– مداخلات درمانی در زوج درمانی شناختی- رفتاری

مجموعه مداخلات درمانی در زوج درمانی شناختی- رفتاری شامل مداخلات شناختی، مداخلات رفتاری، مداخلات ارتباطی و آموزش حل مساله می‌باشد که در ادامه به تفصیل به هر یک از این موارد پرداخته می‌شود.

 

مداخلات درمانی جهت تغییرات شناختی

شناخت درمانی ثابت کرده زن و شوهر می‌توانند با اتخاذ رفتاری متواضع‌تر و با تجدید نظر در ذهن‌خوانی بی‌مورد و لاجرم اجتناب از نتایج منفی حاصل از آن و با بررسی بیشتر برداشت‌ها و با در نظر گرفتن توضیحات و تبینات دیگری برای آنچه شریک زندگیشان انجام می‌دهد، رفتار منطقی‌تری داشته‌باشند. جوهر شناخت درمانی در زندگی زناشویی را بررسی انتظارات غیرواقع‌بینانه و طرز تلقی‌های مخرب و توجیهات منفی بی‌مورد و نتیجه‌گیری‌های غیرمنطقی تشکیل می‌دهد، شناخت درمانی با تاکید به ارتباط صحیح میان زن و شوهر و با اصلاح طرز نتیجه‌گیری آنها در تبادل یکدیگر، با کاستن از شدت خصومت‌ها روابط منطقی‌تری میان خانواده‌ها ایجاد کرده‌است(بک، 1385). درمانگران پیشنهاد می‌کنند شناخت درمانی زوجین باید عقاید درباره روابط را به طور کلی و عقاید یا شناخت درباره روابط را به طور اختصاصی ارزیابی کند. درمانگران شناختی تلاش خواهند کرد تا به افراد برای زیر سوال بردن الگوهای عمومی‌تر کمک کنند. درمانگران به زوج‌ها کمک می‌کنندتا افکار سازنده‌شان را کشف کنند و آنها را جانشین افکار و الگوهایی کنند که موجب تخریب روابط می‌گردد. درمانگرها زوج‌ها را ترغیب می‌کنند تا بتوانند ارزیابی جدیدی از افکار منطقی یا غیر منطقی خود بدست آورند. این روش با درخواست از مراجعین برای گزارش افکار اتوماتیکی که وقتی فرد در حال صمیمیت کردن است، اتفاق می‌‌افتد، انجام می‌دهند(یانگ و لانگ، 1998). در واقع شرط لازم برای به تعادل رساندن شناخت‌های تحریف‌شده و افراطی همسران افزایش سطح قابلیت شناخت افکار خودآیندشان می‌باشد.

درمانگر با طرح مفهوم افکار خودآیند یعنی افکاری که خود به خود به ذهن فرد هجوم می‌آورند در طی جلسات متعدد با هدایت فرد می‌تواند، الگوهای فکری که با پاسخ‌های احساسی و منفی همراه است را به وی نمایان سازد. درمانگران در این مرحله از درمانجو می‌خواهند که در بین جلسات با همراه داشتن دفتر یادداشت کوچکی هنگام احساس پریشانی و یا تعارضات، دریافت‌های خود را در همان لحظه در دفتر خود یاداشت کنند. این یاداشت‌ها شامل توصیف افکار خودآیند همراه با پاسخ‌های احساسی و رفتاری ناشی از آن و نیز پاسخ‌های افراد خانواده می‌باشد. در آغاز کار ثبت روزانه افکار ناکارآمد، برای شناسایی و تعدیل افکار خودآیند در شناخت درمان انفرادی استفاده می‌شود. به اتکای آن درمانگر می‌تواند به مراجع نشان دهد که چگونه افکار خودآیند با پاسخ‌های احساسی و رفتاری مرتبط است.

در ادامه به این نتیجه خواهندرسید که این پاسخ‌ها با بررسی اصولی شناختارهای وابسته به پاسخ‌ها، قابل کنترل است. به این ترتیب درمانگر زوج‌ها را به مسئولیت‌پذیری در مقابل پاسخ‌های خود ترغیب می‌نمایند. تمرین ضروری برای هر یک از زوج‌ها مرور و مطالعه دفتر یادداشت می‌باشد، تا رابطه ویژه بین افکار، احساسات و رفتار را شناسایی کنند.

در این مرحله درمانگر از زوج‌ها می‌خواهد تا دنبال شناختارهای جایگزینی بگردد که بتواند پاسخ‌های احساسی و رفتاری متداول را نسبت به موقعیت به وجود آورند(اعتمادی، 1384).

تکنیک‌های درمان‌شناختی

الف) تعیین خطاهای شناختی و نامگذاری آنها: به خاطر اینکه خطاهای شناختی یک قسمت اساسی فرآیند درمان و آموزش زوج‌ها است، ضروری است که زوج‌ها یاد بگیرند نه تنها این خطاها را تشخیص دهند، بلکه این خطاها را تبیین کنند.

هدف از این تمرین‌های شناختی هدایت‌شده، دریافت این نکته است که افکار زوج‌ها می‌تواند مخرب باشد و منجر به اطلاعات ناصحیح شد و جهت اصلاح این افکار به آنها کمک می‌شود. این تعبیر آگاهانه می‌تواند اثرات افکار نسبت به همسران را برای خر یک از زوج‌ها روشن‌تر سازد.

ب) ارتباط دادن عواطف با افکار خود: هدف اصلی از این مرحله شناخت واکنش عاطفی ناخوشایند، ارتباط دادن آن با یک حادثه و آنگاه یافتن رابطه‌ای است که آنها را به هم مرتبط می‌سازد.

ج) استفاده از روش‌های تصویرسازی و بازی نقش: هنگام شناخت افکار و اعتقادات گاهی ممکن است  زوج‌ها در یادآوری اطلاعات مشکل داشته‌باشند. با استفاده از روش تصویرسازی  و نقش بازی برای شناخت احساسات و افکار خودآیند می‌تولند مفید واقع‌شود.

د) چالش با افکار خودآیند و چارچوب‌بندی مجدد افکار: درمانگر با هدایت زوج در شناسایی افکار خودآیند آنها را در جهت بررسی و شناخت خطاهای شناختی و برچسب زدن و نامگذاری آنها و اینکه این افکار را با افکار و اعمال مثبت جابجا کنند یاری رساند(بک، 1385).

در درمان زوج‌ها بحث و مجادله جایگاه ویژه‌ای دارد. همین باورهای غیرمنطقی مراجعان را می‌توان ضمن آشنا ساختن آنها با عواملی که باعث شکل‌گیری تفکرات غیرمنطقی می‌شود به بحث و مجادله گذاشت(الیس، 1380).

 

مداخلات درمانی جهت بهبود مهارت‌های رفتاری

درمانگران شناختی-رفتاری همچنین از دستورالعمل‌های نوشتاری و کلامی، آموزش دادن به منظور آسان کردن مهارت حل مساله به طور اثربخش، الگوسازی و تمرین رفتاری استفاده می‌کنند. مراحل اصلی مهارت حل مسأله عبارتند از: دستیابی به تعریفی روشن و خاص از مشکل بر اساس رفتارهایی که ممکن است اتفاق بیافتد یا خیر، ارائه راه‌حل‌های رفتاری خاص برای مشکل بدون اینکه به عقاید اعضا خانواده حمله شود، ارزیابی و بررسی مزایا و معایب هر راه‌حل پیشنهاد شده، انتخاب راه‌حلی که به نظر می‌رسد عملی‌تر و برای همه اعضای خانواده که درگیر مشکل هستند جذاب و پذیرفتنی باشد، توافق درباره‌ی دوره آزمایشی ارزیابی، اثربخشی آن برای اجرای راه حل انتخاب‌شده: تمرین و تکالیف خانگی برای یادگیری مهارت‌ها، ضروری و مهم است(داتیلیو، 2002؛ اپستین و باوکم، 2002).

مجموعه مراحل کسب شده از اپستین و شل سینگر(1996) در زیر آمده‌است. این مراحل را می‌توان به عنوان دستورالعمل راهنما برای حل مسأله با خانواده‌ها و زوجین استفاده کرد:

  • مشکل را به صورت رفتاری مشخص تعریف کنید. درک افراد از مشکل را با هم مقایسه کنید و به توصیف مناسبی از مشکل دست یابید.
  • مجموعه‌ای از راه‌حل‌های احتمالی ارائه دهید.
  • مزایا و معایب هر راه‌حل را بررسی و ارزیابی کنید.
  • راه‌حل عملی و امکان‌پذیر انخاب کنید.
  • راه‌حل انتخاب شده‌را اجرا نموده و اثربخشی آن را بررسی و ارزیابی کنید.

این مراحل زمینه‌ای را فراهم می‌کند که به طور راهبردی به عنوان تکلیف خانگی تعیین شود. درمانگر مکررا فرآیند و پیامدهای آن را همراه با زوج یا خانواده بر اساس مسایل روزمره مورد بررسی قرار می‌دهد.

توافق‌های تبادل رفتاری

توافق های تبادل رفتاری، بخشی لازم و منکل درمان شناختی رفتاری است. قراردادها برای تبادل رفتارهای مطلوب، نقش مهمی در کاهش تنش‌های خانوادگی ایفا می‌کنند. ضمنا درمانگرها باید از این که تبادل رفتاری عضوی از اعضای خانواده، مشروط به رفتار عضو دیگری باشد، جلوگیری کنند. بنابراین، هدف توافق‌های تبادل رفتاری این است که هر فرد رفتارهای خاصی را شناسایی و انجام دهد که منجر به بهبود خودش می‌شود، صرف نظر از اینکه عضو دیگر چه اقداماتی انجام می‌دهد. چالش اصلی که در مقابل درمانگرها هستنداین است که اعضا خانواده را تشویق کند از اجرای تشریفات اجتناب کنند و منتظر نمانند اول دیگری به طور مثبت رفتار کند. ارائه نکات آموزشی مختصر درباره معامله به مثل در روابط آشفته، این حقیقت که فرد فقط می‌تواند بر اعمال خودش کنترل داشته‌باشد، اهمیت تعهد دادن شخص به بهبود فضا و محیط خانواده، چند مداخله‌ای هستند که، به منظور ایجاد اولین همکاری مثبت، بی میلی افراد را کاهش دهد.

