پایان نامه عملکرد کارکنان قوه قضاییه//زندگی سازمانی

  • زندگی سازمانی
    • تعریف سازمان

امروزه نقش سازمان در دستیابی به هدف‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگ آن‌چنان برجسته شده است که سازمان‌های هر جامعه را گردونه‌های تحقق اهداف آن می‌دانند. واقعیت آن است که سازمان‌ها به چند دلیل از ارکان ضروری زندگی انسان‌ها محسوب می‌شوند؛ آن‌ها به جامعه خدمت می‌کنند، ما را قادر می‌سازند تا کارهایی را انجام دهیم که بدون وجود آن‌ها از عهده آن‌ها برنمی‌آمدیم، جریانی از دانش و آگاهی ارائه می‌کنند که می‌تواند زمینه‌ساز توسعه فردی و رشد و سعادت بشر گردد (داریانی و همکاران، 1386).

سازمان برای زنده ماندن، پیروزی در مأموریت، و بالندگی، باید انتظارات گوناگون محیط‌هایی را که با آن‌ها پیوند دارد برآورده سازد. بیشتر سازمان‌ها درباره هویت، مأموریت اصلی، برنامه‌های استراتژیک، سیاست‌های مالی، راه‌کار اصلی سازمان‌دهی فعالیت‌ها و افراد سازمان، سنجش عملکرد و پیراستن کژی‌ها، باورهایی می‌سازند و می‌پردازند. هر سازمانی در طول تاریخ خود درباره این‌که کدام استراتژی موفق و کدام ناموفق است چیزهای زیادی می‌آموزد (Kulkarni,2012).

درگذشته تصور بر این بود که سازمان یک وسیله یا ابزاری منطقی است که می‌توان با استفاده از آن‌یک گروه از افراد را کنترل و کارهای آن‌ها را هماهنگ کرد. این سازمان دارای سطوح عمودی، دوایر، سلسله‌مراتب اختیارات و از این قبیل ویژگی‌ها بودند. ولی واقعیت این است که یک سازمان بیش از این‌هاست و مانند یک فرد دارای شخصیت است. هنگامی‌که یک سازمان به‌صورت یک‌نهاد درمی‌آید دارای نوعی حیات و زندگی می‌شود که با زندگی اعضای آن متفاوت است و به‌خودی‌خود دارای ارزش می‌شود. ازاین‌رو هنگامی‌که سازمان به‌صورت یک نهاد درمی‌آید الگوی خاصی از رفتار موردقبول همه اعضای سازمان قرار خواهد گرفت که در همه جای سازمان به چشم می‌خورد (کاویانی،1390).

در تئوری‌های نوگرا درباره سازمان، محیط سازمان به عنوان موجودیتی که خارج از مرزهای سازمان قرار دارد، مفهوم‌سازی می‌شود. محیط سازمانی با تحمیل محدودیت‌ها و الزام سازمان به انطباق با محیط به عنوان بهای ادامه حیات، بر آن تأثیر می‌گذارد. دسته‌بندی‌های گوناگونی در مورد محیط انجام‌شده است که یکی از آن دسته‌بندی‌ها، دو نوع محیط پویا و پایدار می‌باشد که تقریباً اکثر صاحب‌نظران بر روی آن اتفاق‌نظر دارند. محیط پایدار، محیطی است که در آن، تغییر در نوع محصولات و خدمات کم است، نوآوری‌های تکنولوژیکی کمی صورت می‌گیرد و در آن مجموعه ثابتی از رقبا، مشتریان و سایر ذینفعان وجود دارد؛ درحالی‌که محیط­های پویا نسبت به محیط­های پایدار، عدم اطمینان بیشتری ایجاد می­کنند.

میزان هماهنگی ساختار سازمانی با وظایف تعیین‌شده، و نیز طبیعت محیطی که سازمان در آن کار می‌کند، خمیرمایه باورهای نهفته مشترک مربوط به شیوه سازمان‌دهی است. سازمان‌ها در حین رشد، برحسب شیوه کار، نوع فراورده، بازار و موقعیت جغرافیایی خود، شاخه‌شاخه شده و در آن شاخه‌ها خرده‌فرهنگ‌هایی پا می‌گیرند که ممکن است بسیار نافذ باشند؛ زیرا هر شاخه باید در محیطی متفاوت به کامیابی برسد. هر سازمان پیروز، برای ساماندهی کارها و شناسایی فرایندهای بازاریابی راهکاری می‌پرورد و برای این‌که بتواند به نحو مؤثر کار کند، سامانه‌ها لازم را برای گردش اطلاعات، پاداش دهی و نظارت پدید می‌آورد.