره 092/0)
این مقایسه در مورد اختلاف و بگو مگو در بین افراد متأهل و مجرد معنا‌دار نیست ولی در مورد درد دل معنادار است (سطح معناداری 000/0 آماره 199/0). سه گویه مذکور را چنانچه در بین مردان و زنان مقایسه نماییم مورد مشورت و هم‌فکری معنادار نمی‌باشد در مورد اختلاف و بگو‌مگو نیز معنا‌دار نمی‌باشد ولی در مودر درد دل معنادار است یعنی افراد متاهل بیشتر با اعضای خانواده خود درد دل می نمایند. (سطح‌معناداری 001/0 آماره 136/0)
گر چه در این اثر‌ تحقیقی به ایجاد شاخصی مرکب از سه معرف مذکور نپرداخته است ولی نتایج آن بارقه‌های ایجاد فرضیاتی را در ذهن پدید می‌آورد. می‌توان گفت احساس دوستی با اعضای خانواده به طور معنا‌داری در بین افراد مجرد و متأهل متفاوت است ولی در بین زنان و مردان این تفاوت قابل ملاحظه به نظر نمی‌رسد.با توجه به اینکه پیش‌بینی می‌شود احساس دوستی با اعضای خانواده یکی از ابعاد رضایت از زندگی باشد؛ پیش‌بینی می‌شود رضایت از زندگی حداقل در بعد مذکور در بین افراد متأهل بیشتر از افراد مجرد است.
2-2-1-13-وضعیت و نگرش جوانان ایران گزارش نهایی نتایج پژوهشی طرح مشاوره ملی با جوانان1380
مطابق یافته‌های پیمایش مذکور در پاسخ به سوال” احساس می‌کنم شادابی و نشاطی را که یک جوان باید دارا باشد، ندارم” 56 درصد پاسخگویان فاقد شادابی و نشاط طبیعی جوانی بوده‌اند (بی نام،1380: 60). که حکایت از پایین بودن احساس شادابی و نشاط در جوانان است . در مجموع به لحاظ بهداشت روانی نتایج واقعاً نگران
کننده و هشدار دهنده است شایان ذکر است وضعیت مذکور در میان دختران و پسران تفاوت معنا‌داری ندارد بررسی وضعیت سلامت روانی با دو پرسشنامه انجام پذیرفت و مجموعاً از هر دو پرسشنامه چنین نتیجه‌گیری می‌شود که مشکل روانی در دختران بیش از پسران است هر چند مشکلات روانی خفیف در دختران شیوع کمتری دارد. (همان: 159). در تحلیل وضعیت مذکور بر اساس سطح در‌آمد خانواده وضعیت سلامت روانی افراد با درآمد پایین نسبت به افراد، درآمد متوسط و بالا متفاوت است؛ یعنی افرادی که درآمد پایین دارند به طور معنا‌داری نسبت به افرادی که در آمد متوسط و بالا دارند کمتر است ولی بین افراد با درآمد متوسط و بالا تفاوت معنا‌داری (براساس آزمون تو کی) مشاهده نشده است(همان :200).
به لحاظ متغیر تحصیلات؛ بهترین سطح رضامندی نسبت به سلامتی به ترتیب متعلق به جوانانی است که تحصیلاتشان راهنمایی؛ دبیرستان؛ فوق

مادی
عوامل فردی
عوامل اجتماعی
رضایت از وضع مسکن
862/0

رضایت از وضع مالی
775/0

رضایت از محله سکونت
608/0

رضایت از خانواده

804/0

رضایت از ازدواج

722/0

رضایت از وضع سلامتی

670/0

رضایت از اوضاع سیاسی

865/0
رضایت از اوضاع اقتصادی

849/0

ملاحظه می شود که تحلیل عوامل نشانگر تفکیک پدیده رضایت به سه گروه اصلی رضایت مالی، رضایت فردی و رضایت اجتماعی و اقتصادی است. میانگین رضایت در سه حوزه یاد شده نشانگر آن است که رضایت در حوزه مالی کمترین میزان و رضایت در زمینه فردی بیشترین میزان را برانگیخته است: میانگین رضایت در حوزه مالی 15/1، حوزه اجتماعی 9/3 و در حوزه فردی 9 است (اباذری وهمکاران،14:1383).
مقوله رضایت از سلامتی از جمله مقولاتی است که در پیمایش های گوناگون انجام پذیرفته و جدول مقایسه ای یافته ها حاکی از افزایش میزان رضایت از وضع فردی است.

جدول2-9 مقایسه میزان رضایت از وضع سلامتی در سالهای 1382- 1353

1353
1375
1379
1382
ناراضی
6
8
1/14
1/7
رضایت نسبی
26
1/19
6/10
8/11
راضی
67
8/72
3/75
1/81
رضایت از وضعیت مالی بیش از سلامتی انتظار می رود که در دیدگاه فرد در خصوص وضع عمومی جامعه منشاء اثر باشد. یافته های مقایسه ای حاکی از آن هستند که در این زمینه نیز با رشد نسبی میزان رضایت مواجه بوده ایم.

جدول2-10مقایسه میزان رضایت از وضع مالی در سالهای 1382- 1353

1353
1375
1379
1382
ناراضی
20
7/11
22
4/19
رضایت نسبی
54
3/45
5/22
3/36
راضی
25
6/42
4/55
3/44

وضع شغلی نیز بی تردید یکی از عوامل مهم در زمینه رویکرد فرد در خصوص روند عمومی اوضاع است .
جدول2-11مقایسه میزان رضایت از وضع شغلی در سالهای 1353، 1379 و 1382

1353
1379
1382
ناراضی
16
1/18
9/18
رضایت نسبی
40
4/24
1/35
راضی
37
4/55
46

داده ها حاکی از افزایش نسبی میزان رضایت از اوضاع شغلی است.8 ( همان:16-14 ).
پرسش مستقیم در خصوص میزان رضایت از اوضاع اقتصادی در موج دوم پیمایش ارزشها و نگرش های ایرانیان انجام پذیرفته است که نتایج آن به شرح زیر است:

جدول2-12میزان رضایت از اوضاع اقتصادی
میزان رضایت
فراوانی نسبی
کم
5/70
تا حدودی
25
زیاد
6/4

پرسش مستقیم در باب میزان رضایت از اوضاع سیاسی که در موج دوم پیمایش انجام پذیرفته نشانگر میزان رضایت نسبی پاسخگویان است.

جدول2-13میزان رضایت از اوضاع سیاسی در سال 1382
میزان رضایت
فراوانی نسبی
کم
4/37
تا حدودی
2/47
زیاد
4/15
(همان: 19 ).

عوامل زمینه ای مؤثر بر میزان رضایت
رضایت فردی
در مجموع به نظر می رسد که جنسیت و سن تا حدودی بر متغیر رضایت فردی اثر می نهند. زنان کمتر از مردان احساس رضایت می کنند و با افزایش سن بر میزان رضایت از اوضاع فردی افزوده می شود. میان متغیر تحصیلات و رضایت از اوضاع فردی نیز ارتباط مستقیمی وجود دارد. با افزایش تحصیلات رضایت از اوضاع فردی افزایش پیدا می کند.
میزان رضایت فردی به حسب تحصیلات 9 X=13/185 sig = 0/000 V = 0/060
(همان:21 ).
رضایت مالی
در زمینه رضایت مالی، جنسیت اثر معنی داری دارد. اگر در این زمینه اوضاع مالی به نحو اعم مورد توجه قرار گیرد زنان بیش از مردان احساس رضایت از اوضاع مالی دارند.
21X= 49/392 sig = 0/000 V = 0/104 ( همان:21 )

جدول2-14 سطوح رضایت مالی بر حسب گروههای نسلی ( پیمایش 1382)

جوان
میانسال
سالمند
رضایت
1/16
8/21
2/25
رضایت نسبی
8/32
3/38
8/43
عدم رضایت
1/51
3/39
31

X= 103/275 sig = 0/000 V = 0/106

جدول2-15سطوح رضایت فردی بر حسب گروههای تحصیلی( پیمایش 1382)
فوق لیسانس و دکتری
لیسانس
دیپلم و فوق دیپلم
راهنمایی و دبیرستان
ابتدایی
بی سواد

6/9
4/15
8/15
2/18
6/26
2/35
رضایت
1/30
1/33
4/35
7/36
1/30
2/36
رضایت نسبی
2/60
5/51
7/48
1/45
3/33
7/28
عدم رضایت
(همان:22 ).
اثر عامل توسعه یافتگی مناطق شهری
…. مقایسه یافته ها حاکی از آن است که در حوزه رضایت فردی چندان تفاوت معناداری میان این دو گروه از مناطق وجود ندارد به عنوان نمونه در زمینه رضایت مالی، مسکن و محله سکونت نارضایتی در مناطق توسعه نیافته اندکی بیشتر است اما این تفاوت به نحوی ضعیف معنادار است.
رضایت از اوضاع اقتصادی
سنجش اثر سکونت در مناطق توسعه یافته یا توسعه نیافته بر میزان رضایت از اوضاع اقتصادی از جمله محورهای مهمی است که می تواند بازنمایاننده اثر متغیر مذکور بر تلقی فرد از اوضاع عمومی باشد(همان:27)
میزان رضایت از اوضاع اقتصادی بر حسب سطح توسعه یافتگی مناطق کشور ( پیمایش 1382)
X= 54/954 sig = 0/000 V = 0/136
نتایج حکایت از آن دارد که میزان رضایت از اوضاع اقتصادی در مناطق توسعه نیافته در حد معناداری بالاتر است. (همان:28)
رضایت از اوضاع سیاسی
آیا همراه با رضایت بیشتر از اوضاع اقتصادی در مناطق توسعه نیافته رضایت سیاسی نیز در این مناطق بیشتر است؟ در این صورت می توان میان این دو الگوی رضایت ارتباطی مستقیم را مفروض گرفت.
X= 83/512 sig = 0/000 V= 0/175
نتایج حکایت از آن دارد که رضایت از اوضاع سیاس
ی در مناطق توسعه نیافته در حد معناداری بیشتر است.( همان:29 ).
یک انگاره در تفسیر تفاوت میان رضایت فردی و رضایت از فضای عمومی، به این نکته است که این دو الگوی رضایت، گزارش از تحولات عینی جامعه ایرانی می دهند مطابق با این الگو باید تصور شود که مسیر تحولات در جامعه ایران به واقع موجب افزایش رضایت فردی شده است: اقداماتی که سبب افزایش شاخص های توسعه انسانی در ایران شده اند عبارتند از افزایش و گسترش تحصیلات و آموزش عالی، گسترش امکان تحرک طبقاتی و اجتماعی و اتخاذ سیاستهایی که عملاً به تقویت طبقه متوسط انجامیده موجبات افزایش رضایت فردی را فراهم ساخته است. اما در کنار این تحولات، بی سامانی در عرصه مدیریتی، تعدد و تکثر الگوهای ساماندهی فرهنگی و اجتماعی و عدم انطباق سازمان مدیریتی کشور با تحولات اجتماعی و فرهنگی سبب شده است که فضای عمومی جامعه وضع نامطلوبی بیابد و افزایش جمعیت شهری نیز هر روز به این فضای نامطلوب دامن زده است.(همان:33)
….تحولات سیاسی اخیر و تمایل جناحین سیاسی به جلب مشارکت و ناکارآمد جلوه دادن حوزه قدرت رقیب سبب شده است که همه رسانه ها در این امر همداستان باشند که فضای عمومی جامعه، اوضاع اقتصادی، چشم انداز تحولات در عرصه های گوناگون فرهنگی و اجتماعی و سیاسی را نگران کننده بنمایانند. مطابق با این الگو افراد هنگامی که از وضع فردی خود سخن می گویند فضای ملموس خود را وانمایی می کنند اما هنگامی که از فضای عمومی سخن می گویند کم و بیش بازتاب دهندگان پیام رسانه ها هستند.(همان:34)پس به طور خلاصه می توان گفت:عواملی که سبب افزایش “رضایت فردی” می شود عبارتند از : 1- مهاجرت 2- آموزش 3- گسترش فضای ارتباطی و رسانه ای.
حقیقتاً هنگامی که فرد در باب وضعیت فردی خود قضاوت می کند مرجع و مبنای مقایسه او چیست؟ ظاهراً رویکرد یاد شده مبنای مقایسه را وضعیت پیشین فردی انگاشته است. اما ممکن است مبنای مقایسه در واقع نه وضعیت فردی بلکه وضعیت دیگران باشد. در این صورت بسیاری از عوامل یاد شده نظیر مهاجرت و ارتباطات ممکن است فرد را به شبکه های دیگری متصل کنند که فضای امن و رضایت بخش پیشین فردی از دست برود و در پرتو وضعیت متفاوت دیگران فرد به رغم بهبود نسبی در وضعیت خود از آنچه دارد بیش از گذشته ناراضی باشد. تا حدودی به این پرسش با کنترل متغیر سن می توان پاسخ گفت. اگر سنین بالا رضایت فردی بیشتری دارند تا حدودی می توان نسبت به صحت ایده نخست گمان برد و چنین انگاشت که افراد با ارجاع به وضعیت فردی خود رضایت از وضع خود دارند. اما اگر با افزایش سن میزان رضایت از اوضاع فردی کاهش یابد در این صورت میزان رضایت رویکرد مذکور چندان پاسخگو نخواهد بود(همان: 6-34تلخیص یافته”
2-2-1-7- رضایت از زندگی و مولفه‌های آن( عظیمی هاشمی 1382)
این پژوهش با هدف شناسایی رضایت از زندگی و مولفه‌های آن و دینداری و وجوه آن و رابطه بین این دو متغیر دربین دانش آموزان نمونه تحقیق(1200نفر از دانش آموزان دوره متوسطه شهرهای فردوس و درگز و نواحی 4، 5، 7 مشهد) انجام شد. نمونه گیری طرح خوشه‌ای چند مرحله‌ای و ابزار سنجش پرسشنامه می‌باشد. یافته‌ها نشان داد 5/42% دانش آموزان نمونه تحقیق از زندگی رضایت زیاد دارند و بیش از نیمی از آنان درحد متوسط از زندگی راضی هستند. مقایسه ابعاد رضایتمندی از زندگی در بین دانش آموزان بر اساس مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی(دوستان، مدرسه، خود، خانواده و محیط زندگی) حاکی از آن است که بیشترین نسبت نارضایتی دانش‌آموزان از محیط زندگی است…
بررسی توزیع توام دو متغیر دینداری و رضایت از زندگی نشان می‌دهد که هم تغییری مثبت بین این دو متغیر به وضوح قابل مشاهده است و دینداران از زندگی رضایت بیشتری دارند. روابط همبستگی بین اجزا و مولفه‌های هر دو متغیر حاکی از آن است که بعد پیامدی که ناظر بر اهمیت دین در زندگی شخصی و نگاه دین به رضایت، موفقیت، خرسندی، سعادتمندی است. بیشترین وابستگی ( r=33%) را با رضایت از زندگی دارد. (به ویژه بارضایت از خانواده و مدرسه)
یافته‌های رگرسیون چند متغیری نشانگر است که دینداری 13% از تغییرات رضایت از زندگی در بین دانش‌آموزان را تبیین می‌کند 87% باقی مانده تغیرات رضایت زندگی در بین دانش‌آموزان تابع عوامل دیگر است.همچنین از بین ابعاد چهارگانه دینداری بعد مناسکی در کنار ابعاد سه‌گانه دیگر(اعتقادی، تجربی، پیامدی) تاثیر خالص در توضیح رضایتمندی ندارد و بعد پیامدی قوی‌ترین پیش بینی‌کننده رضایت مندی از زندگی در بین دانش‌آموزان تحقیق است (برگرفته از خلاصه طرح). هرچند این اثرتحقیقی در زمره بهترین آثار تحقیقی موجود در داخل کشور درباره رضایت از زندگی است؛ اما وجود چند نکته نتایج آن را تردید آمیز نموده است.
نکته یکم: ” از لحاظ روش شناسی، تحدید و تصریح مرز میان متغیر مستقل(بعد پیامدی دینداری) ” و متغیر وابسته(رضایت از زندگی) کاملاً اساسی است.
به عبارت دیگر متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق باید کاملاً جداگانه تعریف شوند و هرگز نباید متغیر مستقل(بعد پیامدی دین) با توجه به متغییر وابسته(رضایت از زندگی) تعریف گردد. زیرا در این صورت، هنگام اندازه گیری روابط بین متغیرها، بخش اعظم واریانس متغیر وابسته به وسیله متغیر مستقلی تبیین می‌شود که قبلاً به شکلی از روی آن ساخته شده است یا به هم مربوط هستند10.
نیز می‌دانیم که بعد پیامدی دین درواقع رعایت دیانت در زندگی روزمره به ویژه رفتارهای غیر عبادی است. با توجه به این دو
مطلب در پژوهش مذکور بعد پیامدی دینداری نباید معطوف به رضایت از زندگی باشد. این در حالی است که گویه ” اعتقاد دینی به انسان کمک می کند که از زندگی خود راضی باشد”و نیز گویه” اعتقاد دینی عامل مهمی در آرامش روحی روانی انسان است ” (عظیمی هاشمی،1382 :168 ). از پرسشنامه مذکور ناظربه ارتباط بین دینداری و رضایت از زندگی است.
نکته دوم: ایراد وارد بر کار پژوهشی ایشان این است که تعریف عملیاتی بعد پیامدی دین ناظر به حیطه غالب کنش پاسخگویان نمی‌باشد. می‌دانیم که در ارائه تعریف عملیاتی، محقق باید یک چشمش به تعریف مفهومی(و در صورت فقدان, تعریف اسمی یا تحلیلی) و چشم دیگرش باید ناظر به حیطه غالب کنش پاسخگو باشد. توجه به حیطه غالب کنش سبب می‌شود که پاسخگو خود را در موقعیتی واقعی تصور کند و راحتتر بتواند در مقابل گویه موضع گیری نماید. دو مورد از گویه‌های مذکور در این اثر پژوهشی

مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا هستند(همان:176).
2-2-1-4- احساس رضایت از زندگی و احساس عدالت توزیعی (صفری شالی1389و1383)
احساس رضایت از زندگی با احساس عدالت توزیعی همبستگی بالایی دارد (صفری شالی، 1383: 135).
احساس امنیت با رضایت از زندگی دارای همبستگی قوی بوده و هر دو از شاخص‌های کلیدی رفاه اجتماعی محسوب می‌شوند (صفری شالی، 1389: 4).
2-2-1-5-مقایسه نتایج رضایت از زندگی در دو پژوهش سال های 1353 و1374در ایران
نتایج به دست آمده از دو پژوهش انجام شده در سال‌های 1353 و 1374 نشان می‌دهند در فاصله 21 سال، تغییرات مهمی در احساس رضایت از زندگی پدید آمده است. این تغییرات در دو جهت روی داده است. نخست، افزایش سطح نسبی رضایت از زندگی و دوم، تغییر در ساخت رضایت (یعنی پوشش میزان رضایت‌مندی در قلمروه‌های مختلف زندگی و نزدیک شدن گروه‌های اجتماعی از نظر میزان رضایت‌مندی).
شاخص کلی رضایت5 در فاصله سال‌های 1374-1353 از 46 درصد به 7/65 درصد رسیده است. میزان نارضایتی از 8 درصد به 6/7 درصد کاهش یافته است. در حالی که سهم افراد در کل، تغییر محسوسی نداشته است، اما میزان رضایت افزایش زیادی داشته است. شاخص نارضایتی6 در سال 1353، 4/17 درصد بوده و در سال 1374، به 6/11 درصد رسیده است. به عبارت دیگر، شاخص نارضایتی در این سال‌ها، 3/33 درصد کاهش داشته است. در کنار آن سهم افراد راضی، 8/42 درصد رشد داشته است(گودرزی،1388 :222).
در صورتی که متوسط رضایت7 در قلمروهای مختلف را مبنای ارزیابی قرار دهیم، تغییر در میزان رضایت بیشتر خود را نشان می‌دهد. تعداد کسانی که در سال 1353 از زندگی خود اظهار نارضایتی می‌کرده‌اند، 1/16 درصد بوده، اما سهم این گروه در سال 1374 به 6/11 درصد تقلیل یافته است. در مقابل تعداد کسانی که از زندگی خود راضی بوده‌اند، 6/46 درصد است که در سال 1374 به 6/60 درصد رسیده است. شاخص نارضایتی در این سال‌ها، از 5/34 درصد به 1/19 درصد تقلیل یافته است (کاهش معادل 6/44 درصد).
براساس این اطلاعات، به روشنی می‌توان افزایش نسبی سطح رضایت را مشاهده کرد. به دلیل فقدان پژوهش‌های کافی در این زمینه، نمی‌توان با دقت عوامل این تغییر را ذکر کرد، هر چند می‌توان به صورت تحلیلی، به برخی نکات اشاره کرد.
اولاً، منبع رضایت در این سال‌ها، بیشتر گروه‌های میانی بوده‌اند؛ یعنی کسانی که رضایت نسبی از وضعیت زندگی خود ابراز کرده‌اند. همان‌طور که اشاره شد، در این‌ سال‌ها، سهم افراد ناراضی، تقریباً ثابت مانده است. لیکن، عده‌ای از گروه‌های میانی به افراد راضی اضافه شده‌اند. این امر نشان‌دهنده نسبتاً شکننده رضایت در ایران است. در عین حال، بیان کننده این امر است که با اجرای پاره‌ای از سیاست‌ها و تغییرات می‌توان سطح رضایت را افزایش داد.
ثانیاً در طول این سال‌ها، تغییرات اجتماعی و اقتصادی مهمی در کشور روی داده است که می‌توان افزایش رضایت از زندگی را به آن نسبت داد. افزایش فرصت‌های زندگی، افزایش تحرک اجتماعی و امکاناتی که برای رشد طبقات پاییت جامعه فراهم شد (مثل گسترش امکانات آموزش- به ویژه آموزش عالی- و خدمات بهداشتی) و … زمینه افزایش رضایت از زندگی را ایجاد کرده است. اگر چنین فرضی درست باشد، به معنای آن است که شرایط عینی در افزایش رضایت از زندگی را ایجاد کرده است. اگر چنین فرضی درست باشد، به معنای آن است که شرایط عینی در افزایش رضایت مؤثر است و به ویژه‌ای برای گروهی از جامعه که از خدمات کمتری برخوردار بوده‌اند، وضعیت مساعدتری فراهم شده است و در نتیجه سطح رضایت آن‌ها تغییر یافته است.
ثالثاً، این تغییرات را می‌توان به تطابق فرد با وضعیت خود نیز نسبت داد. با این حال، پاره‌ای از شواهد، در این باره تردید ایجاد می‌کند. تغییرات مداوم در طول این سال‌ها، از ویژگی‌های جامعه ایران بوده است، در نتیجه اگر چنین فرضی صحت داشته باشد، رضایت لزوماً از تطابق آرزوهای فرد با وضعیت وی ناشی نمی‌شود(همان:224).
تغییر دیگر در این زمینه، تغییر در ساخت رضایت از زندگی است. نتایج پژوهش سال 1353 نشان می‌دهد که بیشترین نارضایتی مربوط به زندگی اقتصادی- با عوامل مؤثر بر زندگی اقتصادی- بوده است. بالاترین شاخص نارضایتی مربوط به تحصیلات است. 42 درصد افراد پاسخگو از وضع تحصیلی خود اظهار عدم رضایت کرده‌اند، در حالی که یک دوم این تعداد یعنی 21 درصد از وضع تحصیلی خود راضی بوده‌اند. دومین حیطه‌ای که شاخص عدم رضایت در آن بالاست، حیطه درآمد است. شاخص نارضایتی در مورد وضع مالی، 80 درصد است. طبق نتایج به دست آمده 20 درصد افراد از درآمد خود ناراضی بوده‌اند، در مقابل 25 درصد از درآمد خود اظهار رضایت کرده‌اند.
سومین حیطه نارضایتی، شانس و اقبال است. 20 درصد پاسخگویان در سال 1353 اظهار داشته‌اند که از شانس و اقبال خود ناراضی هستند، و در مقابل 31 درصد اظهار رضایت کرده‌اند. شاخص نارضایتی در این حیطه 5/46 درصد است.
با فاصله نسبتاً بیشتری، موقعیت شغلی، چهارمین حیطه نارضایتی است. 16 درصد افراد پاسخگو، موقعیت شغلی خود را راضی کننده ندانسته‌اند. در برابر این گروه، 37 درصد افراد از موقعیت شغلی خود اظهار رضایت کرده‌اند. شاخص نارضایتی در این حیطه 43/27 درصد است.
تصویر کلی
مقایسه داده‌های مربوط به رضایت به تفکیک جنس نشان می‌دهد که دو تغییر مهم در این شاخص روی داده است:
الف. در سال 1353 زنان به‌طور متوسط از زندگی خود ناراضی‌تر از مردان بوده‌اند. در سال 1374 این رابطه دگرگون شده و مردان، ناراضی‌تر از ز
نان بوده‌اند. در سال 1353، متوسط مثبت نارضایتی مردان 5/53 درصد است. این نسبت برای زنان، 1/60 درصد است که 6/6 درصد بیشتر از مردان است. در سال 1374، متوسط نسبت نارضایتی برای مردان 4/25 درصد و برای زنان 3/22 درصد است که تفاوت بین مرد و زن از حیث رضایت از زندگی کم شده و تقریباً به نصف رسیده است. در عین حال، عدم رضایت در بین زنان بیشتر از مردان، کاهش پیدا کرده است.
چنانچه متوسط نارضایتی برحسب حوزه‌های مشترک دو پژوهش 1353 و 1374 را مقایسه کنیم، فاصله بین زنان و مردان پابرجا مانده است.
ب. اطلاعات پژوهش انجام شده در سال 1353 نشان می‌دهد که تنها در حوزه‌های زندگی خانوادگی و سلامت فردی و وضع تحصیلی زنان بیش از مردان ناراضی بوده‌اند. در سایر موارد نارضایتی مردان بیشتر از زنان است. عدم رضایت زنان در این حوزه، آشکارا به موقعیت پایین‌تر آن‌ها و نابرابری فرصت‌ها اشاره دارد. از آن‌جا که در سال 1353 مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان پایین بوده- به سبب نگرش سنتی نسبت به نقش خود- انتظارات آن‌ها از زندگی اجتماعی اقتصادی هم سطح مردان نبوده است.
نارضایتی در این سه حوزه آشکارا نشان‌دهنده انتظار تغییر است. بیشترین نارضایتی در این سال مربوط به وضع تحصیل است. همان‌طور که گفته شد، همبستگی درآمد و تحصیل در آن سال بسیار بالا بوده، به گونه‌ای که پژوهشگران تحقیقات یاد شده، نارضایتی از وضع تحصیل را انعکاس نارضایتی از درآمد می‌دانستند. در مورد زنان با توجه به موانع اجتماعی در برابر تحصیل آن‌ها و محدودیت‌های متعدد بر سر راه مشارکت آن‌ها در نظام اجتماعی اقتصادی، این نارضایتی بسیار بیشتر است.
نارضایتی در این سه حوزه آشکارا نشان‌دهنده انتظار تغییر است. بیشترین نارضایتی در این سال مربوط به وضع تحصیل است. همان‌طور که گفته شد، همبستگی درآمد و تحصیل در آن بسیار بالا بوده، به گونه‌ای که پژوهشگران تحقیقات یاد شده، نارضایتی از وضع تحصیل را انعکاس نارضایتی و محدودیت‌های متعدد بر سر راه مشارکت آن‌ها در نظام اجتماعی اقفتصادی، این نارضایتی بسیار بیشتر است.
در مرحله دوم، نارضایتی از سلامت فردی قرار دارد. این نارضایتی را باید متوجه اهمیت بیشتر فرد دانست. اهمیت به سلامتی هم انعکاس رضایت فرد از کیفیت زندگی و امکانات مادی است، و هم نشان‌گر اهمیت خود است. به نظر می‌رسد در مورد زنان نارضایتی بیشتر حاکی از وضعیت نامطلوب زندگی مادی و توجه به خود باشد.
در مرحله سوم، نارضایتی از وضع زندگی خانوادگی قرار دارد. به دلیل تفکر سنتی، زنان غالباً خود را با هر شرایط نامطلوبی سازگار می‌کنند و موقعیت پایین‌تر را در زندگی اجتماعی می‌پذیرند تا بنیان خانواده حفظ شود. اما به تدریج با پیشرفت اجتماعی، گسترش رسانه‌ها و آموزش بیشتر، زنان از فرهنگ سنتی فاصله گرفته‌اند. این امر باعث شده آن‌ها نقش‌های سنتی را کم‌تر بپذیرند و یا در صورت پذیرش آن- ارزیابی منفی نسبت به آن داشته باشند- و این خود باعث نارضایتی آن‌ها از چنین نقشی است.آشکار است که زنان در آن سال نارضایتی بیشتری را ابراز می‌داشتند و این امر زمینه حضور زنان به عنوان یک نیروی اجتماعی در صحنه اجتماعی را سبب شد.
در سال 1374، به استثنای حوزه سلامت فردی، نارضایتی مردان بیشتر از زنان بوده است. متأسفانه در پژوهش سال 1353، متغیرهایی که نشان‌دهنده مشارکت اجتماعی اقتصادی زنان باشد، مورد بررسی قرا نگرفته است (مثل موقعیت شغلی، وضع تحصیلی و …) و از این‌رو نمی‌توان تحول رضایت از وضع تحصیل و موقعیت شغلی زنان را بررسی کرد. براساس داده‌های موجود، سطح رضایت زنان از زندگی افزایش یافته و این افزایش، بیشتر از مردان است.مقایسه درصد تغییرات نسبت به نارضایتی به تفکیک جنس در سال‌های 1374-1353 نشان می‌دهد که کاهش نارضایتی زنان در حوزه اقتصادی (وضع مالی) و خانوادگی (وضع زندگی خانوادگی) بیشتر از مردان بوده است. این امر تا حدی نشان‌دهنده بهبود نسبتی موقعیت زنان در خانواده به لحاظ مالی است.در حوزه شانس و اقبال، کاهش نارضایتی مردان بیش از زنان است. در مورد سلامت فردی و شهر محل زندگی، نارضایتی در مجموع افزایش داشته است، اما میزان افزایش نارضایتی نزد مردان بیش از زنان است.

