کارکردهای رفتار سازمانی//پایان نامه درباره تعهد و رفتار سازمانی

کارکردهای رفتار شهروندی سازمانی 

پودساکف وهمکارانش[1](1990)کارکردهای رفتار شهروندی سازمانی  را بدین شرح بیان می کنند:

  • موجب افزایش همکاری وبهره وری مدیریتی می شود.
  • نیازبه تخصیص منابع کمیاب رابرای حفاظت ازمنابع سازمان ونظارت وکنترل براجرا وانجام وظایف روزمره راکاهش می­دهد.
  • باعث آزادی منابع می­شود.
  • هماهمنگی فعالیت­هارابین اعضای تیمی وگروه­های کاری تسهیل می­کند.
  • سازمان­ها راقادر می­سازند تامحیط­کاری سازمان راخوشایندتر سازندتاکارکنانِ باکیفیت بالا راجذب کنند.
  • باکاهش تغییرپذیری در عملکرد واحدهای­کاری عملکرد سازمانی راافزایش میدهد.
  • توانایی سازمان رادرتطبیق باتغییر محیطی افزایش می­دهد.

2-1-8)تاثیر رفتارشهروندی بر عملکرد سازمان:

رفتار شهروندی سازمانی از طریق افزایش بهره وری کارکنان و تسهیل  همکاری دربین گروه های کاری سازمان  می تواند تونایی سازمان را در تطبیق باشرایط و تغییرات محیطی  افزایش دهد و نتایج مثبتی را برای سازمان ایجاد نماید (Zehir etal., 2004). به عقیده کارام بایا[2] 1989 کارکنانی که در واحد های سازمانی باعملکرد بالا کار می کنند بیشتر به رفتارهای شهروندی پرداخته اند (صائمی و محمودی،1387). برخی از محققان  تاثیر رفتار شهروندی بر عملکرد سازمان را  برشمرده اند که از آن جمله می توان  به  موارد  زیر اشاره کرد (توکلی،1386).

  • رفتار شهروندی سازمانی کارائی همکاران را بالا می برد. رفتارهای کمکی به انتشار تجارب و مهارتها درمیان اعضای گروه و یا واحد کاری کمک می کند.
  • رفتار شهروندی سازمانی کارائی مدیران را بالا می برد. کارمندان جوانمرد وقت مدیر را از درگیر شدن در مشکلات کوچک آزاد می کنند.
  • رفتار شهروندی سازمانی به بهبود عملکرد گروه کمک می کند. رفتار کمکی باعث بهبود اخلاق،روحیه،انسجام گروهی می شود. بنابراین نیاز برای صرف انرژی و زمان برای حفظ کارائی گروه کاهش می یابد.
  • رفتار شهروندی سازمانی با جذاب تر کردن مکان کاری ، توانائی سازمان را برای جذب ونگهداری کارآمدترین کارمندان افزایش می دهد.
  • رفتارهای شهروندی سازمانی به ثبات عملکرد سازمان کمک می کند.
  • رفتار شهروندی سازمانی با گسترش یک مرکز اجتماعی باعث افزایش کارائی سازمان می شود.
  • رفتارهای کمکی باعث بهبود اخلاق و انسجام گروهی می شوند و احساس تعلق را بین اعضای گروه به وجود می آورند واین باعث جذب و نگهداری بهترین کارمندان می شوند.
  • نشان دادن جوانمردی و شکایت نکردن در مورد چیزهای بی ارزش،احساس وفاداری وتعهد را نسبت به سازمان افزایش می دهد که ممکن است باعث بقای کارمندان شود.
  • رفتار شهروندی منابع و امکانات را برای صرف در راه اهداف موثر آزاد می کند. وقتی که کارمندان در مشکلات کاری به یکدیگر کمک می کنند نیازی به کمک مدیر نمی باشد و درنتیجه مدیر وقت بیشتری را صرف مسائل یا اهمیت تر می کند. اگرکارمندان توانائی شغلی شان را از طریق فعالیت های خود رشدی افزایش دهندوظایف خود را با مهارت بیشتری انجام می دهند.
  • رفتارهای شهروندی سازمانی توانایی سازمان را برای سازگار شدن با تغییرات محیطی افزایش می دهد . کارمندانی که مشارکت فعال در جلسات سازمانی دارند به افشای اطلاعات در سازمان کمک می کنند که این عامل میزان تاثیر پذیری  اطلاعات  را  افزایش می دهد.
  • رفتار شهروندی سازمانی به هماهنگی فعالیت ها در بین اعضای گروه های کاری کمک می کند. نشان دادن شرافت شهروندی به وسیله مشارکت فعال داوطلبانه در جلسات و واحدهای کاری به هماهنگی فعالیتها در بین اعضای گروه کمک می کندو این به صورت بالقوه باعث افزایش کارایی گروه می شود.

