بازیابی و حافظه درازمدت:-پایان نامه درباره ایجاد رغبت به خریدو فروش

دانلود پایان نامه

مرحله بازیابی در حافظه درازمدت

در بسیاری موارد، فراموشی اندوخته های حافظه ی درازمدت ناشی از عدم دسترسی به اطلاعات است نه زوال خود اطلاعات. به بیان دیگر ضعف حافظه ممکن است بیشتر ناشی از اشکال در بازیابی باشد تا اشکال در اندوزش، این برعکس آن چیزی است که در حافظه ی فعال رخ می دهد چون فراموشی در حافظه ی فعال ناشی از زوال یا جانشینی مطالب است و ظاهرا خطایی در بازیابی رخ نمی دهد. بازیابی از حافظه ی درازمدت شبیه این است که در کتابخانه ی بزرگی دنبال کتابی بگردیم، پیدا نکردن کتاب الزاما به این معنا نیست که آن کتاب در کتابخانه نیست، شاید درجای درستش دنبال کتاب نمی گردیم یا شاید کتاب درست طبقه بندی نشده و در نتیجه قابل دستیابی نیست (اسمیت،1385: 296). در تجارب روزانه شواهد زیادی از ناتوانی در بازیابی می توان دید، برای همه ی ما پیش آمده که در لحظه ی معینی نتوانسته ایم مطالب یا تجره ای را به خاطر آوریم اما بعدا آن را به یاد آورده ایم. چه بسیار که سر جلسه امتحان نتوانسته اید نام یا تاریخ معینی را به خاطر آورید اما بعد از امتحان آن را به خاطر آورده اید! نمونه ی دیگر پدیده ی «نوک زبان بودن» نام یا کلمه ای است که نمی توانیم آن را به یاد بیاوریم در این مواقع سخت کلافه ایم تا اینکه پیگردی در حافظه (فراخوانی و کنارگذاشتن واژه های نزدیک به وازه ی مورد نظر) سر انجام به بازیابی واژه درست بینجامد. شواهد محکم تری از اینکه فراموشی احتمالا ناشی از ناتوانی در بازیابی است در آزمایشی فراهم شده است : از آزمودنیها خواسته شد فهرستی طولانی از واژه ها را حفظ کنند برخی از این واژه ها اسامی حیوانات بود از قبیل سگ، گربه، اسب؛ برخی هم نام میوه ها از قبیل سیب، پرتقال، گلابی و …، برای یادآوری آزمودنیها به دو گروه تقسیم شدند به گروهی از آنها نشانه های بازیابی از قبیل حیوان و میوه ارائه شد اما به گروه گواه چیزی ارائه نگردید. میزان یادآوری واژه ها در گروهی که نشانه های بازیابی دریافت کرده بود بیشتر از گروه گواه بود؛ در آزمون بعدی وقتی به هر دو گروه نشانه های بازیابی ارائه شد هر دو گروه به یک اندازه توانستند واژه ها را به یاد بیاورند. بنابراین تفاوتی که قبلا در میزان یادآوری دو گروه مشاهده شده بود مسلما ناشی از ناتوانی در بازیابی بوده است. خلاصه اینکه هر چه نشانه های بازیابی مناسب تر باشد کارآمدی حافظه بیشتر است. بر اساس این اصل علت اینکه معمولا عملکرد در آزمونهای بازشناسی[1] حافظه بهتر از آزمون یادآوری[2] است معلوم می شود.در آزموم بازشناسی خواسته می شود بگوییم آیا چیز معینی را قبلا دیده ایم یا نه؟ (مثلا می پرسند: آیا پرویز جوادی هم در مهمانی حضور داشت؟) این آزمون نشانه ی بازیابی بسیار خوبی برای به خاطر آوردن مطلب است. برعکس، در آزمونهای یادآوری باید ماده های حفظ شده را با استفاده از حداقل نشانه های بازیابی را به یاد آورد ( به عنوان مثال، نام مردی مه در مهمانی با او آشنا شدید چه بود؟) از آنجا که در آزمون بازشناسی در مقایسه با آزمون یادآوری، عموما نشانه های بازیابی بهتری وجود دارد معمولا حافظه عملکرد بهتری خواهد داشت (بیرشک،1385: 296).

  منابع و ماخذ پایان نامه اسناد بین‌الملل

3.3.18.1- تعامل بین رمزگردانی و بازیابی

دو عامل احتمال بازیابی را افزایش می دهد که عبارتنداز: سازماندهی اطلاعات به هنگام رمزگردانی وتضمین اینکه بافت رمزگردانی شده شبیه به بافتی باشد که اطلاعات در آن بازیابی می شود.

  1. سازماندهی : هر قدر مطلبی را که رمز گردانی می کنیم بیشتر سازمان بدهیم بازیابی آن آسانتر می شود. فرض کنید در کنفرانسی شرکت دارید که پزشکان، حقوقدانان و روزنامه نگاران در آن شرکت دارند اگر نام این افراد را بر حسب شغل آنها سازمان بدهید بعدها به خاطر آوردن نامشان آسانتر خواهد بود به این معنا که بعدها از خود می پرسید کدام پزشکها را آنجا دیدم یا کدام حقوقدانها را؟، یادآوری فهرستی از واژه ها یا اسامی نیز هنگامی بسیار آسان خواهد بود که این اطلاعات را به صورت مقوله ها یا طبقات رمزگردانی نموده و بعدها مقوله به مقوله بازیابی کنیم.
  2. بافت : بازیابی اطلاعات یا رویدادها وقتی آسانتر است که بافت موقعیتِ بازیابی همانندِ بافت موقعیت رمزگردانی باشد. به عنوان مثال با حضور در دبستانی که در آن درس می خواندید مسلما بهتر می توانید نام کسانی را که در کلاسهای اول و دوم همدرس شما بودند به یاد بیاورید. شواهدی موید این است که همانند بودن حالت درونی آدمی در بازیابی، با حالت درونی او در رمزگردانی موجب افزایش در یادآوری مطالب می شود (بیرشک،1385: 299).

[1].Recognition tests

[2].Recall tests