مقدمه

امروزه فاصله اصلی میان ملت ها از جهت دانایی و نادانی است و نه از حیث دارایی و ناداری. دراین راستا چالش و محور اصلی، سرمایه انسانی است.

در حال حاضر قدرت رقابتی ملت ها، در گرو کیفیت سرمایه انسانی آنها است. مدیریت”سرمایه انسانی” در سازمانها حیاتی ترین نوع مدیریت به شمار می آید.فرسودگی سرمایه انسانی،کیفیت کالاها و خدمات تولیدی را به مخاطره می اندازد.بنابراین تردیدی نیست که شکوفایی هر جامعه ای در بهبود و پرورش منابع انسانی آن نهفته است و از این روست که مسئولان سازمانها با یاری متخصصان رفتار و منابع انسانی توجه خاصی به پرورش کارکنان مبذول می دارند.

سازمانها ی امروز تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش رقابت جهانی ، دگرگونیهای ناگهانی، نیاز به کیفیت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود زیر فشارهای زیادی قرار دارند.پس از سالهای زیادی تجربه ، دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور کاری خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند باید ازنیروی انسانی متخصص ،خلاق و با انگیزه بالا برخوردار باشد. منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهند. بین سرمایه انسانی و بهره وری در سازمانها      رابطه ای مستقیم وجود دارد.

یکی از مفاهیمی که در راستای بالندگی منابع انسانی مطرح می شود، توانمند سازی کارکنان است.با آن که تعریف متفاوتی از توانمند سازی کارکنان ارائه گردیده است اما فصل مشترک کلیه آنها واگذاری اختیار و مسئولیت بیش تر به کارکنان است.

با توجه به گسترده بودن مبحث توانمندسازی و ابعاد آن، در این تحقیق سعی ما پرداختن به موضوع گردش شغلی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای توانمندسازی نیروی انسانی و اثرات آن در بهبود عملکرد کارکنان و سازمان است.

 

2-2- تعاریف

در ادامه تعریف مفاهیم سرمایه انسانی، توانمندسازی و گردش شغلی و کارراهه شغلی ارائه شده است.

 

2-2-1 سرمایه انسانی

در آغاز هزاره سوم، نیروی انسانی به عنوان برترین، اصلی ترین و موثرترین عامل ایجاد بقاء وتوسعه سازمانهای تحقیقاتی محسوب می شود و در رده های بعدی عناصری چون تجهیزات و دستگاهها، سرمایه، تکنولوژی و…. قرار می گیرند. واضح است وقتی که از نیروی انسانی سخن به میان می آید عوامل مرتبط با آن همچون اندیشه وتفکر، عامل خلاقیت، دانش واطلاعات روز و….. را نیز مد نظر قرار          می دهیم. نیروی انسانی کارآمد و حائز شرایط احراز شغل بزرگترین سرمایه چنین سازمانهایی است ، سرمایه ای که آن را نمی توان به سرعت وسهولت جایگزین کرد. نکته مهم این است که کارکنان بتوانند استعدادهای خود را در پستهایی که بیشترین سازگاری را با آنان دارند ظاهر کنند. متأسفانه همواره این سازگاری بوقوع نمی پیوندد. چه بسا استعدادهایی که به دلیل عدم استقرار فرد درمشاغل غیر مرتبط با سوابق وعلاقه و تحصیلات وی، به هرز رفته است و چه میزان نارضایتی های شغلی که از این رهگذر بروز کرده و اهداف را تحت الشعاع قرار داده است، لیکن درهر مقطع زمانی و از هر نقطه که این حرکت اصلاح شود به سود وصلاح سازمانها بویژه سازمانهای تحقیقاتی است. بررسی سیر تکامل تئوری های مدیریت و توجه به نکات مثبت و ومنفی آنها در یکی دو قرن اخیر، از آغاز نهضت های مدیریت قدیم،کلاسیک، نئوکلاسیک ، رفتارگرایی و … تا کاربرد تئوری های اقتضا و ادغامی در سازمان بیانگر آن است که اگرچه تخصص گرایی موجب افزایش کارآیی، دانش ومهارت کارکنان شده و باعث صرفه جوئی دروقت وکاهش هزینه وحذف سرمایه گذاری های مکرر به منظور تأمین اشتغال و تسهیل در کنترل وظایف ومسئولیتها        می گردد، معهذا یکنواختی کار می تواند خستگی و بی حوصلگی و دلزدگی را به دنبال داشته باشد. در چنین شرایطی کارمندان ناگزیر می شوند راههای دیگری را برای جالب تر کردن زندگی شغلی خود جستجو نمایند، در نتیجه کارآیی سازمان کاهش می یابد. از این رو در جوامع صنعتی و پیشرفته توجه صرف به تخصص گرایی به لحاظ مزایای فوق الاشاره مورد شک وتردید قرار گرفته و مدیران سازمانهای نوین با بکارگیری تئوری تنوع گرایی یا گردش شغلی سعی می کنند بر مشکلات ناشی از تخصص گرایی فایق آمده و از یکنواختی شغلی برای کارکنان بکاهند تاروحیه مطلوب برای انجام کار بوجود آید

سازمانها هرچقدر هم در کار جذب و استخدام دقت به خرج دهند، باز هم احتمال اینکه فردی که به استخدام در می آورند همان فرد مورد نظر از لحاظ ویژگی ها و خصوصیتهای مورد نظر باشد، کم است. پس سازمانها مجبورند برای اینکه ویژگی های دانشی و عملکردی فرد استخدام شده را تا حد امکان به معیار های خود نزدیک کنند وی را آموزش دهند. گذشته از این،امروزه سازمانها در محیطی رقابتی فعالیت می کنند و بحث بهره­وری نیروی انسانی برای آنها به یکی از موضوعات جدی تبدیل شده است.به علاوه نیروی انسانی جزء دارایی­های مهم  و اصلی هر سازمان است که اگر در توسعه ی آن دقت کافی از  سوی مدیران سازمانها نشود،سازمان به محیطی غیر مولد و هزینه­زا تبدیل خواهد شد.