تأثیر نگرش فراگیران بر یادگیری فعالیت های جسمانی در آموزشگاه علمی تخصصی ثامن …

مقایسه اجتماعی: مقایسه اجتماعی همان تمایل به مقایسه خودمان با دیگران است تا مشخص شود که با دیدگاههای ما در مورد واقعیتهای اجتماعی درست است یا خیر (فستینگو[۶۴]، ۱۹۴۵: ۱۲). به میزانی که دیدگاههای ما موافق با دیدگاههای دیگران باشد به همان میزان نتیجه میگیریم که تصورات و نگرشهای ما درست اند، بالاخره اگر دیگران هم همان دیدگاههای ما را دارند، پس این دیدگاهها باید درست باشند به همین دلیل، ما اغلب نگرشهای خود را تغییر میدهیم تا دیدگاههایمان به دیدگاههای دیگران نزدیک شود. مقایسه اجتماعی در عین حال باعث میشود که ما نگرشهای تازهای را نیز اخذ کنیم. در عین حال یافتههای پژوهشی نشان میدهد که حق شنیدن و اطلاع یافتن از دیدگاهها و نگرشهای دیگران ممکن است عملاً بر نگرشهای ما تأثیرگذار باشند، حتی بدون آنکه آنها را حضوراً ملاقات نموده باشیم (بارون[۶۵] و بیرن[۶۶] ۱۹۹۸: ۲۶۱).
بدین ترتیب، بسیاری از نگرشهای ما بوسیله اطلاعات اجتماعی به همراه تمایل ما به داشتن دیدگاههای درست یعنی دیدگاههای افراد مورد تحسین و احترام ما، شکل میگیرد (کریمی، ۱۳۷۹: ۳۱- ۴۴).
 