جدول2-6 مقایسه رضایت از زندگی سال‌های 1353 و 1374به تفکیک جنس (براساس عوامل مشترک)
حوزه رضایت
1353
1374

مرد
زن
تفاوت
مرد
زن
تفاوت
شهر محل زندگی
7/13
5/12
2/1
4/34
5/21
9/12
وضع زندگی خانوادگی
4/8
5/10
1/2-
4
5/2
5/1
سلامت فردی
7
1/11
1/4-
6/9
4/12
8/2-
وضع مالی
9/86
74
9/12
7/31
6/23
1/8
شانس و اقبال
5/78
4/51
1/27
2/62
4/46
8/15
موقعیت شغلی
2/47
4/39
8/7



وضع تغذیه



4/13
4/8
6/125
وضع مسکن



9/22
19
9/3
محیط اجتماعی
2/21
4/20
8/0



وضع تحصیلی
2/165
1/261
9/95-



رضایت کلی
7/17
3/17
4/0
2/12
11
2/1
متوسط رضایت
5/53
1/60
6/6-
4/25
3/22
1/3

جدول 2-7 مقایسه رضایت از زندگی سال‌های 1353 و 1374به تفکیک جنس (براساس عوامل مشترک)
حوزه رضایت
شاخص نارضایتی 1353
شاخص نارضایتی 1374
درصد تغییرات

مرد
زن
تفاوت
مرد
زن
تفاوت
مرد
زن
شهر محل زندگی
7/13
5/12
2/1
4/34

5/21
9/12
1/151
72
وضع زندگی
4/8
5/10
1/2-
4
5/2
5/1
4/52-
2/76-
سلامت فردی
7
/11
1/4-
6/9
4/12
8/2
1/37
7/11
وضع مالی
9/86
74
9/12
7/13
6/23
1/8
5/63-
1/68-
شانس و اقبال
8/78
4/51
1/27
2/62
4/46
8/15
8/20-
7/9-
رضایت کلی
7/17
3/17
4/0
2/12
11
2/1
1/31-
4/36-
متوسط رضایت
9/38
9/31
7
4/28
3/21
1/7
27-
2/33-
(همان:245).

2-2-1-6- موج دوم پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان( اباذری و همکاران 1383)
“موج دوم پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان، ارزشهای حول محورهای گوناگون را مورد سنجش قرار داده است. تحلیل عاملی یافته های مربوط به رضایت در موارد مذکور نشانگر آن است که رضایت حول سه عامل رضایت مالی، رضایت فردی و رضایت اجتماعی و سیاسی قابل طبقه بندی است:

جدول2-8 تحلیل عامل گویه های رضایت از زندگی

عوامل

با بالا بودن میزان احساس محرومیت، میزان احساس امنیت و رضایت پایین خواهد بود.
یافته‌های حاصل از تحلیل مسیر
نتایجی که در این قسمت مورد اشاره قرار خواهد گرفت، راجع به نتایجی است که به تحلیل مجموعه اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته رضایت می‌پردازند. در ادامه، به تفکیک به نتایج فوق اشاره می‌شود:
متغیر وابسته اصلی و نهایی این تحقیق، متغیر “رضایت از زندگی” است که در این قسمت، به بررسی نتایج حاصل از آزمون تحلیل مسیر عواملی پرداخته می‌شود که بر رضایت تأثیر گذاشته‌اند. البته قبل از اشاره به این نتایج، باید گفت که متغیرهای مستقل به سه شیوه‌ی الف) اثر مستقیم ب) اثر صرفاً غیرمستقیم، ج) اثر مستقیم و هم غیرمستقیم به صورت توامان و با بتاهای مختلف بر رضایت از زندگی (به عنوان متغیر وابسته) تأثیر داشته‌اند که در زیر به ترتیب سهم نسبی تأثیر هر یک در این سه شیوه، به نتایج اشاره می‌شود:
الف) متغیرهایی که تنها تأثیر مستقیم بر رضایت داشته‌اند.
از میان مجموعه متغیرهای مستقل، سه متغیر صرفاً به صورت مستقیم بر رضایت تأثیر گذاشته‌اند که کیفیت و میزان تأثیر آنها به ترتیب به قرار زیر بوده است:
1- متغیر احساس امنیت با ضریب تأثیر 45/0 اولین متغیری بود که بیشترین تأثیر را بر رضایت داشت. براساس این نتیجه، هر چه میزان احساس امنیت در جامعه بیشتر باشد، رضایت افراد بیشتر است و بالعکس. البته لازم به توضیح است که این متغیر بلافاصله بعد از متغیر رضایت به عنوان متغیر وابسته میانی وارد معادله رگرسیونی شد و تأثیر سایر متغیرهای بر روی آن به دست آمد و به همین خاطر تأثیر غیرمستقیم بر روی رضایت نداشته است و در مجموع می‌توانیم بگوییم که از مهم‌ترین متغیرهایی است که می‌تواند واریانس (تغییرپذیری) متغیر رضایت را تحت تأثیر قرار دهد.

ب) متغیرهایی که تنها تأثیر غیرمستقیم بر رضایت داشته‌اند.
براساس نتایج تحقیق درخصوص عوامل مؤثر بر رضایت، پنج متغیر از میان مجموعه متغیرهای مستقل توانسته‌اند صرفاً تأثیر غیرمستقیم (یعنی با واسطه متغیرهای وابسته دیگری مثل احساس امنیت و اعتماد اجتماعی) بر رضایت بگذارند. به طوری که:
1- متغیر احساس عدالت اجتماعی با ضریب 12/0 از طریق متغیر احساس امنیت و با ضریب 32/0 از طریق متغیر اعتماد اجتماعی بر رضایت تأثیر داشته است. این نتیجه دلالت بر آن دارد که هر چه افراد تلقی مثبت‌تری از روند عدالت در جامعه داشته باشند، میزان احساس امنیت و اعتماد در بین آنها بالا می‌رود و با بالا رفتن این دو متغیر، میزان رضایت بیش از زمانی است که این ارزیابی از گرایش مثبت کمتری برخوردار باشد.
2- متغیر امید به آینده اجتماعی با ضریب 22/0 با واسطه متغیر اعتماد، تأثیر افزاینده بر میزان رضایت افراد دارد، این نتیجه نشان می‌دهد، هر چه میزان امید به آینده اجتماعی بیشتر باشد، احساس اعتماد و در نهایت رضایت در زندگی بیشتر است. پس، افرادی که امید زیادی به آینده جامعه ندارند، رضایت کمتری از زندگی دارند.
3- متغیر امید به آینده فردی با ضریب 30/0 با اسطه متغیر اعتماد و با ضریب 16/0 از طریق متغیر احساس امنیت تأثیر افراینده بر میزان رضایت افراد دارد، این نتیجه نشان می‌دهد، هر چه میزان امید به آینده فردی در بین مردم بالاتر رود، احساس اعتماد و امنیت و در نهایت رضایت در زندگی بیشتر می‌شود(همان:20).
2-2-1-3- بررسی تطبیقی رضایت از زندگی در بین دانشجویان دختر وپسر دانشگاه فردوسی مشهد (قهرمان ،1384)
این پژوهش در میان 450 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد؛ نمونه تحقیق متناسب با نسبت جنسی (6/35 درصد مرد و 4/64 درصد زن) و متناسب با جمعیت دانشکده های دهگانه این دانشگاه انجام پذیرفت . متغیر رضایت از زندگی با هیچکدام از متغیرهای زمینه ای مانند جنس، وضعیت تاُهل، وضعیت اشتغال، وضعیت استقرار، نوبت پذیرش و گروه آموزشی رابطه ای معنادار نداشت (قهرمان، 1384: 107).
جدول 2-3 ارائه نتایج کلی متغیرهای پژوهش )میانه و انحراف معیار)
انحراف معیار
میانه
تعداد پاسخگویان
تعداد گویه
نوع متغیر
عنوان متغیر
698/0
625/3
450
8
وابسته
رضایت از زندگی
866/0
4
450
3
مستقل
رضایت از دانشگاه
050/ 1
667/2
450
3
مستقل
رضایت از آزادیهای سیاسی-اجتماعی
874/0
4
450
3
مستقل
رضایت از دوستان
779/0
50/4
450
3
مستقل
رضایت از خانواده
679/0
80/3
450
5
مستقل
رضایت از خود
946/0
666/3
450
2
مستقل
رضایت مالی
188/ 1
70/2
448
4
مستقل
امید شغلی
806/0
3
450
4
مستقل
مثبت نگری
04/0
50/4
379
2
مستقل
احساس آرامش روانی
826/0
3
448
3
مستقل
دینداری (بعد عاطفی)

در میان متغیرهای مستقل این پژوهش دو متغیر رضایت از دانشگاه و رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی اهمیتی خاص دارد.
الف) رضایت از دانشگاه: وضعیت دانشگاه در نزد دانشجویان رضایت بخش است. به طوریکه 5/7 درصد آنها دارای رضایت زیاد یا بسیار زیاد و 1/9 درصد آنها دارای رضایت کم یا بسیار کم و 3/19 درصد دارای رضایت از دانشگاه در حد متوسط بودند. در مجموع میانه رضایت از دانشگاه 4 است که از میانه نظری (3) بالاتر می باشد. حال چنانچه بخواهیم شرایط مذکور را بر حسب دسته های مختلف بررسی نماییم ذکر نتایج ذیل مناسب به نظر می رسد(همان: 171).
جدول2-4 رابطه بین رضایت از دانشگاه و متغیره
ای زمینه ای
سطح معناداری
Sig (2-tailed)
درجه آزادی
نوع آزمون
عنوان رابطه
109/0

مان- ویتنی
جنس بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
555/0
9
کروسکال- والیس
نوع دانشکده بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
221/0
3
کروسکال- والیس
مقطع تحصیلی بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
186/0
2
کروسکال- والیس
محل سکونت بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
840/0
7
کروسکال- والیس
نوع خوابگاه بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
256/0
2
کروسکال- والیس
وضعیت تأهل بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
060/0
2
کروسکال- والیس
وضعیت اشتغال بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
586/0
3
کروسکال- والیس
محل سکونت خانواده پاسخگو بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
240/0
2
کروسکال- والیس
گروه آموزشی بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد
021/0

مان- ویتنی
نوبت پذیرش بر رضایت از دانشگاه تأثیر مثبت دارد

همچنانکه مشاهده می شود وضعیت رضایت از دانشگاه در بین غالب دسته های طرح شده تفاوت معناداری ندارد. یعنی پسران و دختران دانشجو نسبت به دانشگاه دارای رضایتی نسبتاً یکسان هستند. نیز وضعیت مذکور در دانشکده های مختلف و مقاطع تحصیلی متفاوت؛ تقریباً یکسان است. حتی خاستگاه جغرافیایی محل سکونت والدین نیز در این امر تأثیری نداشته است. اما ذکر دو نکته قابل توجه است: اول اینکه دانشجویان شبانه (با میانگین رتبه ای 67/239) نسبت به دانشجویان روزانه (با میانگین رتبه ای 50/211) رضایت بیشتری از دانشگاه دارند: 021/0= sig . نکته دوم آنکه دانشجویان شاغل (برای شغل دائم میانگین رتبه ای 307 و برای شغل موقت میانگین رتبه ای 73/231) نسبت به دانشجویان غیر شاغل (با میانگین رتبه ای 97/201) رضایت بیشتری از دانشگاه داشته اند؛ هر چند در سطح اطمینان 94 درصد است sig= 0/06 . بنابراین دانشجویان دانشگاه فردوسی نسبت به دانشگاه محل تحصیلشان رضایت خوبی دارند: Range: [1-5] & Median: 4
متغیر دومی که نتایج آن قابل بحث است رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی است. همچنانکه در جدول ذیل به تفصیل آمده است؛ منظور از آزادیهای سیاسی- اجتماعی میزان خرسندی فرد از آزادیهای اجتماعی- سیاسی و حقوق بالفعل در جامعه است. همچنانکه در جدول مذکور قابل مشاهده است اکثر قابل توجه پاسخگویان به گویه هایی که حکایت از رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی فعلی خود دارد پاسخ منفی داده اند به طوریکه نظرات پاسخگویان در بازه ]5-1[ میانه ای معادل 66/2 دارد که از میانه نظری (3) پایین تر است. در مجموع 5/22 درصد پاسخگویان میزان رضایت آنها از آزادیهای سیاسی- اجتماعی “زیاد یا بسیار زیاد” و 1/43 درصد آنها دارای رضایت کم یا بسیار کم و 4/34 درصد آنها رضایتشان از ازادیهای سیاسی- اجتماعی در حد “متوسط” است.همچنانکه در جدول 5-1 ملاحظه می گردد متغیر مذکور کمترین میزان میانه را در بین متغیرهای این پژوهش دارد. حال در صدد آن هستیم که ببینیم وضعیت مذکور در بین کدام دسته ها از شرایط حادتری برخوردار است(همان: 173).
جدول ذیل به بررسی رابطه بین رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی و متغیرهای زمینه ای پرداخته است.