جرأت‌آموزی[1]

آموزش مهارتی اجتماعی که اغلب در خانواده درمانی استفاده می‌شود، مهارت جرأت آموزی است، اغلب رفتارهای خجالت‌آمیز و ترسانده‌شده که در خانواده مشاهده‌می‌شود. این رفتارها باعث می‌شود که از صحبت کردنبا هم‌دیگر اجتناب کنند یا در بعضی موارد رفتارها به رفتارهای به شدت پرخاشگرانه تبدیل می‌شود. ممکن است یکی از زمینه‌هایی که باعث مشکلات عمده در روابط می گردد، همین مسأله باشد. هنگامی‌که، این موضوع، مشکل اصلی در تعاملات است، ضروریست که در زمینه تشخیص دادن تفاوت بین پاسخ‌های جرأت‌مندانه و پرخاشگرانه، آموزش رسمی انجام گیرد. از همسران و اعضا خانواده خواسته می‌شود، این سه نوع پاسخ پرخاشگرانه، جرأت‌مندانه و منفعلانه را در ارتباط با همدیگر تمرین کنند. این تمرین به آن‌ها کمک می‌کند تا مزایای رفتار جرأت‌مندانه را در دستیابی  به تعاملات سالم تشخیص دهند.

درمانگر می‌تواند در طول جلسات درمان از فن ایفای نقش استفاده کند، از افراد بخواهد در برنامه آموزشی شرکت کنند یا نوارهای آموزشی مربوط به جرأت‌مندی را نگاه‌کنند، مخصوصا نوارهای آموزشی که بافت تعاملات زوجین و خانواده را شامل می‌شوند. از همسران و اعضاء خانواده خواسته می‌شود الگوهای جنسیت خودشان را که در دامنه سنی آن‌ها  هستند، مشاهده کنند، این امر در نشان دادن تفاوت بین رفتارهای جرأت‌مندانه، منفعلانه و پرخاشگرانه، می‌تواند بسیار مفید باشد. هنگام پیشنهاد دادن جرأت‌آموزی بایستی مسایل فرهنگی را در نظر داشته‌باشید. مخصوصا در ارتباط با زوجین و خانواده‌هایی که از زمینه‌های فرهنگی متنوعی هستند. مثلا خانواده‌هایی که از فرهنگی ست که زنان را نسبت به صحبت‌کردن با شوهرانشان منع می‌کنند.

تمرین رفتاری[2]

بعد از آموزش مهارت‌ها و دریافت بازخورد از درمانگر، زوج‌ها و اعضاء خانواده بایستی مهارت‌های خاص را تمرین کنند. این امر ابتدا در جلسه درمان به وسیله آموزش کلامی و الگوسازی انجام می‌شود. این جلسات تمرین را به طور سنتی به نام تمرین رفتاری می‌نامند که ابتدا درمان در جلسه شروع می‌شود و به تدریج به محیط زندگی فرد تعمیم داده می‌شود. تمرین رفتاری ضروری‌ترین بخش سلسله‌های درمان است. زیرا در جلسه بعد برای درمانگر بازخورد فراهم می‌کند که آیا زوج‌ها و اعضا خانواده  آنچه را که آموزش دیده‌اند، درک کرده‌اند و می‌توانند آنچه که باید اجرا شود را در رفتارشان نشان دهند. علاوه بر این، تمرین واقعی، تغییر را بر می‌انگیزاند و به ثبات دائمی پیامد تغییر کمک می‌کند. تمرین رفتاری را می‌توان به عنوان فرآیند شکل‌دهی در نظر گرفت که در آن هم درمانگر و هم همسرها یا اعضاء خانواده  یاد می‌گیرند تا شیوه جدید تعامل را بپذیرند.

بخش اولیه تمرین که در جلسه درمان انجام می‌شود. به این دلیل است که در آنجا می‌توان درباره این که چه چیزی را به نمایش بگذارند، بازخورد فراهم کرد و به طور اشتراکی برای بهبود بخشیدن تمرین و نحوه کاربرد آن در شرایط، توصیه‌های لازم ارائه داد

مداخلات درمانی جهت بهبود مهارت‌های ارتباطی

ارتباط به زوج‌ها اجازه می‌دهد که در سطح کاملا بالغانه بحث و به حل مشکلات بپردازند و اطلاعات مهم را مبادله کنند. افرادی که نمی‌توانند اختلافات را به توافق منجر سازند در سیکل‌ نیازهای ناتمام سال‌های زندگی گیر کرده و این چرخه مرتب تکرار می‌شود. اما با خطوط ارتباطی مناسب یکدیگر را حمایت می‌کنند و آینه انعکاس دهنده مشکلات می‌توانند باشند.

بسیاری از شواهد تجربی نشان می‌دهند که زوج‌های مشکل‌دار در بیان افکار و احساسات و مهارت گوش فرادادن و حل مشکل از انواع الگوهای منفی و غیر موثر در برقراری ارتباط استفاده می‌کنند(اپشتاین و باکوم، 2002).

بیان افکار، احساس و خودآگاهی و کاربرد صحیح واژه‌ها در بیان تجارب شخصی فرد، تحت عواملی مانند تهدیدهای مختلف( ترس از طرد شدن) و یا ناتوانی از خویشتن‌داری(تسلیم شدن در برابر میل به مقابله به مثل در برابر کسی که فرد را ناراحت کرده‌است) و در نهایت ضعف در برابر برقراری ارتباط به علت فرآیندهای مختلفی ایجاد می‌گردد.

الگوهای یادگیری ناسازگار در دوره اجتماعی شدن فرد در خانواده اولیه، به نقص در عملکرد شناختی منجر می‌شود و همچنین انواع آسیب‌های روان‌شناختی، افسردگی و تجارب تلخ روابط گذشته، که فرد را موقع تعامل با سایر افراد مستعد ابراز پاسخ‌های تنش‌زا(به عنوان مثال خشم و ترس) می‌کند، نقش بسزایی در این پروسه دارد.

پژوهش نشان داده، همسرانی که با یکدیگر ارتباط منفی دارند ممکن است در رابطه با سایرین مهارت‌های سازنده‌ای بکار ببرند. این امر نشان می‌دهد که اختلال مزمن در روابط نزدیک مستقیما مانع برقراری روابط مثبت نمی‌گردد(باکوم و اپشتاین، 1989).

[1] Assertiveness Training

[2] Behavioral Rehearsal

 

الف) شخصیت

هر فرد پدیده ای منحصر به فرد و یگانه است با وجود این شباهت های بسیاری بین افراد و رخدادهای زندگی آنان قرار دارد که می توان آنها را مشترک تصور کرد اینها همان الگوهای رفتار آدمی هستند که روانشناسان می کوشند به آن دست یابند در روانشناسی موضوع شخصیت با کلیت فرد و تفاوت های فردی ارتباط می یابد در عین حال که شناخت نقاط تشابه افراد مورد نظر است تفاوت های آنان نیز در بحث شخصیت مورد توجه قرار می گیرد چرا برخی موفق می شوند و برخی دیگر ناموفقند؟ چرا افراد درک متفاوتی ازمسائل دارند؟ چرا استعدادها متفاوت است؟ چرا برخی از نظر قدرت فکری ضعیف و برخی دیگر در شرایط مشابه چنین نیستند؟ نظریه پردازان شخصیت می کوشند تا روابط پیچیده بین جنبه های مختلف کردار فرد را دریابند این جنبه ها شامل مواردی نظیر یادگیری ادراک و انگیزش می شود مبحث روانشناسی شخصیت مطالعه ادراک نیست بلکه بررسی چگونگی تفاوت ادراکات افراد و رابطه این تفاوت ها با کلیت رفتار آنهاست مطالعه شخصیت به یک فرایند خاص روانشناسانه محدود نمی شود بلکه روابط بین فرایندهای مختلف را مدنظر قرار میدهد درک نحوه تعامل این فرایندها برای پدید آوردن یک مجموعه به هم پیوسته غالبا از درک یکایک این فرایندها بطور جداگانه فراتر است افراد به عنوان یک مجموعه سازمان یافته عمل میکنند و در پرتو چنین سازمانی است که ما باید آنها را بشناسیم

تعریف شخصیت

جنبه های بسیاری در عملکرد آدمی وجود دارد که بازتاب و بیانگر شخصیت فردی نیستند با وجود این ماناگزیر از تعریف شخصیت هستیم یک تعریف شخصیت نوع مسائل مورد مطالعه و روش هایی را که باید در بررسی آنها بکار رود بازگو می کند باوجود این تاکنون یک تعریف واحد و مورد قبول همگان درباره شخصیت وجود ندارد برخی از روانشناسان شخصیت جنبه های بیوشیمیایی و فیزیولوژیک رفتار آدمی رامطالعه کرده روش های مناسب آن رابکار می برند برخی دیگر به مشاهده و بررسی رفتار مشهود فردمی پردازند از سوی دیگر بعضی شخصیت را بر حسب خصوصیاتی نظیر فرایند ناهشیاری تعریف می کنند که مستقیما قابل مشاهده نیست و باید از رفتار فرد استنباط شود و بالاخره برخی دیگر شخصیت را منحصرا قابل براساس شیوه های تعامل افراد با یکدیگر یا نقش هایی که آنها برای خودشان به رسمیت می شناسند و در جامعه ایفا می کنند تعریف می نمایند بنابراین اینها و دیگر تعاریف ممکن از شخصیت دارای دامنه ای گسترده است که از فرایندهای درونی تا رفتار مشهود بیرونی فرد را در بر می گیرد

روشن است که تعاریف مختلف از شخصیت، امکان پذیر و دارای کاربرد است این تعاریف بیشتر ممکن است عینی یا بالعکس انتزاهی باشند آنها ممکن است توصیف کنند که در درون افراد چه میگذرد یا آنکه تعامل افراد با یکدیگر چگونه است چه چیزهایی مستقیما قابل مشاهده اند و یا چه مسائلی باید از رفتار استنباط شوند آنها می توانند مشخص کنند که چه چیزهایی منحصر به فرد ویژه افراد خاص است و چه خصوصیاتی مربوط به اغلب یا همه افراد انسانی می باشند

در مورد تعاریف شخصیت این نکته را باید بخاطر داشته باشید و آن این که تعریف انواع رفتارهای مورد توجه روانشناسی و روش های استفاده برای بررسی آنها را مشخص می کند

لغت شخصیت که درزبان لاتین (personalite)‌ و در زبان انگلوساکسون (personality) خوانده می شود ریشه در کلمه لاتین (persona) دارد این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته می شد که بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت خود می زند به مرور معنای این کلمه گسترده تر شد و نقشی را که بازیگر اجراء می کرد نیز در بر گرفت (لاری و دانیل ، 1976، ص 3) بنابراین مفهوم اصلی و اولیه شخصیت تصویری صوری و اجتماع است و براساس نقشی که فرد در جامعه ایفا می کنئد ترسیم می شود یعنی در واقع فرد به اجتماع خود شخصیتی را ارائه می دهد که جامعه براساس آن او را ارزیابی می کند

