تأثیر نگرش فراگیران بر یادگیری فعالیت های جسمانی در آموزشگاه علمی تخصصی ثامن …

 
 
تغییرات اجرا و اجرا کننده در مرحله یادگیری
مدلهای چند مرحله یادگیری نشان میدهند که در مرحله، هم در اجرا و هم در اجرا کننده ویژگیهای مشخصی بروز میکند که عبارتند از:
۱-تغییر در میزان پیشرفت
۲-تغییر در هماهنگی اعضاء
۳-تغییر الگوی مرجح هماهنگی
۴-تغییر در ماهیچههای به کار گرفته شده در اجرای مهارت
۵- تغییر در کارایی حرکت
۶-تغییر در دستیابی به اهداف کینیماتیک مهارت
۷-تغییردر توجه بینایی
۸-تغییر در توجه هشیار هنگام اجرای مهارت
۹- تغییر در توانایی، شناسایی و اصلاح خطا
تغییر در میزان پیشرفت: همگام با جلو رفتن فرد روی پیوستال مهارت آموزی، میزان پیشرفت وی تغییر میکند. در ابتدای تمرین، شاگرد معمولاً پیشرفت زیادی را با سرعت نسبتاً زیادی تجربه میکند و همان طور که تمرین ادامه مییابد، مقدار پیشرفت کم میشود که این امر در قانونی به نام قانون توانی تمرین مشخص است.
LOG = LOG B + NLOG X
C= مقیاس اجرا
X = تعدا کوشش ها
B و n اعداد ثابت هستند.
تغییردر هماهنگی اعضاء:وقتی مهارتی را که در حال یادگیری آن هستیم به هماهنگ شدن قسمتهای مختلف یک عضو نیازمند باشد،‌شاگردان نوعی راهبرد ابتدایی را در پیش میگیرند که در آنبا بیحرکت نگه داشتن بعضی مفاصل، برای کنترل درجات مختلف آزادی قسمتهای مختلف یک عضو تلاش میکنند که به این راهبرد، تثبیت درجه آزادی می ویند. به عنوان مثال، مبتدیان درآغاز یادگیری شوت فوتبال حرکت مفصل ران و زانوی خود را محدود میکنند و به این ترتیب نمیتوانند از مفصل زانوی خود به خوبی استفاده کنند و در نتیجه سرعتی که ایجادمیشود محدود خواهد بود ولی پس از مدتی تمرین آزادی بیشتری برای حرکت کردن بهدست میآید و با کسب همکاری علمی بیشتر، سرعت شوت افزایش مییابد (همان:۴۵).
تغییر الگوی مرجح هماهنگی:از آنجا که ما مهارتهای حرکتی متنوعی را در طول زندگی میآموزیم روشهایی را نیز برای اجرای هر حرکت بر میگزینیم.از طرفی هنگامی که با مهارت تازهای روبرو میشویم به نظر ما میرسد که آن مهارت تازه به یکی از مهارتهایی شباهت دارد که پیش از آن آموختهایم. درنتیجه تمرین مهارتهای جدید را با استفاده از ویژگیهای مهارتهای قبلی آغاز میکنیم. به عنوان مثال یک بازیکن با تجربه بیس بال،‌وقتی که برای اولین بار باتون گلف را تاب میدهد این کار را متشابه تاب دادن باتون بیس بال اجرا میکند.
وقتی که فرد مهارت جدیدی را میآموزد لازم است که الگوی هماهنگی تثبیت شده قبلی تعویض شود. در این حالت انتقال جالب توجهی از الگوی قبلی به الگوی جدید رخ میدهد و در واقع الگوی مرجع همانگی تغییر میکند (رحمانی نیا، ۱۳۸۴: ۳۲۳).
تغییر در ماهیچههای به کار گرفته شده در اجرای مهارت:دراوایل تمرین فرد از ماهیچههایش به شیوه نامناسبی استفاده میکند. زیرا اولاً تعداد ماهیچههای درگیر در حرکت،‌ بیش از حد نیاز است. ثانیاً نیازبندی انقباضات ماهیچهها ناصحیح است ولی همگام با ادامه تمرین، تعداد ماهیچههای درگیر کاهش مییابد و در نهایت به حداقل میرسد و زمانبندی انقباضات مناسبتر میشود. این تغییر به وجود آمده در به کارگیری ماهیچهها نشان میدهد که دستگاه کنترل حرکتی پس از یادگیری مهارت مجدداً سازماندهی میشود. بنابراین دستگاه حرکتی که کار خود را کاهش میدهد و پایهای را برای اجرای موفقیت آمیز مهارت بنا میگذارد. (علیجانی، ۱۳۷۱: ۳۳۲)
تغییر در کارایی حرکت:همگام با میزان پیشرفت فرد در مهارت، مقدار انرژی مورد استفاده برای اجرای حرکت نیز در نتیجه تمرین تغییر میکند که به حداقل رساندن نیروی لازم برای اجرای حرکت، اقتصاد حرکت میگویند (همان:۳۲۶).
تغییر در توجه بینایی:مبتدیان از قبل به خیلی چیزها نگاه میکنند و این امر آنها را وادار میکند که بیناییشان را به سوی نشانههای نامربوط منحرف کنند. ولی پس از تمرین مهارت، فرد توجه بینایی خود را به سوی منابع اطلاعاتی جهت میدهد که برای هدایت اجرا اهمیت دارد. به عبارت دیگر فرد میتواند بینایی خود را در فضا به سوی جنبههای تنظیم کننده هدایت کند که مفیدترین اطلاعات رابرای اجرای مهارت فراهم میکند (رحمانی نیا، ۱۳۸۴: ۲۴۰).
تغییر در توجه هوشیار هنگام اجرای مهارت:بر اساس مدل سه مرحلهای فیتز و پوینتنر: شاگرد در ابتدای تمرین، به تمام بخشهای آن هوشیارانه توجه میکند ولی با ادامه تمرین، مقدار توجه هشیارانه به آن کاسته میشود تا جایی که مهارت تقریباً بهطور خودکار اجرا میشود (بهارلوئی، ۱۳۸۹: ۸۳).
تغییر در توانایی، شناسایی و اصلاح خطا:یکی دیگر از ویژگیهایی که با تمرین پیشرفت میکند، توانایی شناسایی و اصلاح خطای حرکت است که فرد میتواند از این توانایی،‌هم در حین و هم پس از اجرای مهارت استفاده کند. اگر اجرای حرکت به اندازه کافی آهسته باشد فرد میتواند آنرا در حین اجرا اصلاح کند ولی اگر اجرای حرکت سریع باشد فرد میتواند از خطاهای شناسایی شده برای هدایت کوشش های آتی استفاده کند (همان:۸۷).
 
