2-20) شکستن سقف شیشه ای: ارتقاء حضور زنان در سطوح مدیریت

سرمایه انسانی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در پیشبرد اهداف توسعه همه جانبه و پایدار محسوب می‎شود زنان به عنوان نیمی از افراد جامعه و نیمی از سرمایه انسانیموجود در کشور به عنوان موضوع و هدف توسعه مطرح هستند؛ با این وجود زنان حتی نیمی از اقتدار مردان را دارا نیستند. از میان مدیران شرکت های موفق تعداد انگشت شماری مدیر زن به چشم می خورد. زنان ما باید تشویق شوند که در هر شرایطی هر چند در داخل منزل، با مطالعه، تحقیق و توجه به مسائل ملی و جهانی، افق دید خود را گسترش دهند و قدرت تحلیل رخدادهای سیاسی، اجتماعی را در وجودشان تقویت نمایند (قره یاضی، 1381). در این مقاله سعی بر آن شده است با در نظر گرفتن ضرورت مشارکت زنان و بررسی موانع مشارکت زنان راهکارهایی برای شکستن سقف های شیشه ای موجود ارائه گردد؛ ازآنجایی که معرفت نسبت به وجود بیماری و شناسایی عوامل موجد آن، پیش نیاز درمان است با معرفی عوامل موجد بیماری به ارائه راهکار هایی برای درمان می پردازیم (زاهدی،1382). هر چند پیرامون این موضوع، کتب و مقالات مختلفی تألیف و ترجمه شده و راهکارهای بسیاری برای از میان برداشتن موانع پیش روی زنان پیشنهاد شده ولی سعی ما بر این است راهکارهایی عملی و کاربردی ارائه کنیم، راهکارهایی که بدان وسیله زنان جایگاه واقعی خود را بشناسند و از رسیدن به این جایگاه ترس و هراسی به خود راه ندهند.امید است به لطف حق تعالی و درک صحیح زنان از جایگاه خود جامعه ای رو به پیشرفت داشته باشیم.

2-20-1) شکستن سقف شیشه ای: ارتقاء حضور زنان درسطوح مدیریت

الهه شیعه زاده

امروزه صاحبنظران به سازمان ها از زوایای مختلفی نگاه می‎کنند. با نوجه به نوع نگرشی که نسبت به سازمان ها داریم، نقش زنان در سازمان ها نیز متفاوت خواهد بود. برخی از صاحبنظران به سازمان ها به عنوان سیستم های طبیعی نگاه می‎کنند که در آن روابط غیررسمی‎و قدرت و سیاست از اهمیت بالایی برخوردار است، ولی برخی دیگر از صاحبنظران، سازمان ها را سیستم های عقلانی[4] فرض می‎کنند که بدنبال رسمیت سازمانی[5] بوده و دارای اهداف مشخصی است که در جهت دستیابی به این اهداف فعالیت  می‎کنداز دیدگاه تاریخی همواره زنان در پستهایی قرار گرفته اند که ناگزیر بوده اند کارهای تکراری انجام دهند و پستهایی در سطوح پایین احراز کنند. اغلب آنها در پست های ستادی و به عنوان دستیار مدیران صفی انجام وظیفه کرده اند و به ندرت مسئولیت های مدیران صفی را برعهده داشتند. بنابراین مدیران زن کمتر درگیر وظایف صفی سازمان ها بوده اند (افقهی،1387).

وظایف وکارهای واحدهای صفی به طور مستقیم با اهداف سازمان سر وکار دارند؛ و انجام آن ها به طور مستقیم به تحقق اهداف سازمانی منجر می شود. در حالی که واحدهای ستادی به طور غیر مستقیم و از طریق کمک به انجام وظایف صفی در تحقق اهداف سازمانی مؤثرند(رضائیان،1387).

از آنجایی که زنان عمدتاً در مشاغل ستادی مشغول به کار می‎باشند، از این رو نمی‎توانند در سازمان ها قدرت چندانی کسب نمایند؛ بنابراین در تصمیم گیری های سازمانی نیز دخالت و نفوذ چندانی ندارند. به ویژه اینکه اگر سازمان ها را به عنوان سیستم های تصمیم گیری در نظر آوریم، در اینصورت تصمیمات به صورت ائتلافی از نیروهای سازمانی است (افقهی،1387).

با وجود تمامی‎تلاش هایی که در سرتا سر دنیا بر کسب شرایط مساوی و رفع نابرابری های اجتماعی میان مردان و زنان صورت گرفته ولی مشکلات زنان در اموری مانند نابرابری، خشونت و… همچنان ادامه دارد. زن در قرن بیست و یکم هنوز هم در ذهن و نگاه بسیاری از مردان به عنوان جنس دوم جایگاه مطلوبی ندارد و از بسیاری از حقوق محروم می‎باشد. در برخی از کشورهای دنیا زنان هنوز از حق رأی، حق رانندگی و فعالیت های ساده اجتماعی محرومند.