آوریل 23, 2021

تأثیر نگرش فراگیران بر یادگیری فعالیت های جسمانی در آموزشگاه علمی تخصصی …

1 min read

مرحله حرکتی یا مرحله تداعی
مرحله خودکاری
مرحله شناختی:در این مرحله مبتدی بر مشکلات حرکتی تمرکز میکند و فرد در این مرحله به سؤالاتی از قبیل، شناسایی هدف،‌ارزشیابی اجرا، چه بکینم و چه نکنیم و عمل را در چه زمانی انجام دهیم، چگونه بایستم وقتی پایم آنجاست، دستم باید کجا باشدو… را پاسخ میدهد. اجرا دراین مرحله با خطاهای بزرگ همراه است و اجرا بسیار متغیر و ناهمسان است و مبتدیان با اینکه میدانند در اجرای حرکت اشتباهی دارند، معمولا نمیدانند برای اجرای بهتر چه باید بکنند. برخی از عبارات کلیدی این مرحله عبارتند از:
۱-دستورالعملها و نمایشها، استفاده از وسایل سمعی و بصری و سایر اطلاعات کلامی دراین مرحله بسیار مفیدند.
۲- بهرهگیری و تسلط در این مرحله بسیار سریع است.
۳- خودگفتاری در این مرحله زیاد صورت میگیرد، یعنی اینکه فراگیرنده در طول انجام عمل خود را بهطور کلامی هدایت میکند. (همان:۴۸)
مرحله حرکتی «تداعی» یا پالایش: دراین مرحله فرد میآموزد که نشانههای محیطی را بهحرکت مورد نیاز برای رسیدن به هدف مهارت مربوط کند و تمرکز بر سازماندهی الگوهای حرکتی که برای ایجاد حرکت مؤثرند، معطوف میشوند.
دراین مرحله اشتباهات فرد کمترمیشود و اجرا به سرعت بهبود مییابد و یکپارچگی در حرکت افزایش یافته و حرکت آهستگی یک نواخت و یک دست میشود. این مرحله قدری بیشتر از مرحله کلامی شناختی طول میکشد.
برخی از عبارات کلیدی این مرحله عبارتند از:
۱-افزایش کارایی حرکت، هزینه انرژی را کاهش میدهد.
۲-اهمیت خودگفتاریدر این مرحله کاهش مییابد.
۳-فراگیرنده نظارت بر بازخورد و شناسایی خطاهایش را میآموزد.
۴-پیش بینی و زمانبندی بهبود میبابد.
نکته:
این مرحله را مرحله پالایش نیز نامیدهاند، زیرا درآن فرد برای اجرای موفقیتآمیز مهارت و همسانی آن، از کوششی به کوشش دیگر تمرکز میکند. در طول فرایند پالایش، تغییر پذیری اجرا کاهش مییابد و قابلیتی به دست میآید که فرد با آن میتواند برخی از خطاهایش را کشف یا شناسایی کند (گانیه، ۱۹۸۴: ۴۷).
مرحله خودکاری:افراد پس از تنظیم و سالها تجربه وارد این مرحله میشوند که شامل اعمال غیر ارادی است و نیازی به توجه ندارد و مهارت تقریبا ً خودکار یا عادی شده است.افراد در این مرحله و آنچه که اجرا میکنند فکر نمیکنند،‌زیرا میتوانند آنرا بدون فکر هوشیار اجرا کنند یا بهطور همزمان تکلیف دیگری را نیز انجام دهند.
تغییر پذیری در اجرا در این مرحله بسیار کم است. آموزش، تمرین و تعداد آن از عناصر مهم و تعیین کننده پیشرفت در این مرحله است (اشمیت، ۱۳۷۶: ۲۶۳).
بعضی از عبارات کلیدی این مرحله عبارتند از:
۱-حرکات و تحلیلهای حسی خودکار شدهاند.
۲-بر جنبههای راهبردی و روشهای اجرا تاکید میشود و پیشرفت در اجرا، به آهستگی اجرا میشود.خود گفتاری درباره اعمال از بین میرود.
 
