در صحرا سؤال شد، پس گفتند: همانا آن برای توست یا برادر تو یا گرگ بیابان گفت: من دوست ندارم که آن را حتی بردارم و همچنین بوی خوب گمشده را هم هیچ علاقه ای به آن ندارم. گفت که شکم او یا ظرفیت آن و معده پر یا خالی آن و هرچیز دیگر آن برای تو نیست.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

7 – عن ابی یعفور قال: قال ابوعبدالله: جاء رجل من اهل المدینه فسألنی عن رجل اصاب شاه قال فامرته ان یجلسها عنده ثلثه ایام یسأل عن صاحبها الاباعها و تصدق بثمنها. (همان، ص339)
از ابی یعفور نقل شده که ابوعبداله فرمودند: مردی از اهالی شهر آمد و از من پرسید از مرد مصیبت زده ای که مال دارایی اش را گم کرده باشد. گفت: پس به او دستور دادم که سه روز را نزد او باشد و به دنبال صاحب آن پرس و جو کند تا اینکه صاحب آن را بیابد، در غیر این صورت آن را بفروشد و با آن صدقه بدهد.
8 – عن رجل من بنی رواس قال: التقطت ثلاثهائه در هم فعرفتها فلم یعرفها احد، فأتیت علیا فسألته فقال: تصدق بها، فان جاء صاحبها خیرته، فان اختار الاجر کان له و إلا غرامتها و کان لک اجرها (الهلندی البرهان علاء الدین 1413هـ .ق، ج15، ص192)
مردی از بنی رواس گفته است سیصد درهم یافتم و آن را معرفی کردم پس کسی آن را نشناخت. بنابراین نزد علی (ع) آمدم و از او پرسیدم درباره آن، پس گفت: با آن صدقه بده همانا اگر صاحب آن آمد، صاحب اختیار است که اجر و ثواب آن را برای خود بخواهد و در غیر این صورت باید عوض آن را به او پس دهد که در این صورت پاداش آن برای تو است.
9 – عن زیدابن خالد الجهنی عن رسول الله (ص) انه قال: من اوی ضاله فهو ضال ما لم یعرفها. (النیسابوری، بیتا، ج3، ص1351)
از زیدبن خالد جهنی نقل شده که همانا رسول خدا فرمودند: هر گسی که گمشده اش طولانی شد، مدت درازی طول کشید به مرور زمان فراموش می شود.
10 – عن ابی عبدالله (ع): ان امیر المؤمنین (ع) سئل عن سفره وجدت فی الطریق مطروحه کثیر لحمها و خبزها و جبنها و فیها سکین، فقال امیرالمؤمنین (ع): یقوم ما فیها ثوم یؤکل لانه یفسد و لیس له بقاء فان جاء طالبها غرمواله الثمن. (صدوق، 1413 هـ .ق، ج3، ص298)
از ابی عبداله (ع) آمده که همانا امیرالمؤمنان (ع) از سفرش که در آن در طول راه خرابه ای را که در آن مقدار زیادی گوشت و نان و پنیر بود را یافته است پرسید: پس گفت هر آنچه که در آن سیر (مواد خوردنی) باشد، خورده می شود زیرا که فاسد می شوند و برای آن بقاء و دوام وجود ندارد و همانا زمانی که صاحب آن آمد، باید پول و بهاء آن را به او پس دهد.
11 – قال رسول الله (ص): من وجد لقطه فلیشهد ذاعدل او ذوی عدل. ثم لا بغیره و لا یکتم. فان جاء و بهاء فهو مال الله یوتیه من یشاء. (ابن ماجه 275-207 هـ .ق، ج2، ص837)
رسول خدا فرمودند: هر کس چیزی را یافت پس بر آن شخص صاحب عدل و عادل را برای خود شاهد و گواه می گیرد و در آن تغییری ایجاد نمی کند و آن را نیز پنهان و مخفی نمی کند و اگر صاحب آن آمد، او بر آن شایسته تر است (صاحبش) در غیر این صورت آن دارایی های خدا می باشد و آن را به هر آن کس که بخواهد عطا می کند.
12 – عن عبدالله بن جعفر قال کتبت الی الرجل (ع) اسأله عن الرجل اشتری جزو را او بقره للاضاحی فلما ذبحها وجد فی جوفها صره فیها دراهم او دنانیرأ و جواهرا، لمن یکون ذلک؟ قال فوقع (ع). عرفها البائع فان لم یکن یعرفها فالشیء لک رزقک الله إیاه. (الطوسی، 1365 هـ .ش، ج2 ، ص117)
عبداله بن جعفر گفته است که نامه ای به سوی شخصی نوشته و در آن از مردی که حیوانی برای قربانی کردن خریده یا گاو برای قربانی کردن خریده است و هنگامی که آن را کشته در شکم آن درهم یا دینار یا جواهری یافته. سؤال پرسیدم که آن برای چه کسی می باشد. گفت: بر اوست که آن را به فروشنده تعریف کند؛ پس اگر آن چیز برای فروشنده نبود و آن را نشناخت، پس آن برای تو می باشد و آن رزق و روزی است برای تو از جانب خداوند.
