آوریل 19, 2021

سیستم مالی خوب:/پایان نامه درباره توسعه بازار مالی

1 min read
ویژگی­های یک سیستم مالی خوب بررسی­های تاریخی نشان می­دهد؛ که یک سیستم مالی خوب، باید...

ویژگی­های یک سیستم مالی خوب

بررسی­های تاریخی نشان می­دهد؛ که یک سیستم مالی خوب، باید ویژگی­های زیر را داشته باشد:

1- بخش عمومی خوب و مدیریت مناسب بر بدهی آن: یک بخش مالی خوب باید اولویت­ها را در هزینه عمومی تعیین نماید؛ درآمد کافی برای تأمین مالی آنها را به طور کارا فراهم سازد، و در صورت نیاز به قرضه­ی عمومی، خدمات مربوط به آن را به شیوه­ای ارائه نماید که اعتماد سرمایه­گذاران و خریداران اوراق قرضه را جلب و آن را حفظ کند.

2- نظام مالی باثبات: پول به عنوان واحد سنجش، وسیله مبادله، وسیله ذخیره­ی ارزش، و ابزار پرداخت بدهی­های معوقه، مفید می­باشد. وظایف چهارگانه پول در صورت نوسان و کاهش پیش­بینی نشده ارزش آن، مخدوش می­شود و ریسک سرمایه­گذاری را افزایش می­دهد. نتیجه­ی این امر، کاهش سرمایه­گذاری و به دنبال آن، کاهش رشد اقتصادی است.

3- وجود بانک­های متنوع

4- بانک مرکزی: بانک مرکزی از طریق تنظیم مقررات و اعمال نظارت بر بانک­ها، از بسیاری از مشکلات جلوگیری نماید. به عبارتی می­توان گفت استقلال بانک مرکزی برای ایجاد یک سیستم مالی خوب یک اصل اساسی است.

5- بازار سهام خوب: بازارهای سهام انتشار اوراق قرضه خصوصی و دولتی و همچنین انتشار اوراق سهام خصوصی را تسهیل می­کنند.( دادگر،1388)

 

2-10-1تاثیر بحران مالی جهانی بر اقتصاد ایران

اقتصاد ایران همچون رایانه­ای است که به شبکه جهانی اینترنت وصل نیست؛ هم از منافع گسترده و عظیم داشتن ارتباط اینترنتی بی بهره است و هم از ویروس­ها و بدآموزی­های آن در امان می­باشد، زیرا در حال حاضر در کمترین تعامل و ارتباط با جهان به سر می­برد. با این همه، بحران مالی گسترده­ای که از آگوست 2007 بازارهای مالی جهان و اقتصاد بسیاری از کشورها را در معرض خطر جدی قرار داده و در سپتامبر 2008 تصویر کامل آن چهره نموده است و با ورشکستگی تدریجی بانکها و بنگاه های مالی خود را نمایان ساخته،سه اثر بزرگ غیرمستقیم­بر­اقتصادجمهوری­اسلامی­ایران­داشته­و­خواهدداشت: (بهکیش،1387)

1- بحران مالی و بویژه بحران کمبود نقدینگی، کم ارزش شدن صندوقهایی که در کالاهای اساسی و از جمله نفت سرمایه گذاری می­کردند و کاهش رشد اقتصادی در عمده کشورهای پیشرفته و متعاقب آن کاهش مصرف، قیمت کالاهای اساسی و بویژه نفت را بشدت کاهش داده است. آثار کاهش قیمت بعضی از کالاهای اساسی از قبیل فولاد و مس، باعث پایین کشیده شدن شاخص بورس اوراق بهادار تهران شده، اما مهمتر از همه اینها برای اقتصاد ایران، کاهش قیمت نفت است. دولتی که قیمتهای نفت 140 دلار را تجربه کرده است و در افق، قیمت­های 200 دلار را پیش بینی می کرد، حالا باید خرج و دخل خود را با نفت بشکه ای 65 تا 70 دلار (اگر قیمتها پایین تر نرود) منطبق کند و این برای دولتی که به خرج کردن تمایل و عادت دارد،­امری­بسیار­دشوار­است. (بیگدلی،1387)

دولتی که قدر نعمت نفت بالای 100 دلار را ندانست و عمده درآمد ارزی خود را به جای آنکه به تولید محصولات و خدمات اختصاص دهد، به تورم تبدیل کرد، اکنون باید نگران کاهش قیمت نفت باشد. البته کاهش قیمت نفت و کالاهای اساسی پایین تر بدین معنا هم هست که قیمت وارداتی کشور می تواند کاهش یابد و جمهوری اسلامی در قبال از دست دادن بخشی از درآمد نفتی خود اگر به درستی تدبیر کند، می­تواند از کاهش قیمت ماشین آلات و کالاهای وارداتی­برخوردار­شود. (بهکیش،1387)

2-اما دومین تأثیر بحران مالی بر اقتصاد ایران، می تواند مثبت تلقی شود. چنانچه دولت تدبیر کند یا حداقل بد عمل نکند، این امکان وجود دارد که روابط کسب و کار ایرانیها با دنیا اندکی تسهیل و تحریم­های آمریکا علیه اقتصاد ایران توسط سایر کشورها در عمل کمرنگ تر دنبال شودوبه­شدت­گذشته­­اعمال­نشود. در شرایط کنونی به لحاظ کمبود نقدینگی در بانکها و نهادهای مالی، این احتمال وجود دارد که با رواداری و آسان­گیری با ایرانی­ها برخورد شود. حجم سپرده­های ارزی ایران و بانک مرکزی آن قدر هست که در این شرایط دشوار بانکهای بزرگ دنیا هم به دنبال آن باشند. خزانه داری آمریکا نیز در این شرایط آن قدر امکان نخواهد یافت که به این یا آن بانکدار توصیه کند سپرده های ایرانی را نپذیرند، برای ایرانیها حساب باز نکنند و اعتبارات اسنادی (LC) و ضمانتنامه های (LG) آنها را بپذیرند. اگر در این شرایط دشوار بین المللی، دولت با تدبیر عمل کند، دیگر ناچار نخواهد بود منابع ارزی خود را به بانکهایی انتقال دهد. (تبریزی،1387)

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.