در آمد های مالیاتی:/پایان نامه درباره مخارج دولت

جدول(2-1) سهم درآمدهای مالیاتی از تولید ناخالص داخلی طی سالهای 86-80 نشان میدهد. طبق داده های مذکور، متوسط سهم در آمد های مالیاتی از تولید ناخالص داخلی طی سالهای 86-83 معادل 6/6 درصد است. که این رقم با رقم هدف برنامه چهارم توسعه و معادل 8 درصد است فاصله دارد.

جدول 2-1- نسبت در آمد های مالیاتی به تولید ناخالص داخلی (به قیمت های جاری)

شاخص سال 1380 1381 1392 1383 1384 1385 1386 متوسط

1382

تا 1386

نسبت درآمدهای مالیاتی به  تولید ناخالص داخلی 3/6 5/5 8/5 8/5 2/7 7/6 6/6 6/6

 

براساس آمارهای بانک مرکزی این نسبت ها محاسبه شده است.

با این وجود برآوردهای موجود، ظرفیت های بالاتر را برای کسب درآمدهای مالیاتی با توجه به سطح تولید ناخالص داخلی فراهم می سازد. با توجه به سهم پایین درآمد مالیاتی ایران در تولید ناخالص داخلی نسبت به کشورهای توسعه یافته که این نسبت برای آن ها حدود %30 است لازم است این نسبت برای ایران بزرگ شود. پایین بودن این نسبت به عوامل مختلفی بستگی دارد. یکی از این عوامل همان پایین بودن ظرفیت مالیاتی و شناسایی نشدن همان ظرفیت محدود است. ظرفیت مالیاتی در هر صورت در ایران بالا نیست.

زیرا از یک طرف کشاورزی بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور را تشکیل می دهد که مالیات به اکثر محصولات آن تعلق نمی گیرد. از طرف دیگر بیشتر واحدهای اقتصادی کوچک هستند وگرفتن مالیات استاندارد از آن ها مشکل است. همچنین  همان ظرفیت به دلایل گوناگون شناسایی نشده است.

عامل دیگر پایین بودن مالیات نسبت به تولید ناخالص داخلی آن است که دولت از وضع مالیات بر واردات استقبال نمی کند. ناکار آمدی حقوق مالکیت، فقدان حسابرسی بر درآمد برخی سازمان های نیمه دولتی و وجود کانال های رانتی در ایران مزید بر علت شده است. فقدان تمایل جدی صاحبان ثروت نسبت به دادن مالیات را می توان عامل دیگر پایین بودن نسبت مذکور دانست، آن ها با روش های گوناگون تلاش می کنند از تحمل فشار مالیاتی شانه خالی کنند به عبارت دیگر فرار مالیاتی در ایران بالاست. دشواری دوم این است که نظام مالیاتی در ایران دارای انعطاف پذیری لازم نسبت به رشد درآمد ناخالص داخلی نیست، یعنی مثلا به طور خودکار نمی تواند نسبت به رشد یا رکود اقتصادی انعطاف لازم را نشان داد. یک علت این است که کشور وابستگی زیادی به مالیات بر کالاهای انحصاری و تجارت خارجی دارد و اصولا این نوع مالیات ها نسبت به درآمد ناخالص داخلی بدون انعطاف هستند. علاوه بر این استفاده از انعطاف پذیری مالیات در برخی محصولات یا خدمات به منزله انگیزه اقتصادی به خصوص قابل پی جویی است.

مثلا بخشی از درآمد حاصل از سود سهام و سود بانکها از مالیات معاف هستند وانگیزه های مالیاتی برای شرکت های تازه تاسیس،موضوعی جدی است. اکثر شرکت های دولتی و خارجی، سازمان های غیر انتفاعی و همچنین بخش عظیمی از واردات از معافیت مالیاتی بهره مند هستند. و در نهایت مشکل کلیدی تر، تکیه شدید اقتصاد بر درآمد های نفتی برای تامین هزینه و لذا حساس نبودن به درآمد های مالیاتی است.زمانی که درآمدهای نفتی، بیش از 70% درآمدهای ارزی کشور را تشکیل می دهد و متجاوز از 56% هزینه ها از همین منبع تامین می شود، اقتصاد قهرا ساختار رانتی به خود گرفته و دیگر بهینه و مالیات محور نخواهد بود. از این رو در یک نگاه کلی می توان گفت نظام مالیاتی کشور در وضعی ناکارآمد قرار دارد، ظرفیت مالیاتی به میزان قابل قبولی شناسایی نشده،آن مقدار هم که شناسایی شده، مورد استفاده واقع نشده است. دوم آن که تا نگاه رانتی به نفت وجود دارد،‌امیدی به بهبود نظام مالیاتی نیست. سوم آن که وجود دیوان سالاری رانتی و ابزار آسان نفت باعث بزرگی دیوان سالاری به میزانی غیر استاندارد شده که در نتیجه بخش خصوصی هم به صورتی توسعه نیافته مطرح است و لذا زمینه مالیات ستانی قوی فراهم نشده است.