13 – فی الصحیح عن عبدالله بن سنان عن ابی عبدالله (ع) قال: من أصاب مالاً او بعیراً فی فلاه نا الارض قدکلت و قامت و نسیها صاحبها لما لم یتبعه فأخذها غیره فاقام علیها و انفق نفقه حتی احیاها من الکلال و من الموت فهی له، و لا سبیل له علیه و انما هی المثل الشیء المباح. (همان)
از عبدالله بن سنان نقل شده است که ابی عبدالله (ع) فرمودند: کسی که مال یا شتری را در صحرا و بیابان از دست داده و صاحبش فراموش می کند آن را و کسی غیر از او آن را بردارد، پس آن شخص واجب است که بر آن انفاق کند. تا زمانی که زنده است و اگر زمانی زمین گیر شد، و مرگ او را فرا رسید، هیچ راهی برای او وجود ندارد و آن شیء در نزد او همانند یک شیء مباح می باشد.
14 – حسین بن کثیر از پدرش نقل می کند که گفت: مردی از امیرالمؤمنین (ع) در مورد لقطه پرسید. فرمود:
« یعرفها، فإن جاء صاحبها، دفعها إلیه، و الّا حسبها حولاً. فإن لم یجیء صاحبها، او من یطلبها تصدق بهاء فإن جاء صاحبها بعد ما تصدق بهاء، ان شاء اغترمها الذی کانت عنده و کان الاجرله و ان کره ذلک احتسبها و الاجرله». (حر عاملی، 1409 هـ .ق، ج17، ص551)
یابنده آن را تعریف می کند؛ اگر صاحب آن آمد، آن را به او می دهد. در غیر این صورت آن را یک سال نگه می دارد. پس اگر صاحبش یا خواهان آن نیامد، آن را صدقه می دهد. اگر صاحبش بعد از آنکه آن را صدقه داد آمد و مال را در خواست کرد، یابنده به او بدهکار خواهد شد و اجر معنوی صدقه برای یابنده است و اگر آن را نخواست، نزد خداوند مأجور خواهد بود و پاداش معنوی برای اوست.
15 – حضض بن غیاث روایت کرده است که از امام صادق (ع) پرسیدم: مرد سارق مسلمانی، مقداری درهم و اموال دیگر نزد مرد مسلمان دیگری به امانت می گذارد. ایا امانت گیرنده باید مال را برگرداند؟
امام (ع) فرمود: «لا یردّه، فإن أمکنه ان یرده علی اصحابه فعل، و إلّا کان فی یده بمنزله القطه یصیبها فیعرفها حولاً ، فان اصاب صاحبها ردّها علیه و الّا تصدّق بهاء فإن جاء طالبها بعد ذلک خیّره بین الاجر و العزم، فان اختار الاجر فله الاجر و ان اختار العزم غرم له و کان الا جرله. »
مال را به او نمی دهد، اگر توانست مال را به صاحبان اصلی آن بدهد، همین کار را بکند، در غیر این صورت مال به عنوان لقطه ای که یافته است، در نزدش خواهد ماند و آن را یک سال تعریف خواهد کرد. اگر صاحبش را یافت، آن را به او می دهد، در غیر این صورت آن را صدقه می دهد. اگر صاحبش آمد، او را میان پاداش معنوی و غرامت مال مخیّر می کند، اگر اجر معنوی را برگزید، اجر برای اوست و اگر غرامت مال را برگزید، یابنده به او بدهکار خواهد شد و پاداش معنوی برای یابنده است.