همچنین شخصیت را براساس صفت بارز یا مسلط و شاخص فرد نیز تعریف کرده اند و بر این اساس است که افراد را دارای شخصیت برونگرا، درونگرا یا پرخاشگر و امثال آن می دانند بنابراین نظریه ها می توان گفت که در شرایط مختلف حالت بارز یک فرد درونگرایی و یا پرخاشگری و جزء آن است آیزنگ از جمله این روانشناسان است که شخصیت را براساس صفت بارز یا رگه های شخصیتی تفسیر و توجیه می کند

نظری اجمالی به تعاریف شخصیت نشان می دهد که تمام ابعاد شخصیت را نمی توان در یک نظریه یافت بلکه در حقیقت تعریف شخصیت بستگی دارد به نوع تئوری یا نظریه هر دانشمند برای مثال اریک فروم در تعریف شخصیت چنین می گوید:

«شخصیت مجموع کیفیت های موروثی و اکتسابی است که خصومت فرد بوده او را منحصر به فرد می کند» (اریک فروم، ترجمه تبریزی، 1360، ص 66)

سالیوان معتقد است شخصیت مفهومی فرضی است و نمی تواند به تنهایی یعنی خارج از آنچه بین افراد می گذرد در نظر بیاید بلکه رفتار بین اشخاص تنها چیزی است که ممکن است به عنوان شخصیت مورد ملاحظه واقع می شود (سیاسی، 1367، ص 204)

علیرغم این اختلاف تعاریف پروین معتقد استن که یک تعریف کاربردی و قابل قبول می تواند چنین باشد:

«شخصیت بیانگر آن دسته از خصوصیات فرد یا افراد است که عموما الگوهای ثابت رفتار محسوب می شوند» (پروین، 1984، ص 4)

دکتر شاملونیز معتقد است که با وجود تعاریف مختلفی که ازشخصیت وجود دارد یک نکته مورد اتفاق همگان است و آن این که شخصیت به «روندی اساسی و مداوم درباره فرد انسان» اطلاق می شود وی غیر از یان توافق اساسی وجوه تشابه دیگری نیز بر می شمرد که عبارتند از:

  1. اغلب نظریه ها شخصیت را نوعی سازمان یا ساخت فرضی می دانند در شخصیت رفتارها تا حدی وحدت و سازمان دارد به عبارت دیگر شخصیت نوعی پدیده انتزاعی است که در آن را براساس تفسیر رفتار بیرونی فرد می توان شناخت
  2. اکثر تعاریف بر وجود تفاوت های شخصیتی بین افراد تاکید می نمایند در لغت شخصیت این معنا مستتر است که هر فردی واحد منحصر به فرد و به اصطلاح عوام تک است و هیچ شخص دیگری را نمی توان یافت که کاملا شبیه اوباشد با مطالعه شخصیت افراد خصوصیاتی که براساس آن فردی از فرد دیگر متمایز می گردد روشن می شود
  3. بیشتر تعاریف اعتقاد دارند که شخصیت را باید از دیدگاه تاریخچه تکامل فردی ارزیابی نمود شخصیت در واقع پدیده ای تکاملی و تدریجی است که تحت تاثیر بسیاری از عوامل درونی و بیرونی منجمله وراثت خصوصیات جسمانی و شرایط اجتماعی قرار می گیرد و تکامل می یابد

نویسنده یاد شده به نظر خود یک تعریف نسبتا جامع از شخصیت را به این صورت ارائه میدهد:

«شخصیت عبارت است از مجموعه ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و مداوم که بر روی هم یک فرد را از فرد دیگر متمایز می نماید» (شاملو، 1368، ص 13)

اصطلاح شخصیت بطور فراوان درباره خصایصی که برخی افراد دارند و دیگران تحت نفوذ یا تاثیر آن خصایص قرار می گیرد بکار می رود اما این تصور از شخصیت ناقص و سطحی است و در روانشناسی شخصیت معنای وسیع تری دارد (دریس 1982 به نقل از رسایی، 1383، ص 31)

تعدادی از تعاریف به شرح زیر است:

فرگوسن[1] 1970 می گوید: شخصیت الگویی از ر فتارهای اجتماعی و روابط اجتماعی متقابل است بنابراین شخصیت یک فرد مجموعه راههایی است که نوعا نسبت به دیگران واکنش نشان می دهد و یا با آنها تعامل می کند (کریمی، 1374، به نقل از رسایی، 1383، ص 131) از نظر شلدون[2] شخصیت سازمان پویایی از جنبه های ادارکی و انفعالی و ارادی و بدنی (شکل بدن و اعمال حیاتی بدن) فرد آدمی است (سیاسی، 1371، ص 27)

مدی[3] 1972 معتقد است که شخصیت مجموعه ای پایدار از ویژگی ها و گرایشات است که مشابهت و تفاوت های رفتار روانشناختی افراد (افکار، احساسات واعمال) را که دارای تداوم زمانی بوده و ممکن است بواسطه فشارهای اجتماعی و زیست شناختی موقعیت های بلاواسطه شناخته شوند یابه آسانی درک نمی شوند مشخص می کند (کریمی، 1378، ص 15)

مان[4] (1972، به نقل از رسایی، ص 31) شخصیت هر فرد را الگوی کلی یا همساز ساختمانی بدنی رفتار علایق، استعدادها، توانایی ها، گرایشات و صفات دیگر می داند وی همچنین اضافه می کند که منظور از شخصیت مجموعه یا کل خصوصیات و صفات فرد است

همچنین کارلر راجرز[5] شخصیت را یک self سازمان یافته دائمی می داند که محور تمام تجربه های وجودی ماست

واتسون[6] در رفتارگرایی، شخصیت را مجوعه سازمان یافته از عادات می پندارد اریک اریکسون[7] معتقد است که رشد انسان از یک سلسله مراحل و وقایع روانی اجتماعی شاخته شده و شخصیت انسان تابع نتایج آنهاست جورج کلی[8] به روش زیگموند فروید[9] عقیده دارد که شخصیت از نهاد (ID) ، خود (Ego) و فراخود (Supers) ساخته شده است هری استاک سالیوان[10] شخصیت انسان را عبارت از الگوهای نسبتا ثابت و مداوم در روابط تکراری بین فردی می داند (شاملو، 1368، به نقل از رسایی، 1383، ص 32) به نظر ریس[11] شخصیت به مجموع کلی خصایص روانی و بدنی فردی اشاره دارد که شخص را از دیگران متمایز می سازد این اصطلاح همه گرایشات رفتاری و کیفیت های ذهنی و تمایلات عاطفی و هیجانی فرد را در بر می گیرد

همچنین ریس اشاره می کند که دو اصطلاح دیگر که ارتباط نزدیکی با شخصیت دارند عبارتند از منش character و مزاج (طبع، temperament) در مورد این دو اصطلاح چنین توضیح می دهد که منش به ارزیابی شخصیت برحسب معیارهای معنوی اخلاقی مذهبی اجتماعی و … اشاره دارد مثلا وقتی فردی را خوب حقه باز یا شیاد می نامیم در واقع منش او را توصیف می کنیم و مزاج به جنبه های هیجانی شخصیت اشاره دارد و قابلیت های هیجانی دیرپای شخص را نشان می دهد مثلا ممکن است فردی مزاج مضطرب،بدبین یا بشاش داشته باشد

از دیدگاه اتکینسون شخصیت عبارتست از: الگوهای رفتار و شیوه تفکر که سازگاری فرد با محیط را تعیین می کند

آلپورت[12] 1973 با بررسی های زیادی که انجام داد حدود 50 تعریفل در مورد شخصیت بدست آور د که هر کدام توصیف خاصی از ان ارائه می کردند با این حال یکی از بهترین تعاریف در مرد شخصیت را خود آلپورت ارائه می دهد که به علت جامعیت و دقت زیادی که دارد بسیاری از روانشناسان آن را پذیرفته اند به نظر آلپورت شخصیت سازمانی پویایی از سیستم های روانی- جسمانی در درون فرد است که رفتار و افکار ویژه و منحصر به فرد را تعیین می کند در توضیح این تعریف چند نکته لازم است

اول: شخصیت همواره در حال تغییر است

دوم: شخصیت مجموعه ای از استعدادها و حالات جدی را یکدیگر نیست بلکه یک سازمان منظم است

سوم: این سیستم ها فقط جنبه روانی یا فیزیکی نداشته بلکه سازمان شخصیت در بر گیرنده عملکرد توام جسم و روان می باشد

چهارم: شخصیت در تفکر و رفتار فرد نقش فعالی دارد یعنی شخصیت یک وجود مستقل و پویا می باشد (جلائی طهرانی، 1369، به نقل از رسایی، 1383، ص 33)

نقش وراثت و محیط در شخصیت

از لحظه ای که یک اسپروماتوزوئید یا سلول جنسی نر با یک اوول یا سلول جنسی ماده در جریان عمل لقاح ترکیب می شود نخستین سنگ بنای شخصیت فرد گذاشته می شود زیرا ژن های موجود بر روی کروموزوم حاصله از ترکیب این دو سلول که ناقلان اصلی صفات ارثی والدین به فرزندان هستند باعث تفاوت افراد از یکدیگر می شوند علاوه بر کروموزوم ها و ژن ها که در تعیین ویژگی های ارثی شخصیتی موثرند دستگاه عصبی انسان نیز در چگونگی شخصیت افراد نقش مهمی بازی می کند با وجود شباهت کلی ساختمان دستگاه عصبی در انسان این دستگاه در افراد مختلف دقیقا یکسان نیست علاوه بر ژن ها و دستگاه عصبی، غدد مختلف بدن نیز از طریق ترشح آنزیم هایی متفاوت شخصیت و رفتار فردی را تحت تاثیر قرار می دهند مهمترین این غدد، غدد درون ریز هستند که عامل اصلی ایجاد کننده تعامل و برقرار کننده ثبات محیط داخلی بدن هستند مهمترین غده درون ریز هیپوفیز است که کنترل بیشتر غدد دیگر را بر عهده دارد ترشح هورمون های مختلف از غده هیپوفیز سبب تنظیم کار سایر غدد و ترشحات آنها می شود غدد درون ریز دیگر عبارتند از؛ غده تیروئید و پاراتیروئید ئر منطقه جلوی گردن، غدد کلیوی ، لوزالمعده و یا پانکراس و غدد جنسی که شامل تخمدان ها در زنان و بیضه در مردان می شوند ترشحات این غدد فعالیت های بخش های مختلف بدن را کنترل می کنند و بسته به میزان و چگونگی کارکرد این غدد ویژگی های جسمی ، خلقی و هیجانی متفاوتی در شخص بوجد می آید که این ویژگی ها خود سبب تمایزهای گوناگون شخصیتی در افراد می شود اما ویژگی های وراثتی برای تحقق یافتن خود در رشد نیاز به زمینه مناسب دارند و این محیط است که چنین زمینه ای را می تواند فراهم سازد هر قدر فرد از ویژگی های وراثتی ممتاز باشد اگر در محیط نامناسبی قرار گیرد توانایی های ارثی او امکان کمتری برای رشد و شکوفا شدن پیدا خواهند کرد لذا محیط و وراثت بطور متقابل در این امر سهم دارند و تمایز مشخصی برای آنها نمی توان یافت (کریمی، 1374، به نقل از رسایی، ص 35)

ریس[13] در 1982 به عوامل ارثی و محیطی تحت عنوان عوامل درونی و بیرونی چنین اشاره می کند:

از عوامل درونی می توان از ژنوتیپ، محیط ژنوتیپی و سرشت که شامل جنبه های جسمی، فیزیولوژیک و زیست شیمیایی است اثر غده های مترشحه داخلی و فرایندهای نمو و بلوغ نام برد و عوامل بیرونی عبارتند از: تاثیر والدین و خانواده ، عوامل فرهنگی اجتماعی- تجارب زندگی و نقص های جسمی و روانی و واکنش در برابر بیماری ها.