جدول2-5 رابطه بین رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی و متغیرهای زمینه ای
سطح معناداری
Sig (2-tailed)
درجه آزادی
نوع آزمون
عنوان رابطه
ردیف
000/0

مان- ویتنی
جنس بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
1
393/0

مان- ویتنی
نوبت پذیرش بر رضایت از آزادیهای سیاسی ـ اجتماعی تأثیر مثبت دارد
2
381/0
4
کروسکال- والیس
سن بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
3
121/0
9
کروسکال- والیس
نوع دانشکده بر رضایت از آزادیهای سیاسی ـ اجتماعی تأثیر مثبت دارد
4
256/0
49
کروسکال- والیس
رشته تحصیلی بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
5
011/0
3
کروسکال- والیس
مقطع تحصیلی بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
6
388/0
2
کروسکال- والیس
وضعیت استقرار دانشجو بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
7
439/0
7
کروسکال- والیس
نوع خوابگاه بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
8
538/0
2
کروسکال- والیس
وضعیت تأهل بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
9
458/0
2
کروسکال- والیس
وضعیت اشتغال بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
10
969/0
3
کروسکال- والیس
محل سکونت خانواده پاسخگو بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
11
006/0
2
کروسکال- والیس
دسته آموزشی بر رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی تأثیر مثبت دارد
12

همچنانکه ملاحظه می شود بین جنس و رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. دانشجویان پسر دارای میانگین رتبه ای 81/191 هستند و دانشجویان دختر دارای میانگین رتبه ای 34/240 می باشند. بنابراین همچنانکه در سطر نخست هم ملاحظه می شود تفاوت در میزان رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی بین دانشجویان پسر و دختر معنادار است و پسران نسبت به شرایط سیاسی- اجتماعی موجود ناراضی تر هستند(همان:175).
به لحاظ مقطع تحصیلی نیز میانگین رتبه ای
رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی به ترتیب عبارت است از: کاردانی 17/373، کارشناسی 05/226، کارشناسی ارشد 42/174 و دکترا 38/112 همچنانکه ملاحظه می شود هر قدر مقطع تحصیلی فرد بالاتر می رود میزان رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی نیز کاهش می یابد.
از لحاظ دسته آموزشی نیز شرایط به همین ترتیب است. در دسته رشته های علوم انسانی و تربیت بدنی میانگین رتبه ای رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی 62/231، در دسته علوم پایه و علوم ریاضی دارای میانگین رتبه ای 04/243 و در دسته رشته های فنی- مهندسی و دامپزشکی 59/185 است. نتایج ردیف 12 جدول شماره 5-3 حکایت از آن دارد که دانشجویان رشته فنی- مهندسی و دامپزشکی دارای رضایت پایین تری نسبت به دو دسته دیگر هستند و این تفاوت معنادار است. سایر متغیرهای زمینه ای رابطه معناداری با رضایت از آزادیهای سیاسی- اجتماعی ندارد. بنابراین می توان حدس زد که ناراضی ترین افراد نسبت به شرایط سیاسی- اجتماعی کشور دانشجویان پسر از دانشکده های فنی یا مهندسی و دامپزشکی به ویژه در

ه ای؛اینترنتی … ) تا اقصی نقاط جوامع تکامل نیافته رخنه می کند. در پی تضاد این دو عامل، نیازهای بی حد و حصر رشد می کنند و پس از آن، حرکتهای ناگهانی رشد اقتصادی، بسیاری از مواقع یک وضعیت آنومی به شکل یک گم گشتگی فرهنگی جهشی ( و از دست دادن هویت فرهنگی ) را در پی دارد که نه فقط یک نارضایتی عمیق، بلکه علاوه بر آن ناآرامیهای سیاسی گسترده ای را بوجود می آورد.” ( رفیع پور، 1378 (ب): 27-26 ). جامعه ما بخصوص شهر ایلام از تحولات جهانی در عصر ارتباطات مصون نیست و به نظر می رسد به علت شکل گیری نیازهای جدید در عصر ارتباطات باعث بالارفتن نارضایتی اجتماعی شده است.
1-3- اهمیت وضرورت پژوهش
انسان موجودی هدفمند و همیشه در پی ارزیابی از وضعیت زندگی می‌باشد و تا زمانی که به آنچه می‌خواهد دست نیابد احساس رضایت نمی‌کند شاید به جرأت بتوان گفت نهایت آمال هر انسانی، تحقق اهداف و آرزوهایش است. البته سطح اهداف و آرزو ریشه در شرایطی دارد که فرد در کنش متقابل، دیگران و وضعیت موجود به دست می‌آورد. از این رو، امروزه هرچه جامعه توسعه یافته به فکر رضایت شهروندان خود می‌باشد، زیرا رضایت از زندگی با توسعه اجتماعی و اقتصادی همخوانی و همبستگی بالایی دارد. (اینگلهارت به نقل از هزارجریبی و شالی، 1388: 9). عنصر رضایت یکی از عناصر اساسی نظم، وفاق و همبستگی اجتماعی است. توجه به آن از این جهت حائز اهمیت است که می‌توان ضمن شناخت شرایط روانی جامعه، عناصر اجتماعی بسیاری را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد از سوی دیگر باید توجه داست که وجود و تداوم گسترش آن باعث کمرنگ شدن تعهد افراد به نظام ارزشی و اعتماد آنان نسبت به سایر اعضای جامعه شده و چه بسا منشأ بسیاری از تحولات اجتماعی شود. عواطف مثبت فرد از شرایط خود اگرچه عنصری ذهنی است اما ریشه در شرایط عینی دارد. می‌توان این حقیقت را نادیده انگاشت که مؤلفه‌های اصلی در ارزیابی مثبت و منفی هر فرد، تحلیل و ارزیابی ذهنی است که نسبت به شرایط خود جامعه در تطبیق با دیگران است. چنانچه ارزیابی فرد از اوضاع شخصی یا زندگی خود به نتایج منفی بینجامد. این عاطفه منفی در همان بخش محدوده نمانده و بسیاری از رفتارها و گرایش‌های فرد نسبت به وضعیت فردی و شرایط اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده و متحول می‌کند (همان) .یافته‌های پژوهشی حکایت از آن دارند که رضایت افراد از یک حوزه خاص از زندگی (مثلاً اشتغال یا خانواده) تنها متأثر از شرایط موجود در آن حوزه نیست یا بلکه متأثر از رضایت کلی فرد از زندگی نیز می‌باشد. (مکینتاش به نقل از قهرمان، 1384: 9). به تعبیری دیگر چنانچه ارتقاء رضایت فرد در هر حوزه‌ای از حوزه‌های زندگی هدف باشد، نباید صرفاً درصدد رفع نیازهای فرد همان حوزه بود بلکه باید به رضایت کلی فرد از زندگی نیز توجه نماییم. چنانچه اشخاص در یک زمینه‌ی عام مطلوب، آرام و رضایت‌بخش به سر ببرند؛ سپس اگر حادثه‌ای ناگوار در حیطه خاصی از زندگی برای آنان رخ دهد (مثلاً به لحاظ شغلی شخص شغلش را از دست بدهد، با آسیب روانی کمتری مواجه می‌گردد. بنابراین شناخت رضایت از زندگی و عواملی که سبب پیدایش یا کاهش آن می‌شود حائز اهمیت است. نکته دیگری که قابل ذکر است “تأثیر رضایت از زندگی در مشارکت اجتماعی و نقش پیشگیری‌کننده آن در جلوگیری از بی‌تفاوتی و اعتیاد، خودکشی و … است (غفاری، 1381: 23- 22).
این پژوهش از دو جنبه توصیفی و تبیینی دارای اهمیت است جنبه نخست بدست آوردن آگاهی از میزان رضایت از زندگی مردم شهر ایلام در حال حاضر و جنبه دوم شناخت و تبیین عوامل رضایت مندی یا نارضایتی از زندگی دربین جامعه آماری به منظور ارائه راهکارهای کارشناسی است.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1-اهداف کلی
1-سنجش میزان رضایت از زندگی در بین شهروندان ایلام .
2-سنجس عوامل موثر بر رضایت از زندگی در بین شهروندان ایلامی
1-4-2-اهداف جزئی
1-سنجش عواملی که بیشترین تاثیر بر رضایت از زندگی در بین جامعه آماری دارند.
2-سنجش عواملی که بیشترین تاثیر در کاهش نارضایتی از زندگی در بین جامعه آماری دارند.
3-ارائه راهکارهای مناسب جهت کاهش نارضایتی از زندگی در بین جامعه آماری.
1-5- سؤالات تحقیق
1-میزان رضایت از زندگی در جامعه آماری مورد مطالعه چقدر است؟
2-کدام عوامل منبع بیشترین رضایت مندی در بین جامعه آماری هستند؟
3-کدام عوامل منبع بیشترین نارضایتی از زندگی در بین جامعه آماری هستند؟

فصل دوم
پیشینه تجربی و مبانی نظری

2-1-مقدمه
هر بررسی علمی و تجربی از عوامل مرتبط با موضوع “رضایت از زندگی” بدون توجه به اصول نظریه‌های مرتبط در حوزه‌های جامعه‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی و روان‌شناسی، ناتمام و نارسا خواهد بود. از طرفی تبیین عوامل مؤثر بر رضایت از زندگی به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته نیازمند بررسی کلیه عوامل و متغیرهای اجتماعی، روانی، فرهنگی، اقتصادی و فرامادی، در ارتباط متقابل با یکدیگر است. بنابراین با توجه به این که نظریات مختلف مناظر بسیاری را پیش روی ما قرار می‌دهند، در حالی که هر یک از این دیدگاه‌ها با یکدیگر اختلاف‌هایی دارند، بررسی عوامل مؤثر بر رضایت از زندگی از دیدگاه‌های مختلف به ما این امکان را می‌دهد، تا ابعادی از موضوع را که هرگز مورد توجه قرار نگرفته است پیدا کنیم.
به طورکلی، سه نوع رضایت از زندگی از یکدیگر قابل تفکیک‌اند.
الف-رضایت ناشی ازبرخورداری1،
ب- ر
ضایت ناشی از ارتباط2
ج-رضایت ناشی از بودن3
و به طبع آن می‌توانیم تئوری‌هایی که عوامل مؤثر بر رضایت را تبیین می‌کنند به سه دسته طبقه‌بندی کنیم (گودرزی، 1388، 203 با تلخیص).
رضایت ناشی از برخورداری بیشتر به امکانات و میزان برخورداری از امکانات بستگی دارد و تئوری‌هایی که عوامل اقتصادی مؤثر بر رضایت از زندگی را تبیین می‌کند به نوع اول رضایت از زندگی مرتبط‌اند. رضایت ناشی از ارتباط به رضایت اجتماعی ارتباط دارد، رابطه اجتماعی از حیث نوع، شدت و درگیری عاطفی، و رضایت از زندگی اثر می‌گذارد و تئوری‌هایی که عوامل اجتماعی مؤثر بر رضایت از زندگی را تبیین می‌کنند مربوط به نوع دوم رضایت از زندگی هستند. رضایت ناشی از بودن، در قضاوت ما از کیفیت زندگی مؤثر است. این رضایت، بیشتربا احساس کنترل بر زندگی خود، در مقابل این احساس که، زندگی ما توسط نیروهای بیرون از ما کنترل می‌شود، مرتبط است. این مسئله که جامعه‌شناسان اصطلاحاً آن را از خودبیگانگی می‌خوانند و بالاخره تئوری‌هایی که عوامل روان‌شناختی و فرامادی مؤثر بر رضایت از زندگی را تبیین می‌کنند در این دسته قرار می‌گیرند.
2-2-بخش اول: پیشینه تحقیقات تجربی
2-2-1- پیشینه تحقیقات داخلی
2-2-1-1- رضایت از زندگی یا احساس ذهنی بهزیستی (عسکری وهمکاران1390)
رضایت از زندگی یا احساس ذهنی بهزیستی نیز، حوزه ای از روان شناسی مثبت نگر است که تلاش می کند ارزیابی شناختی (قضاوت کلی درمورد رضایت از زندگی) وعاطفی (تجربه‌ی هیجانات خوشایند و ناخوشایند) مردم از زندگی شان را مورد بررسی قرار دهد.در این زمینه معلوم شده است که رضایت از زندگی، از اهداف اصلی افراد است (آناس،1993 نقل از عسکری و همکاران،1390 :54).
شاملو عقیده دارد اگرچه زندگی سعادتمندانه تنها تا اندازه ای به روابط لذت بخش جنسی بستگی دارد ولی این روابط، یکی از مهمترین علل خوشبختی یا عدم خوشبختی زندگی زناشوئی است واهمیت آن می تواند با تاثیر بر افکار واحساسات زوجین، به طور مستقیم یا غیر مستقیم روابط میان آنها رادر ابعاد وسیعی تحت تاثیر قرار دهد(شاملو به نقل از عسکری،1390: 54 ).
2-2-1-2-بررسی رضایت از زندگی وجایگاه احساس امنیت در آن در بین شهروندان تهرانی(هزار جریبی وصفری شالی 1388 )
در این تحقیق هدف بررسی رضایت از زندگی وجایگاه احساس امنیت در آن در بین شهروندان تهرانی بوده است که نتایج حاصل از درصد فراوانی هر یک از شاخص‌های تحقیق از نگاه پاسخگویان در جدول شماره دو آمده است. در مجموع مقایسه داده‌ها نشان می‌دهد که میزان رضایت فردی بیشتر از رضایت در حوزه اجتماعی است، البته نتایج سایر تحقیقات و پیمایش‌های ملی که به بررسی میزان رضایت در دو بُعد فردی و اجتماعی4 پرداخته‌اند، نیز همین نتیجه را تأیید می‌کنند. در مجموع نتایج نشان می‌دهد که میزان رضایت اجتماعی در حال کاهش است و از طرف دیگر افراد سعی می‌کنند، که برای آینده شخصی خود برنامه‌ریزی کرده و با توجه به بالا بردن میزان تحصیلات، رسیدگی به وضعیت سلامتی، میزان رضایت فردی خود را بالا ببرند. البته تئوری جبران نیز همین موضوع را مورد تأیید قرار می‌دهد، زیرا براساس این تئوری اگر در یک حوزه احساس نارضایتی یا محرومیت کنند، سعی می‌کنند که با تلاش در حوزه دیگر به وضعیت بهتری برسند، از این رو، معمولاً افرادی که از حوزه اجتماعی ناامید باشند، اما از لحاظ فردی انگیزه بالایی برای پیشرفت داشته باشند، سعی می‌کنند که به حوزه‌ی فردی خود توجه بیشتری داشته و میزان رضایت یا نقطه امید خود را در این حوزه بالاتر ببرند، تا جبرانی در مقایسه با حوزه عمومی و اجتماعی باشد(هزارجریبی وصفری شالی،1388 :18).

