الگوی تصمیم گیری اخلاقی :

هس مر (1995) معتقد است افراد در هنگام تصمیم گیری تصمیم خود را بر اساس سه نوع تجزیه و تحلیل تجزیه و تحلیل اقتصادی ، تجزیه و تحلیل قانونی و تجزیه و تحلیل فلسفی اتخاذ می کنند :

2-3-4-1) تجزیه و تحلیل اقتصادی : تجزیه تحلیل برای به حداکثر رساندن درآمد ها و حداقل رساندن هزینه ها انجام می شود . که در این نگرش مشکلاتی وجود دارد زیرا جامعه به چیزی فراتر از مسائل مادی نیاز مند است .

2-3-4-2) تجزیه وتحلیل قانونی : این سیستم بر اساس فرایندهای سیاسی اجتماعی بنا شده است . در این سیستم تصمیم همواره بر جلب موافقت عمومی و قانون است زیرا قانون در جامعه مدنب تبلور قضاوت اخلاقی اعضای جامعه است . در این روش هم علی رغم اینکه قانون به درک موقعیت کمک می کند اما به چیز بیشتری نیاز هست

2-3-4-3) تجزیه وتحلیل فلسفی : دراین روش هموار باید بر اتخاذ تصمیمات صحیح و مناسب و عاقلانه تلاش کرد . این روش “ استدلال اخلاقی “ است که کار خود را از یک اصل شروع و به تصمیم گیری راجع به وظایفی که در قبال دیگران داریم ختم میکنیم . دراین مورد نیز مشکلاتی (نه به اندازه دو مورد قبل) ختم می شود .

میر شاهی و همکاران (1389) فرایند تصمیم گیری را در الگوی پیشنهادی جونز (1991) چنین شرح می دهند که : افراد پس از شناخت یک مسأله اخلاقی (ادراک اخلاقی) ، قضاوتی را در مورد عمل خود انجام میدهند (قضاوت اخلاقی) ، سپس تمایل خود را برای انجام آن عمل شکل میدهند (تمایل اخلاقی) و در نهایت ، عمل اخلاقی یا غیراخلاقی را مرتکب میشوند .

عوامل متعدد بسیاری بر این فرایند تأثیر می گذارند . یک عامل درونی بسیار مهم که بر این فرایند تأثیر دارد فلسفه اخلاق فردی است . افراد درجاتی از هریک از این فلسفه ها را دارند . عامل موقعیتی مهمی که بر این فرایند تأثیر دارد نیز ، خصوصیات مسأله اخلاقی (شدت اخلاقی) است که فرد با آن مواجه شده است . فلسفه اخلاق فردی نیز ، نظام ارزشها و عقایدی است که فرد برای خود شده است . فلسفه اخلاق فردی نیز ، نظام ارزشها و عقایدی است که فرد برای خود حفظ کرده و براساس آن در مورد مسائل اخلاقی تصمیم گیری می کند .

 

 

2-3-5) نقش فلسفه اخلاق فرد در تصمیم گیری و رفتار فرا نقش

در سال های اخیر ، اهمیت مسائل اخلاقی و مسئولیت پذیری در سراسر جهان رشد کرده است ، و انتظارات در مورد شیوه های تجارت در سراسر جامعه افزایش یافته است . از آنجا که چگونگی تصمیم گیری مدیران در مسائل تجاری و کسب و مار اهمیت ویژه و تاثیر قابل توجهی بر کیفیت فرهنگ سازمانی دارد مسئولیت بزرگی را بوجود می آورد . بنابراین ، برای اطمینان از موفقیت پایدار و دراز مدت ، علاوه بر حل مشکل اقتصادی سنتی ، مدیران نیازمند توانایی در نظر گرفتن مسائل اخلاقی و اجتماعی در تصمیم گیری خود اگرچه نظریه های اخلاقی ، مانند فایده گرایی ، اخلاق وظیفه گرا و نظریه عدالت و آزادی در اغلب کتب درسی اخلاق وجود دارند ، اما این نظریه ها معمولا توسط مدیران در بحث های روزمره و هنگام گرفتن تصمیمات تجاری اخلاقی مورد استفاده قرار نمی گیرد . با این حال ، نظریه های اخلاقی در تصمیم گیری های اخلاقی به صراحت و یا به طور ضمنی ، هدایت فرایند تصمیم گیری نهایی را به عهده دارند (Kujala , Lamsa and Penttila , 2009) .