در هرصورت تعدادی از مطالعات تجربی نشان داده است که رفتار شهروندی سازمانی یک عامل تاثیر گذار بر عملکرد فردی کارکنان و اثربخشی سازمانی است (Zhao etal, 2014).

2-1- 9) رفتار شهروندی در حوزه اداره امور عمومی :

فراتر از جنبه سازمانی رفتار شهروندی ، یک بعد دیگر رفتار شهروندی ، بعد اجتماعی و ملی این رفتارها است . رفتار شهروندی در سطح کلان و عمومی علاوه بر رفتارهای متداول شهروندی نظیر وفاداری و فرمانبرداری ، در جوامع مدرن در بر گیرنده فعالیت های نظیر مشارکت ، اجتماع گرایی ، عدالت اجتمای ، اقدامات داوطلبانه و تسهیم مسئولیت های فردی است . سه عنصر  اصلی رفتار شهروندی عمومی شامل پیروی از قانون ، وفاداری به نهاد های اجتماعی و مشارکت در زندگی اجتماعی است، که می توان آنها را در سه بعد ملی ، محلی و سازمانی مورد بررسی قرار داد. در بعد ملی رفتار شهروندی شامل صرف زمان و تلاش جهت اجرای مسئولیت های اداری و دولتی ، تسهیم اطلاعات و ایده ها با دیگران و مشارکت در موضوعات مهم و بحث برانگیز اجتماعی است در این حوزه رفتار شهروندی راباتئوری های مدیریتی و به خصوص تئوریهای مدیریت دولتی می توان تبیین کرد. رفتار شهروندی یک جنبه مهم از فعالیت های انسانی است که در مطالعات اداره امور عمومی و مدیریت توجه زیادی را طلب می کند. با  وجود این تا دهه 1980 تنها مطالعات اندکی به تحلیل رفتارر شهروندی در جنبه مدیریت و به خصوص در بعد تئوری اداره امور عمومی پرداخته اند. مطالعات اولیه بر روی مشارکت ، وکالت دادن و الزامات شهروندی در محیط های محلی و ملی تمرکز کرده اند. نظیر باربر[3]، (1984) و پت من[4] ، (1970). برخی دیگر از مطالعات بر این موضوع تاکید کرده اند که فعالیتهای ارادی و اختیاری افراد ابزار مفیدی برای حکومت ها برای بر چیده شدن بر مشکلات بودجه ای به منظور دستیابی به ثبات و بهبود اثر بخشی در حوزه دولتی می باشند. باکس ، (1998) و فردریکسون (1997). عده ای از افراد جامعه تمایل زیادی به رفتار شهروندی در سطح ملی و کلان نداشته و بیشتر بر محیط های نزدیکتری  نظیر سطح محلی تاکید دارند و در این سطح به مشارکت و فعالیتهای اجتماعی می پردازند. در سطح محلی رفتارهای شهروندی با فعالیت های نظیر کمک به انجام امور مربوط به ایالت ها و محلات ، مشارکت در طرح های محلی و توجه به الزامات شهروندی ، شناخته می شوند. همانطور که قبلاً نیز ذکر شد ، عده ای دیگر نیز بر جنبه سازمانی رفتارهای شهروندی تاکید کرده اند و معتقد بودند که رفتارهای شهروندی سازمانی برای ایجاد یک جو سالم در درون سازمان به خصوص برای بهبود کیفیت خدمات در سازمانهای دولتی مورد نیاز است .

[1] Podsakoff

[2] Karambaya

[3] Barber

[4] Pateman