مدل برتری سازمانی:/پایان نامه ارزیابی عملکرد بانک

در اولین مرحله از طرح متدولوژی عارضه یابی ، اقدام به بررسی ادبیات موجود در زمینه مدل و روش های شناخت ، ارزیابی، ممیزی، عارضه یابی، آسیب شناسی و تشخیص مسایل و مشکلات سازمانی شد. هدف  از این بررسی شناسایی و معرفی روش تحقیق و تعیین میزان قابلیت مدل برای استفاده در فرآیند تدوین متدولوژی مناسب عارضه یابی بود. در جریان این بررسی تعداد زیادی روش ها و ابزارهای عارضه یابی و تشخیص مسایل سازمانی مورد شناسایی قرار گرفت که هریک بسته به ماهیت و شرایط استفاده ،دارای نقاط قوتی بود که کاربرد آنهارادر جای خود  توجیه پذیر می ساخت، لذا در این مرحله پس از مطالعه اجمالی روش های شناسایی شده با توجه به نیاز های خاص متدولوژی عارضه یابی موردنظر، تعدادی از روش ها به عنوان متدولوژی های اصلی انتخاب و مبنای مطالعه دقیق و تفصیلی قرار گرفت.

 

2-2معیارهای انتخاب و متدولوژی های  انتخاب شده

 

در بررسی دقیق روش های عارضه یابی مشخص می گردد تنها تعداد انگشت شماری از آنها را می توان به عنوان متدولوژی مد نظر قرار داد، چرا که بسیاری روش ها جنبه تکنیک داشته (مانند نمودار پارتو، روش دلفی، روش طوفان مغزی) و می توان آنها را به عنوان ابزار در مراحل مختلف فرآیند شناخت و عارضه یابی سازمان بکار گرفت. نکته دیگر آنکه بعضی روش ها (مانند مدل پنج نیروی رقابتی پورتر، 7s مکنزی و زنجیره ارزش پورتر) تنها جنبه مدل و رویکرد قابل استفاده در سطح بسیار کلان را داشته، اما فاقد روش یا ابزاری برای دقیق شدن در سطوح تفضیلی هستند، لذا با این پیش فرض که متدولوژی های انتخاب شده باید:

لزوماً مبتنی بر مدلی تعریف شده از سازمان بوده تا امکان نگاه جامع به شرکت ها را فراهم آورد

گذشته از ابعاد ساختاری، جوانب عملکردی و نتایج فعالیت های یک سازمان را در بر داشته باشد

متدولوژی های عارضه یابی و تشخیص مسائل سازمانی از آنها قابل استخراج باشد،

چهار متدولوژی زیر انتخاب گردید:

مدل شناخت برتری سازمانی[1] (CED)

مدل بنیاد اروپایی کیفیت [2](EFQM)

مدل ارزیابی متوازن [3](BSC)

مدل کاهش استراتژیک هزینه و بهبود عملکرد[4] (SCR & PI)

که در این مقاله ضمن بیان اجمالی هر یک از متدولوژی های مذکور،نقاط قوت و ضعف آنها بر اساس معیارهای مشخصی ذکر خواهد شد.در ادامه به طور اجمالی به معرفی هر یک از متدلوژی های فوق می پردازیم.

 

2-2-1  مدل شناخت برتری سازمانی

اولین گام یک شرکت در راه نیل به برتری و توفق سازمانی، شناسایی و درک موقعیت است، به این معنی که شرکت کجاست (وضع موجود) و می خواهد کجا باشد (وضع مطلوب). مدیران در فرآیند ارزیابی عملکرد، وضع موجود (عملکرد) را با وضع مطلوب (برنامه) مقایسه می کنند و بر اساس این مقایسه، به برنامه ریزی مجدد (تصحیح) مبادرت می کنند. بنابر این لازم است مدل و نقشه ای برای شناخت درجه برتری یک شرکت (و یا فقدان آن) و بیان چگونگی نیل به برتری سازمان و یا حفظ آن، بکار گرفته شود.

مدل مبنای “شناخت برتری سازمانی”(CED) شرکت را از سه بعد زیر مورد  بررسی قرار می دهد:

الف) حوزه های تخصصی[5]

در بعد حوزه های تخصصی رفتار، عملکرد و نتایج حاصله در 6 جنبه اصلی سازمان که حوزه های اصلی فعالیت یک شرکت هستند مطرح می شود:

1-منابع انسانی     2- مدیریت مالی     3- عملیات     4- بازاریابی     5- تحقیق و توسعه

6-ستاد مشترک

ب) چشم اندازها [6]

در این چشم اندازهای سه گانه ای که شرکت می تواند تفکر نسبت به خود داشته باشد، طرح و معیارهای شناخت برای هر حوزه، تحت هر چشم انداز ارائه می شود.

اثر بخشی[7]: معیارهای اثر بخشی رفتار، عملکرد و نتایج حاصله را در وضعیت موجود بررسی می کنند.

انعطاف پذیری[8]: معیارهای انعطاف پذیری به توان انتقال و تطبیق پذیری شرکت، به تبع تغییرات کوتاه مدت پرداخته، توانایی شرکت را در مواجهه با دگرگونی های پیش بینی نشده (از نوع کوتاه مدت) مدنظر قرار می دهد.

توسعه[9]: معیارهای توسعه به استراتژی های شرکت توجه دارند که اگر خوب فرموله شده باشد، توان رشد سود آور در آینده را برای شرکت فراهم می آورند، یعنی آنچه که شرکت امروز انجام می دهند تا از درستی و قوت کسب و کار خود در 2 یا 5 یا 10 سال دیگر مطمئن شود.

[1]Corporate Excellence Diagnosis

[2]European Foundation for Quality Management improvement

[3]Balanced Score card

[4]Strategic Cost Reduction & Performance

[5]Special Domain

[6]Perspectives

[7]Effectiveness

[8]Flexibility

[9]Development