اجزای سرمایه فکری/پایان نامه درباره سرمایه فکری

  اجزای سه گانه سرمایه فکری

با مقایسه طبقه بندی های مختلف سرمایه فکری مشهود است که در تعریف سرمایه فکری تفاوت هایی وجود دارد؛ ولی تقریبا همه ی نویسندگان، سرمایه فکری را در سه طبقه اصلی؛ یعنی، سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی(داخلی) و سرمایه ارتباطی (خارجی) جای می دهند. بنابراین سرمایه فکری شامل آن بخش از کل سرمایه یا دارایی شرکت که مبتنی بر دانش بوده و شرکت، دارنده و مالک آن بشمار می آید.(علیپور و همکاران،1390) در ادامه به توضیح بیشتر درباره این سه بعد خواهیم پرداخت:

2-6-1 سرمایه انسانی

سرمایه انسانی  مهم ترین دارائی یک سازمان و منبع خلاقیت و نوآوری است . در یک سازمان، دارائی های دانشی ضمنی کارکنان یکی از حیاتی ترین اجزایی است که بر عملکرد سازمان تأثیر به سزایی دارد . با این وجود، تنها وجود دانش ضمنی برای عملکرد خوب در سازمان کافی نیست . هدف، تبدیل دانش ضمنی کارکنان به دانش آشکار در تمامی سطوح سازمان است، به این ترتیب ایجاد ارزش در سازمان امکان پذیر خواهد بود.(قربانی زاده و دیگران،1391)

سرمایه انسانی به صورت ترکیبی از دانش، مهارت، ابتکار و توانایی کارکنان فردی سازمان برای انجام وظایف تعریف شده است.(بونتیس، 2001) و از طرف دیگر شامل ارزش ها، فرهنگ و جوسازمانی نیز می شود . یک شرکت مى تواند مالک سرمایه انسانی باشد.(حسنوی و رمضان،1389)

این سرمایه متحرک است و به سازمان خاصی تعلق ندارد زیرا کارکنان مالکان سرمایه انسانی محسوب می شوند)نظری و هرمانس، ۲۰۰۷ .(استوارت سرمایه انسانی را سرچشمه خلاقیت و بصیرت می داند. به نظر بونتیس نیز سرمایه انسانی مهم است چون منبع استراتژیک خلاقیت برای سازمان به حساب می آید. (نورعلی زاد و محمدرضایی،1393)

منابع انسانی می توانند به منزله ی روح و فکر منابع سرمایه فکری باشند. این سرمایه در پایان روز کاری، با ترک سازمان از سوی کارکنان، از شرکت خارج می شود، اما سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ی حتی با ترک سازمان هم،بدون تغییر باقی می مانند.(مهرمنش و امینی،1391) سرمایه انسانی اساس سرمایه فکری را تشکیل می دهد. به عبارت دیگر، یک جزء اصلی و اولیه برای اجرای فعالیت های سرمایه فکری به حساب می آید.(قربانی زاده و دیگران،1391)

جدول 2-2: تعاریف سرمایه انسانی از دیدگاه محققان مختلف (طالب زاده،1393)

داراییهای تمرکز یافته انسانی، عبارتند از تخصص جمعی، توانایی حل مسایل و خلاقیت، رهبری و مهارتهای کارگشایی و مدیریتی که کارکنان سازمان از آنها برخوردارند. Brooking (1996)
در قالب دانش ترکیبی، مهارت، نوآوری و توانایی هریک از کارکنان سازمان در مواجهه با وظیف های تعریف میشود که بر عهده دارند. ( Edvinsson and Malone (1997
ظرفیت و توانایی فعالیت در گستره متنوعی از موقعیتها، برای ایجاد داراییهای مشهود و نامشهود. (1997)Sveiby
مهار تها و دانش کلیه افراد. Stewart(1998)
ارزش دانش و استعدادی که در کارکنان وجود دارد و شامل ارز شها و گرایشات، دانش شخصی، مهار تها و رفتارهاست. Cic(2003)
دانش، مهارتها و تواناییهایی که افراد دارند و از آنها استفاده میکنند. ( Subramaniam and Youndt (2005
دانش، مهار تها وکه افراد دارا هستند. Martinez-torres(2006)
شامل آموزشها، مهار تها، ارزشها و تجارب فردی است. Cabrita and Bontis (2008)
در برگیرنده کلیه مهار تها و توانای یهای افرادی است که در سازمان، مشغول به کار هستند. Wu et al (2008)
به معنی دانش ضمنی است که در ذهن کارکنان شرکت وجود دارد. Chang et al (2008)
کارکنان واحد تجاری، سرمایه فکری را از طریق شایستگیها، گرایشات، نوآوریها و زیرکی فکری خود ایجاد میکنند. اقلام نامشهودی که سرمایه انسانی در بر دارد، اساسا عبارتند از دانش کسب شده به وسیله هر شخص، وظیفه شناسی که در کنار دیگر ویژگیهای فردی وجود دارد و حالت چند ظرفیتی یا همان انعطاف پذیری که این اقلام میزان تولید و ارزش همکاری افراد برای شرکت را تعیین میکنند. Alama (2008)
شامل همه سرمایه کسب و کار موجود در هریک از کارکنان میباشد که تحت مالکیت سازمان نیست. این سرمایه ممکن است به وسیله کارکنان از شرکت خارج شود و دربرگیرنده صلاحیتها، تجربه، دانش، مهارتها، گرایشات، تعهدات و خردمندی مدیران و کارکنان است. Hsu and Fang (2009)