[1] ferguson

[2] shedon

[3] maddi

[4] munn

[5] carl rogers

[6] J.B. wattson

[7] erik erikson

[8] george Kelly

[9] Sigmund freud

[10] harry stack Sullivan

[11] rees

[12] allport

[13] Rees

 

منابع تکوین خود[1]

مشاوران در ارتباط با تکوین خود منابع متعددی را ذکر نموده اند که بر اساس آن،خود در انسان ها شکل یافته و تحول می یابد.شونمن[2]( 1981نقا از یونسی1382)با مروری بر مطالعات و تحقیقات انجام شده در مورد خود،توانست سه منبع را به عنوان منابع اصلی تکوین خود ذکر کند:

1-خود مشاهده گری [3]

2-مقایسه اجتماعی[4]

3-پسخوراند های اجتماعی[5]

این مشاور اعتقاد دارد که به کارگیری هریک از این منابع بر اساس اقتضای مراحل مختلف تحول روانشناختی می باشد.به گونه ای که کودکان در سنین پایین(بعد از سه سالگی)در ابتدا شروع به استفاده از مقایسه اجتماعی می کنند.در سنین بالاتر از  شش سالگی کودکان بیشتر از منبع پسخوراند های اجتماعی استفاده می کنند.در سنین بالای بلوغ و نوجوانی استفاده از خود نظاره گری به اوج خود می رسد(روزنبرگ[6]،1985 به نقل از یونسی،1382) در سنین جوانی و بزرگسالی به نظر می رسد که تمام انسان ها اعم از زن و مرد به نحوی این منابع را استفاده می کنند.اگر نگاهی اجمالی به خود در انسان ها بیاندازیم حضور این سه منبع را در فرآیند تکوین خود می بینیم.در این زمینه تفاوت های فردی در تمام  انسان ها وجود دارد به گونه ای که بر اساس میزان استفاده از این منابع و این که هر یک از این منابع چه مقدار سهم در تکوین خود دارند افراد تفاوت های بارزی با یکدیگر داشته و بر این مبنا میزان سلامت و یا  نا بهنجاری روانی افراد در سطح فرد و اجتماع مشخص می شود(بندورا،1994).

1-خود مشاهده گری:

ما انسان ها بسیاری از موارد خود را مورد مداقه قرار می دهیم و با این مشاهده گری علاوه بر این که بر حالات،افکار و احساسات خود،آگاهی می یابیم،بسیاری از تغییرات مهم را در خود ایجاد می کنیم.بسیاری از موارد این منبع در کنار منابع دیگر و در مواقعی به تنهایی عمل می کند.برای مثال زمانی که ما غمگین و یا  مضطرب هستیم و یا احساس دردی داریم،تلاش میکنیم که کاری کنیم و تغییری ایجاد کنیم تا از این وضع رها شویم.توسط منبع خود مشاهده گری می توانیم عادات و رفتارهای نامطلوب را در خود کنترل  نموده یا حذف کنیم.توسط این منبع می توان از وقوع رفتاری خاص در خود جلوگیری کرد.کودکان با استفاده از تکنیک خودمشاهده گری و در قالب درجه ای از خود نظاره گری،قادرند بسیاری از رفتارهای نامطلوب را در خود کنترل نموده و اصلاح نمایند.این منبع با به کار گیری  سیستم خود تنظیمی  می تواند بسیاری از افکار،عواطف،و در کل شناخت ما  را تحت کنترل در آورد. حتی این منبع با باز نمودن باب فراشناخت،می تواند به عنوان عاملی در ایجاد و ابقای بسیاری از اختلالات روانی و یا درمان آنان مدنظر قرار گیرد(همان منبع).یکی از مشاوران با ارائه تدوری خاصی تاکید دارد که مردم توسط مشاهده نمودن رفتار ظاهری خود،افکار و احساسات داخلی و شرایط تحریکی خود،می شناسند.این تئوری ارزش بسیار بالایی برای خود هوشیاری به عنوان اساسی برای دانش خود قائل است.این هشیاری از خود دو نوع است.

1-خود هشیاری مفعولی:هشیاری در مورد خود به عنوان موضوع جدا از محیط اطراف فرد،مد نظر قرار می گیرد و فرد در این فرآیند تمرکز بر خود،جدا از اطراف خود است.

2-خود هشیاری فاعلی:که تمرکز بر محیط اطراف بیش تر از خود است. خود هشیاری نوع اول ،اشتغال ذهنی با خویشتن است که در سنین بالای نو جوانی اتفاق می افتد(دوره هویت  جویی)در حالی که در نوع دوم،آگاهی از خود موضوعی می با شد بر اساس آن چه دیگران مشاهده می کنند.این نوع خود هشیاری در اوایل دوره نوجوانی قبل از 14 سالگی اتفاق می افتد که نتیجه آن اضطراب اجتماعی می باشد.

آنچه مسلم است این منبع(خود مشاهده گری)نقش مهمی در رابطه با تکوین خود داراست و هرچه انسان مسن تر می شود و از کودکی به سمت بزرگسالی می رود،شاید سهم این منبع در جهت دهی و هدایت کنش های مختلف خود بیش تر می شود(یونگ،1960).

2-مقایسه اجتماعی

مقایسه اجتماعی منبع مهمی در ارزیابی و تکوین خود می باشد. این منبع به افراد کمک می کند که هر گونه بی ثباتی در ارزشیابی خود را کاهش داده و کنترل کنند.

مشاهده وضعیت دیگران منبع اطلاعاتی مهمی برای تکوین خود است که در فرآیند مقایسه خود با دیگران عملی می شود.فستینگر بر این باور بود که مردم ترجیح می دهند تا خودشان را توسط خصوصیاتی ارزشیابی کنند که سر راست،غیر ذهنی و ملموس باشد.زمانی  که این خصوصیات و معیار ها وجود ندارند،آنها تمایل دارند که خودشان را در مقایسه با دیگران ارزیابی کنند زیرا که دیگران به عنوان معیارهای عینی برای آنان مطرح می شوند.شاید یکی از دلایل برای استفاده زودهنگام کودکان از این منبع،همین ملموس بودن و عینی بودن آن باشد.بعضی از مشاوران فرآیند مقایسه اجتماعی را در میان بزرگسالان و کودکان از دو بعد مورد ملاحضه قرار می دهند:

1-مقایسه با بالاتر از خود(و یا ادراک دیگران در سطح بالاتر از خود)که همواره نارضایتی از خود را برای فرد مقایسه کننده در پی دارد حتی اگر فرد در شرایط بالا و خوبی از امکانات و خصوصیات  باشد(کش،1990،نقل از یونسی،1382).

2-مقایسه با پایین تر از خود (و یا ادراک دیگران در سطح پایین تر از خود)که بیشتر برای فرد مقایسه کننده رضایت از خود و عبرت آموزی را در پی دارد(لوک وود[7]،2000،یونسی و محمدی،1381).شاید نمودی از این عبرت آموزی را بتوان در سخن حکیمان یافت:”ادب از که آموختی از بی ادبان”.بر این اساس اخیرا بعضی از مشاوران دریافتند که مقایسه خود با افراد پایین تر از خود،تنها باعث سکون و رضایت از خویش نمی شود،بلکه می تواند انسان ها را از افتادن به گرداب های سقوط و شکست باز دارد(لوک وود2000).

تحقیقات متعدد در میان بزرگسالان نیز بر نقش بسیار مهم مقایسه  اجتماعی در رابطه با  خود پنداری و تصور بدنی تاکید دارند.این مشاوران اعتقاد دارند که مقایسه اجتماعی عامل اساسی در پیدایش اختلالات مربوط به تصور بدنی است.در تحقیقی که به صورت مقایسه فرهنگی در دو کشور انگلیس و ایران صورت گرفت،نشان داد که کودکان و نوجوانان ایرانی در مقوله مقایسه اجتماعی،خانواده را الگو قرار داده و بر اساس آن مفاهیم مربوط به بدن را شکل می دهند در حالی که کودکان و نوجوانان  انگلیسی بیش تر همقطاران را در شکل دادن مفاهیم بدنی الگو قرار دادند(یونسی،1998).بعضی مشاوران مانند آلبرت بندورا (1994)یادگیری اجتماعی را از عوامل بسیار مهم در پیدایش،حذف و تعدیل رفتارها می دانند.در یادگیری اجتماعی،مدل ها و الگوها در فرآیند مقایسه اجتماعی اثربخشی خودشان را نشان می دهند.

