آوریل 22, 2021

مفهوم تعهد:/پایان نامه در مورد فرهنگ و تعهد سازمانی

1 min read
تعهد سازمانی مقدمه اسکات و ژاف در سال  1999 مطرح کردند که منشأ اصلی مزیت...

تعهد سازمانی

مقدمه

اسکات و ژاف در سال  1999 مطرح کردند که منشأ اصلی مزیت رقابتی برای سازمان ها، فداکاری، کیفیت تعهد و توانایی نیروی کار است (رضائیان و کشته گر، 1387). چرا که نیروی انسانی وفادار و سازگار با سازمان، حاضر است فراتر از وظایف مقرر در شرح شغلش فعالیت نموده و در نتیجه موجبات اثربخشی سازمان را فراهم نماید.(رُاِپکی به نقل از حاج کریمی و همکاران، 1387). در واقع، امروزه سازمان هایی موفق اند که دارای کارکنان توانمند و متعهدی باشند؛ کارکنانی که بر مشتری مداری و افزایش بهره وری تأکید داشته و از این رو، مرتباً سیستم ها و فرایندهای کاری را بهبود بخشند (گواِنزی و پِلونی به نقل از رضائیان و کشته گر، 1387).

استونر و فریمن(1996) بر این باورند که هیچ سازمانی نمی تواند موفق شود مگر اینکه اعضا و کارکنان سازمان نسبت به آن نوعی تعهد داشته باشند و در جهت تحقق اهداف آن تلاش کنند (مرتضوی و مهربان، 1382).

2-2-1 مفهوم تعهد

تعهد از زمره واژه هایی است که تعاریف زیادی برای آن از دیدگاه های مختلف ارائه شده است (احمدپور و شائمی، 1378).

تعهد در زبان فارسی به معنای گردن گرفتن، شرایط و پیمان، خود را ملزم به انجام عملی دانستن، تعریف شده است (زینی وند، 1383)

شهید مطهری درباره ی تعهد چنین می گوید : تعهد به معنی پایبندی به اصول و فلسفه یا قراردادهایی است که انسان به آن ها معتقد است و پایدار به آن ها می باشد. فرد متعهد کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد و اهدافی را که به خاطر آن ها و برای حفظ پیمان بسته است صیانت کند (پوریوسف، 1389).

سالانسیک(1977) تعهد را عبارت از پیوند فرد به اعمال و اقدامات فردی وی می داند. این تعریف که خود از تعاریف ارائه شده توسط کیزلدو و ساکامورا(1966) اقتباس شده، یک تعریف عملیاتی از این واژه است. منظور کلی از این تعریف این است که تعهد، زمانی واقعیت می یابد که فرد نسبت به رفتار و اقدامات خود احساس مسئولیت و وابستگی نماید  (احمدپور و شائمی، 1378).

واژه تعهد در حوزه های مختلف معانی ویژه ای دارد. در حوزه ی اخلاق، به معنای تعهدات ارزشی و علایق مشترک در فهم روابط بین ذهنی، مابین تعداد زیادی از کنشگران، عمدتاً با پشتوانه ی تعاملات گفتمانی نسبتاً گرم استوار است. در حوزه ی اقتصاد، بر تعهدات مشترک بر کنترل منابع اقتصادی و علایق مشترک در بده بستان، مابین تعداد کنشگر، با پشتوانه روابط مبادله ای، مبتنی است. در حوزه ی فلسفه، واژه تعهد به معنای وجدان انسانی است. یعنی وجدان پهناور و عمیقی که تمام خوشی ها و ناملایمات انسان ها را در خود درک می کند (جعفری به نقل از معین فر).

2-2-2 انواع تعهد

هرسی و بلانچارد در سال 1989، اظهار می دارند که مدیران اثر بخش در مجموعه ای مرکب از تعهدات زیر اتفاق نظر دارند. این تعهدات باهم چهارچوب اصلی رسیدن به برتری مدیریت در درازمدت را تشکیل می دهند (رضاییان،1385).

