از نظر عباس پور(1384)، ارتباط به عنوان رفتار انسانی در برگیرنده پنج ویژگی اساسی است که عبارتند از:

1-رابطه بین دو یا چند انسان است که این موضوع هم ماهیت انسانی و هم ماهیت اجتماعی است.

2-ارتباطات یک فرایند است.یعنی اینکه هر رویداد ارتباطات به وسیله رویدادهای پیچیده گذشته تحت تأثیر قرار می گیرد و بر رویدادهایی که در آینده اتفاق خواهد افتاد، تأثیر می گذارد.

3-ارتباطات تعاملی است در ملاحظه یک رویداد ارتباطی ما نمی توانیم از بر چسب های ساده «مبدأ» و «گیرنده» استفاده کنیم، بلکه باید نفوذ متقابل پیچیده همه شرکت کنندگان در فرایند ارتباطات را مد نظر قرار دهیم.

4-ارتباطات نمادین است. هم نظام علائم کلامی و غیر کلامی و هم چیزهای دیگر در آن قرار می گیرد.

5-ارتباط عمدی است.این جنبه از ارتباطات بیانگر توجه ما به خصیصه های همه شرکت کنندگان در فرایند ارتباطات است(عباس پور،1384،ص262-263) .

حال اگر بخواهیم اهمیت فرآیند ارتباط روشن شود باید به اهمیت فعالیتهای کارکنان سازمانی توجه کنیم.

کارکنان در سازمان واجد شخصیت سازمانی شده و به تبع آن موظف به انجام وظایف سازمانی می باشند در اینصورت اگر مدیران سازمانها را به عنوان افرادی نه تنها تاثیرگذار،که تعیین کننده در موفقیت سازمان در نظر بگیریم از اینجا می توان به اهمیت وجود ارتباطات راهبردی کارکنان در سازمانها پی ببریم.پس اگر عقیده داریم برای توفیق در آینده باید وضع موجود را به هم بریزیم و دست به تغییر سازمانی بزنیم می بایستی به اهمیت ارتباطات راهبردی کارکنان بیشتر توجه کنیم.

 

2-3 اصول ارتباطات

اصول ارتباطات ارتباطات عبارتست ازکلیه حرکات و تکنیک هایی که مدیران باید در استقرار یک سیستم ارتباطی سالم و موثر یرای اداره امور سازمان و رسیدن به کارآیی مطلوب به کار گیرند. مهمترین اصول ارتباطات به این شرح است.

1- اصل تکنیک: استقرار ارتباط مطلوب در سازمان بین واحد ها و افراد در سطوح و سلسله مراتب سازمانی بستگی به  توجه کامل به اعمال پاره ای مسائل تکنیکی به شرح زیر دارد.

  • برقرار کننده ارتباط باید اطلاعاتی را که طرف مقابل پیام انتظار دارد به او بدهد.
  • برقرار کننده ارتباط بایدکاملاً از موضوع پیام مطلع باشد.
  • برقرار کننده ارتباط بایداز مجاری سازمانی برای ارسال اطلاعات و پیام استفاده نماید.
  • برقرار کننده ارتباط باید نوع زبان، علامت و اشاره های رایج بین گروه های مختلف در سازمان را بشناسد و به گونه ای مناسب و منطقی اطلاع رسانی نماید
  • برقرار کننده ارتباط باید فقط اطلاعات راجع به وظایف در نظر گرفته شده را به گیرنده بدهد و نه بیشتر.
  • برقرار کننده ارتباط بایداطلاعات ضروری از غیر ضروری را تشخیص دهد.
  • برقرار کننده ارتباط باید لحظه هایی را که ترمیم اطلاعات ضروری می باشد تمیز دهد و بداند چگونه قبل از اینکه مقاومت در کارکنان ایجاد شود،اطلاعات تکمیل کننده پیام اولیه را فورا ارسال نماید.

2- اصل سادگی:  انتخاب واژه ها و جملات ساده از طرف فرستنده پیام باید در اولویت قرار داشته باشد تا درک آن برای همه کارکنان به آسانی صورت پذیرد، بنابراین فرستنده باید با انتخاب ساده ترین پیام از اطاله کلام و اتلاف وقت جلوگیری نماید.

3- اصل توجه:  توجه کامل به پیامی که قرار است دریافت شود نهایت ضرورت را دارد. اگر پیام همان گونه که دریافت شده به آن عمل شود و یا اگر قرار است که به گیرنده ثالثی بدون ورود حشو و زوائد در متن آن رد شود ضرورت دارد که پیام با توجه کامل مبادله شود تا ارتباط فارغ از هیاهو و اغتشاش صورت پذیرد.

4- اصل صداقت: هدف از ارتباطات تسهیل تحقق اهداف سازمانی می باشد. ارتباطات وسیله ای برای حفظ، نگهداری، همکاری و مشارکت در رسیدن به اهداف تعیین شده سازمانی می باشد و برای دستیابی به این منظورباید صداقت و درستی را به هنگام استقرار آن در نظرگرفت (فخیمی،1379، 419).