متن کامل – اثر حاد کشش ایستا، پویا و ترکیبی، دو و پنج دقیقه …

در سال ۲۰۰۴ پاور وهمکاران به بررسی کشش ایستا بر نیرو وتوان تولیدی در ۱۲ آزمودنی پرداختند. دراین تحقیق ۱ پیش آزمون و۴ پس آزمون در دقایق۳۰، ۶۰،۹۰و۱۲۰ بعد از کشش صورت گرفت ونتایج بدین صورت بود که کشش ایستا باعث کاهش معنادار در نتایج همه پس آزمون ها شد ومحقق مکانیسم های عصبی(رفلکس های بازدازنده گیرنده های عمقی نوع سه وچهار واندام وتری گلژی) ومکانیسم های مکانیکی (کاهش سفتی واحد عضلانی تاندونی ودرنتیجه کاهش سرعت انتقال نیرو از عضلات به استخوانها ودر نتیجه کاهش تولید نیرو) را مسئول این کاهش دانسته است(Power, et al., 2004).
والمن وهمکاران هم که در تحقیق خود در سال ۲۰۰۵ به بررسی تاثیر کشش ایستا بر EMGعضلات به هنگام پرش عمودی پرداخته بودند کاهش در نتایج را متعاقب کشش ایستا به نمایش گذاشتند که خود توجیه کننده کاهش فعال سازی عصبی عضلات وتولید نیرو پس از کشش ایستا است(Wallmann, et al., 2005).
در همین سال فایگن بام و همکاران کاهش در پرش عمودی بعد از کشش ایستا در مقایسه با فعالیت پویا را در بچه ها نشان دادند. دراین تحقیق اثر۳پروتکل مختلف گرم کردن (۵ دقیقه راه رفتن +۵دقیقه کشش ایستا ،۱۰ دقیقه فعالیت پویا،۱۰ دقیقه فعالیت پویا+۳پرش)بر اجرای پرش عمودی، پرش طول و دوی رفت وبرگشت مورد سنجش قرار گرفته بود.در بررسی این مطالعه، محقق پدیده PAP[33](فعال سازی ثانویه) را دلیل احتمالی افزایش اجرای توانی، پس از فعالیت پویا می دانست.وی معتقد بود که انجام حرکات پویا پیش از فعالیت اصلی،سبب بیدارباش وافزایش عملکرد عصبی می شود واز آنجاییکه اثر این پدیده عمدتا بر روی تارهای تند انقباض ثابت شده است،بنابراین تاثیر فعالیتهای پویا پیش از فعالیتهایی که این نوع تارها را درگیر می سازند مانند دوی سرعت وپریدن،بسیار بیشتر از سایر فعالیتهاست.وی کاهش اجرای توانی پس از کشش ایستا را هم به مکانیسم های مکانیکی نسبت می دهد (Faigenbaum, et al., 2005).
در سال ۲۰۰۶ مایکل ودانکن به مقایسه چند مدل گرم کردن بر نتایج انعطاف پذیری وپرش عمودی در بچه ها پرداختند ونشان دادند که کشش ایستا باعث کاهش و پویا باعث افزایش پرش عمودی می شود(Duncan & Woodfield, 2006). در همین سال یاماگوچی وهمکاران در تحقیق خود که شامل بررسی اثر ۶ حرکت ۳۰ ثانیه ای عضلات باز کننده زانو در مقاومت های ۳۰،۵۰و۶۰ درصد MVC در حرکت باز شدن زانو می شد نشان دادند که نتایج پس ازکشش ایستا تفاوت معناداری با نتایج گروه کنترل نداشت.محقق دلیل احتمالی این امر را در تمرین ندیده بودن آزمودنی ها ویا کم بودن طول زمان کشش می دانست.چراکه وی با استناد به تحقیقات گذشته معتقد بود که افراد تمرین دیده بیشتر از افراد تمرین ندیده در معرض زیان های کشش ایستا قرار دارند. اوهمچنین زمان ۳۰ ثانیه کشش را کمتر از آن می دانست که بتواند بر خاصیت ویسکوالاستیک عضلات اثربگذارد وباعث کاهش معنادار نتایج شود. یا ماگوچی در مورد افزایش اجرا پس از کشش پویا نیز که یکی دیگر از نتایج این تحقیق است، چنین بیان داشته است که کشش پویا باعث افزایش دمای عضله شده است، همچنین انقباضی که در عضلات مخالف در حین کشش پویا وجود داشته است باعث فعال سازی ثانویه گشته وتولید نیرو وتوان در فعالیت اصلی را افزایش داده است (Yamaguchi, et al., 2006).
