جایگاه دانش فنی،پایان نامه ارزش‌گذاری‌ دانش فنی صنایع

      تبارشناسی ناملموس­ها و جایگاه دانش فنی در آن

در دهۀ اخیر، ادبیات مدیریت توجه ویژه­ای به نقش دارایی­هایی با ماهیت غیر فیزیکی برای رقابت جهانی در قرن 21 نشان داده است (Marr et al., 2004). در این دوران، تحولات ایجاد شده در اقتصاد نشان از وجود عاملی ارزش­­آفرین در فرآیند تولید و خلق ثروت دارد. عاملی با ماهیتی ناملموس که همانند عوامل فیزیکی سازمان­ها در امر تولید و توسعه اقتصادی نقش­آفرین است. بطوریکه در اقتصاد کنونی، عمدۀ ارزش خلق شده از طریق دارایی­های ناملموس است (Eckstein, 2004). بر اساس نظر دیفن باخ[1] این دارایی­ها موجودیتی هستند غیرمادی که در صورت استفاده تجدیدپذیر بوده، کاهش نمی­یابند، کیفیت و کمیت آن­ها ضمن استفاده ثابت مانده یا حتی ممکن است افزایش یابد (حسنوی و رمضان، 1391).

در حال حاظر، دارایی­های ناملموس[2] شرکت­های آمریکایی در حدود یک سوم از ارزش کل دارایی­های آن­ها برآورد می­شود (Cohen, 2009). بر اساس مطالعات انجام شده ظرفیت این ناملموس­ها برای ایجاد ارزش را به دلیل وجود برخی ویژگی­های منحصر به فرد در آن­ها دانسته­اند. این ویژگی­ها آن گونه که در ادامه می­آیند عبارتند از: (عالم­تبریز و همکاران، 1388)

  1. مقیاس پذیری[3]

دارایی­های ناملموس بر خلاف دارایی­های مشهود قابلیت استفاده همزمان توسط چند نفر را دارد از این رو استفاده از آن توسط یک نفر مانعی برای استفاده دیگران از آن نمی­شود.

  1. بازده­­های فزاینده[4]

هرچقدر این دارایی افزایش و انباشته شود سود آن نیز بیشتر افزایش می­یابد. این امر نقش زیادی در بالا بردن مقیاس بازده دارد. هر گونه گسترشی در زمینه منابع ناملموس باعث گسترش در منابع ناملموس دیگر می­گردد و این امر کاملا خلاف آن چیزی است که در منابع مشهود دیده می­شود.

  1. دشواری در تقلید[5]

تقلید در ایجاد و توسعه دارایی­های ناملموس به سه دلیل مشکل است:

  • ابهام در تکرار اتفاقی مجدد[6]: تکرار در ایجاد شرایط محیطی مناسب و برقراری ارتباط علت و معلولی که منجر به خلق دوباره دارایی ناملموس شود بسیار مشکل است.
  • مسیر وابستگی[7]: توسعه و بهبود از جمله مواردی هستند که اثرات زیادی بر روی ناملموسی که قبلا ایجاد شده است، دارد. پس طی همان مسیری که نامشهود در بطن آن ایجاد شده است امری دشوار است.
  • تراکم زمانی[8]: توسعه دارایی ناملموس بسیار زمان­بر بوده که این موضوع منجر به کاهش انگیزه­های تقلید می­شود.

با بررسی ادبیات موضوع، عناوین متفاوتی مانند سرمایه­های فکری[9] و دارایی­های دانشی[10] مترادف دارایی­های ناملموس[11] و بعضا به جای آن استفاده شده است. از نظر استوارت[12]  اصطلاح سرمایه فکری مترادف دارایی دانشی و دارایی ناملموس است (Martı´n-de-Castro et al., 2011). ادوینسون[13] نیز عقیده دارد که دارایی­های دانشی و سرمایه فکری تقریبا ویژگی­ها و کارکرد مشابهی دارند. از نظر وی دارایی ناملموس و سرمایه فکری در دیدگاهی کل­گرا یکی هستند (Lee et al., 2005) و به دلیل کاربردهای زیاد این دو واژه، در حال حاظر آن­ها را هم معنی می­دانند (عالم­تبریز و همکاران، 1388). در مجموع، ریشۀ تفاوت لغوی در این سه اصطلاح، به دلیل بررسی آن از منظر و رهیافت­های مختلف است. چرا که این مفاهیم به زمینه­ای که در آن مورد استفاده قرار می­گیرد وابسته بوده و در آن معنی می­یابد و توسط محققانی با زمینه­های متفاوت ارایه شده است (Bratianu, 2011) که در ادامه به بررسی این زمینه­ها و خواستگاه­ها می­پردازیم.

پیدایش اصلاح دارایی دانشی به نقش و اهمیت­یافتن دانش در ادبیات مدیریت مربوط می­گردد. در ادبیات مدیریت دو جریان اصلی را در رابطه با دانش وجود دارد. نخستین جریان­ رویکردی شناخت­شناسانه[14] به دانش دارد. این جریان، دانش را به عنوان موجودیتی مستقل تفسیر می­کند. در این جریان عموماً در خصوص تفاوت اطلاعات و دانش و همچنین در رابطه با نقش دانش در مدیریت دانش بحث می­شود. تأکید بر روی تبیین تفاوت ویژگی­های دانش در این جریان، به منظور ایجاد راهنمایی معنی­دار برای مدیران به منظور پیاده­سازی فرآیندهای مدیریت دانش است. یکی از مهمترین نتایج معنی­دار این جریان، تبیین تمایز میان دانش ضمنی و صریح است.

[1] . Diefenbach

[2] .Intangible asset

[3] .Scalability

[4] .Growing returns

[5] .Difficulty to imitate

[6] .Casual ambiguity

[7] .The dependency path

[8] .Time compression

[9] .Intelrctual Capital

[10] .Knowledge Asset

[11] .Intangible Asset

[12] .Stewart

[13] .Edvinsson

[14] .Epistemological