جدول 2-1 بررسی درصد فراوانی هر یک از شاخص‌های تحقیق در بین پاسخگویان
شاخص
درصد فراوانی
میانگین

خیلی کم
کم
تاحدودی
زیاد
خیلی زیاد

رضایت فردی
3.5
11
23
46.5
16
3.6
رضایت اجتماعی
16
23
37
22
2.5
2.72
اعتماد به کارایی مسئولان
10
31
22
28
9
2.94
امید به آینده اجتماعی
14
19
30
21
16
3.07
احساس عدالت توزیعی
7
16
27
39
11
3.31
ارضای نیاز
21
15.5
43
18
3
2.67
احساس امنیت
8
25
37
25
6
2.95
امید به آینده فردی
7
15
35
31.5
11
3.23
اعتماد اجتماعی
8
25
47
16
4
2.84
احساس محرومیت
11
25
25
22
16.5
3.07
دینداری
5
10
18.5
29
38
3.84

مقایسه میانگین متغیرها نشان می‌دهد که در مجموع رضایت فردی و امید به آینده فردی بالاتر از رضایت اجتماعی و امید به آینده اجتماعی است. در ضمن مقایسه متغیرها نشان می‌دهد که میزان احساس عدالت، امنیت و … در بین پاسخگویان بالاتر از متوسط می‌باشد و لازم است که میزان احساس محرومیت در بین پاسخگویان پایین بیاید(همان:19).
جدول 2-2بررسی میزان همبستگی دو متغیر “امنیت و رضایت” با سایر متغیرهای تحقیق
همبستگی متغیر امنیت با سایر متغیرها
همبستگی متغیر رضایت (کل) با سایر متغیرها
نام متغیر
ضریب همبستگی
sig
نام متغیر
ضریب همبستگی
sig
رضایت فردی
40/0
01/0
اعتماد اجتماعی
56/0
01/0
رضایت اجتماعی
50/0
01/0
اعتماد به کارایی مسئولان
39/0
01/0
اعتماد اجتماعی
78/0
01/0
امید به آینده اجتماعی
38/0
01/0
اعتماد به کارایی مسئولان
37/0
01/0
امید به آینده فردی
50/0
00/0
دینداری
23/0
01/0
احساس امنیت
60/0
001/0
امید به آینده اجتماعی
51/0
01/0
احساس محرومیت
29/0-
00/10
امید به آینده فردی
57/0
01/0
دینداری
16/0
01/0
احساس عدالت
53/0
01/0
ارضای نیازها
35/0
01/0
ارضای نیازها
23/0
01/0
احساس عدالت
43/0
01/0
احساس محرومیت
10/0-
02/0

برطبق نتایج جدول بالا متغیر امنیت و رضایت با متغیرهای “اعتماد اجتماعی، اعتماد به کارایی مسئولان، احساس عدالت، امید به آینده فردی و اجتماعی” دارای همبستگی متوسط رو به بالا است. از این رو، می‌توان نتیجه گرفت که با بالا بودن میزان امنیت و رضایت، میزان هر یک از متغیرهای ذکر شده نیز بالا خواهد بود و این نشان از همبستگی مستقیم بین این متغیرهاست. اما تنها متغیری که دارای همبستگی منفی و معکوس با دو متغیر امنیت و رضایت است، متغیر احساس محرومیت می‌باشد، زیرا برطبق نتیجه به دست آمده می‌توان با احتمال ضعیف رو به متوسط گفت که

اساس هشت گویه (متغیر وابسته ) و
رضایت از زندگی بر اساس نمره 1 تا 20
58%+
ضریب همبستگی پیرسون
0.00
سطح معناداری دو دامنه
04/-
چولگی متغیر وابسته
14/-
چولگی رضایت از زندگی بر اساس نمره1تا20
2/60%
میانگین رضایت از زندگی متغیر وابسته در مبنای 100
64%
میانگین رضایت از زندگی نمره 1تا20 در مبنای 100

البته لازم به ذکر است آزمون کولموگروف اسمیرنوف حکایت از نرمال بودن متغیر وابسته وغیر نرمال بودن مقیاس 1تا20 دارد.. مقایسه نمودار هیستو گرام آن دو نیز حکایت از چولگی به چپ هر دو متغیر دارد (پیوست 4-6 و4-7)

فصل چهارم
یافته‌های تحقیق

4-1-مقدمه
در این فصل نتایج تحقیق ارائه می شود. ابتدا، به توصیف متغیرهای زمینه ای خواهیم پرداخت سپس به توصیف متغیر وابسته و متغیرهای مستقل می پردازیم. در گام بعدی به تحلیل یافته های پژوهش و آزمون فرضیات خواهیم پرداخت. سپس تبیین رضایت از زندگی بر اساس روابط رگرسیونی ارائه خواهد شد. و در پایان مئل تحلیل مسیر و اثر مستقیم، غیر مستقیم وکل متغیرهایی که بیشترین تاثر بر متغیر وابسته داشته اند، ارائه خواهیم داد.
در توصیف هر متغیر به ارائه نتایج نظرات پاسخگویان درباره گویه های مربوط به یک متغیر می‌پردازیم؛ البته در راستای مقایسه بهتر گویه ها از میانگین استفاده می کنیم و در پایان به ارائه شاخص کلی آن متغیر می پردازیم.
4-2- بخش اول: آمار توصیفی
4-2-1-توزیع پاسخگویان بر اساس دسته های سنی
جدول 4-1 توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس دسته های سنی
درصد تراکمی
درصد معتبر
درصد
فراوانی

35%
35%
35%
134
20 تا 24 سال
9/56%
9/21%
9/21%
84
25 تا 29 سال
4/74%
5/17%
5/17%
67
30 تا 34 سال
5/82%
1/8%
1/8%
31
35 تا 39 سال
3/89%
8/6%
8/6%
26
40 تا 44 سال
93%
7/3%
7/3%
14
45 تا 49 سال
9/95%
9/2%
9/2%
11
50 تا 54 سال
100%
1%
1%
4
55 تا 59 سال

1/3%
1/3%
12
60 به بالا

100%
100%
383
کل
همانطور که از جدول فوق قابل ملاحظه است بیشترین حجم نمونه مربوط به رده سنی 20 تا 34 سال است که در مجموع 74% حجم نمونه را به خود اختصاص داده است که خود موید جوان بودن جامعه آماری است.
جدول4-2شاخص های مرکزی پاسخگویان به تفکیک سن
374
تعداد پاسخگویان
9
بی جواب
85 /29
میانگین
27
میانه
17/9
انحراف معیار

نمودار4-1 توزیع فراوانی جمعیت نمونه به تفکیک دسته سنی

4-2-2-توزیع پاسخگویان بر اساس جنس
جدول 4-3 توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس جنس
درصد تراکمی
درصد معتبر
درصد
فراوانی

6/42%
6/42%
8/41%
160
مرد
100%
4/57%
4/56%
216
زن

100%
8/1%
7
بدون پاسخ

100%
383
کل

نمودار4-2 توزیع فراوانی جمعیت نمونه به تفکیک جنس

4-2-3-توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس مقاطع تحصیلی
جدول 4-4توزیع فراوانی پاسخگویان به تفکیک مقطع تحصیلی
درصد تراکمی
درصد معتبر
درصد
فراوانی

6%
6%
6%
23
دوره ابتدایی
6/19%
6/13%
6/13%
52
دوره راهنمایی
58%
4/38%
4/38%
147
دیپلم
5/76%
5/18%
5/18%
71
فوق دیپلم
3/94%
8/17%
8/17%
68
لیسانس
100%
6/5%
6/5%
22
فوق لیسانس و بالاتر

100%
100%
383
کل

همانطور که ملاحظه می شود بیشترین فراوانی مربوط به مقطع دیپلم است وبعد از آن به ترتیب مقاطع کاردانی وکارشناسی بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند.

نمودار4-3 توزیع فراوانی جمعیت نمونه به تفکیک دوره تحصیلی

4-2-4-توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس وضعیت تاُهل
جدول 4-5 توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس وضعیت تاُهل
درصد تراکمی
درصد معتبر
درصد
فراوانی

40%
40%
2/39%
150
مجرد
100%
60%
7/58%
225
متاهل

100%
1/2%
8
بدون پاسخ

100%
100%
کل

نمودار4-4 توزیع فراوانی جمعیت نمونه به تفکیک وضعیت تاهل

4-2-5-توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس میزان درآمد خانواده

جدول 4-6 توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس میزان درآمد(میلیون ریال)
درصد تراکمی
درصد معتبر
درصد
فراوانی

7/19%
7/19%
6/14%
56
تا3 میلیون ریال
9/53%
2/34%
3/25%
97
بیشتر از 3 وکمتر از 5میلیون ریال
93%
1/39%
29%
111
بیشتر از5 وکمتر از 10 میلیون ریال
100%
7%
2/5%
20
10 میلیون ریال وبیشتر

100%
2/74%
284
کل

8/25%
99
بدون پاسخ

100%
383
کل

جدول4-7شاخص های مرکزی پاسخگویان به تفکیک میزان درآمد(میلیون ریال)
284
تعداد پاسخگویان
99
بی جواب
33/2 میلیون ریال
میانگین
2 میلیون ریال
میانه
0.87
انحراف معیار

نمودار4-5 توزیع فراوانی جمعیت نمونه به تفکیک میزان درآمد خانواده(میلیون ریال)

4-2-6-توصیف متغیر وابسته: رضایت از زندگی

جدول 4-8توزیع درصدی پاسخهای نمونه تحقیق به گویه های متغیر رضایت از زندگی
کاملا مخالفم
تاحدودی
مخالفم
نظری
ندارم
تا حدودی
موافقم
کاملا
موافقم

5/10%
6/12%
10%
4/35%
5/31%
من با علاقه، فعالیت های روزمره زندگیام را انجام م
یدهم.(+)
9/24%
4/13%
8/15%
5/26%
5/19%
در مجموع می توان گفت این ایام بهترین سالهای زندگی من است(+)
9/25%
8/19%
6/11%
7/31%
8/10%
در مجموع می توانم بگویم که من در طول زندگیام به خیلی از آرزوهایم دست یافته ام (+)
4/9%
4/13%
8/7%
9/24%
7/44%
چیزهای زیادی است که دوست داشتم در زندگی ام داشته باشم اما ندارم (- )
1/23%
9/6%
8/16%
8/33%
4/19%
احساس می کنم که در زندگیام رو به پیشرفت هستم (+)
2/14%
5/19%
9/11%
7/27%
6/26%
بارها احساس کردهام، که در مقابل مشکلات زندگی ام ناتوان هستم (- )
7/17%
9/6%
5/9%
2/30%
7/35%
زندگی با وجود همه سختی ها ومشکلاتش دوست داشتنی است. (+)
5/37%
8/9%
4/12%
1/12%
2/28%
با خود میگویم که ایکاش به دنیا نمی آمدم.(-)

– همچنانکه مشاهده می شود پاسخگویان در پاسخ به گویه ” من با علاقه، فعالیت های روزمره زندگیام را انجام میدهم ” 1/23 درصد آنها پاسخ کاملا مخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و 9/66 درصد آنها کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند، و 10درصد پاسخ نظری ندارم را داده اند.
-در پاسخ به گویه ” این ایام بهترین سالهای زندگی من است ” 3/38 درصد آنها پاسخ کاملا مخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و 46 درصد آنها پاسخ کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند، و 8/15 درصد پاسخ نظری ندارم، را داده اند.
-در پاسخ به گویه ” در مجموع می توانم بگویم که من در طول زندگیام به خیلی از آرزوهایم دست یافته ام” 7/45 درصد آنها پاسخ کاملا مخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و 5/42 درصد آنها پاسخ کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند، و 6/11 درصد پاسخ نظری ندارم را داده اند.
-در پاسخ به گویه ” چیزهای زیادی است که دوست داشتم در زندگیام داشته باشم، اما ندارم ” 8/22 درصد آنها کاملا مخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و 6/69درصد آنها پاسخ کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند، و 8/7 درصد پاسخ نظری ندارم داده اند.
-در پاسخ به گویه ” احساس می کنم که در زندگی ام رو به پیشرفت هستم ” 30 درصد آنها پاسخ کاملامخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و 2/53 درصد آنها پاسخ کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند و8/16 درصد پاسخ نظری ندارم را داده اند.
-در پاسخ به گویه ” بارها احساس کرده ام که در مقابل مشکلات زندگیام ناتوان هستم ” 7/33درصد آنها پاسخ کاملا مخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و3/54 درصد آنها پاسخ کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند، و 9/11 درصد پاسخ نظری ندارم را داده اند.
-درپاسخ به گویه ” زندگی با وجود همه سختی ها ومشکلاتش دوست داشتنی است ” 6/24درصد آنها پاسخ کاملا مخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و 9/65درصد آنها پاسخ کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند، و 5/9 درصد پاسخ نظری ندارم را داده اند.
-در پاسخ به گویه ” ای کاش به دنیا نمی آمدم ” 3/47درصد آنها پاسخ کاملا مخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و 3/40درصد آنها پاسخ کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند، و 4/12درصد پاسخ نظری ندارم را داده اند.

جدول 4-9 توزیع فراوانی پاسخگویان نسبت به متغیر رضایت از زندگی
درصد تراکمی
درصد معتبر
درصد
فراوانی

9/12%
9/12%
8/12%
49
خیلی کم
5/37%
7/24%
5/24%
94
کم
9/70%
3/33%
2/33%
127
متوسط
6/91%
7/20%
6/20%
79
زیاد
100%
4/8%
4/8%
32
خیلی زیاد

100%
5/99%
381
کل

جدول فوق توزیع فراوانی پاسخگویان نسبت به متغیر رضایت از زندگی است. این متغیر از ترکیب 8 گویه تشکیل یافته است که قبل از compute، یکسان سازی جهت گویه ها انجام گرفته است.زیرا سوالات گویه هم جهت نبودند وبه خاطر میزان کردن گویه برخی از سوالات منفی طرح شدند که لازم است قبل از جمع بستن مجموعه سوالات، ابتدا باید با استفاده از دستور Recode ، جهت سوالات را یکسان نموده ودر مرحله بعد اقدام به ساخت شاخص کنیم(حبیب پور وصفری،1390 :144 ).
همچنانکه از جدول فوق قابل مشاهده است در مجموع 6/37% پاسخگویان از زندکی، خیلی کم وکم راضی هستند و3/33% دارای رضایت متوسط 1/29 %از زندگی رضایت زیاد وخیلی زیاد دارند.

جدول 4-10شاخصهای مرکزی در متغیر رضایت از زندگی
381
تعداد پاسخگویان
2
بی جواب
03/3
میانگین
12/3
میانه
0.94
انحراف معیار

میانگین رضایت از زندگی پاسخگویان در بازه ]5-1[ معادل 03/3 است که حکایت از آن دارد که در مجموع رضایت از زندگی جامعه مورد مطالعه در حد متوسط است.

نمودار 4-6هیستوگرام توزیع رضایت از زندگی در بین پاسخگویان

نمودار فوق، هیستوگرام رضایت از زندگی در بین پاسخگویان است که حکایت از توزیع نرمال رضایت از زندگی در بین پاسخگویان دارد. شایان ذکر است نتایج آزمون کولموگروف – اسمیرنوف نیز مؤید نکته مذکور است. (جدول شماره 6-1 در قسمت پیوست)

نمودار 4-7توزیع فراوانی پاسخگویان نسبت به متغیر رضایت از زندگی

همچنانکه ملاحظه می گردد؛ بالاترین ستون (مد ) مربوط به دسته ” متوسط” است. یعنی 3/33%درصد پاسخگویان دارای رضایت از زندگی ” متوسط ” هستند.

4-2-7-توصیف متغیر های مستقل
4-2-7-1-محرومیت نسبی
هولندر معتقد است که این محرومیت زمانی رخ می‌دهد که مردم به چیزی میل کنند که آن را ندارندوخود را مستحق بدست آوردن آن بدانند. به خاطر ناتوانی در تملک آن خود را مقصر ندانند (هولندر، 1378: 383 به نقل از رفیع‌پور، 1377، 45-46).