درسالهای اخیر هم تحقیقات متعددی در زمینه اثرات گرم کردن بر اجراهای توانی صورت گرفته است .مثلا در تحقیقی که هردا وهمکاران در سال۲۰۰۸ انجام دادند، اثر کشش ایستا وپویا بر قدرت ،توان و EMG عضلات و MVCدر ۴ زاویه ۴۱،۶۱،۸۱،۱۰۱ درجه زانو مقایسه شد. در این تحقیق که کشش ایستا شامل ۴ حرکت کششی ۳۰ ثانیه ای وکشش پویا شامل۴ ست ۱۵ تکراری می شدنتایج بدین صورت بود که کشش ایستا باعث کاهش و کشش پویا باعث افزایش متغیرهای وابسته شد.وی نیز، کاهش سفتی عضلانی وافزایش طول سارکومر که می تواند رابطه طول وتنش عضله را تغییر دهد ویا فاکتورهای عصبی، همچون استراتژی های کنترل حرکتی یا تغییر حساسیت بازتابها، را از مکانیسم های کاهنده کشش ایستا می دانست و مکانیسم هایی همچون افزایش اتصال پل های عرضی دراثر پدیده فعال سازی ثانویه را از جمله دلایل اثرات افزاینده کشش پویا بر توان عضلانی به شمار آورده است(Herda, et al., 2008).
در همین سال مانوئل وهمکاران به مقایسه اثر کشش ایستا،پویا و PNF بر توان باز شدن زانو در ۲ زاویه ۶۰ و۱۸۰ درجه در ۱۲ زن تمرین نکرده پرداختند و به این نتیجه رسیدند که کشش ایستا باعث کاهش و کشش پویا باعث افزایش آن می شود.وی نیز در توجیه افزایش عملکرد توانی پس از کشش پویا به دو پدیدهPAP و PSD[34]اشاره کرده است. پدیده PAPکه پیشتر،مورد بررسی قرار گرفت،اما در تعریف پدیده PSDچنین گفته شده است که یکجور افزایش فعالیت ریشه خلفی نخاع پس از یک انقباض عضلانی می باشد واز آنجاییکه در کشش پویا انقیاض عضلات آنتاگونیست وجود دارد لذا مانوئل نیز این مکانیسم ها را در مورد نقش افزاینده کشش پویا،موثر می داند. او همچنین افزایش دمای عضلات در اثر اصطکاک موجود در عضله طی کشش پویا را هم دلیلی دیگر در توجیه اثر افزایشی این نوع کشش می داند. وی در توجیه اثر کاهنده کشش ایستا نیز دو دسته مکانیسم عصبی (تغییر در حساسیت رفلکسی و بازدارندگی عصبی) و بیومکانیکی(تغییر در خصوصیات ویسکوالاستیک واحد تاندونی-عضلانی) را بیان می دارد(Manoel, et al., 2008).
والمن وهمکاران هم از دیگر محققین در سال۲۰۰۸ محسوب می شوند که به مقایسه حرکات پویا وفعالیت ترکیبی( کشش ایستا وحرکات پویا) در عضله دوقلو بر اجرای پرش عمودی پرداختند وتفاوت معناداری را بین گروهها مشاهده نکردند. در این تحقیق کشش ایستا شامل ۳ ست ۳۰ ثانیه ای در هر پا وفعالیت تا ۱۰۰ پرش در مدت۵/۱ دقیقه و فعالیت ترکیبی شامل ترکیبی از فعالیتهای یادشده به مدت یک دقیقه ونیم بود. والمن در توجیه معنادار نشدن نتایج خود چنین گفته است، که شاید آزمودنی ها با تمام تلاش ونیروی خود نپریده بودند ویا اینکه شاید انجام کشش ایستا بر خلاف دستورالعمل که بایستی تا آستانه درد انجام می پذیرفته،از آن فراتر رفته باشد وهمین امر سبب بازدارندگی مسیر های عصبی وتولید نیروی کمتر شده باشد. وی موثرترین دلیل در عدم معناداری اختلاف بین گروهها را، اثر مثبت فعالیت پویا در از بین بردن اثرات منفی کشش ایستا،در گروه ترکیبی می داند (Wallmann, et al., 2008).