 
پیشینه های پژوهشیدیگر درباره نگرش و جمع بندی
آلپورت (۱۹۳۵) معتقداست که در بیشتر تعریفهای به ظاهر متفاوت نگرش، فصلهای مشترکی موجوداست.به عنوان نمونه برخی از تعریفها به صورتی، خصوصیت اصلی نگرش را «آمادگی برای پاسخ دادن»میدانند. براین اساس، نگرش حالت درونی ویک نوع آمادگی است تا یک حالت علنی وعملی. یعنی نگرش رفتار نیست، بلکه پیش شرط رفتار میباشد.«نگرش ممکن است به صورت تمام درجات آمادگی، از پنهانیترین و مسکوتترین عادات فراموش شده گرفته با تنش یا جنبشی که فعالانه تعیین کننده یک رشته رفتارهای در حال به ظهور رسیده ما باشد» (کریمی ۱۳۷۹: ۸).
در عین حال برخی دیگر از اندیشمندان معتقدند کهعنصر مهم واژه آتیتیود، «عکس العمل های ارزیابی کننده»است که دانشمندان بیشتر روی آن تأکید دارند (استروب[۶۷]،۱۹۹۰: ۱۴۶).
نکته دیگری که در نگرش و تعریف آن نهفته است، این است که نگرش همواره در مورد پدیده[۶۸] سوگیری میکند.مثلاً نسبت اقلیتهای قومی (نگرش به اقوام ترک، آریایی و…)، نگرش مذهبی(نگرشبه یهودیان و زرتشتیان)، سیاسی (نسبت به یک حزب خاص، به یک سازمان خاص، به مواد مخدر…)ونظیر آن(رفیع پور، ۱۳۷۲: ۷).در عین حالنگرش را میتوان و باید مانند بسیاری از اجزای اصلی[۶۹] رفتار، به عنوان یک مفهوم انتزاعی در نظر گرفت، گرچه برای فرد دارنده آن به اندازه کافی واقعی مینماید. اکثر افراد در بسیاری از نگرشها با سایرین مشترک هستند، اما برخی از افراد دارای نگرشهای خاص خود میباشند، یعنی اینکه تعداد کمی از مردم با آنها در این زمینه اشتراک دارند. عدم توجه به این مطالب به برخی تحقیقهای غیرقابل استفاده و گمراه کننده منجر شده است. از این رو، همواره باید در نظر داشت که بخشی از افراد نمونه، ممکن است فاقد نگرش در آن زمینه خاص و در رابطه با آن موضوع خاص تحت بررسی باشند (اوپنهایم، ۱۳۶۹: ۱۲۵). البته در این زمینه، شاهد دیدگاههای افراطیتری نیز هستیم که برخی نیز با استدلال آنرا بیان میکنند و آن این است که اصولاً در تحلیلهای نهائی در تحقیقهایاجتماعی ـ فرهنگی، همه چیز و همه ابعاد زندگی افراد انسانی به نگرشهای آنان بستگی دارد. شاید در نظر اول این سخن تا حدودی درست نیز باشد زیرا نگرش افراد نسبت به موضوعاتی مانند سیاست، ازدواج، نوع تغذیه، تغییرات اجتماعی، تعلیم و تربیت، مد، تربیت کودک، تعصبات مذهبی، ارتباطات و بسیاری دیگر از این قبیل مسائل مهم است که روانشناسان اجتماعی (و نه سایر دانشمندان علوم اجتماعی) وقت و اندیشه بسیار صرف یافتن شیوههایی برای اندازه گیری و سنجش آن کردهاند.
ما نفوذ و قدرت نگرش را بخصوص، هنگامیدر مییابیم که میکوشیم با وسایل ارتباط جمعی، آگاهی دادن، تعلیم و تربیت، مناظره، تبلیغ تحمیلی، مشق نظامی، الکل، شستشوی مغزی و مانند آن، نگرش افراد را تغییر دهیم (همان منبع:۱۲۵). البته قابل ذکر است که از ویژگیهای نگرش «ثبات نسبی» آن در افراد میباشد.
در دیدگاه توماس (۱۹۷۱) مفهوم چند بُعدی از نگرش که شامل عناصر شناختی، عاطفی و رفتاری است، مقبولترین مفهوم برای تعریف نگرش است. بدین ترتیب، نگرش نشان دهنده اثرشناختی و عاطفی به جای گذاشته شده تجربه شخص از شیء یا موضوع اجتماعی مورد نگرش، و یک تمایل به پاسخ در برابر آن شیء است. نگرش در این معنی، یک «مکانیسم پنهانی» است، که رفتار را هدایت میکند (کریمی، ۱۳۷۹: ۸).
اما همانگونه که در تعریفهای فوق نیز، مستقیم و غیر مستقیم، اشاره شده است، جامعترین تعریف و تلقی که می-توان از مفهوم نگرش بهدست آورد، در نظر گرفتن آن، در سه حیطه مجزا، اما مرتبط با هم میباشد. این تلقی سه بّعدی از مفهوم «نگرش» در روانشناختی اجتماعی و همچنین در تحقیقهایاجتماعی که توسط پژوهشگران اجتماعی انجام میگردد، مورد توجه و ملاحظه است.
سه بُعد یا سه حیطه نگرش عبارتند از:
بُعد احساسی: که شامل احساسات، عواطف و هیجانات درباره هر موضوعی، اعم از شخص، فکر، شیء، گروه، واقعه و… میشود. این احساسات و عواطف (ترس، غم، نفرت، کینه، محبت، شادی و…) در برخورد با موضوع نگرش در فرد یا افراد ایجاد شده، به گونهای که میتواند در قضاوتها و ارزیابیهای آن افراد دخالت کند.
بُعد شناختی: این بُعد، شامل تمامی آگاهیها، اطلاعات، باورها و اعتقاداتی میشود که فرد یا افراد در رابطه با موضوع نگرش دارا میباشند. بدیهی است جنس منطقی عناصر بُعد شناختی با جنس منطقی عناصر بُعد احساسی کاملاً متفاوت است و نباید آن دو را در هم آمیخت.
بُعد رفتاری: این بُعد نیز شامل تمایل یا آمادگی برای انجام عمل خاصی نسبت به موضوع نگرش (شخص، واقعه و…) میباشد. مثلاً اگر کسی نسبت به موضوع خاصی نگرش مثبتی داشته باشد، آمادگی و تمایل دارد تا از آن موضوع دفاع کند یا اعمال حمایت کننده از خود نشان دهد و بالعکس، اگر نسبت به موضوعی نگرش منفی وجود داشته باشد، آمادگی و تمایل در افراد هست تا به آن موضوع زیان برسانند یا حداقل حمایت نکنند و از آن بدگویی کنند یا حتی به نابودی آن مایل شوند (رفیع پور،۱۳۷۲: ۵، رحمانی،۱۳۷۸: ۱۳، محسنی،۱۳۷۹: ۱۹، عظیمی،۱۳۸۰، کرچ و کراچفیلد و بالاکی،۱۹۶۱، اوپنهایم،۱۳۶۹:۱۲۵، ستوده،۱۳۸۱: ۱۶۵، پورافکاری،۱۳۸۰: ۱۳۴، یرونو،۱۳۷۰: ۲۵۰، توماس و همکاران،۱۹۷۱: ۱۲۱).
البته با قبول تعریف فوق، بهعنوان بهترین و جامعترین تعریف از مفهوم نگرش، ذکر چند نکته ضروری بنظر میرسد: اول اینکه بنا به اذعان بسیاری از پژوهشگران و صاحبنظران، نگرش برآیندی از ۳ بُعد فوق می باشد که در واقعیت، به عنوان یک حقیقت اجتماعی[۷۰]، در جامعه حضور داشته و تمامی عناصر ۳ بُعد فوق به گونهای در هم آمیخته وجود دارند به نحوی که جدا کردن آنها از یکدیگر مشکل میباشد. دوم اینکه، محققانی هستند که تفکیک نگرش را به ۳ بُعد، حتی در تعریف و مفهومسازی نپذیرفته و معتقدند نباید نگرش را به عناصر ۳ گانه فوق به این سادگی تفکیک نمود (رحمانی، ۱۳۷۸: ۱۳، محسنی، ۱۳۷۹: ۹، وایت،۱۹۸۹: ۳۶۲).
لازم به ذکر است، هر چند که ما تذکرات فوق را پذیرفته و آنها را در عمل رعایت میکنیم ولی باید به این نکته نیز توجه داشت که تفکیک فوق صرفاً از دیدگاه تئوریک و نظری میباشد و دلیل این تفکیک هم، ساده کردن صورت مسئله و تجزیه آن به عناصر متشکله با هدف: اولاً دقیقتر و عمیقتر کردن مسئله تحقیق و ثانیاً افزایش توانایی فعالیتهای عملیاتی در جریان تحقیق میباشد و اینها هم مسائل غریبی در تحقیقات علمی نیستند.
 