3-پسخوراند اجتماعی :

مفهوم خود در افراد می تواند توسط پسخوراند های اجتماعی که آن ها دریافت می کنند شکل یافته و تحت تاثیر واقع شود.بعضی از محققان که به تئوری تعامل بین فردی اعتقاد دارند،تاکید فراوانی بر پسخوراند های اجتماعی به عنوان ایجاد کننده مفهوم خود دارند(مید،1934)این محققان اذعان داشتند که آگاهی از خود زمانی شکل می گیرد که شخص از دیدگاه دیگران آگاه می شود.کلمه “فیدبک” برای سال ها در  فیزیولوژی استفاده شده است و این اصطلاح در حقیقت از فیزیولوژی وارد مشاوره گردیده است.در فیزیولوژی قسمتی  از پاسخ می تواند به محرک باز گشته و آن را اصلاح کند،این فرآیند پسخوراند نامیده می شود

بعضی از مشاوران معتقد به تئوری شخصیتی جرج کلی[8](1955)،اعتقاد دارند که شکل گیری ساختارهای ذهنی ما نه تنها تحت تاثیر آگاهی فردی بلکه آگاهی اجتماعی  ماست.قسمت اعظم این آگاهی توسط پسخوراندهای اجتماعی شکل می گیرد.مروری بر ادبیات پژوهشی در این زمینه نشان می دهد که پسخوراند های اجتماعی به عنوان منبعی برای دانش خود در طول کودکی و بزرگسالی با میزان و شدت متفاوت،تحول می یابد.شونمن و دیگران(1984)دریافتند که کودکان هرچه مسن تر می شوند این منبع را با شدت و میزان بیشتری به کار گرفته و در مقایسه با منابع دیگر تکوین خود،این منبع به عنوان بهترین منبع قرار می گیرد.هرچه کودکان از خود میان بینی فاصله می گیرند بهتر می توانند پسخوراند های اجتماعی را درک کرده و به کار گیرندبا این حال تحقیقات نشان میدهد که خط تحول در این زمینه را نمی توان مستقیم فرض نمود.زیرا نوجوانان مسن تر در اواخر دوره نوجوانی(15سالگی به بالا)از این منبع نسبت به نوجوانان کم سن تر،کم تر استفاده می کنند.به نظر می رسد که با افزایش سن و نزدیک شدن به بزرگسالی بار تاثیر پسخوراند های اجتماعی در تکوین خود نسبت به دوره اولیه نوجوانی کاهش می یابد. استدلال جالبی برای این کاهش دارند. با تاثیر تحول اخلاقی در این فرآیند،آن ها اعتقاد دارند که با افزایش سن،استدلال در رابطه با امور مختلف از جهت داده شدن توسط دیگران(فیدبک اجتماعی)به جهت یافتن توسط خود(خود مشاهده گری)تغییر می یابد.در حقیقت نظرات و قضاوت دیگران کم تر شکل دهنده استدلال های نوجوان می گردد،بلکه این قضاوت خود نوجوان است که مهم ترین نقش را داراست

[1] Sources of self knowledge

[2] Schoeman

[3] Self observation

[4] Social comparison

[5] Social feedback

[6] Resenberg

[7] Lockwood

[8] Kelly

جرم، اندازه وشدت جرم نخستین مجدداً لحاظ می شود وموجب سنگین تر شدن مجازات اخیر می گردد درحالیکه مکافات جرم قبلی داده شده واجرای کیفر پایان یافته است مضافاً بر اینکه هر جرمی را باید با توجه به ذات آن و فارغ از وقایع خارجی دیگر لحاظ نمود در حالیکه در تکرار جرم ، مجازات جرم اخیر به دلیل وقوع جرم قبلی تشدید شده است .
در پاسخ به این اشکال گفته اند : در تکرار جرم ، جرم سابق محل کیفر نیست و به عبارت دیگر هیچ یک از عناصر جرم قبلی در تشدید مجازات جرم اخیر دخیل دانسته نشده است بلکه نفس تکرار جرم به عنوان یک کیفیت مشدده موجب افزایش مجازات جرم اخیر شده است .
نظریه حالت خطرناک
در حالی که توجه پیروان مکتب کلاسیک حقوق جزا صرفاً به جرم و میزان خطه و شدت آن معطوف بود . نظریه پردازان مکتب تحققی ، نقطه ی ثقل مطالعات جرم شناختی خود را بر مجرم و ویژگی های شخصیتی وی متمرکز ساختند . صاحبان این نظریه با رد اختیار وارده ی آزاد بزهکار ، جرم را محصول و معلول عوامل گوناگونی می دانند که بالا جبار فرد را به سوی ارتکاب جرم سوق می دهد عواملی که بر حسب بزهکاران مختلف به اشکال گوناگون با یکدیگر ترکیب شده و دسته بندی بزهکاران را به پنج طبقه بزهکار مادر زاد ، دیوانه ،بعادت ، اتفاقی و هیجانی به وجود آورده . بر این پایه صحبت از مسئولیت اخلاقی بزهکار و عنصر تقصیر بی معناست بلکه صرفاً باید از مسئولیت اجتماعی انسان ، تنها به این دلیل که در جامعه زندگی می کند و از حالت خطرناک وی بخاطر صدمه و آسیبی که به جامعه وارد می سازد سخن گفت .
از دیدگاه این مکتب در فرایند واکنش جامعه در برابر پدیده ی بزهکاری وجود عنصر معنوی تقصیر و خطا لازم و ضروری نیست همین اندازه که رفتار بزهکاران حالت خطرناک را نشان می دهد این واکنش توجیه پذیر خواهد بود .پذیرش حالت خطرناک به عنوان مبنایی برای واکنش در قبال رفتار مجرمانه این اجازه را به جامعه می دهد تا در دفاع از خود و به عنوان واکنشی پیشگیرانه ، صاحبان حالت خطرناک را طرد و سرکوب کند ویا با اتخاذ تدابیر تامینی و تربیتی تحت نظر داشته باشد .
گاروفالو اولین کسی بود که در سال 1878 م مطالعاتی روی مفاهیم حالت خطرناک در مرحله انجام داد . وی ابتدا استعداد جنایی را در نظر گرفت و سپس مطالعات خود را بر توانایی بخشیدن به سازگاری اجتماعی معطوف نمود از دیدگاه وی مفهوم حالت خطرناک متظن ارزیابی ظرفیت جنایی شخصی و امکان انطباق او با زندگی اجتماعی بود .
به طور کلی جرم شناسان حالت خطرناک را به حالتی که بر اثر اقتران عوامل جرم زا و تاثیر آنها در شخص معین او را در ارتکاب جرم قرار می دهد تعریف کرده اند .بر این پایه حتی حالت خطرناک را می توان در شرایط پیش از ارتکاب جرم نیز جستجو کرد چنین برداشتی قطعاً می تواند به نقض آزادی های فردی و زیر پا نهادن عدالت منجر شود . علیرغم ایراد این انتقاد جدی بر تئوری حالت خطرناک و اندیشه های مکتب تحققی در زمینه هایی چون آزادی اراده ی مجرمین و طبقه بندی بزهکاران به مجرم بالفطره و …. مفهوم حالت خطرناک کماکان در عرصه ی حقوق کیفری باقی ماند . در این راستا قانونگذاری های جدید با توجه به اصل قانونی بودن جرم و مجازات و با هدف تحقق دفاع اجتماعی و جلوگیری از تجاوز به آزادیهای فردی در تبین مفهوم حالت خطرناک و شناسایی مولفه های مجرمین خطر ناک و واکنش های کیفری و تامین مناسب به تدوین قوانین پرداختند .
مقنن ایرانی نیز در این راستا هر چند در قانون اقدامات تامینی مصوب 1339 از حالت خطرناک سخن نگفته لکن در عوض به تعریف مجرمین خطرناک پرداخته است . در ماده ی نخست این قانون آمده است ” مجرمین خطرناک کسانی هستند که سوابق و خصوصیات روحی و اخلاقی آنان و کیفیت ارتکاب جرم و جرم ارتکابی ، آنان را در مقابل ارتکاب جرم در آینده قرار دهد اعم از اینکه قانوناًسئول باشد یا غیر مسئول ” . بنابر این ماده برای احراز حالت خطرناک و اعمال اقدامات تامینی توجه به عواملی از قبیل خصوصیات روحی و اخلاقی و کیفیت ارتکاب جرم ارتکابی و مهمتر از همه سابقه ی ارتکاب جرم و ظن به ارتکاب مجدد آن ضروری است . بر اساس نظریه حالت خطرناک یکی از تظاهرات و نشانه های وجود این حالت که مستلزم اقدام و واکنش مناسب می باشد همانا ارتکاب مجدد جرم و اصرار بر انجام فعلی مجرمانه است . چنین رفتاری حاکی از این است که عامل جرم اصرار در قوانین کیفری و ایراد ضرر به جامعه دارد .هم چنین دلالت می کند بر اینکه واکنش جامعه بر جرم نخستین وی در بر طرف کردن حالت خطرناکی وی و تضمین منابع جامعه کافی نبوده است لذا لازم و ضروری است تا با اتخاذ تدابیر طرد کننده ، پیشگیرانه و سرکوبگرانه شدید تری و بر پایه نفع اجتماعی با وی برخورد شود . مفهوم حالت خطرناک که در مکتب تحققی جایگزین مسولیت کیفری و مستلزم اقدامات تامینی قلمداد شده بود . امروزه در اکثر سیاستهای کیفری و جنایی به رسمیت شناخته شده است و حتی پیروان عقاید کلاسیک و نئو کلاسیک نیز آن را مورد توجه قرار داده اند و سیاست شدت عمل و تشدید کیفری را در برابر چنین مجرمینی پیشنهاد نموده اند بر اساس نفوذ همین اندیشه است که بسیاری از نویسندگان معاصر حقوق جزا تشدید مجازات تکرار کنندگان جرم را به مفهوم حالت خطرناک بازگشت می دهند .

با این همه مهمترین اشکال بر اتخاذ این نظریه به عنوان مبنایی برای تشدید مجازات تکرار کنندگان جرم همانا عدم ارائه ی معیار و ملاک دقیقی در اندازه گیری و محاسبه ی حالت خطرناک است . صرف تکرار جرم را نشانه و نمادی از حالت خطرناک قلمداد کردن و مجرم مکرر را مستحق مجازات شدیدتر و یا اقدامات تامینی طرد کننده دانستن ،یاد آور برخی نظریات جرم گرایانه ی پیروان مکتب کلاسیک خواهد بود که بی توجه به اوضاع و احوال وقوع جرم و بدون بررسی شخصیت مجرم صرفاً ذات مجرد و عینی بزه را مطمح نظر خود قرار داده اند . از طرف دیگر اعطاء اختیار کامل به قضات و یا نهادهای مجری در شناسایی و تعیین حالت خطرناک بدون تبین نشانه های قانونی آن تجاوز به حقوق و آزادیهای فردی را به دنبال خواهد داشت
نتیجه گیری :
علیرغم اقبال عمومی حقوق دانان به ویژه در نیمه نخست قرن بیستم به پذیرش حالت خطرناک و دفاع جامعه در قبال دارندگان چنین حالتی ، در دهه های اخیر مجدداً شاهد احیاء نظریه ی باز دارندگی هستیم . مطالعات و بررسیهای جرم شناختی که اخیراً در این خصوص انجام شده است ارتباط معنی داریرا میان شدت مجازات ها و عدم روی آوری به ارتکاب جرم (پیشگیری عام و خاص) نشان داده اند. تلفیق نظریه ی بازدارندگی و تئوری حالت خطرناک می تواند تا حدودی سیاست مبنایی بر پایه تشدید مجازات را توجیه کند.
بدین بیان که با اتخاذ سیاست ارعاب و بازدارندگیِ قانون مجازات، ضمن توجیه تشدید کیفر تکرار کنندگان جرم ، تا حدی پیشگیری عام و خاص از ارتکاب جرم محقق می گردد. مضافا ًبراینکه با بررسی حالات شخصیتی مجرم و ویژگی خطرناکی وی ، واکنش کیفری و تأمینی معقول در راستای بازسازگاری و اصلاح و درمان وی در نظر گرفته می شود.
از این دیدگاه هر چند تکرار جرم یک کیفیت مشدده عام تلقی می شود لکن نسبی بودن مفهوم حالت خطرناک و ضرورت توجه به ویژگی های شخصیتی مجرم و زمینه ها و عوامل ارتکاب مجدد جرم توسط وی موجبی برای اعمال و اجرای اصل فردی کردن مجازات و اختیاری بودن تشدید مجازات خواهد بود تا اولا ً کیفری متناسب و در خور بزهکار بر وی تحمیل شود و ثانیا ً دفاع جامعه به طور کامل محقق گردد و ثالثاً زمینه را برای اصلاح مجرم و بازگشت دوباره وی به عرصه جامعه آماده سازد.
فصل سوم : تحولات تقنینی

