مفهوم اشتغال:

اشتغال را می توان به لحاظ اهمیت در ابعاد عملی شخصیت انسان، منشأ هویت و ابزار رسیدن به سعادت نوع بشر به شمار آورد. در ابعاد فلسفی، مذهبی، روان شناسی و سیاسی کار مفید و ثمربخش دارای اهمیت فراوان است. به طورکلی، طی سالهای اخیر، تأمین اشتغال و کاهش نرخ بیکاری، در قالب یکی از دغدغه های اقتصادی و به عنوان ضروری ترین هدف برای مدیریت کشور و برنامه های اقتصادی، ابتدا در سطح ساماندهی کشور و همچنین در برنامه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مدنظر قرار گرفته است. استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود به منظور برآورده ساختن نیازها و خواسته های بشر، از جمله افزایش تولید، درآمد، اشتغال و رفاه جامعه از مهمترین هدفهای توسعه هر کشور محسوب میشود. برای این منظور معمولاً سعی می شود تا با استفاده از سیاست ها و ابزارهای اجرایی گوناگون در برنامه های توسعه به این هدف دست یافت. (طیبی و همکاران: 1389).

 

2-6-1رشد اقتصادی و اشتغال:

هدف رسیدن به اشتغال کامل در میان اهداف کلان اقتصادی در کشورهای در حال توسعه اهمیت بسیاری دارد و بیکاری و شغل ناکافی علت و پیامد اصلی فقر در آنهاست.با این حال برخلاف وعده های انتخاباتی رهبران سیاسی کشورهای فقیر، دستاورد رشد چشمگیر و اشتغال کامل تنها یک سراب بوده است. میزان بیکاری زیاد، رشد نامطلوب اقتصادی و فقر در میان معضلات دیگر متداول است(ادبایو و همکار[1]، 2006).

براساس آمار رسمی سال 2010 نرخ بیکاری در میان افراد 15-24 ساله بیش از 40% بوده است. بنابراین حل مساله تولید واقعی و رشد اشتغال در کشورهای در حال توسعه برای کاهش فقر و توزیع درآمد عاقلانه­تر امری ضروری است(فوفانا[2]، 2010). میانگین رشد و اشتغال در سال های 2001-2010 در کشورهای اکو به ترتیب آذربایجان 16.43 و 37.46 ایران 5.09 و 34.08 قزاقستان 8.44 و 42.06 قرقیزستان 4.67 و 39.24 پاکستان 4.68 و 40.51 و ترکیه 3.44 و 32.51 می باشد. شواهد حاکی از آن است که ارتباط بین تغییرات در نرخ رشد اقتصادی و نرخ بیکاری، بطور قابل ملاحظه ای در طول زمان و در طی چرخه اقتصادی و بسته به کشور یا مناطق تحت مطالعه متفاوت بوده است. ارتباط مذکور یک ارتباط ثابت نیست بلکه بر اساس آنچه گفته شد، می تواند بسته به زمان و شرایط کشورها وضعیت به گونه ای دیگری باشد. بطور مثال بهره وری افزون تر در یک اقتصاد ممکن است منجر به تغییراین رابطه گردد. عدم ثابت بودن این ارتباط در بسیاری از اقتصادها، مانند ایالات متحده امریکا، اندونزی و… ملاحظه می شود (سازمان جهانی کار، 2011).

یکی از جدیدترین تحقیقات صورت گرفته توسط سازمان بین المللی کار است که نتایج آن نشان می دهد ارتباطی ثابت بین نرخ رشد اقتصادی و نرخ بیکاری در کوتاه مدت وجود ندارد. ممکن است رابطه بین رشد اقتصادی و نرخ بیکاری در کوتاه مدت چندان چشم گیر نباشد. تعجبی ندارد که نرخ بیکاری بعد از مثبت شدن سنجش های فاکتورهای گسترده ی دیگر کاهش مداومی را نشان دهد. در طولانی مدت ارتباط قوی در بین تغییرات در میزان رشد GDP واقعی و بیکاری وجود دارد، این رابطه بلندمدت بین دو متغیر اقتصادی دراوایل دهه ی 60 توسط اقتصاددانی به نام  آرتور اوکن «قانون اوکن» مطرح شد که در فهرستی از نظرات اساسی گنجانده شد و در رشته اقتصاد پذیرفته شده است. رمزرابطه طولانی مدت بین تغییرات نرخ رشد GDP  ومیزان رشد بیکاری در تولید بالقوه است. به طورخلاصه، تولید بالقوه مقیاس غیر قابل مشاهده ظرفیت اقتصاد برای تولید کالاها و خدمات در هنگام بهره وری منابع موجود مثل کار و سرمایه است. میزان رشد اقتصادی بالقوه تابع میزان رشد بهره وری بالقوه واشتغال در زمانی است که اقتصاد در اشتغال کامل  است. در فقدان رشد بهره وری، تا وقتی که هر افزایشی در نیروی کار صورت گیرد رشد تولید برابر بارشد اشتغال خواهد بود. اگر میزان رشد تولید کمتر از میزان رشد نیروی کار شود شغل های جدید برای متقاضیان کار فراهم نمی شود پس نسبت بیکاری بیشتر می شود. اگر میزان رشد اقتصادی از میزان رشد نیروی کار بیشتر شود برخی مشاغل جدید ایجاد شده توسط کارکنان برای نیاز به تقاضای فزاینده کالا و خدمات با استفاده از کارگران بیکار تامین می شود. با افزایش بهره وری با مرور زمان نیاز به کارگر کمتری برای تامین کالا و خدمات خواهد بود. اگر رشد تولید برابر با رشد نیروی کار و رشد بهره وری باشد افراد بیشتر از  نیاز وارد نیروی کار می شوند و مقدار مورد نیازکالاها و خدمات را تولید می کنند و در نتیجه نسبت نیروی کار استخدامی کاهش می یابد و نرخ بیکاری بیشتر می شود. تا وقتی که رشد تولید بیش ازمیزان رشد ترکیبی نیروی کار و بهره وری باشد میزان بهره وری در دراز مدت کاهش می یابد. اطلاع از ماهیت رشد اقتصادی برای سیاست گزاران علاقه مند به اتخاذ محرکهایی جهت کاهش نرخ بیکاری مفید خواهد بود. همان طور که گفته شد نرخ رشد تولیدی لازم برای کاهش نرخ بیکاری نیازمند دانش مربوط به میزان نیروی کار و رشد بهره وری است(رفعت و بیک زاده، 1391).

 

 

جدول(2-5): نرخ بیکاری در استان گیلان

سال نرخ بیکاری
1380 14.17
1381 12.2
1382 11.3
1383 10.3
1384 11.5
1385 11.3
1386 10.5
1387 10.45
1388 11.95

ماخذ: سالنامه آماری استان

[1] Adebayo  & et al

[2]Fofana