جدول 4-11توز
یع درصدی پاسخهای نمونه تحقیق به گویه های متغیر محرومیت نسبی
کاملا مخالفم
تاحدودی
مخالفم
نظری
ندارم
تا حدودی
موافقم
کاملا
موافقم

4/23%
2/14%
2/15%
9/24%
3/22%
بیشتر اوقات خودم را با دیگران مقایسه می کنم.(+)

6/17%
6/18%
5/12%
1/26%
3/25%
در مقایسه خودم با دیگران احساس می کنم چیزهایی که باید داشته باشم ندارم.(+)
5/8%
2/7%
8/9%
3/23%
2/51%
احساس می کنم شایستگی آن را دارم، چیزهایی که دیگران دارند من هم داشته باشم.(+)
9/32%
1/20%
1/15%
4/16%
6/15%
از اینکه برخی امکاناتی که دیگران دارند ومن ندارم خودم رامقصر می دانم.(-)
22%
1/8%
8/21%
16%
32%
مسئولین کشور باعث عقب ماندگی من از دیگران هستند.(+)

-همچنانکه مشاهده می شود پاسخگویان در پاسخ به گویه ” بیشتر اوقات خودم را با دیگران مقایسه می کنم ” 6/37درصد آنها پاسخ کاملا مخالفم یا تا حدودی مخالفم داده اند و 2/47 درصد آنها کاملا موافقم یا تا حدودی موافقم را داده اند،

ونیازها واهداف یا آرزوهایش بحث می کند ومعتقد است که در شرایط اجتماعی مستحکم وپایدار، آرزوهای انسانها از طریق هنجارها تنظیم ومحدود شده است. با از هم پاشیدگی هنجارها(ولذا از بین رفتن کنترل آرزوها)، آنومی یا یک وضعیت آرزوهای بی حد وحصر111 بوجود می آید. از آنجائی که اینآرزوهای بی حد وحصر، طبعا نمی توانند ارضا و اشبا شوند، در نتیجه یک وضعیت نارضایتی اجتماعی دائمی پدید می آید(رفیع پور،1387 ب: 18).
از نظر مرتون احساس محرومیت نسبی، حالتی است روانی واحساس کمبودی است که فرد پس از مقایسه بافرد یا گروهی که برای او الگو مرجع مقایسه است، بروز می کند. اصطلاح محرومیت نسبی خود بحثی است که این مفهوم به طور بنیانی از این جهت نافع است که از آن می توان احساس عدم رضامندی رامحاسبه کرد (مرتون، 1968:289 به نقل از صفدری،1374).
وایزبرگواینگلهارت نیز ارتباط نارضایتی افراد رابا بیگانگی اجتماعی مطرح کرده‌اند (اینگلهارت،8:1373). فردینبرگ رضایت اجتماعی رابا احساس بیگانگی در افراد ارتباط داده است ومثبت نبودن نتیجه یک عمل را به عنوان نارضایتی اجتماعی تلقی می کند.
مازلو در نظریه سلسله مراتب نیازها، مفهوم “رضایت” را مترادف با “ارضای نیاز، تأمین نیاز و رفع نیاز” می‌داند. ارضای نیاز شامل حالاتی مانند نیرومندی، چالاکی، لذت و پاداش است. پس از ارضای یک سطح از نیازها، نیازهای سایر سطوح، اهمیت پیدا می‌کنند و آنها خواهند بود که بر رفتار شخص تسلط خواهند یافت تا به پایین‌ترین سلسله مراتب برسیم (مندوزا112 ،1995 نقل از هزارجریبی وصفری شالی،1388 :12).
پارسونز معتقد است که ثبات نظام اجتماعی تا حدودی بستگی به تعادل رضامندی دارد. به طور معمول پارسونز ثبات نظام اجتماعی را از نظر رابطه میان انتظارات اخلاقی افراد و همنوایی دیگران با آن محاسبه می کنند. یعنی هم شکلی میان رفتار افراد و قواعد اخلاقی مورد نظر است. پارسنز فرض می کند که افراد بهتدریج می آموزند که از چنین همنوایی احساس رضامندی نمایند و چون قابلیت آنها برای راضی شدن بسیار قابل تغییر است آنها پذیرش انواع و مقادیر گوناگون رضامندی را فرا می گیرند. بنابراین تغییر در سطح رضامندی از دیدگاه پارسونز مشکلی ایجاد نمی کند، آنچه که او بطور ضمنی انجام می دهد ثابت نگاه داشتن سطح رضامندی است، زیرا او می خواهد براهمیت هم‌نوایی با قواعد اخلاقی مشترک تاکید نماید(گولدنر، 1383: 264). پارسونز فرض می کند که تا زمانی نفس و دیگری(غیر از خود) از قواعد اخلاقی مشابهی پیروی نمایند، کمیابی و یا سطح رضامندی در حفظ ثبات نظام اجتماعی تاثیر منفی بر جای نخواهد گذاشت. فرض بر این است که قواعد مشترک به حقوق و وظایف تکمیلی منتهی می گردد به طوری که نفس خواستار ارضاء خواسته هایش به وسیله دیگری (غیر از خود) بیش از آنچه که او حاضر به فراهم نمودن آن است نمی باشد. اما رضامندی که دیگری متمایل به فراهم نمودن آن برای نفس می باشد تنها به تصور دیگری (غیر از خود) در مورد وظایفش بستگی ندارد بلکه به هزینه های لازم برای اجرای آن نیز وابسته است، این هزینه ها ارضاء نیازهایی را که دیگری(غیر از خود) به عهده دارد تحت تاثیر قرار می دهد و به همان ترتیب هم بستگی به میزان رضامندی دارد که او دریافت می دارد. در واقع همنوایی هر یک از طرفین با وظایف اخلاقی خود کار کرد سطح کمیابی و یا فراوانی رضامندی هایش و هزینه فراهم نمودن آن می باشد.
اجتماع نظام یافته یا جمعی شده پارسونز،اعضای جامعه را گرد هم آورده واز طریق این تجمیع به
آنها توانائی می دهد تا از منافع مشترک خود در مراحل مختلف(از انطباق تا حفظ الگو) دفاع کنند وبه تامین نیازها وتحقق اهداف ودر نهایت رضایت از زندگی بپردازند(ریتزر، 2004 :134).

جدول2-21کارکرد گرائی ساختاری تالکوت پارسونز
اولین سطح انتزاع
نیاز های کارکردی نظام
دومین سطح انتزاع
خرده نظام‌های نظام کنش
سومین سطح انتزاع
خرده نظام های اجتماعی
سازگاری(تطبیق)
نظام ارگانیسمی
ارگانیسم زیستی یارفتاری(از طریق اقتصاد)
دست یابی یه هدف(هدف یابی)
نظام شخصیت
شخصیت(از طیق سیاست)
یکپارچگی(تجانس)
نظام اجتماعی
جامعه(از طریق دین ونظام قانونی)
حفظ الگو(ابقا)
نظام فرهنگی
فرهنگ(از طریق آموزش وپرورش)
(هزار جریبی وصفری شالی،1388 :16).

بدین ترتیب در خصوص عوامل موثر بر رضایت از زندگی لازم است که چهار خرده نظام اجتماعی(اقتصاد، سیاست، دین ونظام قانونی وعرف اجتماعی) توجه داشت واگر این چهار خرده نظام هریک به نوبه خود فعالیت وکارکردخود را درست انجام دهند، می توانندباعث احساس رضایت در بین شهروندان ایلامی شوند ودر غیر این صورت، اگر هریک از این خرده نظام فعالیت خود را درست انجام ندهند، باعث بروز عدم رضایت در جامعه می شوند.
2-3-5-فرضیات تحقیق
1- به نظر میرسد بین احساس محرومیت نسبی و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
2-به نظر میرسد بین آنومی اجتماعی و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
3-به نظر میرسد بین دینداری(بعداحساسی) و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
4-به نظر میرسد بین احساس بیگانگیاجتماعی(بعد بیقدرتی) و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
5-به نظر میرسد بین خوشبینی(مثبت نگری) و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
6-به نظر میرسد بین رضایت از خود و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
7-به نظر میرسد بین ر
ضامندی زناشوئی و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
8-به نظر میرسدبین میزان درآمد و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
9-به نظر میرسد بین میزان تحصیلات و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
10-به نظر میرسد بین جنسیت و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
11-به نظر میرسد بین تاهل و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
12-به نظر میرسد بین سن و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
13-به نظر می رسد بین مثبت نگری و رضایت از خود رابطه معناداری وجود دارد؟
14-به نظر می رسد بین میزان تحصیلات و دینداری رابطه معناداری وجود دارد؟
15-به نظر می رسد بین دینداری(بعد احساسی) ومثبت نگری رابطه معناداری وجود دارد؟

2-1 مدل نظری تحقیق

فصل سوم
روش‌شناسی تحقیق

3-1- مقدمه
روش به معنای شیوه دست یابی به شناخت تابع مساله تحقیق است. روش مورد استفاده در این بررسی پیمایش است. پیمایش شیوه‌ای از بررسی است که گردآوری مجموعه‌ای ساختمند یا منظم از داده‌هاست که عمدتاً براساس پرسش‌نامه است. اما از فنون دیگر از قبیل مصاحبه ساختمند، مشاهده تحلیل محتوا و جز اینها نیز استفاده می‌گردد (دواس، 130:1376). با این حال برخی از صاحبنظران در نوشته‌های خود در باره پیمایش پیوند اساسی میان روش پیمایش و شیوه جمع‌آوری اطلاعات برقرار کرده‌اند. باید توجه داشت این روش فی نفسه نه بهترین است نه بدتر از روش های دیگر، همه چیز به هدف‌های تحقیق، مدل تحلیل و خصوصیات میزان تحلیل بستگی دارد. از نظر واکسبرگ113امروزه لغت پیمایش اغلب برای نشان دادن یک روش جمع‌آوری اطلاعات از نمونه‌هایی از افراد به کار می‌رود. این جمع‌آوری اطلاعات از طریق پست، مصاحبه تلفنی و مصاحبه رودرروی شخصی انجام می‌گیرد (قاسمی، 1380 نقل از نظری،1386 :154). برگ و وال (به نقل از سرمد و همکاران، 1378: 83). تحقیقات پیمایشی را به سه دسته تقسیم کرده‌اند.
الف- روش مقطعی
ب- روش طولی
ج- روش دلفی
در روش مقطعی گردآوری داده‌ها درباره یک یا چند صفت در یک زمان و از طریق نمونه‌گیری از جامعه انجام می‌شود. براساس تعریف‌های ارائه شده از هر یک از روش مذکور روش تحقیق حاضر را باید روش پیمایشی مقطعی دانست. داده‌های مورد نیاز تحقیق در یک مقطع زمانی مشخص جمع‌آوری شده‌اند. روش پیمایشی از انواع تحقیق توصیفی است. از پیمایش می‌توان برای هدف‌های توصیفی، تبیینی و اکتشافی استفاده کرد. از این روش عمدتاً در مطالعاتی استفاده می‌شود که در آنها فرد واحد تحلیل در نظر گرفته شود. اگر چه می‌توان این روش را برای واحدهای دیگر تحلیل، از قبیل گروه‌ها یا کنش‌های متقابل به کار برد. تحقیق پیمایشی احتمالاً بهترین روش موجود برای آن دسته از پژوهندگان اجتماعی است که علاقه‌مند به جمع‌آوری داده‌های اصلی برای توصیف جمعیت‌های بسیار بزرگی هستند که نمی‌توان به طور مستقیم آنها را مشاهده کرد (ببی، 1381: 530). از نظر دواس مشخصه پیمایش مجموعه‌ی ساختمند یا منظمی از داده‌هاست که وی آنها را ماتریس متغیر بر حسب داده‌های موردی می‌نماید. بدین معنا که اطلاعاتی درباره متغیرها یا خصوصیات یکسان دست‌کم برای دو مورد جمع‌آوری می‌شود و به یک ماتریس داده‌ها منجر می‌شود. وی رایج‌ترین تکنیک مورد استفاده در تحقیق پیمایش را پرسشنامه می‌داند اما معتقد است که ضرورتا پیوندی بین تحقیق پیمایشی و پرسشنامه وجود ندارد (دواس،‌ 1376: 14-13). از نظر دواس رایج‌ترین تکنیک مورد استفاده در تحقیق پیمایشی پرسشنامه است (همان: 13).
بررسی پرسشنامه‌ای عبارت است از مطرح کردن یک سری پرسش برای مجموعه‌ای از پاسخگویان که غالبا معرف یک جمعیت ویسع‌ترند درباره وضعیت اجتماعی، شغلی، خانوادگی درباره عقاید و ایستارها و مسایل انسانی، دنیوی، معنوی و یا هر مساله و حادثه دیگر (نیک گهر، 1370، 185).
براساس تعریف ارائه شده روش تحقیق حاضر را باید روش پیمایشی مقطعی دانست زیرا داده‌های مورد نیاز تحقیق در یک مقطع زمانی مشخص جمع‌آوری شده است و بر اساس اهداف از پیش تعیین شده انتظار می‌رود که مجددا تکرار شود. اکنون هنگام آن است که با عبور از مرحله نظری پژوهش به میدان تجربه و مشاهده گام نهاده شود و با بررسی آنچه به طور نظری از آن بحث گردید صحت و سقم فرضیه‌های تحقیق در برخورد با واقعیت بیرونی سنجیده شود. ورود به مرحله تجربی پژوهش، به امکانات، ابزارها، و روش‌هایی نیاز دارد که باید پیش از آغاز بررسی تجربی اندیشیده شود. بدیهی است که عواملی چون موضوع، امکانات و اهداف تحقیق در گزینش ابزارهای اندازه‌گیری، شیوه‌های گردآوری اطلاعات و به طور خلاصه روش تحقیق سهم عمده‌ای دارند و در هر پژوهش به ناچار باید شیوه‌های خاصی برای بررسی تجربی واقعیت برگزیده و از ابزارهای اندازه‌گیری معینی مدد گرفته و آزمون‌های خاصی به کار گرفته شود تناسب روش و اجزای آن با موضوع و هدف پژوهش اصلی است که رعایت آن به محقق کمک می‌کند تا شناختی را که در برخورد با واقعیت کسب می‌کند و می‌خواهد آن را معیاری برای تایید یا اصلاح جنبه‌های نظری پژوهش قرار دهد با درجه بالایی با واقعیت تطبیق کند.
از این رو فصل حاضر به مبانی روشی یا روش‌شناسی تحقیق اختصاص یافته است که در آن روش تحقیق، جمعیت آماری، روش
نمونه‌گیری و حجم نمونه، شیوه گردآوری داده‌ها، تکنیک‌های مورد استفاده برای تحلیل اطلاعات، تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم اعتبار و پایایی توضیح داده خواهد شد.
3-2-متغیر های پژوهش
متغیروابسته: رضایت از زندگی
متغیرهای مستقل: آنومیاجتماعی، احساس محرومیت، احساس بیگانگی اجتماعی(بعد قدرتی)، دینداری(بعد احساسی)، رضایت از خود، رضایت زناشوئی، خوشبینی(مثبتنگری)، میزان درآمد
3-2-1-متغیرهای زمینه ای: سن، جنس، تحصیلات، تاهل
3-3-تعریف مفاهیم (تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها)
3-3-1-رضایت از زندگی
اینگلهارت مفهوم رضایت از زندگی را این گونه تعریف میکند:
“احساس رضایت از بازتاب توازن میان آرزوهای شخصی و وضعیت عینی فردی بوجود می آید. (اینگلهارت،1998 به نقل از هزارجریبی وصفری شالی، 8:1388).”
ازکمپ در تعریف رضایت از زندگی می گوید:
” رضایت بر تجربه شناختی و داورانه ای دلالت دارد که به عنوان اختلاف ادراک شده بین آرزو وپیشرفت در زندگی(یعنی تحقق آرزو) تعریف می شود. این تعریف طیفی را تشکیل می دهدکه از ادراک کامروائی تا حس

