ونیازها واهداف یا آرزوهایش بحث می کند ومعتقد است که در شرایط اجتماعی مستحکم وپایدار، آرزوهای انسانها از طریق هنجارها تنظیم ومحدود شده است. با از هم پاشیدگی هنجارها(ولذا از بین رفتن کنترل آرزوها)، آنومی یا یک وضعیت آرزوهای بی حد وحصر111 بوجود می آید. از آنجائی که اینآرزوهای بی حد وحصر، طبعا نمی توانند ارضا و اشبا شوند، در نتیجه یک وضعیت نارضایتی اجتماعی دائمی پدید می آید(رفیع پور،1387 ب: 18).
از نظر مرتون احساس محرومیت نسبی، حالتی است روانی واحساس کمبودی است که فرد پس از مقایسه بافرد یا گروهی که برای او الگو مرجع مقایسه است، بروز می کند. اصطلاح محرومیت نسبی خود بحثی است که این مفهوم به طور بنیانی از این جهت نافع است که از آن می توان احساس عدم رضامندی رامحاسبه کرد (مرتون، 1968:289 به نقل از صفدری،1374).
وایزبرگواینگلهارت نیز ارتباط نارضایتی افراد رابا بیگانگی اجتماعی مطرح کرده‌اند (اینگلهارت،8:1373). فردینبرگ رضایت اجتماعی رابا احساس بیگانگی در افراد ارتباط داده است ومثبت نبودن نتیجه یک عمل را به عنوان نارضایتی اجتماعی تلقی می کند.
مازلو در نظریه سلسله مراتب نیازها، مفهوم “رضایت” را مترادف با “ارضای نیاز، تأمین نیاز و رفع نیاز” می‌داند. ارضای نیاز شامل حالاتی مانند نیرومندی، چالاکی، لذت و پاداش است. پس از ارضای یک سطح از نیازها، نیازهای سایر سطوح، اهمیت پیدا می‌کنند و آنها خواهند بود که بر رفتار شخص تسلط خواهند یافت تا به پایین‌ترین سلسله مراتب برسیم (مندوزا112 ،1995 نقل از هزارجریبی وصفری شالی،1388 :12).
پارسونز معتقد است که ثبات نظام اجتماعی تا حدودی بستگی به تعادل رضامندی دارد. به طور معمول پارسونز ثبات نظام اجتماعی را از نظر رابطه میان انتظارات اخلاقی افراد و همنوایی دیگران با آن محاسبه می کنند. یعنی هم شکلی میان رفتار افراد و قواعد اخلاقی مورد نظر است. پارسنز فرض می کند که افراد بهتدریج می آموزند که از چنین همنوایی احساس رضامندی نمایند و چون قابلیت آنها برای راضی شدن بسیار قابل تغییر است آنها پذیرش انواع و مقادیر گوناگون رضامندی را فرا می گیرند. بنابراین تغییر در سطح رضامندی از دیدگاه پارسونز مشکلی ایجاد نمی کند، آنچه که او بطور ضمنی انجام می دهد ثابت نگاه داشتن سطح رضامندی است، زیرا او می خواهد براهمیت هم‌نوایی با قواعد اخلاقی مشترک تاکید نماید(گولدنر، 1383: 264). پارسونز فرض می کند که تا زمانی نفس و دیگری(غیر از خود) از قواعد اخلاقی مشابهی پیروی نمایند، کمیابی و یا سطح رضامندی در حفظ ثبات نظام اجتماعی تاثیر منفی بر جای نخواهد گذاشت. فرض بر این است که قواعد مشترک به حقوق و وظایف تکمیلی منتهی می گردد به طوری که نفس خواستار ارضاء خواسته هایش به وسیله دیگری (غیر از خود) بیش از آنچه که او حاضر به فراهم نمودن آن است نمی باشد. اما رضامندی که دیگری متمایل به فراهم نمودن آن برای نفس می باشد تنها به تصور دیگری (غیر از خود) در مورد وظایفش بستگی ندارد بلکه به هزینه های لازم برای اجرای آن نیز وابسته است، این هزینه ها ارضاء نیازهایی را که دیگری(غیر از خود) به عهده دارد تحت تاثیر قرار می دهد و به همان ترتیب هم بستگی به میزان رضامندی دارد که او دریافت می دارد. در واقع همنوایی هر یک از طرفین با وظایف اخلاقی خود کار کرد سطح کمیابی و یا فراوانی رضامندی هایش و هزینه فراهم نمودن آن می باشد.
اجتماع نظام یافته یا جمعی شده پارسونز،اعضای جامعه را گرد هم آورده واز طریق این تجمیع به
آنها توانائی می دهد تا از منافع مشترک خود در مراحل مختلف(از انطباق تا حفظ الگو) دفاع کنند وبه تامین نیازها وتحقق اهداف ودر نهایت رضایت از زندگی بپردازند(ریتزر، 2004 :134).