یادگیری
توانایی یادگیری برای موجود زنده حیاتی است، زیرا یادگیری،‌موجود زنده را توانا میسازد تا خود را با جنبههای مشخص از محیط سازگار کند و از تجربهها سود برد. فرض کنید اگر ما فقط توانایی های موروثی موجود در زمان تولدمان را داشتیم زندگی ما چه شکلی داشت. انسان بدون توانایی حرف زدن،نوشتن،خواندن و مهمتر از آن انجام مهارتهای حرکتی پیچیده، موجود نسبتاً سادهای خواهد بود. در این تحقیق تمرکز ما بر فرایندهای متضمن یادگیری شناختی و تواناییهای حرکتی است که در نهایت به مهارت منجر میشود. (بهارلوئی، ۱۳۸۹: ۴۶)
۲-۳-۱- مفهوم یادگیری حرکتی
«یادگیری حرکتی» مجموعهای از فرآیندهای همراه با تمرین یا تجربه است که تغییرات نسبتاً پایدار در قابلیت اجرای ماهرانه منجر میشود. طبق تعریف فوق ویژگیهای یادگیری عبارتند از:
۱-یادگیری بر اثر تمرین و تجربه:‌ یادگیری فقط بر عواملی سروکار دارد که به تمرین یا تجربه مربوط شود به عنوان مثال همزمان بارشد و بلوغ بچهها، قابلیت عملکرد آنها نیز افزایش مییابد ولی این تغییر به تمرین مربوط نمیشود.
۲-یادگیری مستقیماً قابل مشاهده نیست ولی نتایج آن قابل مشاهده است. در حین یادگیری، تغییراتی در دستگاه عصبی مرکزی رخ میدهد که این تغییرات به طور مستقیم قابل مشاهده نیست ولی نتایج آن قابل مشاهده است به عنوان مثال تغییر در فرایندهای مستقر در یادگیری به قابلیت مؤثرتری در مهارتهایی منجر میشود که به نوبه خود اجرای ماهرانهتری را باعث میگردد و اغلب بهبود عملکرد آزمونها به عنوان نتیجه پیشرفت در قابلیت پاسخ دادن فرض میشود.
۳-تغییرات نسبتاً پایدار در مهارت نشان دهنده یادگیری است. برخی از مهارتها در اثر استفاده از دارو، کم خونی و… تغییر مییابند و اغلب این متغیرها برای مدت زمان کوتاهی بر مهارت اثر میگذارد و به زودی از بین میرود. برای مثال وقتی آبی، جوش آید تغییراتی در آن پدید میآید که این تغییرات دائمی نیست، زیرا به محض اینکه تأثیر گرم کردن از بین رفت آب به حالت اولیه خود بر میگردد. این تغییرات با تغییرات ناشی از یادگیری موازی نیستند، ولی وقتی که یک تخم مرغ در آب جوش سفت شود حالت آن تغییر میکند که این تغییرات دائمی است، زیرا وقتی که تخم مرغ سرد شد به حالت اولیه بر نخواهد گشت. در این حالت تغییرات ایجاد شده در تخم مرغ با تغییراتی که بر اثر یادگیری حاصل میشود موازی است به عبارت دیگر میتوان گفت که پس از یادگیری شما همان شخصی که قبلا بودهاید نیستید همانگونه که تخم مرغ همان تخم مرغ نیست.
در مورد یادگیری میتوان گفت:
۱-یادگیری از تمرین و تجربه ناشی میشود.
۲-یادگیری مستقیماً قابل مشاهده نیست.
۳-تغییرات ناشی از یادگیری، از تغییرات عملکرد استنتاج میشود.
۴- یادگیری شامل مجموعهای از پردازشها در دستگاه مرکزی عصبی است.
۵- یادگیری قابلیت اجرای ماهرانه را پدید میآورد.
۶- تغییرات ناشی از یادگیری نسبتاً پایدارند و موقتی نیستند (رحمانی نیا، فرهاد، ۱۳۸۴: ۶۲).
 
 
تمایز اجرا و یادگیری
اجرا، رفتار قابل مشاهده است مانند وقتی که فردی را در حال ضربه زدن به توپ مشاهده میکنیم. از سوی دیگر،‌یادگیری مستقیماً مشاهده نمیشود و باید از ویژگیهای اجرای فرد استنباط شود( گانیه[۷۱]، ۱۳۷۳: ۳۹).
 

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.