روان شناسی ورزش
به دلیل وجود راههای متعدد برای کاربرد روانشناسی در ورزش و گستره وسیع فعالیتهایی که در فرهنگ های مختلف تحت عنوان ورزش ذکر میشود، ضرورت اتخاد یک تعریف گسترده از روانشناسی ورزش را دو چندان کرده است.در سال ۱۹۹۶ فدراسیون روانشناسی ورزش اروپا تعریف گستردهای از روانشناسی ورزش ارائه داده است که با اندکی اختصار بدین شرح میباشد: «روانشناسی ورزش، مطالعه اصول روانشناختی،‌ فرایندها و آثارشان بر ورزش است». البته این تعریف کامل نیست و اشکالاتی نیز بر آن وارد است. ورزش چیست و روانشناسی به چه معنا است؟ اگر چه بسیاری از ورزشکاران در تعریف ورزش اصرار بر این دارند که ورزش ضرورتاً باید در برگیرنده عنصر رقابت باشد،‌اما عبارت «ورزش» هم در تعریف از روانشناسی ورزش و هم در این تحقیق آمده و شامل کلیه فعالیت های جسمانی است که به قصد رقابت، تفریح، آموزش و یا بهبود سلامتی انجام میگیرد.روانشناسی اغلب به عنوان «اعلم ذهنی ورفتاری تعریف میشود»حال میتوانیم با اتخاذ یک دیدگاه اجتماعی از روانشناسی و یادگیری، بحث مربوط به نحوه تفکر اخلاق در تئوری و پژوهش روانشناختی را مطرح کنیم بدین ترتیب روانشناسی ورزش حوزه گستردهای را در بر میگیرد. بسیاری از روانشناسان ورزشی آمریکا بین روانشناسی ورزش آکادمیک که بر عوامل مؤثر بر رقابت و عملکرد ورزشی تمرکز دارد و روانشناسی کاربردی ورزش که بهطور خاص کاربرد روانشناسی ورزش در افزایش عملکرد ورزشی تاکید میورزد، تفاوت قائل میشود برای مثال در دوره معاصر نویسندگان اروپایی عموماً چنین تمایز روشنی را بین این دو حوزه قائل نیستند و این تحقیق رابطهای بین روانشناسی کاربردی ورزش و روانشناسان آکادمیک برقرار میکند. مباحثی که در اینجا آمده در برگیرنده شخصیت، نگرش،‌پرخاشگری، استرس و اضطراب، پویایی گروهی، انگیزش و کسب مهارت است که هم شامل مباحث آکادمیک و هم کاربردی در ورزشکاران و در برخی از موارد تماشاچیان میباشد. (جارویس[۷۳]،۱۹:۱۹۶۶)
 
