بطورکلی عواملی که تغییر وتحول را در سازمان ها ضروری می سازد به دو نوع طبقه بندی می شوند ، عوامل درون سازمانی وعوامل برون سازمانی .

2-16-1  عوامل درون سازمانی شامل :

  • توسعه سازمان ها و موسسات ، موجب ضرورت در تغییر در ساختار و سیستم سازمانی ، فناوری بکار گرفته شده ، نیروی انسانی و شیوه های کاری می شود .
  • تغییرات در مدیریت عالی ، یعنی مدیر عامل ، معاون وی ، مدیرکل ،سبب تغیر فلسفه شکل مدیریت سازمان ، نظارت و کنترل میگردد.
  • تحول در علم مدیریت ، پیشرفت در نظرهای نوین، سبب تغییر در اجرای روش و الگوهای مدیریت مدیران گردیده است .
  • کاستی ها و کمبودها در برنامه ریزی ،نوآوری ها وتحقیقات درون سازمانی و روبه روشدن با مشکلات ، از زمینه های مهم برای تغییر می باشد .
  • تعارض سازمانی ، هماهنگی را ضروری ساخته وتغییر وتحول موجبات ” هماهنگی و یکپارچگی ” را فراهم می سازد .
  • فقدان و یا کمبود اطلاعات ، تغییر وتحول در سازمان را ضروری می سازد.
  • تحقق نیافتن اهداف ومقاصد ، یکی دیگر از علل مهم تغییر ودگرگونی در طرح ها و یا اهداف و مقاصد است .
  • مشخص نبودن اهداف و راهبردها ، سازمان ها و مؤسسات را به تغییرات هدف دار وادار می سازد .
  • غیبت های کاری ، جابه جایی های شغلی مکرر.

 

 

 

2-16-2 عوامل برون سازمانی شامل :

  • انقلاب های تکنولوژیکی در طراحی ، تولید و خدمات
  • مشکلات اقتصادی ، کاهش تقاضا ، کاهش بهره وری ،‌افزایش غیر متعارف هزینه ها .
  • رقابت شدید و روز افزون مؤسسات و سازمان ها.
  • افزایش سرسام آور در ادغام ها ، پروژه‌های مشترک و ….
  • تنوع تقاضای مراجعان برای دریافت خدمات .
  • اهمیت بالا بودن کیفیت و سهولت دریافت خدمات
  • جهانی شدن تجارت و امورمالی همراه با شناور شدن و برهم آمیخته شدن نرخ ارزها ، سیاست های تجاری و مالی .
  • درخواست مردم برای کاهش مالیات وکنترل دولت که باتقاضای مربوط به افزایش سطوح خدمات عمومی ومیزان پاسخگویی مؤسسات دولتی به نیازهای مردم همراه شده است .
  • تغییر اجتماعی و فرهنگی که موجب تغییر در سلائق ، نیازها وانتظارات مردم شده و ضرورت تغییر و تحول در سازمان هارا بوجود می‌آورند. (همان منبع)

 

2-17تغییر و تحول سازمانی

در مباحث سازمان و مدیریت،تغییر بیشتر به معنای خروج سازمان از حالت تعادل به دلیل فشارهای وارده بر آن است (لوین 1946).

دفت تغییر سازمانی را پذیرفتن یک ایده یا رفتار جدید به وسیله سازمان تعریف می کند.(ایزدی،1386)
تغییر سازمانی می تواند به عنوان تغییر در یکی از ابعاد اصلی (فرایند) عملیات سازمان تعریف شود.ابعاد اصلی شامل ساختار، تکنولوژی، فرهنگ، رهبری، اهداف و کارکنان سازمان است (میلز و دیگران،2009)
به اعتقاد بک هارد تحول سازمان ،فعالیت یا تلاشی است برنامه ریزی شده در سراسر سازمان که به وسیله مدیریت عالی سازمان اداره شده و اثر بخشی و ‏سلامتی سازمان را از طریق برنامه های تغییر برنامه ریزی شده در فرایندهای سازمان، با استفاده از علوم رفتاری افزایش می دهد(کامینز و وولی،1385).‏