مبحث نخست: حقوق ایران
تکرار جرم و تعدد در حقوق کیفری ایران حول 3 محور قابل بررسی است : محور اول ، مراجع به تعریف آن دواست . علیرغم برخی تردیدها، تعریف تعدد جرم در حقوق کیفری ایران پس از انقلاب تغییری نکرده اما در خصوص تکرار، مقنن پس از انقلاب تعریف خود از تکرار را با الهام از مباحث حدود به صورت ناقص و قابل انتقاد تغییر داده است .
محور دوم در خصوص تفکیک تعدد مادی به دو دسته تعدد مادی جرایم مختلف و مشابه است که مقنن برای اولی ، قاعده جمع مجازات ها و برای دومی قاعده مجازات واحد با وصف اختیار تشدید توسط دادگاه را پذیرفته است . به نظر می رسد این ابداع مقنن هم با الهام از مباحث حدود صورت گرفته باشد، در حالی که با توجه تفاوت های بنیادین و ماهیتی که بین احکام حدود و تعزیرات وجود دارد این اقدام مقنن قابل دفاع نیست. محور سوم راجع به معیار تشدید مجازات در دو مورد تکرار جرم و جرایم متعدد مشابه است که مقنن علی رغم اینکه اختیار تشدید مجازات را به دادگاه داده ، اما معیاری برای نحوه تشدید مجازات تعین نکرده است . این نقص قانونی باعث گردیده که دیوان عالی کشور در اقدامی انتقاد آمیز حداقل در بحث تعدد جرایم مشابه به سود اصل قانونی بودن مجازات ها ،اصل اختیار دادگاه ها در تعیین مجازات به بیش از حداکثر مقرر قانونی را منکر شود .
گفتار نخست: دوران پیش از انقلاب
از نظر تاریخی اولین قانونی که در راستای تبیین مبنای جرم و انواع جرایم در حقوق ایران به شکل عدون بوجود آمد قانونی در سال 1296 ه.ش بوده است کتابچه ای که به عنوان قانون کنت مشهور بوده چس از تأیید شاه جهت اجرا به سراسر کشور فرستاده شد . دراین قانون تکرار جرم از جهات تشدید کیفر است و میزان این تشدید معین می باشد و مواد 38-42 به آن می پردازند. در قانون مجازات عمومی 1304 مواد 24-25 به بیان احکام حاکم بر تکرار جرم می پردازد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این قانون در خصوص مجرمان حرفه ای اعمال تشدید کیفر گرفته شده است نت از این طریق هزینه ارتکاب جرم برای مجرمان بالا رفته و اهداف نظریه بازدارندگی کیفرها بهتر تأمین شود لیکن اعمال آن اختیاری است که این امر از شدت تأثیر نظریه بازدارندگی کاسته است . یکی از فاکتورهایی که در جهت اعمال بهتر اصل بازدارندگی کیفرها اعمال می شود منع اعمال تخفیف در خصوص مجرمان مکرر است که قانون مجازات عمومی 1304 دراین خصوص ساکت است ، اما درروند اصلاح قانون 1313 تجویز این امر صریحاً مورد حکم ماده ی 45 مکرر آن قانون قرار گرفت و به این ترتیب هم از شدت اعمال این اصل کاسته شد .
در قانون 1304 قواعد تکرار در مورد مجرمین سیاسی اعمال نمی شود (ماده 36) زیرا آنها به دور از امیال مالی و جانی و برای حفظ منافع عمومی و انسانی مرتکب این جرایم می شوند . همچنین در این قانون قواعد تکرار در خصوص اشخاص زیر 18 سال نیز اعمال نمی شود و جرایم ارتکابی در این محدوده ی سنی نیز به عنوان سابقه محسوب نمی شوند.
زیرا اعمال قواعد تکرار در خصوص صقار و مجانین و جرایم غیر عمدی مقایر با اهداف و مبانی نظریه بازدارندگی است . زیرا مبنای این نظریه این است که مجازات ها به گونه ای باشند که یک فرد عاقل با سنجش نفع و ضرر خود در صورت ارتکاب جرم ، ارتکاب آن را به ضرر خود ارزیابی نمایند و از آن صرف نظر نماید، حال آنکه در مورد صقار و مجانین و موتکبین جرایم غیر عمد این سنجش منتفی است و در مورد اخیر دیوان عالی کشور در رأی شماره 25 مورخ 20/11/1355 جرایم غیر عمدی را فاقد اعتبار برای احتساب سابقه ی جهت اعمال قواعد تکرار دانست که این رأی به موجب ماده ی واحده ی مصوب تیر ماه 1328 در موارد مشابه لازم التباع است .در قانون سال 1304 برای اعمال قواعد تکرار شرط دیگری نیز لازم است و آن عبارت است از اینکه حکم سابق و لاحق هر دو باید از دادگاه ایرانی صادر شده باشد . در قانون اصلاحی 1310 باز هم ذیل مواد 24 و 25 به قواعد

جوانان و نوجوانان به مواد مخدر در شهرستان کاشان
علل گرایش جوانان و نوجوانان به مواد مخدر در شهرستان کاشان

شهرستان کاشان با وسعت 9647 کیلومترمربع و جمعیت 335785 نفر از توابع استان اصفهان بوده و از نظر جمعیت دومین شهرستان این استان به حساب می آید. کاشان دارای چهار بخش (مرکزی, قمصر, نیاسر و برزک) بوده و دارای پنج شهر (کاشان, قمصر, نیاسر, جوشقان و برزک) می باشد.
شهرستان کاشان از لحاظ میراث فرهنگی جزء پنج شهر اول ایران بوده و از لحاظ صنعتی نسبت به شانزده استان کشور رتبه بهتری دارد.
شهر کاشان که مرکز شهرستان می باشد با مساحت 8500 هکتار و جمعیت 201372 نفر, دارای یک نماینده مجلس و 9 نماینده شورای شهر می باشد

کاشان به علت واقع بودن بر سر راههای تجارتی و ارتباطی در تمامی ادوار از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است.
زمانی در کنار جاده ابریشم واقع بوده و در رونق و آبادانی شهر سهم بسزایی داشته است و در حال حاضر نیز بر سر شاهراه ارتباطی بسیار مهمی قرار دارد که پایتخت را به شهرهای جنوبی کشور ارتباط می دهد. این شاهراه کاشان را از طرفی به قم و تهران و از طرفی دیگر به شهرهای جنوبی کشور همچون نائین، یزد ، کرمان، بندرعباس و … مربوط می سازد. خصوصا با تکمیل اتوبان قم ـ اصفهان این ارتباط سهل الوصول تر شده است. و همچنین کاشان با قرار گیری در مسیر راه آهن تهران ـ اصفهان ، تهران ـ یزد و کرمان توسعه و گسترش اقتصادی و رشد افزون تری را پیدا کرده است.
اوضاع و احوال و موقیت جغرافیایی هر شهر و حتی هر منطقه ای در اعتیاد و نوع آن متفاوت است . ساکنین شهرها و روستاهایی که در مسیر عبور مواد مخدر هستند به علت سهولت دسترسی به مواد مخدر و همکاری با قاچاقچیان بیشتر در معرض خطر اعتیاد به مواد مخدر قرار دارند. شهرستان کاشان به واسطه قرار گرفتن در محور مواصلاتی و ترانزیتی و همجواری با شهرهای مرکزی کشور ، مهاجر پذیری و گسترش شهرک های صنعتی و گسترش شهر نشینی و دیگر عوامل، یکی از شهرستان هایی است که از نظر وقوع جرم علی الخصوص ،تهیه ،توزیع و مصرف مواد مخدر با افزایش قابل ملاحظه ای مواجه بوده است . در این میان جوانان بیشتر از اقشار دیگر جامعه در معرض خطر قرار دارند چون کاشان یکی از شهرهای مهاجر پذیر بوده و بخش قابل توجهی از آن را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند پدیده اعتیاد به عنوان یکی از مهمترین خطرات احتمالی موجود برای جوانان در این شهرستان به میزان زیادی قابلیت اشاعه داشته و گریبان گیر جوانان در این شهر است.
بسیاری از جوانها و حتی پدر و مادر ها فکر می کنند که دلیل اعتیاد فرد، اصرار دوستان است. در حالی که این تنها انگیزه سوء مصرف مواد در جوانان نیست. اگر بخواهیم انگیزه های مصرف مواد مخدر جوانها را بشناسیم، فهرست بلند بالایی میشود،
کنجکاوی، کسب لذت، تسکین درد، فراموش کردن مشکلات، شوخی و خنده، هیجان طلبی یا میل به خطر کردن، احساس بزرگ شدن، پیوستن به گروهی خاص و … این علل با وجود این که چندان مهم به نظر نمی رسند، باعث اعتیاد میلیونها انسان شده اند. بیشترین علت اعتیاد جوانان در ایران دو عامل کنجکاوی و کسب لذت است.
امروزه متخصصین، یک عامل را زمینه ساز اعتیاد نمی دانند و معتقدند عوامل مختلف دست به دست هم میدهند و فرد را معتاد می سازند. این عوامل تشکیل شده اند از عوامل فردی ( عوامل روانی، زیستی، و بیولوژیک)، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی، هر کدام از این سه عامل به تنهایی نیز قادرند تا موجب گرایش فرد به اعتیاد شوند.
یکی از مهمترین عوامل گرایش جوانان و نوجوانان به مصرف مواد اعتیاد آور کنجکاوی و هیجان طلبی است.
در این بخش ابتدا آمار و ارقام علل اعتیاد جوانان شهر کاشان که از طریق پرسشنامه تهیه گردیده می پردازیم سپس علل و عوامل گرایش به مواد مخدر در شهرستان کاشان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار اول: عوامل فردی
بسیاری از روان شناسان علل رفتارهای انحرافی را بر حسب نقص شخصیت فرد کجرو توجیه می کنند و بر این باورند که برخی از گونه های شخصیت، بیشتر از گونه های دیگر، گرایش به تبهکاری و ارتکاب جرم دارند. علل فردی گرایش به اعتیاد بیشتر بر مبنای نظری دیدگاه های روان شناختی متکی می باشند. در بسیاری از جوامع کنونی،‌اعتیاد به اشکال گوناگونی بروز کرده است. تا کنون اعتیاد به مواد مخدر، یکی از مشکلات بزرگ بهداشتی بوده، ولی امروزه اعتیاد به قمار، مسائل جنسی و اینترنت نیز به لیست مشکلات بهداشتی اضافه شده است. بسیاری از عوامل دست به دست یکدیگر داده و فرد را به سمت اعتیاد سوق می دهند. اگر علت اعتیاد را فقر بدانیم، معتادان متمول را نادیده گرفته ایم و اگر بیسوادی را مطرح کنیم قشر معتادان تحصیل کرده را نادیده گرفته ایم. پس نمی توان به تنهایی یک عامل را علت ایجاد اعتیاد دانست. به همین دلیل امروزه اعتقاد بر این است که اعتیاد، معلول مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی است. اگر همه عوامل به وجود آورنده اعتیاد مهیا باشد، باز در نهایت این خود فرد است که برای مصرف مواد تصمیم می گیرد. پس باید توانایی های فردی را ارتقا بخشید تا شخص بتواند در مواقع خطر، خود را از چنگال اعتیاد دور سازد. در بین عوامل فردی حفاظت کننده می توان از مهارت های زندگی یاد کرد. مهارتهای زندگی طیف وسیعی از توانائیها هستند که مسلح شدن به هر یک از آنها شخص را در مراحل مختلف زندگی یاری خواهد داد تا با قدرت بیشتری در برابر مشکلات مقاومت کند. این مهارتها عبارتند از : مهارت حل مشکل، قدرت تصمیم گیری، توانایی نه گفتن، هنر دوست یابی و … که اگر امروز این مهارتها را به فرزندان خود نیاموزیم، فردا در غیاب ما، در مقابل اصرار دوستان، قدرت مقاومت نخواهند داشت.

