مدیریت کارآمد//پایان نامه مدیریت کارآمد بقاع متبرکه

مدیریت کارآمد[1]

مدیریت کارآمد، فرایند تجزیه و تحلیل محیطی سازمان و گرفتن تصمیم‌ها و اجرای فعالیت‌هایی است که سبب ایجاد و تقویت سازمان می‌شود. اگرچه رویکرد مدیریت کارامد به سازمان، برونگراست، توجه به محیط درونی سازمان و نگرش جامع به هر دو محیط از نقاط قوت آن به شمار می رود. مدیریت کارامد را می‌توان راهکار خلق آینده سازمان نامید.مدیریت کارامد به جای پیش‌بینی آینده در ساختن آن نقش ایفا می‌کند. این رویکرد به مدیریت سبب پویایی سازمان می شود و واکنش فعال و سازنده آن را در برابر تغییرات سریع محیطی در پی‌خواهد داشت. مدیریت کارامد رویکردی منعطف به مدیریت است و به جای برنامه‌ریزی محض به داشتن دیدگاه جامع در وضعیت متحول محیطی تأکید می‌کند. در این خصوص داشتن تفکر خلاق، لازمه مدیریت کارامد سازمانی است.

بنابر آنچه بیان شد، حرکت به سوی چنین سازمان و مدیریتی در پی تجزیه و تحلیل محیطی سازمان تحقق خواهد یافت و لازمه آن دارا بودن مهارت ادراکی از سوی مدیران و رهبران آن سازمان است (سجادی،1391).

 

2-13- مدیریت فرهنگی[2]

وقتی سخن از اصول مدیریت فرهنگی در میان است، مقصود قواعد و معیارهایی است که در فرآیند مدیریت فرهنگی باید آنها را مراعات کرد، و به هیچ وجه، امکان نادیده انگاشتن و تخطی از آنها وجود ندارد. این اصول، تضمین کننده ی نتیجه بخش بودن فرآیند مدیریت فرهنگی است. دستیابی به بسترفرهنگی مناسب جهت رشد و توسعه، نیاز به یکپارچگی فرهنگی جامعه دارد و رسیدن به یکپارچگی فرهنگی در جامعه و نهایتاً بستری آمادۀ توسعه، لزوم مدیریت فرهنگی جامعه را مطرح می کند و برای اثر بخشی مدیریت فرهنگی هر جامعه، سامان دادن به تعارضات فرهنگی-اجتماعی در اولویت فعالیت مدیران فرهنگی قرار دارد. هرچند اصطلاح مدیریت فرهنگی جامعه بسیار گسترده تر از مدیریت فرهنگی در سازمان ها و بخش های فرهنگی به عنوان زیر مجموعه های جامعه است، اما برای اجرا و کاربرد ، تفاوت چندانی ندارد. مدیریت فرهنگی با اتکاء به ارزش های جامعه باید در پی اعتلای فرهنگ باشد و شرایطی را فراهم کند که اهداف مورد نظر به گونه ای مطلوب حاصل شود: چرا که دستیابی به اهداف مطلوب فرهنگی، تأثیر قابل توجهی بر دیگر فعالیت ها خواهد داشت (وحید.1382: 13).    مدیریت فرهنگی باید مدیریتی پویا پیشنگر و آیند ه نگر باشد. تمام شکلهای مدیریت، دارای سه جزء تشکیلات، طرح و منابع هستند. مدیریت فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیست و می توان آ نرا به عنوان گروهی از مردم تعریف کرد که برای پیشبرد یک سیاست، از منابع بهره برداری می کنند. در تمام کشورها دو نوع مدیریت فرهنگی وجود دارد :

  1. مدیریت فرهنگی(عمومی) دولتی که معمولا در سه سطح مختلف ملی، منطقه ای ومحلی وجود دارد که در برگیرنده ی ابزاری برای پیشبرد یک سیاست فرهنگی در تمام سطوح است.
  2. مدیریت جامع، که در برگیرنده ی سازمان ها ، نهادها و انجمن های فرهنگی است (احمدیان شیجانی ،1392)

 

2-14- اهمیت مدیریت در عملکردهای فرهنگی[3]

در خلاصه ترین تعریف می توان گفت: « مدیریت عبارت است از هنر و علم انجام کارها از طریق دیگران». مدیریت وظیفه بسیار پیچیده ای است که مستلزم مسئولیت پذیری افراد در پنج حوزه برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، سرپرستی و اعمال کنترل می باشد. از آنجا که هدف گذاری و برنامه ریزی، ضرورت مدیریت محسوب می شوند، تحقق این دو بدون شناخت وضعیت موجود  (که مبتنی بر گذشته است) امکان پذیر نمی باشد. همچنین برای مدیریت بهینه در هر حوزه ای ، لازم است سیاست های متناسب با آن حوزه اتخاذ شود و مسیر را برای رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب هموار سازد.(ناظمی اردکانی ،1386).مدیریت فرهنگی در کشور ما هنوز یک مدیریت تخصصی نیست. از این رو گاه افرادی که در رده های بالاتر سازمان قرار می گیرند، تخصص، تجربه و حتی دانش به مراتب کمتری از زیردستان خود دارند. یک مدیر فرهنگی، بایستی توانایی و تجربه استفاده از ابزارها، تکنیک ها، روش ها و رویه های عمل برای انجام یک وظیفه مشخص را داشته باشد.

بدیهی است انجام این وظایف یا فعالیت ها، مستلزم وجود معلومات تخصصی، تسلط در استفاده از ابزارها و شیوهای انجام کار و ارائه محصولات فرهنگی می باشد.نکته بسیار مهم این است که مدیران فرهنگی، بایستی واجد دو دسته از مهارت ها و تخصص ها باشند:

  1. مهارت های مدیریتی به معنای عام که همان توان و تجربه لازم برای انجام فرایند مدیریت (برنامه ریزی، اجرا، نظارت و ارزشیابی) است؛
  2. تخصص لازم در شناخت و ارزیابی برنامه ها و محصولات فرهنگی ؛ از آنجا که مدیر فرهنگی مرزبان فرهنگ یک اجتماع است، باید به معنای حقیقی نسبت به فرهنگ آن جامعه احاطه داشته باشد و بر زوایای پنهان و آشکار آن واقف باشد. مثلاً در حوزه فرهنگ اسلامی، کسی نمی تواند مدعی مدیریت در این حوزه باشد، مگر آنکه اسلام شناس بوده و بر زوایای پیدا و پنهان آن احاطه داشته باشد و از سوی دیگر عمل و رفتار او نیز مبتنی بر همان فرهنگ اسلامی باشد (شریفی وقاسمی سعادت آبادی،1392 ).

 

[1] Efficient management

 

[2] Cultural Management

[3] Importance of managing cultural practices