جدول2-21کارکرد گرائی ساختاری تالکوت پارسونز
اولین سطح انتزاع
نیاز های کارکردی نظام
دومین سطح انتزاع
خرده نظام‌های نظام کنش
سومین سطح انتزاع
خرده نظام های اجتماعی
سازگاری(تطبیق)
نظام ارگانیسمی
ارگانیسم زیستی یارفتاری(از طریق اقتصاد)
دست یابی یه هدف(هدف یابی)
نظام شخصیت
شخصیت(از طیق سیاست)
یکپارچگی(تجانس)
نظام اجتماعی
جامعه(از طریق دین ونظام قانونی)
حفظ الگو(ابقا)
نظام فرهنگی
فرهنگ(از طریق آموزش وپرورش)
(هزار جریبی وصفری شالی،1388 :16).

بدین ترتیب در خصوص عوامل موثر بر رضایت از زندگی لازم است که چهار خرده نظام اجتماعی(اقتصاد، سیاست، دین ونظام قانونی وعرف اجتماعی) توجه داشت واگر این چهار خرده نظام هریک به نوبه خود فعالیت وکارکردخود را درست انجام دهند، می توانندباعث احساس رضایت در بین شهروندان ایلامی شوند ودر غیر این صورت، اگر هریک از این خرده نظام فعالیت خود را درست انجام ندهند، باعث بروز عدم رضایت در جامعه می شوند.
2-3-5-فرضیات تحقیق
1- به نظر میرسد بین احساس محرومیت نسبی و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
2-به نظر میرسد بین آنومی اجتماعی و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
3-به نظر میرسد بین دینداری(بعداحساسی) و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
4-به نظر میرسد بین احساس بیگانگیاجتماعی(بعد بیقدرتی) و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
5-به نظر میرسد بین خوشبینی(مثبت نگری) و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
6-به نظر میرسد بین رضایت از خود و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
7-به نظر میرسد بین ر
ضامندی زناشوئی و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
8-به نظر میرسدبین میزان درآمد و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
9-به نظر میرسد بین میزان تحصیلات و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
10-به نظر میرسد بین جنسیت و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
11-به نظر میرسد بین تاهل و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
12-به نظر میرسد بین سن و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد؟
13-به نظر می رسد بین مثبت نگری و رضایت از خود رابطه معناداری وجود دارد؟
14-به نظر می رسد بین میزان تحصیلات و دینداری رابطه معناداری وجود دارد؟
15-به نظر می رسد بین دینداری(بعد احساسی) ومثبت نگری رابطه معناداری وجود دارد؟

