سازمان یادگیرنده پاسخی به محیط پویا و متغیر امروز است . فلسفه وجودی چنین سازمان هایی این است در موقعیت هایی که تغییر و تحو لات محیطی سریع می باشد، سازمان هایی که ازانعطاف پذیری و انطباق پذیری بیشتری برخوردار باشند درعرصه رقابت از دیگران برتری خواهند جست، بنابراین برای مواجه شدن با چنین موقعیت هایی سازمان ها نیاز به این درک دارند که چگونه از تعهد و صلاحیت های افراد برای یادگیری در همه سطوح سازمان بهره برداری کنند .تمامی افراد سازمان دارای استعداد یادگیری می باشند اما سا ختارهای سازمانی منجر به تفکّر و تعهد درافراد می شوند . سازمان هایی که بطور مستمر توانایی و ظرفیت خود را توسعه می دهند برای خلق آینده مستلزم انتقال فکر و اندیشه در بین اعضای سازمان می باشند.

2-16انواع یادگیری سازمانی

در یک تقسیم بندی کلاسیک در میان نویسندگان صاحبنظر یک توافق جمعی در تفکیک دو نوع یادگیری وجود دارد که صرف نظر از نام گذاری هر یک از این دو نوع ، ت قریباً مفهوم یکسانی توسطآنها ارائه شده است . فایول و لایلز ( 1985 ) انواع یادگیری را در قالب دو سطح بیان می کند که عبارتند از یادگیری سطح پایین [1] و یادگیری سطح بالا[2]یادگیری سطح پایین در داخل یک ساختار سازمانی و یا مجموعه ای از قواعد اتفاق می افتد .یادگیری سطح پایین منجر به ت وسعه روابط پایه ای میان رفتار و نتایج می شود، اما این امر اغلب دردوره کوتاهی اتفاق می افتد و تنها بخشی از آنچه سازمان انجام می دهد را تحت تأثیر قرار می دهد .به نظر این دو نویسنده ، یادگیری سازمانی نتیجه تکرار رویه معمول است و شامل ایجاد روابط بین رفتارها و نتایج مربوط به آنها می باشد . در نتیجه این اتکال به رویه و روال عادی، یادگیری سطح پایین بیشتر در زمین ه سازمانی اتفاق می افتد که به خوبی درک شده و مدیریت به توانایی خود در کنترل موقعیت ها باور داشته باشد. هر چند این نوع کنترل بر روی عوامل محیطی بیشتر از ویژگی های مدیران سطح پائین و میانی است تا مدیران سطح بالا، اما یادگیری سطح پایین را نباید با سطوح پایین سازمان اشتباه گرفت . هر سطح از سازمان ممکن است به نوبه خود درگیر این نوع یادگیری شود . آرجریس و شون ( 1978 ) این نوع یادگیری را یادگیری تک حلقه ای نام یده اند . یادگیری تک حلقه ای فرآیندی است که جنبه های اصلی و کلیدی« تئوری مورد استفاده »[3]یا مجموعه قواعد سازمان را حفظ می کند و خود را به مشخص کردن و تصحیح خطاها در درون این سیستم مفروض از قواعد محدود می کند از سوی دیگر، هدف یادگیری سطح بالا تنظیم قواعد و هنجارهای کلی به جای فعالیت ها و رفتارهای به خصوص است . روابطی که در نتیجه یادگیری سطح بالا ایجاد می شوند، اثرات بلند مدت ی بر روی سازمان به عنوان یک کل دارند . این نوع یادگیری با استفاده از کاوش خلاقه ،توسعه مهارت و بینش اتفاق می افتد. بنابراین یادگیری سطح بالا بیش از یادگیری سطح پایین فرآیند ی شناختی است . به نظر فایول ( 1985 ) زمینه یادگیری سطح بالا معمولاً ابهام آمیز و نامعین است که اساساً در این چنین زمینه ای رفتار کاملاً تکراری تقریباً بی معنی خواهد بود . با توجه به این نکته، یادگیری سطح بالا عمد تاً د ر سطوح بالای مدیریت، که هنجارهای تصمیم گیری از حداقل درجه معینی برخوردارند، اتًفاق می افتد.

آرجریس وشون ( 1978 ) این نوع یادگیری را یادگیری دو حلقه ای می شناسند . یادگیری دو حلقه ای زمانی اتفاق می افتد که سازمان خطاها را کشف و اصلاح می کند و هنجارها، رویه ها، سیاست هاو هدف های موجود را زیر سؤال می برد و به تعدیل و اصلاح آنها می پردازد . آنها نوع سومی از یادگیری تحت عنوان یادگیری ثانویه یا سه حلقه ای را معرفی می کنند . یادگیری ثانویه زمانی اتفّاق می افتد که سازمان ها یاد بگیرند چگونه یادگیری تک حلقه ای و دو ح لقه ای را اجر ا کنند . به عبارت دیگر، یادگیری سه حلقه ای توانایی یادگرفتن دوباره یادگیری است.

[1] Low-Level Learning

[2] High- Level Learning

[3]Theory-in- used