 
 
مدل دو مرحلهای جنتایل
جنتال یادگیری مهارت حرکتی را به صورت پیشروی بین مرحله اول و دوم معرفی کرده است. از نظر جنتایل یادگیری در دو مرحله صورت میگیرد.
مرحله اول: در این مرحله هدف شاگرد درک مفهوم است یعنی کاری که فرد برای رسیدن به هدف حرکت باید انجام دهد. «مفهوم» به معنای الگوی مناسبی که برای رسیدن به هدف حرکت مورد نیاز است.در این مرحله فرد علاوه بر ایجاد الگوی پایه حرکتی، باید بیاموزد که بین جنبههای محیطی مشخص کننده چگونگی ایجاد حرکت و جنبههای نامؤثر بر آن حرکت، تمایز قائل میشود که از نظر جنتایل این شرایط بر دو دسته هستند: شرایط تنظیمی (تنظیم کننده) و شرایط غیر تنظیمی. شرایط تنظیمی،‌ ویژگیهایی از محیط اجراست که بر ویژگیهای از حرکت مورد استفاده برای اجرای مهارت اثر میگذارد یا آن را تنظیم میکنند.
به عنوان مثال، در حالتی که فرد دست خود را برای برداشتن فنجان دراز میکند، اطلاعاتی مانند اندازه فنجان، فاصله از فرد و مانند آن جزء شرایط تنظیمی است. از سوی دیگر، ویژگیهایی از محیط اجرای مهارت هست که بر ویژگیهای حرکت بیاثر است مانند رنگ فنجان یا شکل میزی که فنجان روی آن قرار گرفته است که به آنها شرایط غیر تنظیمی میگویند.
مرحله دوم: هدف شاگرد در این مرحله، تثبیت تغییراست. واژههای تثبیت و تغییر، مشخص کننده این است که مهارت باز و بسته، در رسیدن به اهداف مرحله دوم نیازهای متفاوتی دارند. مهارتهای بسته نیازمند تثبیت است و فرد باید الگوی حرکتی را طوری پالایش کند که بتواند در هر زمان آنرا به طور صحیح و یک نواخت اجرا کند. در مرحله دوم، تمرین مهارت بسته باید به شاگرد فرصت دهد تا الگوی بنیادی حرکتی را که در مرحله اول کسب کرده است،‌ پالایش کند.
از سوی دیگر، اجرای مهارت باز به تغییرنیازمند است. از آنجا که شاگرد برای اجرای موفقیت آمیز مهارت باز مجبور است با محیط متغیر سازگار شود، در تمرین مرحله دوم باید بر تکامل توانایی تعدیل ویژگیهای حرکت تمرکز کند(بهارلوئی، ۱۳۸۹: ۸۰).
 
 
 
مدل مراحل هماهنگی و کنترل:
بر اساس این مدل مهارت آموزش در دو مرحله پیش میرود:
مرحله اول: این مرحله، مرحله هماهنگی است که در آن،‌هدف این است که الگوی هماهنگ شده حرکت برای رسیدن به هدف حرکت آموخته شود که از این نظر با مدل جنتایل شباهت دارد.
مرحله دوم: این مرحله مرحله کنترل است که در آن فرد باید پس از کسب الگوی مناسب هماهنگی عضو،‌ویژگیهای موقعیتی را به آن اضافه کند.
این مرحله به نام پارامتریزه کردن الگوی حرکت نیز معروف است که در آن رشته ای از ارزش های کینتیک و کینماتیک به الگوی بنیادی حرکت اضافه می شود. به صورتی که با مقتضیات موقعیت اجرا هماهنگ باشد و همچنین حرکت با کمترین انرژی اجرا شود.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.