2-1 مدل نظری تحقیق

فصل سوم
روش‌شناسی تحقیق

3-1- مقدمه
روش به معنای شیوه دست یابی به شناخت تابع مساله تحقیق است. روش مورد استفاده در این بررسی پیمایش است. پیمایش شیوه‌ای از بررسی است که گردآوری مجموعه‌ای ساختمند یا منظم از داده‌هاست که عمدتاً براساس پرسش‌نامه است. اما از فنون دیگر از قبیل مصاحبه ساختمند، مشاهده تحلیل محتوا و جز اینها نیز استفاده می‌گردد (دواس، 130:1376). با این حال برخی از صاحبنظران در نوشته‌های خود در باره پیمایش پیوند اساسی میان روش پیمایش و شیوه جمع‌آوری اطلاعات برقرار کرده‌اند. باید توجه داشت این روش فی نفسه نه بهترین است نه بدتر از روش های دیگر، همه چیز به هدف‌های تحقیق، مدل تحلیل و خصوصیات میزان تحلیل بستگی دارد. از نظر واکسبرگ113امروزه لغت پیمایش اغلب برای نشان دادن یک روش جمع‌آوری اطلاعات از نمونه‌هایی از افراد به کار می‌رود. این جمع‌آوری اطلاعات از طریق پست، مصاحبه تلفنی و مصاحبه رودرروی شخصی انجام می‌گیرد (قاسمی، 1380 نقل از نظری،1386 :154). برگ و وال (به نقل از سرمد و همکاران، 1378: 83). تحقیقات پیمایشی را به سه دسته تقسیم کرده‌اند.
الف- روش مقطعی
ب- روش طولی
ج- روش دلفی
در روش مقطعی گردآوری داده‌ها درباره یک یا چند صفت در یک زمان و از طریق نمونه‌گیری از جامعه انجام می‌شود. براساس تعریف‌های ارائه شده از هر یک از روش مذکور روش تحقیق حاضر را باید روش پیمایشی مقطعی دانست. داده‌های مورد نیاز تحقیق در یک مقطع زمانی مشخص جمع‌آوری شده‌اند. روش پیمایشی از انواع تحقیق توصیفی است. از پیمایش می‌توان برای هدف‌های توصیفی، تبیینی و اکتشافی استفاده کرد. از این روش عمدتاً در مطالعاتی استفاده می‌شود که در آنها فرد واحد تحلیل در نظر گرفته شود. اگر چه می‌توان این روش را برای واحدهای دیگر تحلیل، از قبیل گروه‌ها یا کنش‌های متقابل به کار برد. تحقیق پیمایشی احتمالاً بهترین روش موجود برای آن دسته از پژوهندگان اجتماعی است که علاقه‌مند به جمع‌آوری داده‌های اصلی برای توصیف جمعیت‌های بسیار بزرگی هستند که نمی‌توان به طور مستقیم آنها را مشاهده کرد (ببی، 1381: 530). از نظر دواس مشخصه پیمایش مجموعه‌ی ساختمند یا منظمی از داده‌هاست که وی آنها را ماتریس متغیر بر حسب داده‌های موردی می‌نماید. بدین معنا که اطلاعاتی درباره متغیرها یا خصوصیات یکسان دست‌کم برای دو مورد جمع‌آوری می‌شود و به یک ماتریس داده‌ها منجر می‌شود. وی رایج‌ترین تکنیک مورد استفاده در تحقیق پیمایش را پرسشنامه می‌داند اما معتقد است که ضرورتا پیوندی بین تحقیق پیمایشی و پرسشنامه وجود ندارد (دواس،‌ 1376: 14-13). از نظر دواس رایج‌ترین تکنیک مورد استفاده در تحقیق پیمایشی پرسشنامه است (همان: 13).
بررسی پرسشنامه‌ای عبارت است از مطرح کردن یک سری پرسش برای مجموعه‌ای از پاسخگویان که غالبا معرف یک جمعیت ویسع‌ترند درباره وضعیت اجتماعی، شغلی، خانوادگی درباره عقاید و ایستارها و مسایل انسانی، دنیوی، معنوی و یا هر مساله و حادثه دیگر (نیک گهر، 1370، 185).
براساس تعریف ارائه شده روش تحقیق حاضر را باید روش پیمایشی مقطعی دانست زیرا داده‌های مورد نیاز تحقیق در یک مقطع زمانی مشخص جمع‌آوری شده است و بر اساس اهداف از پیش تعیین شده انتظار می‌رود که مجددا تکرار شود. اکنون هنگام آن است که با عبور از مرحله نظری پژوهش به میدان تجربه و مشاهده گام نهاده شود و با بررسی آنچه به طور نظری از آن بحث گردید صحت و سقم فرضیه‌های تحقیق در برخورد با واقعیت بیرونی سنجیده شود. ورود به مرحله تجربی پژوهش، به امکانات، ابزارها، و روش‌هایی نیاز دارد که باید پیش از آغاز بررسی تجربی اندیشیده شود. بدیهی است که عواملی چون موضوع، امکانات و اهداف تحقیق در گزینش ابزارهای اندازه‌گیری، شیوه‌های گردآوری اطلاعات و به طور خلاصه روش تحقیق سهم عمده‌ای دارند و در هر پژوهش به ناچار باید شیوه‌های خاصی برای بررسی تجربی واقعیت برگزیده و از ابزارهای اندازه‌گیری معینی مدد گرفته و آزمون‌های خاصی به کار گرفته شود تناسب روش و اجزای آن با موضوع و هدف پژوهش اصلی است که رعایت آن به محقق کمک می‌کند تا شناختی را که در برخورد با واقعیت کسب می‌کند و می‌خواهد آن را معیاری برای تایید یا اصلاح جنبه‌های نظری پژوهش قرار دهد با درجه بالایی با واقعیت تطبیق کند.
از این رو فصل حاضر به مبانی روشی یا روش‌شناسی تحقیق اختصاص یافته است که در آن روش تحقیق، جمعیت آماری، روش
نمونه‌گیری و حجم نمونه، شیوه گردآوری داده‌ها، تکنیک‌های مورد استفاده برای تحلیل اطلاعات، تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم اعتبار و پایایی توضیح داده خواهد شد.
3-2-متغیر های پژوهش
متغیروابسته: رضایت از زندگی
متغیرهای مستقل: آنومیاجتماعی، احساس محرومیت، احساس بیگانگی اجتماعی(بعد قدرتی)، دینداری(بعد احساسی)، رضایت از خود، رضایت زناشوئی، خوشبینی(مثبتنگری)، میزان درآمد
3-2-1-متغیرهای زمینه ای: سن، جنس، تحصیلات، تاهل
3-3-تعریف مفاهیم (تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها)
3-3-1-رضایت از زندگی
اینگلهارت مفهوم رضایت از زندگی را این گونه تعریف میکند:
“احساس رضایت از بازتاب توازن میان آرزوهای شخصی و وضعیت عینی فردی بوجود می آید. (اینگلهارت،1998 به نقل از هزارجریبی وصفری شالی، 8:1388).”
ازکمپ در تعریف رضایت از زندگی می گوید:
” رضایت بر تجربه شناختی و داورانه ای دلالت دارد که به عنوان اختلاف ادراک شده بین آرزو وپیشرفت در زندگی(یعنی تحقق آرزو) تعریف می شود. این تعریف طیفی را تشکیل می دهدکه از ادراک کامروائی تا حس