نخواهم داد.
دسته‌های پاسخ از بسیار مخالف تا بسیار موافق است و همسازی درونی برای این طیف 84% بودهاست
(لکلند،2001 :324-322 نقل از قهرمان،1384 :143). دراینجا نیز آنچه مشخص است این است که اولاً‌ محقق “‌رضایت از زندگی” را فاقد ابعاد می‌دانسته و ثانیاً در تعریف آن از خود واژه رضایت از زندگی 57استفاده کرده است. در یک اثر تحقیقی دیگر برای اندازه‌گیری58) swbسعادت ذهنی) که بر اساس تحقیق(Mcintosh.2001:42 ) دارای همبستگی خوبی با SWLS یا طیف رضایت از زندگی است ـ از تکنیکی استفاده شده که آن هم مؤید آن است که در نظر محقق رضایت از زندگی فاقد بعد خاصی است. جهت فهم بهتر مناسب می‌رسد که مروری نیز بر تکنیک مورد استفاده که استفاده از طیف 59SAS یا تلاش در جهت معرفی خود داشته باشیم. ابتدا از پاسخگویان خواسته می‌شود که متنی را که بر بهترین و بدترین شرایط زندگی در نظر آنان است،‌ را بنویسند، سپس تصویری از یک سلسله مراتب که در ابتدای آن صفر و در انتهای آن ده است،‌ ارائه می‌گردد. سپس می‌گویند اگر نمرهی صفر حاکی از بدترین زندگی ممکن برای شما و نمرهی ده حاکی از بهترین زندگی ممکن برای شما باشد، در وضعیت کنونی جایگاه شما در این سلسلهمراتب کجاست؟‌(Mcintosh.2001.43 به نقل از قهرمان،1384).
همچنانکه اینجا نیز مشاهده می‌گردد در اینجا وضعیت کنونی زندگی پاسخگو مستقیماً‌ پرسش می‌گردد نه اینکه ابتدا حوزه‌های متفاوت زندگی را تک به تک مورد پرسش قرار دهیم آنگاه به جمع آنها بپردازیم. به نظر میرسد که کلی بودن و انتزاعی بودن مفهوم زندگی دلیل اصلی آن باشد.
به نظر می‌رسد کلی بودن مفهوم زندگی و انتزاعی بودن آن، رضایت از زندگی را دارای ویژگی منحصر به فردی نموده است. به نظر ما زندگی مساوی مجموع حیطه های مانند خانواده، دوستان،‌ اوقات فراغت،‌ محل سکونت و محل اشتغال و …..نیست، حتی اگر حیطه‌های مذکور افزایش یابد. به نظر ما اگرچه حیطه‌های مذکور بخش زیادی از زندگی را تشکیل می‌دهند،‌ اما زندگی چیزی ماورای این حوزه‌ها نیز در خود دارد. البته مساوی نبودن کل با مجموعه‌ اجزای آن نه تنها در علوم طبیعی،‌ بلکه در علوم انسانی امری غریب نیست. (‌سروش، 1374. اقتباس از صفحه 24 و 99) چه اینکه جامعه نیز اگرچه از انسانها تشکیل یافته است،‌ اما شناخت جامعه و پدیده‌های اجتماعی (‌جامعه‌شناسی) قابل تقلیل به شناخت فرد و رفتارهای فردی (روانشناسی)‌ نیست. روانشناسی گشتالت نیز نگاهی مشابه در فهم پدیده‌ها دارد . شواهد تجربی زیادی نیز بر این مدعی می‌توان یافت:‌ خودکشی که خود حکایت از سطح نازل رضایت از زندگی دارد در مواردی رخ می‌دهد که گاه مجموع رضایت فرد از حوزه‌های رایج پایین نمی‌باشد. مثلاً اندیشمندی که به بن‌بست فکری می‌رسد و احساس پوچی و سرانجام خودکشی می‌کند یا کسی که در یک رابطهی‌ عاشقانه ناکام مانده و خودکشی می‌نماید شواهدی هستند که اگر از آنان میزان رضایتشان را از حوزه‌هایی مانند خانواده،‌ دوستان،‌ اوقات فراغت،‌ محیط زندگی،‌ محیط کار و …..جویا می‌شدیم،‌ شاید نارضایتی جدی از هیچ یک وجود نداشته باشد و مجموع نمرات رضایت از زندگیشان خیلی پایین هم نباشد.

2-3-بخش دوم: مبانی نظری
از آنجایی که رضایت از زندگی هم به بعد فردی مرتبط است وهم به بعد اجتماعی، لذا محقق در این تحقیق از سه رویکرد نظری در علم(روانشناسی، روان شناسی اجتماعی وجامعه شناسی) برای مبانی نظری تحقیق خود استفاده کرده است که هر کدام از این رویکردها از زاویه ای خاص به رضایت از زندگی نگاه می کنند و آنها را مورد بررسی قرار می دهند.
2-3-1- نظریه های روانشناختی
2-3-1-1-نظریه سلسله مراتب نیازها
مازلو60 به عنوان یک روان‌شناس نیازهای انسانی را نوع مخصوصی از غرائز می‌داند که در حیوانات یافت نمی‌شود. اغلب علمای روان‌شناس درباره‌ی نیازها سخن گفته‌اند اما نظریه مازلو درباره نیازهای و سلسله مراتب نیازها61 در انسان از اهمیت خاصی برخوردار است.
براساس “نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو” نیازهای انسانی به 5 دسته به شرح زیر تقسیم می‌شوند:
1- نیازهای فیزیولوژیک یا جسمانی62
2- نیاز به امنیت و اطمینان63
3- نیازهای اجتماعی یا تعلق به دیگران64
4- نیازهای من یا صیانت ذات، نیاز به احترام65
5- نیازهای خودیابی و تحقق خویشتن66
مازلو در نظریه سلسله مراتب نیازها، مفهوم “رضایت” را مترادف با “ارضای نیاز، تأمین نیاز و رفع نیاز” می‌داند. ارضای نیاز شامل حالاتی مانند نیرومندی، چالاکی، لذت و پاداش است. پس از ارضای یک سطح از نیازها، نیازهای سایر سطوح، اهمیت پیدا می‌کنند و آنها خواهند بود که بر رفتار شخص تسلط خواهند یافت تا به پایین‌ترین سلسله مراتب برسیم (مندوزا67 ،1995 نقل از هزارجریبی وصفری شالی،1388 :12).
به طور عادی و معمولی در جامعه پاره‌ای از نیازهای اساسی افراد ارضا می‌شود و پاره‌ای دیگر ارضا نشده باقی می‌ماند. به زعم مازلو درصد رضایت افراد در برآوردن نیازها به تدریج افزایش پیدا می‌کند و با گذشت زمان درصد ارضای نیاز بیشتر می‌‌شود و این امر با انتظارات افراد رابطه مستقیم دارد (مازلو، 1995نقل از هزارجریبی وصفری شالی،1388 :12).
مازلو درمورد اینکه هر کدام از نیازهای انسانی در افراد مختلف تا چه حد ارضا شده و موجب رضایت از زندگی در افراد می‌شود معتقد است نیازها در افراد مختلف متفاوت بوده و نسبی‌اند. نیازهای هیچ کسی در تمام موارد و به طور کامل ارضا نشده و
هیچ‌کس تاکنون، به رضایت کامل نرسیده است.
باید متذکر شد که: اولاً در هر یک از این دسته ها، تعدادی از نیازهای شبیه و نزدیک به هم جای می گیرند. مثلاً در دسته چهارم: نیاز به احترام نیاز به قدرشناسی، حفظ آبرو و غرور، کسب ارزش و منزلت و … جای می گیرد. ثانیاً مازلو معتقد بوده است که این نیازها دارای یک سلسله مراتب هستند: نیازهای پایین یا دون و نیازهای عالی. یعنی برای انسانها ابتدا نیازهای جسمی (نیاز پایین ) مهم ند. بعد ارضاء نیازهای جسمی، نیاز به ایمنی برای او مطرح می شود و بعد از آن ” روابط ” و بعد ” احترام ” تا بالاخره در انسانهایی که همه نیازهایشان برطرف شده است, نیاز متعالی به تفکر درباره معنی و محتوا (به خود رسیدن ) مطرح می شود.” ( رفیع پور، 1378 ( الف ): 41- 42 ).
بر اساس نظرات هرزبرگ با حذف عواملی که نارضایتی ایجاد می کنند؛ رضایت افرادبه طورقابل ملاحظه ای بالا نمی رود . به تعبیری دیگر عواملی که رضایت ایجاد می کنند ؛ متمایزاز عواملی هستند که نارضایتی را کم می نمایند .هرزبرگ عوامل رضایت آفرین را عوامل انگیزشی و عوامل نارضایتی آفرین را عوامل بهداشنی نامید .مطابق نظرات هرزبرگ ـ که در حوزه رضایت شغلی ارائه شده است ـ عواملی که سبب نارضایتی می گردند عوامل محیطی هستند ؛ مانند نامناسب بودن وضعیت نور، دما، هوای نا مطبوع و حقوق پایین که موارد مذکور چنانچه رفع گردد رضایت فرد را افزایش نمی دهد بلکه نا رضایتی را کم می کند .توسلی به نقل ازهرزبرگ می گوید:
“عوامل رضایت زا که هرزبرگ ازآنها تعبیر به عوامل بهداشتی می نمود؛ عواملی مانند موفقیت در کار، طبیعت کارانجام شده، ارزشیابی و ارزش گذاشتن دیگران به کار ،مسئولیتی که فرد احساس می کند و ارتقائی که به دست می آورد کار، قرار گرفتن در کل فرایند تولید و احساس مولد بودن است.” (توسلی، 1375 :143 با تلخیص). نظرات هرزبرگ هرچند در حوزه رضایت شغلی است ؛ اما قابل تعمیم به حوزه رضایت از زندگی نیز است. حال چنانچه نظرات هرزبرگ و مازلو را بخواهیم با هم تلفیق نماییم می توان گفت نیاز های مرتبه یک و دو مازلو عمدتا عوامل بهداشتی ( به زبان هرزبرگ ) و نیازهای مرتبه سه، چهار و پنج عمدتا عوامل انگیزشی هستند .
2-3-1-2-نظریه نیاز به موفقیت
مک کله لند68 نیازها را به سه دسته تقسیم می کند:
الف- نیاز به کسب موفقیت
ب- نیاز به وابستگی
ج- نیاز به قدرت
گرچه تحقیقات گسترده ای درباره ی روشهای آزمون انسانها با توجه به این سه نیاز انجام شده ولی پژوهشهای مک کله لند درباره ی کسب موفقیت از اهمیت ویژه ای برخوردار است.نیاز به کسب موفقیت عبارت است از خواسته فرد برای رسیدن به هدف خود و انجام کاری موثرتر قبل از رسیدن به هدف، این نیاز در دو سطح فرد و جامعه مورد مطالعه قرار می گیرد. هدف اصلی مطالعات فرد، دست یابی به ویژگی های افراد است. یعنی شناخت کسانیکه دارای نیاز به کسب موفقیت بالایی هستند و کشف پیامدهای مربوط به کسب موفقیت و یافتن روشهای افزایش کسب موفقیت(مورهد گریفین، 1377: 102).از نظر مک کله لند کسانیکه انگیزه کسب موفقیت دارند ویژگی هایی دارند که او این ویژگی ها را این گونه توصیف می کند:
” افراد جویای موفقیت تمایل به انتخاب هدفهایی نسبتا مشکل و تصمیمات خطر آفرین دارند. افراد موفقیت طلب بیش از این که به پاداشهای حاصل از موفقیت توجه نمایند به نفس پیشرفت و پیروزی می اندیشند. آنان همیشه در پی آن هستند که کارها را به صورت بهتر و یا با بازدهی بیشتر از آنچه انجام شده است، انجام دهند”.
مک کله لند دریافت کسانیکه به شدت چنین احساس نیازی می کنند خود را از دیگران متمایز می دانند و همواره تمایل دارند کارها را به شیوه بهتری انجام دهند. آنان همیشه در پی موقعیتها و شرایطی بر می آیند که بتوانند مسئولیت حل مسائل را بر عهده بگیرند(استیفن رانینز، 1374: 330) شواهد تحقیقاتی نشان داده است که بین انگیزه کسب موفقیت و عملکرد بالا رابطه مستقیم وجود دارد. با این ترتیب افرادی که موفقیتهایی ممتازی داشته اند در انگیزه کسب موفقیت بالاتر از متوسط قرار داشته اند(همان: 399). نیاز پیشرفت توسط مک کله لند با استفاده از آزمون T.A.T69 (تست اندریافت موضوع) مورد بررسی قرار گرفته است. اتکیسنون70 در مجموعه ای از آزمایشهایی که یادآور تحقیقات بود نشان داد که کسانی که به موفقیت گرایش دارند اهدافی را با دشواری متوسط انتخاب می کنند، در حالی که افراد که از شکست نگرانی زیاد دارند اغلب اهدافی را برمی گزینند که بسیار کوچک است. مک کله لند برای باروری و ایجاد این نیاز (کسب موفقیت) یادگیری و انگیزه دهی را پیشنهاد می کنند. به گمان او فقط ده درصد مردم یک جامعه دارای این نیازها هستند اما عقیده دارد که آموزش مناسب می تواند نیاز به کسب موفقیت را به سطح بالایی ارتقاء دهد. در برنامه ریزی های آموزشی که بوسیله او و همکارانش طراحی شد سعی کردند به اشخاص یاد دهند که مانند افرادی فکر کنند که نیاز شدیدی به کسب موفقیت دارند(مورهدگریفین1377: 104). دومین نیازی که مک کله لند از آن نام می برد نیاز به تعلق یا وابستگی است. افراد احساس نیاز به همجواری و رابطه با همنوع دارند. کسانیکه دارای این نیاز هستند خواهان گرفتن قوت قلب و حمایت دیگران بوده و بطور معمول به احساسات دیگران توجه می کنند. آنها براساس خواسته دیگران، بخصوص اگر خواسته از طرف کسانی باشد که مورد احترام آنها هستند، دست به عمل می زنند. اشخاصی که دارای این نیاز هستند به انجام وظیفه در مکانهایی مبادرت می ورزند که نیاز به تما
سهای زیاد داشته باشد(همان).سومین نیازی که مک کله لند از آن نام می برد نیاز به قدرت است. فردی که انگیزه اعمال قدرت دارد سعی می کند در جهت مشخص بر دیگران اثر بگذارد. به نظر او قدرت در دو جهت ممکن است اعمال شود، یکی در جهت منفی به معنای تسلط یافتن بر دیگران به شیوه‌ی استبدادی و دیگری در جهت مثبت یعنی هدایت رفتار دیگران با تشویق و ترغیب. توانایی تحت تاثیر قرار دادن و هدایت دیگران به نحو موثر رمز موفقیت فرد به شمار می آید(همان: 105).
2-3-2- نظریههای روانشناسی اجتماعی
2-3-2-1-نظریه محرومیت نسبی71
از جمله نظریه‌های مطرح دیگر در ارتباط با رضایت از زندگی، نظریه‌ی محرومیت نسبی است. براساس این دیدگاه انسان‌های عموماً به مقایسه خود با دیگران می‌پردازند و در این رابطه وقتی احساس فقر و بی‌عدالتی می‌کنند واکنش‌های شدید عاطفی (مانند تعویض شغل، کارشکنی و خودکشی و …) انجام می‌دهند و وقتی این احساس به اعلی