در چهارمین تحقیقی که در سال ۲۰۰۸ توسط توریس وهمکاران انجام شدبه بررسی توان عضلات بالاتنه ۵دقیقه بعد از انواع کشش ایستا،پویا وترکیبی (به ترتیب ایستا و پویا) پرداخته شد. در این تحقیق کشش ایستا شامل ۲ست ۱۵ ثانیه ای در هر طرف وکشش پویا شامل ۳۰ تکرار در هر طرف وکشش ترکیبی هم شامل هر دو کشش یاد شده با ترتیب ایستا وپویا بود و در نهایت بعد از ۵ دقیقه وقفه آزمون ۱ تکرار بیشینه پرس نیمکت وپرتاب سینه صورت گرفت ودر نهایت تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده نشد. توریس یکی از دلایلی را که در معنادار نشدن نتایج موثر می دانست، زمان ۵دقیقه وقفه ای بود که بین کشش واجرا وجود داشت، وی این زمان راعلتی برای کمرنگ شدن اثرات منفی کشش ایستا ودر نتیجه عدم تفاوت معنادار بین گروهها می دانست.همچنین او احتمال می داد که شاید زمان ۱۰دقیقه ای پروتکل کشش در این تحقیق به حدی نبوده است که بتواند در نتایج اثر خود را نشان دهد(Torres, et al., 2008).
در جدیدترین تحقیقات مثل تحقیقی که در سال ۲۰۰۹ هوق وهمکاران انجام دادند به بررسی پرش عمودی وEMG، ۲ دقیقه بعد از کشش ایستا وپویا پرداخته شددر این تحقیق حرکات کششی ایستا در پنج گروه عضلات هر پا دریک نوبت اجرا شد و هر کشش ایستا شامل کشش ونگهداری آن به مدت ۳۰ ثانیه بود. هر حرکت کششی ابتدا در پای راست وسپس به فاصله۱۵-۱۰ثانیه در پای چپ انجام می شد.وکل زمان حرکات کششی ۱±۷ دقیقه به طول می انجامید. حرکات کششی پویا هم در پنج گروه عضلات هر پا دریک نوبت اجرا می شد هر کشش پویا شامل۱۵ تکرار بود که هر تکرار ۲ ثانیه به طول می انجامید وهر حرکت کششی ابتدا در پای راست وسپس به فاصله ۱۵-۱۰ثانیه در پای چپ انجام می شد. کل زمان حرکات کششی ۱±۷ دقیقه به طول می انجامید در نهایت تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده شد بطوریکه کشش ایستا باعث کاهش و کشش پویا باعث افزایش نتایج حاصله شد (Hough, et al., 2009). ودر نهایت در تحقیقی که کوری وهمکاران در سال ۲۰۰۹ انجام دادند به مقایسه توان وقدرت ایزومتریک تعدادی از زنان ۵ و۳۰ دقیقه بعد از کشش ایستا ،کشش پویا وفعالیت هوازی سبک پرداختند در این تحقیق ۶گروه عضلانی پایین تنه مورد کشش قرار گرفتند وزمان اجرا در هر سه گروه ۱۵ دقیقه بود که ۵ دقیقه رکاب زدن بر روی کارسنج برای همه یکسان بود. کشش ایستا شامل ۳ست ۱۲ ثانیه ای، گروه پویا شامل ۲۰ تکرار پویا در هر پا و گروه فعالیت سبک هوازی شامل ۱۰ دقیقه رکاب زدن بر روی چرخ کارسنج بود . نتایج این تحقیق نشان داد که بعد از ۵ دقیقه وقفه، گروه کشش پویا افزایش در اجرا و دو گروه دیگر کاهش در اجرا داشتند . در حالیکه بعداز ۳۰ دقیقه وقفه هر سه گروه کاهش در اجرا را به نمایش گذاشتند(Curry, et al., 2009). دوتحقیق فوق نیز همان مکانیسم هایی را که پیشتر ذکر شدند را دلایل افزایش اجرای توانی پس از کشش پویا و کاهش آن پس از کشش ایستا دانسته اند.