با دانستن عواملی که فرد را در معرض خطر اعتیاد قرار می دهند، می توان افراد در معرض خطر را شناسایی کرد و برای پیشگیری از ابتلای آنان به اعتیاد، برنامه ریزی های دقیق و مؤثر انجام داد.

بند اول: مشکلات روانی
گروهی از افراد که بعضاً ضعیف النفس هستند، قدرت مقابله با مشکلات و ناکامی ها را ندارند و اعتیاد را راه نجات خود تلقّی می کنند; برای رهایی از ناراحتی ها، فشارهای روانی، بی اعتمادی به خویشتن و رفع هیجانات درونی در جستجوی پناهگاهی امن، به مواد مخدّر و یا مصرف داروهای روان گردان پناه می برند. این افراد فکر می کنند که با مصرف مواد از گرفتاری های زندگی رهایی می یابند و دنیا را به نحو دیگری مشاهده می کنند; زیرا حالت تخدیری دارو و مواد مخدّر سبب می شود که تا مدتی فرد معتاد نسبت به مسائل، مشکلات و واقعیت های زندگی بی تفاوت باشد. همین فرار از زیر بار مشکلات فردی، عامل عمده برای کشش افراد به طرف مواد مخدّر است.
یک دسته از افرادی که بیشتر در معرض اعتیاد به مواد مخدّر قرار می گیرند افراد افسرده هستند. به عقیده برژه افسردگان بیشترین و مهم ترین بخش معتادان را تشکیل می دهند. افراد افسرده ضعف روانی دارند و به نوعی احساس خلأ شخصیتی می کنند. آن ها به تصور خودشان، توان لذت بردن از دنیا را ندارند، همواره احساس ناتوانی و خستگی می کنند و خود را تهی از هرگونه توان و احساس مطلوب می دانند. به عقیده سیدنی کوهن، چنین افرادی ممکن است با مصرف مواد در جستجوی جادویی برآیند که به دردهایشان پایان بخشد و خلأهایی را که در خودشان احساس می کنند رفع و نقص شخصیتشان را برطرف کنند. فشارهای روحی و مشکلات حل نشده باعث بالا رفتن اضطراب و نگرانی های شدید در فرد می گردد. تا زمانی که شخص مشکل خود را حل ننموده است میزان ا ضطراب و تشویش درونی در او بالا می رود. حال وقتی فرد خود نمی تواند مشکلش را حل نماید، بهتر است از افراد متخصص و متبحر در این زمینه کمک گیرد. ولی متاسفانه هنوز مشاوره جایگاه واقعی خود را در زندگی فردی و اجتماعی ما پیدا ننموده است. در نتیجه مشکلات روحی-روانی که در ایتدا به راحتی قابل درمان است، به مرور تبدیل به معضلات عظیمی می گردند که درمان آنها بسیار مشکل و پیچیده خواهد شد

بند دوم:حس کنجکاوی
اکثر مواد مخدر دارای بوی زننده ای هستند و به علت داشتن مواد سمی دارای طعمی نامطلوب می باشند که طبیعتا موجودات از خوردن آن اجتناب می کنند اما چون بشر به اقتضای کنجکاو بودن دارای روحیه ای آزمایش گر و مبتکر است با بی احتیاطی به استفاده از آن رو می آورد که دیگر متوجه طعم و بوی نامطلوب و غیر طبیعی بودن آن نمی شوند و زمانی که به آن وابسته شد با نیروی اراده خود مسلما دچار مشکل خواهد شد.
مصرف کنندگان مواد مخدر گاهی بدون سوء قصد حالات خود را در هنگام استفاده یا بعد از استفاده خود را به دوستان خود بازگو می کنند اطلاعاتی که جوانان و نوجوانان از رسانه های گروهی و خیلی از فیلم ها و بعضی از کتابهایی که در این زمینه تدوین شده است به دست می آورند موجب می شود تا آنان بخاط روحیه کنجکاوی راغب گردند که شخصا آنچه را که شنیده یا دیده اند را آزمایش کنند و بدین ترتیب .می توان گفت یکی از انگیزه های روی آوردن جوانان و نوجوانان به مواد مخدر ” حس کنجکاوی” است لذا دادن اطلاعات در این مورد به تنهایی کافی نیست چه بسا ممکن است همین اطلاعات اثرات سوئی داشته باشد و موجبات میل و کشش فرد به مصرف برای رفع این حس کنجکاوی باشد اما اگر این اطلاعات با یک آموزش خاص طراحی و ارائه شود و افراد را به اثرات و عواقب زیان بار آن آشنا کند در این صورت ضمن ارضای حس کنجکاوی دیگر شاهد رشد روز افزون افراد به این سم کشنده و بلای خانمان سوز نخواهیم بود.
تجربه مواد مخدر مانند اموری در زندگانی ما انسان هاست که با یک بار تجربه بخاطر حس کنجکاوی و آزمایشی تمام پل های پشت سر انسان خراب می شود و دیگر راه بازگشتی ندارد و راه جبران مسدود می شود.
همچنین می توان به این مطلب اذعان داشت افرادی که باورهای مثبت یا خنثی کردن مواد مخدر را دارند به مراتب احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از کسانی است که باورهای منفی دارند افرادی که به نگاه تفریحی و به صورت سرگرمی به این مواد رو می آورند با خیال اینکه این نوع مصرف برای آنها هیچ ضرری نخواهد داشت غافل از اینکه این سخنان فقط تکذیب واقعیت ها و انکار کردن آن است اما اکثریت کسانی که مصرف کننده هستند اظهار داشته اند که ما در آغاز مواد را بصورت سرگرمی و تفریحی استفاده می کردیم اما یکبارگی متوجه شدیم در دام اعتیاد افتاده و اسیر و وابسته آن شدیم و راه نجاتی هم نداریم.
مصرف کنندگان مواد مخدر برای گرفتن تایید رفتار خود از اطرافیان و دوستان خود سعی می کنند آنها را وادار به همراهی با آنان کنند به خصوص گروه همسالان که در شروع به مصرف سیگار رو می آورند که همه چیز از همین جا شروع می شود ، ابتدا سیگار … سپس سیگار همراه حشیش و … زیرا علاوه بر حس کنجکاوی ،شرایط لازم برای گرایش به اعتیاد به وسیله دوستان فراهم می شود لذا هرچقدر ارتباط فرد با اجتماع ، خانواده کمتر باشد میزان کشش و راغب بودن او به این گروه ها افزایش پیدا می کند .
عده ای با شرکت در مجالس دوستانه زمانی که می بینند دیگران از مواد مخدّر استفاده می کنند حس کنجکاوی در آن ها تحریک شده، به مصرف مواد گرایش پیدا می کنند. این امر منجر به مهیا شدن زمینه اعتیاد در فرد می شود; زیرا ممکن است با اولین مرتبه استفاده در فرد احساس مثبتی ایجاد گردد و باعث تکرار این عمل شود. البته آن ها غافل از این هستند که این نوع لذت ها زودگذر و خانمانسوز می باشند.