 
تاریخچه اجمالی روانشناسی ورزش
قدمت روانشناسی ورزش تقریباً به اندازه خود روانشناسی است.نخستین بررسی گزارش شده در روانشناسی ورزش در قرن ۱۹ انجام گرفته است. نورمن تریپلیت نخستین آزمایش در روانشناسی اجتماعی و روانشناسی ورزش را انجام داده است. تریپلیت پدیده (سهولت اجتماعی) را مطرح کرد که مضمونش: تأثیر حضور دیگران بر نحوه عملکرد است. او نشان داد دوچرخه سواران در حضور سایر دوچرخه سواران، تمایل دارند تا سریعتر رکاب بزنند. اما تریپلیت پژوهش مربوط به ورزش را بیش از این دنبال نکرد و تا دهه ۱۹۲۰ که اصول روانشناسی به طور رسمی به ثبت رسید، کار پژوهشی جدیدی انجام نگرفت. در سال ۱۹۲۵ کالیمن گریفیث آزمایشگاه ویژه پژوهش در حوزه ورزش را در دانشگاه الینویز تاسیس کرد گریفیث کرسی دانشگاهی روانشناسی ورزش را تأسیس و دو عنوان کتاب مرجع در این زمینه منتشر کرد و به عنوان مشاور در تیمهای ورزشی حرفهای انجام وظبفه کرد. او را اغلب به عنوان پدر روانشناسی ورزش میشناسند. روند رشد روانشناسی ورزش یکنواخت نبود این آزمایشگاه در ۱۹۳۲ به دلیل مشکلات مالی تعطیل شد. بین دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۶۰ (حداقل در دنیای غرب) فعالیت اندکی در حوزه روانشناسی ورزش انجام پذیرفته است. بعد از جنگ جهانی دوم، شوروی سابق از روانشناسی ورزش استفاده کرد. البته به دست آوردن اطلاعات راجع به کارکرد روانشناسی در شوروی سابق در خلال جنگ سرد دشوار است. اما عده ای معتقدند که در خلال بازیهای المپیک ملبورن،‌تیمهای کشورهای اروپای شرقی از روانشناسان ورزشی استفاده کردند (کرمر[۷۴] و اسکالی[۷۵]، ۱۹۹۴). مسلماً میدانیم که تا اوایل دهه ۱۹۷۰ تیمهای آلمان غربی و روسیه به منظور افزایش عملکرد ورزشکاران خود در رویدادهای بینالمللی از روانشناسان ورزشی استفاده میکردند. روانشناسی ورزش در دهه ۱۹۶۰ فعالیت خودش را در آمریکا از سر گرفت ودر انگلیس و در کشور های اروپایی به تدریج این حوزه در سراسر جهان گسترش و به عنوان یک رشته آکادمیک توسعه پیدا کرد. تا سالهای اخیر، روانشناسی ورزش به جای قرار گرفتن در طبقه روانشناسی، در حوزه علوم ورزشی طبقهبندی میشد، اما این دستهبندی اکنون باید اصلاح شود.در ۱۹۸۶ انجمن روانشناختی امریکا رسماً روانشناسی ورزش را بهعنوان شاخهای از روانشناسی پذیرفت و در ۱۹۹۳ در انجمن روانشناختی انگلیس بخش روانشناسی ورزش و تمرین شکل گرفت که اکنون بخش مستقلی است (جارویس، ۱۳۸۹: ۲۰).
 
 
روانشناسان ورزش:
می توانیم این موضوع را به دو روش مطرح کنیم: نخست این که به چه کسی روانشناس ورزش گفت. دوم اینکه روانشناسان ورزش چه کاری را انجام میدهند؟ در مورد پرسش نخست، فعلاً هیچ قانون و تشکیلات رسمی برای ثبت و احراز هویت روانشناسان ورزشی وجود ندارد. بنابراین بهلحاظ نظری هر کسی میتواند خود را روانشناس ورزش معرفی کند.البته در عمل کسی که به طور تخصصی در این رشته آموزش ندیده باشد، مجاز به کاربرد عنوان روانشناس نیست. اخیراً قوانینی در این زمینه تدوین شده که کاربرد این عنوان را تا اندازهای محدود کرده است. انجمن علوم تمرین و ورزش انگلیس دفتری برای ثبت روانشناسان ورزشی تاسیس کرده است. در کنفرانس سالانه ۱۹۹۸ انجمن روانشناختی تمرین و ورزش انگلیس اصول مربوط به اعطای عنوان «روانشناس خبره ورزش» (به افراد واجد) شرایط را تصویب کرد. در آن زمان قانون در مرحله ابتدایی و در حال تدوین بود.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.