متعلق به جوانانی است که تحصیلاتشان راهنمایی؛ دبیرستان؛ فوق لیسانس و مقاطع بالاتر است. جوانان پیش‌دانشگاهی و دانشجویان دوره‌های فوق دیپلم و لیسانس از این بابت در وضعیت بد‌تری هستند (همان: 239).
یافته‌های تحلیلی حکایت از آن دارد که رضایت از خانواده با سلامت روانی رابطه مستقیم دارد؛ به این معنا‌ که هر قدر رضایت از خانواده بیشتر شود، سطح سلامت روانی وی بالاتر می‌رود (همان: 271) نیز چنانچه پاسخگویان را بر اساس میزان سلامت روانی به چهار دسته مشکل‌دار، نسبتاً مشکل‌دار، سالم و کاملاً سالم تقسیم نماییم. با گروه مشکل دار در مقایسه با گروههای دیگر، نگرش مثبت‌تری‌ به دوستانشان دارند. نیز در خصوص مشارکت سیاسی، رابطه مشارکت سیاسی با سلامت روانی رابطه‌ای مستقیم است؛ هر چه افراد سلامت روانی بالاتری بر‌خوردار باشند نسبت به مشارکت سیاسی بهتر می‌اندیشند (همان: 276) نیز نسبت به رضایت از شغل (همان: 281) لذت از اوقات فراغت مشارکت اجتماعی (همان: 283) نگرش به نهاد‌های حکومتی (همان: 285) همه رابطه معنا‌داری وجود دارد.نیز با توجه به آنکه پیش‌بینی می‌شود رضایت ازخانواده و دوستان از ابعاد رضایت از زندگی باشد و چون جامعه‌آماری ما دانشجویان است بیان آمارهایی در این خصوص مناسب به نظر می‌رسد.
به لحاظ وضعیت اقتصادی دانشجویان دختر ازنظر اقتصادی به طور معنا‌داری بهتر از دانشجویان پسر هستند. (همان: 513). به لحاظ نگرش به خانواده نیز دانشجویان دختر به طور معنا‌داری نگرش مثبت‌تری دارند(همان: 514) در مورد گروه دوستان دانشجویان پسر در مقایسه دانشجویان دختر نگرش بهتری نسبت به دوستان خود دارند (همان: 515)نیز دختران به طور معنا‌‌داری نگرش مثبت به کار‌کرد مساجد و هیاتهای مذهبی دارند (همان: 9 – 518)در حوزه دینداری هم در بعد اعتقادات قلبی دینی و هم در اعتقادات رسمی دینی دختران دانشجو به طور معنا‌داری از پسران دانشجو نگاه مثبت‌تری دارند به ویژه در بعد اعتقادات قلبی دینی (همان:4ـ 523) هدف از ذکر مطالب فوق این است که ببینیم اگر رضایت از زندگی را به حوزه های خاصی تفکیک نماییم و در هر یک از حوزه ها به تفکیک زن و مرد نتایج آن را بیان نماییم ؛ در این صورت آیا می توانیم با اطمینان بالایی به تفاوت رضایت از زندگی بین دختران و پسران دست یابیم ؟ قرائن در اینجا به اندازه کافی نیست ولی می توان بر اساس مطالب مذکور احتمال داد که رضایت از زندگی پسران کمتر یا مساوی رضایت از زندگی دختران باشد .
2-2-1-14- سنجش توصیفی احساس خوشبختی( نایبی1375 )
در این اثر تحقیقی محقق به سنجش توصیفی احساس خوشبختی می‌‌پردازد. سنجش متغیر وابسته از طریق یک گویه انجام پذیرفته “کلاً چقدر احساس خوشبختی می‌‌نمائید؟”
به نظر ما بررسی متغیر وابسته ـ که متغیر اصلی تحقیق است ـ از طریق یک گویه به پایایی18 تحقیق خدشه جدی وارد می‌نماید. و از دقت کار می‌‌کاهد.درهر حال مشخص نیست که آیااحساس خوشبختی یک‌‌‌سازه19 است یا یک متغیر بسیط؟
آنگاه در حالت نخست باید اهتمام به شناخت ابعاد آن داشته باشد و در حالت دوم باید با افزایش تعداد گویه‌‌ها سطح سنجش آن را از تربیتی به فاصله‌ای ارتقا بخشد.
در این تحقیق برای رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر مستقل چهار بعد در نظر گرفته شده است:
رضایت از زندگی خانوادگی، رضایت از مسکن، رضایت از تندرستی و رضایت از شغل. بعد نخست با یک گویه سنجیده شده است: آیا از زندگی خانوادگی خود راضی هستید؟ بعد دوم که رضایت از مسکن است؛ دارای دو مولفه است الف: رضایت از اندازه مسکن ب: رضایت از محله‌ای که فرد در آن زندگی می‌کند.
بعد سوم رضایت از تندرستی است که آن نیز با یک گویه سنجیده می‌گردد و بعد چهارم رضایت از شغل است که دارای ابعاد متعددی است- (مافوق، همکار، امکان ترفیع شغلی، امنیت اقتصادی، فاصله در‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمد از در‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمد مطلوب و تفاضل رتبه در‌‌‌‌‌‌‌‌آمد از در‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمد مطلوب)-(نایبی،1375: 20 ).
نظر به اینکه احساس خوشبختی با رضایت از زندگی دارای همبستگی نسبتاً زیادی است (همان:55)

جدول 2-17نتایج آزمون فرضیات به کار گرفته شده در این تحقیق مفید به نظر می‌رسد.
شماره صفحه
آزمون کرامر
سطح معناداری ()
فرضیه
46
11/0
07/0
احساس خوشبختی با رتبه شغلی همبستگی دارد
48
14/0
005/0
احساس خوشبختی با تحصیلات همبستگی دارد
49
20/0
0001/0
احساس خوشبختی با در‌‌آمد همبستگی دارد
50
18/0
0001/0
احساس خوشبختی با امنیت اقتصادی همبستگی دارد
53
29/0
0000/0
احساس خوشبختی با رضایت از زندگی همبستگی دارد
55
18/0
0001/0
احساس خوشبختی با بیگانگی همبستگی منفی دارد
58
13/0
04/0
احساس خوشبختی با جنس همبستگی دارد
59
03/0
81/0
احساس خوشبختی با تأهل همبستگی دارد
60
13/0
04/0
احساس خوشبختی با وضعیت اشتغال فرد همبستگی دارد
83
12/0
05/0
رضایت از زندگی با رتبه شغلی فرد همبستگی دارد
86
17/0
001/0
رضایت از زندگی با ‌در‌‌‌‌آمد فرد همبستگی دارد
87
13/0
01/0
رضایت از زندگی با اعتماد همبستگی دارد
87
30/0
0000/0
رضایت از زندگی با بیگانگی همبستگی دارد

2-2-1-15- رضایت از زندگی در میان شهروندان زن ایرانی( کوشا ومحسنی1356)
بر اساس خلاصه این پژوهش ،نویسنده در مقاله ای تحت عنوان ” رضایت از زندگی در
میان شهروندان زن ایرانی: یک تحلیل اکتشافی” به رضایت از زندگی زنان ایرانی ـ اعم از آنان که متأهل یا غیر متأهل هستند ـ می‌‌پردازد. نمونه آماری از 335 زن (61 درصد آنها متأهل و 39 درصد آنها غیر‌‌‌‌متأهل (مجرد، مطلقه، بیوه) ) تشکیل یافته است.
داده‌ها از طریق پرسشنامه‌‌های خود اجرا که در سالهای 1992 الی 1994 به اجرا در آمد؛ جمع‌‌‌آوری گردید.
نتایج تحقیق که مبتنی بر جداول متقاطع و تحلیل مسیر است؛ حکایت از آن دارد که رضایت از زندگی زنان متأهل مستقیماً با رضایت از ازدواج، اشتغال و اوقات فراغت مرتبط است.
]نکته قابل ذکر[ اینکه رابطه بین رضایت و فعّالیت زنان رابطه‌‌ای متقابل است. مع‌الوصف در خصوص زنان غیر‌‌متأهل رضایت از زندگی آنها تحت تاثیر مقطع تحصیلی و اوقات فراغت آنها است. (کوشا ومحسنی،1356: 329).
2-2-2- پیشینه تحقیقات خارجی
2-2-2-1- سنجش احساس میزان رضایت و امنیت (نورمن برادبورن20 و دیوید کاپلوویتز21)
نورمن برادبورن و دیوید کاپلوویتز از مرکز ملی بررسی افکار (NORC)22 امریکا از اولین کسانی بودند که دست به سنجش احساس میزان رضایت و امنیت مردم زدند. آنها به اهمیت رضایت از زندگی در سیاست‌گذاری توسعه اجتماعی و برنامه‌ریزی‌های ملی دولت‌ها اشاره کرده‌اند (هیوستون،2001 :25 به نقل از قهرمان،1384).
کانورس (1976)، در پژوهشی با عنوان “بهروزی در آمریکا”، به نقل از اینگلهارت (1990) در کتاب “تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی” و همچنین نتایج سایر پژوهش‌ها حکایت از آن دارد که 20 درصد مردم جوامع غربی خود را خوشبخت می‌دانند و از زندگی خود کاملاً رضایت دارند، 58 درصد نسبتاً خوشبخت و 20 درصد خود را چندان خوشبخت نمی‌دانند (اینگلهارت، 1390: 248).
رضایت از زندگی با توسعه اجتماعی و اقتصادی همبستگی دارد (بیکر،1990 نقل از نایبی، 1374: 13).
احساس خوشبختی با بیگانگی و بی‌اعتمادی همبستگی دارد (اینگلهارت، 1994: 43).
رضایت از زندگی با پایگاه اجتماعی اقتصادی همبستگی دارد(رابینسون،1976:11).

2-2-2-2- گزارشی از اعتبار سازه‌هایی از طیف رضایت از زندگی در یک مقطع زمانی (مکینتاش232001 )
محقق به ارئه مقاله‌ای تحت عنوان “گزارشی از اعتبار سازه‌هایی از طیف رضایت از زندگی در یک مقطع زمانی” پرداخته است. بنیان و اساس این مقاله بر نقد و نظریات (پی وت24 ودیگران،1998 به نقل از قهرمان،1384) استوار است نویسنده بر پی وت دو ایراد وارد می‌‌داند: ایراد اول بر تکنیک‌ آماری اتخاذ شده توسط پی وت و همکارانش است زیرا که آنها برای رسیدن به یک راه حل سه عاملی از چرخش قطری از نوع varimax استفاده نموده‌ بودند اما توصیه نویسنده مقاله این است که چرخش مایل oblique rotation در این مورد مناسبتر است (همان:38). البته نویسنده مقاله در ادامه از توضیحی روشن درباره نکته فوق اجتناب می‌کند و به مسائل دیگر می‌پردازد. ایراد یا انتقاد دوم بر کار پی وت که هدف دوم مقاله مذکور است؛ بیان این نکته است که میزان همگرایی میان مقیاس مقطعی رضایت از زندگی25 Tswls و دیگر اندازه‌های swb، یک بعد زمانی خاص را که امتحان و توجه نشده است را وارد نموده‌‌اند و لذا دومین هدف این تحقیق را تعیین نمودن این نکته می‌داند که آیا سه بعد Tswls (گذشته ـ حال و آینده) با ابعاد نظیرش در swb همبستگی دارند خیرکه نهایتاً فتوا به همبستگی آنها می‌دهد (همان:37).
اما توضیحی درباره چند طیف معرفی شده در این مقاله: Tswls: پی وت وهمکارانش اقدام به ابداع ویراش اصلاح شده‌ای از Swls نمودند و آن را Tswls نام نهادند که تفاوت آن با نسخه Swls این است که درسنجش رضایت از زندگی با طیف Tswls ابعاد زمانی در نظر گرفته می شود (همان:37).
SASS : طیف دیگری که در این مقاله مورد اشاره قرار گرفت طیف SASS یا self – Anchoring striving scale است که مناسب است آن را طیف تلاش در جهت معرفی خود نام بگذاریم: در طیف مذکور ابتدا از افراد درخواست می‌شود که شرحی از بهترین حالات ممکن که در آن تمام امیال و آرزو‌های او محقق گشته‌ را بنویسند و نیز در مقابل شرحی از بد‌ترین حالات ممکن که در آن تمام ترسها و اضطراب‌ها روی می‌دهد‌ـ را بنویسند. سپس به پاسخگو می‌گویند اگر برای حالات نخست حداکثر نمره 10 و برای حالات دوم حداقل نمره صفر را بخواهیم منظور نماییم. به مرتب نمودن وضع موجود خود بر روی یک سلسله مراتب (از 0 تا 10) اقدام نمائید(همان:41).
SWB: گر چه در جای جای این مقاله از طیف swb سخن به میان آمده؛ اما توضیح روشن و آشکاری درباره آن ارائه نشده است لیکن گفته شده که در این طیف به علت داشتن چشم‌انداز‌های زمانی در اندازه‌گیری اجزایش، کار از دقت بالا تری برخور دار است(همان:37).نیز به نظر می‌رسد Tswls و SASS زیر مجموعه SWB باشند(همان:47). در این تحقیق TSWLS که مشتمل بر سه خرده طیف رضایت از زندگی در گذشته، رضایت از زندگی در حال، رضایت از زندگی در آینده است هر کدام از 5 معرف و با استفاده از طیفی که در شکل لیکرت است و از کاملاً ناراضی “1” تا کاملاً راضی “7” می‌باشند. تهیه شده است معرفهای TSWLS همگی دارای بار‌ ارزشی مثبت بوده و لذا نمرات بالاتر هر فرد بیانگر رضایت از زندگی بیشتر در او است (همان:41). البته آنچه در اینجا شایسته است مورد توجه قرار گیرد این است که مثبت بودن بار ارزشی گویه‌ها، ممکن است سبب شود دقت پاسخگو کم گردد(همان:39). زیرا اصولاً افراد تمایل به موضع‌گیری مثبت و همنوایی با گویه را دارند.
برخی نکات که البته در این تحقیق به صورت حاشیه‌ای مورد اشاره قرار گرفت ولی شاید دارای اهمیت باشد عبارتند از: الف: رضایت از
زندگی در حوزه‌ای خاص متأثر از رضایت از زندگی در حوزه‌های ویژه مانند رضایت از کار، رضایت از اوقات فراغت، و نیز سلامتی است(داینر ودیگران،53:1999).ب: رضایت از زندگی در این تحقیقات رضایت کلی از زندگی است و در این تحقیقات بر اساس معیارهای عمدتاً ذهنی اندازه‌گیری شده است و آن به این دلیل است که به مردم اجازه داده شود تا بر اساس نظام ارزشی شخصی خودشان، اهمیت هر حوزه‌ای از زندگیشان را بیان نمایند(همان:53). ج: میان مثبت نگری و رضایت از زندگی در زمان فعلی فرد پیوند و رابطه وجود دارد(مارشال ودیگران،1992).و بر اساس آن رضایت از زندگی در زمان حال و آینده به یکدیگر مرتبط است.
و بحث‌های متقاعد کننده‌ای صورت پذیرفته که نتیجه آن این است که بین ساختار شخصیتی فرد در آینده و تجارب حال و گذشته وی رابطه‌ای است بلکه در واقع اولی مشتق شده و برخاسته از دومی است.
2-2-2-3- رضایت از زندگی در