  1. تعهد نسبت به مشتری : اولین و شاید مهم ترین تعهد مدیران، تعهد نسبت به مشتریان یا ارباب رجوع است. مدیران موفق می کوشند تا خدمات ارزنده ای را به مشتریان ارائه دهند (شفیعی نیک، 1389). مشتری در اصل ملاک تعهد خدمت محسوب می شود (پوریوسف،1389). مشتری به کسی می گویند که به نحوی صحیح از کار واحد مربوط به یک مدیر استفاده کند. کار بعضی مدیران به طور مستقیم در مشتری بیرونی تأثیر می گذارد. در مورد بعضی دیگر، مشتری اصلی، مشتری درونی است. چه مشتری بیرونی باشد و چه درونی کلید این تعهد خدمت است. مدیران به دو طریق عمده تعهد خود را نسبت به مشتری نشان می دهند (مجیدی به نقل از شفیعی نیک، 1389). خدمت به مشتری و ایجاد اهمیت برای مشتری.
  2. تعهد به سازمان : مدیران موفق به سازمانشان افتخار کرده و این افتخار را در رفتارشان نشان می دهند و بدین گونه حس افتخار را به تدریج به دیگران نیز القاء می کنند.آن ها منعکس کننده ی حس غرور در سازمانشان هستند (شفیعی نیک، 1389). این مدیران تعهد خود را به شکل های مختلف نشان داده و تلاش می کنند تا این تعهد نسبت به سازمان از طریق سه راه انجام گیرد (پوریوسف،1389). نشان دادن استقلال در فکر و عمل، کسب مهارت های لازم برای اعمال مدیریت و پذیرفتن انتقادهای سازنده.
  3. تعهد به خود : این تعهد تکیه بر شخص مدیر دارد. مدیران ممتاز تصویری قوی و مثبت از خویش برای دیگران رقم می زنند و در همه ی موقعیت ها به عنوان قدرتی قاطع عمل می کنند (اسماعیل نژاد ملکی، 1388). البته بایستی توجه کرد که این تعهد با خودپسندی یا تکبر اشتباه گرفته نشود (شفیعی نیک، 1389). تعهد به خود از سه فعالیت خاص معلوم می شود (ذوالقدر،1384). نشان دادن خود مختاری، تثبیت مقام خود را به عنوان مدیر و قبول انتقادهای سازنده (پوریوسف، 1389).
  4. تعهد به افراد : این تعهد بر کار تیمی و فرد فرد اعضای گروه تأکید دارد. این تعهد مدیریت بر سازمان تأکید دارد. مدیران ممتازنسبت به کسانی که برای آن ها کار می کنند ایثار نشان می دهند. تمایل مدیر به صرف وقت و انرژی و کار روزانه با زیردستان نشان دهنده ی تعهد مثبت او نسبت به افراد است. مدیران تعهد را به گونه ای مثبت از سه طریق نشان می دهند (ذوالقدر،1384). خوش نام کردن سازمان، حمایت از مدیران رده ی بالا و عمل کردن به ارزش های اصلی سازمان(چلبی، 1376).
  5. تعهد به کار : این تعهد بر وظایفی تکیه دارد که باید انجام گیرند. مدیران موفق بر وظایفی که مردم انجام می دهند، معنا می بخشند. آنان برای زیردستان کانون توجه و جهت را تعیین کرده، انجام موفقیت آمیز تکالیف را تضمین می کنند (اسماعیل نژاد ملکی، 1388). این تعهد از حفظ تمرکز صحیح بر کار، اهل عمل بودن و روشن ساختن کار اثر می پذیرد (پوریوسف، 1389).

البته صاحب نظران انواع مختلفی از تعهد را شناسایی و معرفی نموده اند. برای مثال تعهد سازمانی، تعهد شغلی، تعهد به هدف، تعهد به حرفه، تعهد به تغییر سازمانی، تعهد به یک استراتژی (شیرمحمدی، 1388).

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.