علی رغم وجود تعاریف جهان شمول از اخلاق دو فرد کاملا اخلاقی در عمل برداشتهای متفاوت و در نتیجه عملهای متفاوت از خود بروز می دهند لذا اعتقاد بر این است که اخلاق باید با توجه به ارزشهای فردی ارزیابی شود ارزشهایی که شامل اعتقادات و نگرشهای اساسی فرد بوده و تعیین کننده نسبی رفتار فرد می باشد بنابر این از آنجا که این ارزشها درافراد مختلف متفاوت است تفسیر های متفاوتی نیز از آنچه در موقعیت های خاص اخلاقی یا غیر اخلاقی نامیده می شود وجود دارد (رحمان سرشت و همکاران ، 1388) .

ارزش های شخصی بخشی از اعتقادات متعددی است که افراد آگاهانه یا ناآگاهانه در مورد دنیای خود حفظ می کنند . ارزش ها به وسیله محتوایشان از یکدیگر جدا می شوند و عقایدی را پوشش می دهند که باعث ترجیح شکل خاصی از رفتار (مثل انصاف) بر دیگر گزینه های رفتاری می شوند . ارزش ها مبنای قضاوت ، اخلاقی را فراهم کرده و آن را هدایت می کنند (Douglas , Davidson and Schwartz , 2001) . ارزش های شخصی که بر تصمیم گیری اخلاقی تأثیر دارند مفاهیم یا : باورهایی در مورد اهداف مطلوب یا رفتارهایی هستند که در یک موقعیت خاص در انتخاب یا ارزیابی یک رفتار ، فرد را راهنمایی می کنند و نسبت به هم اهمیت نسبی دارند . هر فردی ارزش هایی را با اهمیت های مختلف برای خود حفظ می کند . ممکن است یک ارزش خاص برای یک فرد خیلی مهم باشد ، اما برای دیگری مهم نباشد . نظریه های عمومی اخلاق ، ایدئولوژی اخلاقی فرد را در میان ارزشهای دیگر او در اولویت می داند (میرشاهی و همکاران ، 1389) ؛ به نحوی که هنگام یک تصمیم گیری اخلاقی ، هرچه افراد از فلسفه های اخلاقی خود آگاهتر باشند ، این فلسفه ها تأثیر بیشتری بر تصمیم اخلاقی آنها می گذارد . به عبارت دیگر ، فرد تحت تأثیر فلسفه ای که در فرایند اجتماعی سازیِ خود آموخته است ، قرار می گیرد . ایجاد یک چارچوب تصمیم گیری اخلاقی بدون بررسی استانداردهای اخلاقیِ اصولی که از فلسفه اخلاقی ناشی می شود ، غیرممکن است . از آنجا که پایه ای ترین رویکرد به اخلاق براساس فلسفه اخلاقی است ، فرض براین است که بازاریابان قوانین و مقررات مربوط به رفتار اخلاقی را بر اساس فلسفه اخلاقی شکل می دهند . افراد ، آگاهانه یا ناآگاهانه ، از مفروضات فلسفی به عنوان مبنای تصمیم گیری اخلاقی خود استفاده می کنند . فلسفه اخلاقی اساس و پایه ای است که همه مطالعات اخلاقی برمبنای آن شکل می گیرند . فلسفه های اخلاقی بر تصمیم گیری اخلاقی افراد تأثیر می گذارند (Ferrel and Gresham , 1985) .

نقش فلسفه اخلاقی در تصمیم و رفتار کارکنان به حدی پر رنگ است که ترونیر و یانگ بلاد معتقدند تصمیم گیری های اخلاقی تحت تاثیر گزینش و استخدام افراد اخلاقی است و پاداش و تنبیه متداول تاثیر زیادی در رعایت اصول اخلاقی ندارد (صنوبری به نقل از لاوتن ، 1387) .