نتیجه گیری
باتوجه به تحقیقات انجام شده تنها در یک تحقیق (والمن وهمکاران۲۰۰۸) به بررسی تاثیرفعالیت ترکیبی (کشش ایستا وفعالیت پویا)براجرای پرش عمودی پرداخته شده که البته در آن فعالیت پویا ونه کشش پویا به کار رفته بود و تنهاعضله دوقلو تحت کشش قرار گرفته بود در حالیکه در یک برنامه گرم کردن باید گروهی از عضلات ونه تنها یک عضله تحت کشش قرار گیرند همچنین در تحقیق ذکر شده تنها به مقایسه اثر فعالیت ترکیبی با کشش پویا پرداخته شده بود وجای گروه کشش ایستا در این تحقیق خالی به نظر می رسد همچنین با توجه به تحقیقات هوق وهمکاران ۲۰۰۹وتوریس وهمکاران۲۰۰۸که اثر انواع کشش را به ترتیب تنهادر ۲ و۵ دقیقه قبل از اجرای اصلی سنجیده بودند وبه نتایج متفاوتی دست یافتند محقق در این تحقیق قصد داشت به بررسی اثر انواع کشش ایستا ،پویا وترکیبی بر روی گروهی از عضلات پایین تنه ۲و۵ دقیقه قبل از اجرای پرش عمودی وثبت الکترومایوگرافی بپردازد.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
مقدمه
در این فصل ضمن ارائه اطلاعاتی در مورد روش تحقیق، جامعه آماری ،روش نمونه گیری،متغیرهای تحقیق،ابزار ووسایل اندازه گیری، مراحل مختلف اجرای تحقیق و جمع آوری اطلاعات توضیح داده شده وروش آماری به کار رفته برای تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز ذکر شده است.
روش وطرح تحقیق– روش تحقیق به صورت نیمه تجربی بود که در آن یک گروه آزمایشی در قالب ۸ گروه پس از یک روز آشنا سازی، طی هشت روز مختلف که حداقل ۴۸ ساعت با هم فاصله داشتند به حالت تصادفی و به صورت متقاطع( Cross Over design )در معرض متغیرهای مستقل قرار گرفتند. طرح تحقیق در شکل ۱-۳ارائه شده است.
۵ دقیقه رکاب زدن بر روی چرخ کارسنج با مقاومت نیم کیلوگرم
گروه کشش ترکیبی با دو دقیقه وقفه
گروه بدون کشش با ۵ دقیقه وقفه
گروه کشش ایستا با ۵ دقیقه وقفه
گروه کشش پویا با ۵ دقیقه وقفه
گروه کشش ترکیبی با ۵ دقیقه وقفه
گروه بدون کشش با دودقیقه وقفه
گروه کشش ایستا با دو دقیقه وقفه
گروه کشش پویا با دو دقیقه وقفه
اجرای آزمون پرش عمودی وثبت الکترومایوگرافی وزمان پرواز
شکل ۱-۳ : طرح تحقیق
آزمودنیهاوچگونگی گزینش آنها:
آزمودنی های این پژوهش، شامل ۱۱نفر بودند و از میان ۲۰دختر تمرین نکرده دانشگاه تربیت معلم تهران که در پاسخ به فراخوان همکاری، داوطلبانه اعلام آمادگی کرده بودند، به طور تصادفی انتخاب شدند.این افراد هیچ گونه سابقه ورزشی نداشتند. ویژگی های آزمودنی ها در جدول ۱-۳ آورده شده است.
جدول ۲-۳ ویژگی های آزمودنی ها

این مطلب را هم بخوانید :  علمی :ضرورت وجود سیستم های فروش آنلاین- قسمت ۷

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

ویژگی آزمودنیها
شاخص اندازه گیری
سن(سال) قد(سانتیمتر) وزن (کیلوگرم) شاخص توده بدنی (کیلو
گرم بر متر مربع)