و حدیثی در مورد برداشت مال توسط برده: سالم بن مکرم جمال گوید: ذریع محاربی از امام صادق (ع) پرسید: اگر برده ای مال گمشده یافت و آن را برگرفت حکمش چیست؟
فرمود: به مملوک چه ارتباطی دارد که آن را بردارد و بعد حکم لقطه را انجام دهد. مملوک که از خود اختیاری ندارد. پس مملوک اقدامی نکند یعنی آن را تصرف نکند زیرا این کار شایستهی آزاد است و بر اوست که تا یک سال در مجامع عمومی آن را معرفی کند، پس اگر صاحبش آمد آن را به او دهد و چنانچه طالبی پیدا نشد (با ضمان) جزء مال خویش کند، پس اگر از دنیا رفت آن مال، میراث بازماندگان او از فرزندان و غیره می شود، و اگر صاحبش بعداً آمد، به او رد می کنند. (صدوق، 1413 هـ .ق، ج4، ص398)
شرح: «لقطه احکام و مسئولیت هایی دارد که با وضع برده مناسب نیست. مثلاً تعریف آن در مجامع عمومی کاری است که مزاحم با حق مولای او است، و نیز تملک آن بعد از مدت تعریف و یأس از پیدا شدن صاحبش در مورد بنده معنی ندارد، با این حال خبر دلالت ندارد بر اینکه حرام است بنده لقطه ای را تصرف کند برای یافتن صاحبش، حتی بدون اجازهی مولایش، بلکه از این خبر کراهت فهمیده می شود حتی با اجازهی مولایش و خبر بعد مؤید آن است. (همان)
حدیثی در مورد اجرت برای لقطه: وهب بن ابوالبختر بنی محمد از پدرش (ع) روایت کرد که من از آن حضرت سؤال کردم اجرش را که برای پیدا کردن بندهی فراری یا حیوان گمشده معین می کنند (یعنی جعاله) گرفتن آن چه صورتی دارد؟
فرمود: اشکالی ندارد. (همان، ص400)
حسین بن زید از جعفربن محمد از پدرش (ع) روایت کرد که فرمود: امیر مؤمنان (ع) دربارهی مردی که حیوان گمشدهی شخصی را یافته بود و به امید اجرت به سوی صاحبش می برد، اما حیوان در راه تلف شده بود، فرمود: وی ضامن آن است، اگر قصد آن نداشت که اجرت بستاند و حیوان می مرد، ضامن آن نبود. (همان)

روایاتی که اشاره به این دارند که یابنده می تواند لقطه را تملک کند:
روایاتی که در آن امر شده لقطه بعد تعریف، در کنار مال خود قرار گیرد:
در روایت محمد بن مسلم از امام باقر یا امام صادق علیهم السلام نقل شده که فرمود:«…اگر خواهان لقطه آمد (آن را به او بده)، درغیراین صورت، آن را کنار مالت بگذار، حکم آن مانند حکم مال خودت است تا هنگامی که خواهان آن بیاید.(عاملی ،1409ه ق، ج17 ، باب 2 ازباب لقطه ،ص350)
در روایت علی بن جعفر آمده که یک سال لقطه را تعریف کن اگر صاحبش را نشناخت، آن را در کنار مالش حفظ کند تا خواهان آن بیاید.(همان ص352)
در این گروه از روایات احتمال دارد اذن تصرف در لقطه به مقدار تصرف در مال عاریه باشد، پس مثلا اذن در خوردن یا فروش آن نخواهد بود . این احتمال را عبارات«تا خواهان آن بیاید » در هر دو روایت و «آن را کنار مالت حفظ کن» در روایت دوم تقویت می کند.(حائری ،1391ش، ص4)
روایات دیگر که لقطه مانند مال یابنده است، از جمله روایت حلبی: اگر برای آن خواهانی آمد(آن را به او بده )، در غیر صورت، آن مال مانند مال خودش خواهد بود. (طوسی،1365ه ش،ج6، ص389، ح1163).

داودبن سرحان در روایتی که سند آن معتب نیست از امام صادق (ع ) نقل می کند که آن حضرت در باره لقطه فرمود: یک سال آن را تعریف می کند سپس مانند سایر اموالش خواهد بود.(همان)
روایت ابراهیم بن عمر:..درغیراین صورت، لقطه مانند مال خودت خواهد بود.(همان ج9ص341)
روایت یعقوب بن شعیب :…سپس لقطه مانند مال خودش خواهد بود.(همان)
دلالت این روایات بر تملک لقطه بیشتر از قسم اول است،زیرا اگر لقطه همچون مال یابنده باشد، خوردن و فروش آن هم جایز است. البته باید اعتراف کردکه همچنان دلالتشان بر ملکیت واضح نیست،زیرا ممکن است مقصود روایت، اباحه در تصرف باشد و تفاوت آن با ملکیت این است که در فرض اباحه، اگر لقطه دارای ثمره و نمایی باشد، آن نمابعد از آمدن مالک، به او تعلق می گیرد، ولی در فرض ملکیت، نما متعلق به یابنده است و عین مال به مالک داده می شود.(حائری ،1391ش،ص6)
روایاتی که دلالت بر انتقال ملکیت لقطه به ورثه یابنده دارد وآن روایت صفوان جمال است که بنا بر بعضی اسناد معتبر است. صفوان می گویید از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود:«هر کس مال گمشده ای را بیابد و آن را تعریف نکند،سپس مال نزد او یافت شود،آن مال یا مثل آن به جای مالی که پنهان کرده بود، برای صاحبش است.»(عاملی ،1409ه ق،ج17 ،ص370ح1).
مفهوم این حدیث به شکل قضیه جزئیه دلالت دارد بر اینکه اگر یابنده، آن مال را تعریف می کرد، ضامن آن برای صاحبش نبود و اگر قول به ملکیت قهری را انتخاب کنیم و نتیجه ملکیت، ضمان آن باشد، در این صورت جایی برای این مفهوم حتی به شکل قضیه جزئیه نخواهد بود.این صورتی است که «ضاله» را در روایت، حمل بر مطلق لقطه کنیم.(حائری ، 1391ش، ص8)
اما اگر «ضاله»را خصوص حیوان بدانیم، دراین صورت می توان گفت که حکم حیوان از غیرآن متفاوت است. درغیرحیوان ،مالکیت قهری است و