سبکهای لیکرت//پایان نامه درباره سبک رهبری مدیران

سبکهای لیکرت

پروفسور “رنسیس لیکرت”[1] استاد دانشگاه میشیگان مدت سی سال ، الگوها و سبک های رهبری و مدیریت را مورد بررسی قرار داده است و در نتیجه این تحقیقات اندیشه هایی را که در درک رفتار رهبری اهمیت دارند بسط داده است(ایرانژاد باریزی و ساسان گهر ، 1380) . لیکرت چهار سبک را تحت عنوان نظام یک یا سبک “استبدادی ـ استثماری”[2] نظام دو یا سبک “استبدادی ـ خیرخواهانه”[3] ، نظام سه یا سبک “مشاوره ای”[4] ، نظام چهارم یا سبک “مشارکتی”[5] برای رهبری تعیین نموده است . هر یک از این سبک ها به اختصار تشریح می شود .

الف) نظام یک (سبک استبدادی ـ استثماری)

در این سبک که کاملاً وظیفه مدار و آمرانه است مدیر و رهبر به مرئوسان خود اعتمادی نداشته و روابط رهبر و پیرو مبتنی بر ترس و ارعاب است(الوانی ، 1385) . در این سیستم فرض بر این است که انسانها اساساً برای امنیت مادی و اقتصادی کار می کنند . در این سبک تمام تصمیمات در رده ی بالای سازمان اتخاذ می شود و دیگران صرفاً مجبورند که دستورها را اجرا کنند . ارتباطات از پایین به بالا تقریباً وجود ندارد . کارگروهی در چنین محیطی که بی اعتمادی بر آن حاکم است ، تشویق نمی شود . روحیه افراد ضعیف و بازدهی پایین است ، غیبت از کار افزایش می یابد . کارکنان را باید از نزدیک تحت کنترل قرار داد (“پارکینسون” ، “رستم جی” ، “ساپر”[6] ، 1380) در این سبک هر نوع تعامل بین روسا و مرئوسان با ارفاق و مدارا از طرف روسا و با ترس و احتیاط از سوی مرئوسان صورت می گیرد .

ب) نظام دو (سبک استبدادی ـ خیرخواهانه)

در این سبک رابطه آمرانه بین رهبر و پیروان همچنان برقرار است . اما رابطه مذکور در این حالت تلطیف شده و رابطه خادم و مخدوم توأم با نوعی مرحمت پدرانه است . در این سبک تصمیم گیری همچنان بر عهده رهبر بوده و پیروان و مجریان بی چون و چرای اوامرند(الوانی ،1385) . در این سیستم علاوه بر انگیزه اقتصادی آرزوی دست یافتن به مقام و منزلت نیز نقش دارد . طرز سلوک مدیریت با کارکنان محبت آمیز است . رفتار زیردستان نسبت به مافوق با اطاعت توأم است امکانات ارتباطات پایین به بالا تا حدودی فراهم است و پیشنهادهایی نیز ممکن است ارائه شود . تصمیمات مربوط به سیاست گذاری در رده های بالای سازمان اتخاذ می شود . برای کارگروهی جایگاهی وجود ندارد . بازدهی این سیستم در مقایسه با سیستم یک اندکی بیشتر است . کنترل افراد از نزدیک برای تقلیل ضایعات و حفظ کیفیت تولید ضروری است(“پارکینسون” ، “رستم جی” ، “ساپر” ، 1380) . در این نظام اعتماد و اطمینان نسبت به زیردستان مانند اعتماد و اطمینانی است که ارباب به خدمت کاران خود دارد و انگیزش با اعطای پاداش و گاهی با ترس و تنبیه همراه است.

پ) نظام سه (سبک مشاوره ای)

در این سبک اطمینان و اعتماد به مرئوسان در حد مناسبی است و با آنان در تعیین پاره ای اهداف مشارکت می شود . اما مسائل و موضوعات عمده سازمانی همچنان به وسیله رهبر مورد بررسی قرار می گیرد(الوانی ،1382) . در این سیستم مدیریت با کارکنان مشورت می کند و از پیشنهادهایشان استقبال می کند . علاقه مندی به کار در کارکنان تشویق می شود . این نظام برای کسب تجربیات جدید و ایجاد خلاقیت  فرصتهایی به وجود می آورد . حس همکاری و آگاهی نسبت به مسئولیتها در افراد تقویت می شود . افراد به وجود سازمانشان افتخار می کنند . کارگروهی تشویق می شود. اگر چه تصمیمات مربوط به سیاست گذاری در مدیریت رده بالای سازمان اتخاذ می شود ، تصمیم گیری در امور عادی در سطوح پایین صورت می گیرد . بازدهی همه خوب است . غیبت و ضایعات کاهش می یابد(“پارکینسون” ، “رستم جی” ، “ساپر” ، 1380) . در این سیستم معمولاً سعی بر این است که از افکار ، عقاید و اندیشه های زیر  دستان استفاده شود .

[1]RensisLikert

[2]ExpoitiveAuthorative

[3]Benevolent Authorative

[4]Consulative

[5]Participative

[6]Parkinson , Rostomiji&Sapre