• مرزبندی بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه

چگونه می­توان یک کشور را توسعه یافته قلمداد کرد؟ روش معمول در تعیین این­که آیا کشوری توسعه یافته است، شاخص­هایی است مانند تعیین حداقل درآمد سرانه یا تولید به ازاء هر واحد کار که می­تواند ابزارهایی جهت ایجاد مرزبندی میان این دو گروه از کشورها باشد. در این­حالت اگر تولید به ازاء هر واحد کار و یا درآمد سرانه در کشوری بدلیل داشتن منابع طبیعی – مانند نفت خام –  بیش از حد عادی باشد و یا این­که در کشوری بدلیل جمعیت زیاد و در مقابل داشتن ساختار صنعتی مطلوب این شاخص­ها کمتر از حد عادی شود (کشوری که از ساختار صنعتی برخوردار است و به درجاتی از رشد نوین اقتصادی دست پیدا کرده است)، این شاخص­ها را تعدیل و اصلاح می­کنند. با این­همه بایستی مشخص کرد که چگونه این حداقل تولید به ازاء هر واحد نیروی کار یا فرد تعیین می­شود و این­که هدف کلی از تعریف علمی چیست تعیین شود، زیرا لازم است مشخص شود که چنین تعاریف و شاخص­هایی چه نکاتی را در بر دارند تا بدین وسیله بتوان، نه تنها قضاوت و داوری، بلکه چگونگی تجزیه و تحلیل را از رشد اقتصادی تسهیل و مشخص کرد. برای شروع از این نکته آغاز می­شود که در طبقه­بندی کشورهای توسعه یافته و جدا کردن آن­ها از کشورهای در حال توسعه، در نظر داریم آن واحدهایی را که از ظرفیت بلقوه ایجاد شده و در نتیجه از تجهیزات نوین و تکنولوژی اجتماعی با حداقل درجه فراوانی استفاده کرده­اند، شناسایی گردد. هر چند که این ظرفیت ناشناخته است و نمی­توان آن­را اندازه­گیری کرد، ولیکن روشن است که برخی از کشورها، از نرخ­های بالاتر عملکرد اقتصادی در مقایسه با دیگر کشورها برخوردار بوده­اند و در ساختار اقتصادی آن­ها سهم بخش صنعت به مراتب بیشتر است و در جریان تولید از شیوه­های فنی مدرن استفاده می­کنند. می­توان چنین نتیجه­گیری کرد که این کشورها (کشورهای توسعه یافته) از ظرفیت رشد موجود خود به نحو مؤثرتری نسبت به سایر کشورها استفاده کرده­اند. سپس با استناد بر این نتیجه­گیری می­توان با استفاده از آمارهای مربوط به تولید سرانه یا تولید به ازاء هر واحد نیروی کار، مرز بین کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته را مشخص کرد که در واقع این مرز یا خط، نمایانگر «سطح حداقل» است.

در طبقه­بندی جوامع یا کشورها به توسعه یافته یا در حال توسعه و در طبقه­بندی جوامعی که توانسته­اند با استفاده از اندوخته دانش جهانی به نحو بهتری از امکانات خود سود جویند نسبت به آن دسته از کشورهایی که از امکانات موجود خود کمتر سود جسته­اند، فرض بر این است که فراوانی منابع طبیعی نسبت به شرایط و عواملی که کنترل آن­ها خارج از توان بشر هستند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در واقع منظور از فرایند رشد اقتصادی، بررسی ظرفیت­ها و توانایی­های افراد و جوامع در استفاده از امکانات است و نه شرایط و عواملی که کنترل آن­ها خارج از توان بشر هستند. از طرف دیگر هدف از کاربرد واژه توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته و یا در حال توسعه آن است که این کشورها کمتر از آن­چه می­توانستند توسعه یافته­اند و بعبارت دیگر توانایی­های بلقوه آن­ها در رشد به مراتب بیشتر از آن چیزی است که در روند رشد اقتصادی از آن بهره­مند شده­اند (کوزنتس، سیمون؛ 1372، ص257-256-255).