دسته ای از افراد نیز برای کنجکاوی و ارزیابی خودشان با تصور اینکه با یکبار مصرف معتاد نمی

جسمی، حالتی است که پس از مصرف مکرر در شخص ایجاد می‌شود و در صورت عدم مصرف یا خنثی شدن اثر آن ماده شخص دچار اختلالات شدید جسمی نظیر پادرد، آب ریزش بینی، دردهای شدید استخوانی، بی‌قراری و نظایر آنها می‌شود. این وابستگی پایه اساسی برای وابستگی فکری است. به عبارتی ، شرطی شدن به مصرف آن ماده نیز محدود می‌شود. منظور از وابستگی فکری، یعنی اشتغال ذهنی به ماده و احساس تمایل برای مصرف مجدد آن علاوه بر آن، این حالت میل فراوانی نسبت به مصرف مجدد در شخص به وجود می‌آورد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ج : اعتیاد از دیدگاه حقوق کیفری و جرم شناسی
اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر از آنجا که اثرات ناگواری بر روی اشخاص و منافع عمومی جامعه دارد، کمتر جامعه‌ای می‌تواند این اثرات را نادیده گرفته و به مقابله با آن برنخیزد و این موضوع همواره مورد توجه حقوق کیفری قرار داشته است. یعنی قضاوتی که جامعه در مورد اعتیاد دارد زمینه را برای جرم تلقی کردن آن فراهم ساخته و اصولاً آنچه که عملی را به جرم تبدیل می‌کند همین قضاوتی است که جامعه در مورد آن رفتار دارد. کشورها نیز تاکنون برای مقابله به پدیده اعتیاد راهکارهای مختلفی تجربه کرده‌اند، که همواره یکی از این راهکارها پاسخ کیفری و فرستادن سوء مصرف کنندگان مواد مخدر به زندان است که کشورها نیز تا حدود زیادی این راهکارها را برگزیده‌اند.
به طور کلی علت اعتیاد هر چه باشد شخص معتاد دارای شخصیت متعادلی نیست و نمی‌تواند وظایف روزمره خود را در حد توانایی و استعدادی که دارد انجام دهد. معتاد فقط به دنبال لذت است و برای به دست آوردن این لذت اگر مواد مخدر مصرف نکند، دچار حالت پریشانی و اضطراب شدید می‌گردد و چون نمی‌تواند توقعات خود را به تعویق بیاندازد در نتیجه اراده و عاطفه او از بین رفته و حالت تهاجمی و سرکشی و عصبی به خود گرفته و در نتیجه به قوانین اجتماعی و قیود اخلاقی و احکام مذهبی بی توجه و در معرض جرایم قرار می‌گیرد.
پس می‌توان گفت اعتیاد یک حالت خطرناکی است که در نتیجه استعمال غیر قانونی مواد مخدر در شخص مصرف کننده ایجاد گردیده که هم مضر به حالت شخص و هم مضر به حال اجتماع می‌باشد.
بنابراین اعتیاد از دیدگاه حقوق کیفری به جهت اثرات نامطلوبی که برای فرد و جامعه ایجاد می‌کند یک پدیده مجرمانه تلقی شده و با متخلفین آن برخورد کیفری می‌گردد. اعتیاد در زمره ناهنجاری‌هایی است که مورد توجه جرم شناسی است. جرم شناسان معتقدند که معتاد دارای شخصیت متعادل نبوده و هر گاه 4 الی 12 ساعت مواد مخدر را مصرف نکند، پریشان خاطر و مضطرب شده و در این وضعیت برای دست یافتن به مواد مخدر، حالت عصبی و تهاجمی در او ظاهر گشته، به طوری که اراده و عاطفه او از بین رفته و در معرض ارتکاب جرایم قرار می‌گیرد.

از دیدگاه جرم شناسی نوع ماده‌ای که یک فرد بدان اعتیاد دارد در انواع جرایم ارتکابی او موثر است. سیاست جنایی که به دست بزه شناسان و جرم شناسان برای یک جامعه تنظیم می‌شود بر خلاف حقوق جزا تنها متکی به سیاست کیفری نیست بلکه درمان فرد خاطی و اصلاح نتیجه‌های موجود اجتماعی و رفع تبعیضات قانونی …. نیز مورد توجه آن است.

د: اعتیاد از دیدگاه اجتماع
ناهنجاری ها و اعمال خلاف در جوامع مختلف متناسب با معیارهای موجود در آن جامعه در درجه خاصی از زشتی و نکوهش قرار دارد.برخی از خلافکاری ها در یک جامعه ممکن است در جوامع دیگر رفتاری پسندیده و یا حداقل عادی باشد.ولی معمولاً اکثر اعمال خلاف در جوامع مختلف خلاف محسوب می گردد.یکی از این ناهنجاری ها و خلاف ها اعتیاد است،به همین جهت اعتیاد را یکی از زشت ترین اعمال می دانند و حتی فردی که معتاد است خود را معتاد نمی داند و خانواده او نیز این مسئله را انکار و پنهان می کند. مسئله مهمی که در مورد اعتیاد و جامعه مطرح می باشد تصویر و نگرشی است که جامعه و افراد آن از معتادین دارند.همانطور که معیارهای جامعه رفتارهای ناهنجار و ضد اجتماعی را انحراف می شناسد،طبیعی است که از اعتیاد هم چنین تصویری در اذهان عمومی وجود داشته باشد و حاصل آن انزجار و دوری گزینی مردم آن باشد.اعتیاد همه جوانب و شوون زندگی فرد را متاثر می سازد:بهداشت وسلامت اجتماعی،شناختی،روانی ،عاطفی،اجتماعی،روحی و معنوی از آنجا که اعتیاد امری پیشرونده است،کارکرد و فعالیت این نواحی نیز به نحو فزآینده ای رو به وخامت می نهد.آسیب و خطارفتگی در هر یک از این نواحی علایم و دوره های خاصی دارد.
معتاد به انسانی گفته می‌شود که از راههای گوناگون نظیر خوردن مواد مخدر، تزریق آن، دود کردن، استنشاق، یا از راه مقعد یک نوع ماده یا چند نوع ماده را با هم به صورت مداوم مصرف می‌کند که در صورت قطع آن با مسایل جسمانی، رفتاری، یا هر دو مشکل با هم مواجه می‌شود.
علاوه بر این، معتاد با تداوم مصرف، از نظر ظاهری و رفتاری، به تعریف صوری، معتاد در جامعه شبیه شده و به تدریج هنجارهای جامعه‌‌ی معتادان و خرده فرهنگ‌ متعلق به ایشان را می‌پذیرد، در نتیجه مصداق انگ یا برچسبی می‌شود که (معتاد) نام دارد پس معتاد از یک سو محصول کنش و واکنش مداوم و مرتب بین ارگانیسم انسان و مواد طبیعی و شیمیایی یاد شده و از سوی دیگر، محصول یک وفاق جمعی است.

ه: مفهوم مواد مخدر
1: مفهوم لغوی مواد مخدر
مواد مخدر در لغت یعنی آنچه که تولید رخوت و سستی اعصاب کند و مخدرات یعنی داروهایی که باعث سستی و بی حسی می‌شود و مواد مخدر به داروهایی که استعمال آنها سبب بی حسی و بی حالی و تخدیر عمومی می‌گردد(مثل کوکائین، هروئین و غیره) اطلاق می‌شود.
در لغت نامه دهخدا در تعریف مواد مخدر آمده است: ادویه‌ای که بی خوابی و سستی اندام(آرد) چیزهایی که اعضای آدمی را بی حرکت و سست می‌کند .
مواد مخدر دارای گروههای متعدد و مصنوعی هستند و هر گروه و حتی هر یک از این مواد دارای خصوصیات و بالتبع دارای تعاریف جداگانه‌ای می‌باشند. لذا ارائه تعریف واحد که تمامی مواد مخدر را در بر بگیرد کاری دشوار و البته غیر عقلانی است. از این رو تمامی قوانین، آئین نامه‌ها و همچنین معاهدات بین المللی مربوط به مواد مخدر نیز برای این مواد، به طور کلی تعریف واحدی ارائه نکرده و به توضیح جداگانه هر یک از مواد پرداخته‌اند. بعضی از نویسندگان از دیدگاه علوم مختلف، تعاریف مختلفی نیز برای مواد مخدر ارائه کرده‌اند که در اینجا به همین تعاریف بسنده میکنیم.
2: مفهوم اصطلاحی مواد مخدر
از نظر اصطلاحی مواد مخدر به کلیه مواد طبیعی و شیمیایی گفته می‌شود که اعتیاد آور باشد، بعضی از این مواد تحریک کننده نبوده بلکه ممکن است ایجاد تحرک و توهم نماید . به طور کلی مواد مخدر به موادی اطلاق می‌شود که مصرف آنها در انسان حالتی غیر عادی ایجاد نماید این حالات که عموماً لذت بخش هستند به صورت موقت و کاذب به وجود می‌آید.
بروز همین حالات و کیف و لذت پس از اولین مصرف، که در بعضی مواد فقط به علت کنجکاوی به آن مبادرت می‌شود، باعث تداوم مصرف و اعتیاد می‌گردد.
از نظر دارویی و به عبارت بهتر از نظر علم پزشکی هر ماده‌ای که با تاثیر روی سیستم مرکزی اعصاب قادر به ایجاد تغییرات جسمانی، رفتاری و روانی در انسان باشد، مخدر است. از نظر علم روانشناسی هر ماده‌ای که انسان پس از مصرف نسبت به آن وابستگی اعم از روانی یا جسمانی پیدا کند مواد مخدر است.
از نظر جامعه شناسی هر ماده‌ای که پس از مصرف آن چنان تغییراتی در انسانی ایجاد کند از نظر اجتماعی این تغییرات قابل قبول یا پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنشی نشان دهد مخدر است.
از نظر سیاسی هر دارویی که پس از مصرف، طرز فکر مصرف کنندگان را به نحوی تغییر دهد که نسبت به مسایل سیاسی کشورشان بی تفاوت یا باعث جهان بینی متضاد گردند مخدر است و در نهایت تعریف مواد مخدر بر اساس بی تفاوتی و تحمل دارویی عبارت است از هر دارویی که مصرف آن باعث بی تفاوتی یا مصونیت انسان نسبت به آن دارو گردد یا به عبارت دیگر تحمل دارویی ایجاد نماید آن دارو مخدر است.
گفتار دوم: سوابق تاریخی اعتیاد به مواد مخدر
در چین از قرنها پیش، کشت خشخاش و مصرف تریاک رایج و در بعضی از کشورهای خاور دور و آسیای جنوبی نیز خشخاش و شاهدانه کشت می‌شده است.
پس از ممنوعیت دخالت دولتها در خرید وفروش تریاک (1912) فقط بخشی از کمپانی هند شرقی انگلیس تجارت مواد مخدر را ادامه داد و سازمان بزهکاری چند ملیتی مافیا ابتکار عمل را به دست گرفت و از خاور دور و آسیای جنوبی که مبدأ اصلی تهیه و صدور تریاک بود آن را به اقصی نقاط دنیا برد و میلیون ها نفر را به بلای اعتیاد مبتلا ساخت.
پس از جنگ جهانی دوم، تایلند، لائوس وبرمه ( میانمار )مرکز فعالیت مافیا گردید و مناطق مذکور را « مثلث طلائی » نامیدند.
مناطق مذکور از مخوفترین نقاط دنیا است و تاکنون اجساد بسیاری از خبرنگاران که برای تهیه گزارش به مناطق مذکور رفته بودند پیدا شده است. دراین مناطق نیمی از تریاک و هروئین جهان تهیه می‌گردد .
لابراتورها در جنگ ها مستقر و سال به سال برتعداد اعضاء باند مافیا افزوده میگردد. فعالیت آنان مرموزتر وبغرنج تر می‌شود و چندین میلیون نفر نیز دراین مناطق معتاد هستند.
مناطق زیر کشت شاهدانه و خشخاش در تایلند در سال 1997 در حدود2000هکتار برآورد شده است. مقدار شاهدانه که بطور عمده در بخشهای شمال شرقی تایلند کشت می‌شود در سال 1995 بین 200 الی 300 تن بوده است .
شهر بانکوک ( پایتخت تایلند ) که بیش از دو میلیون نفر معتاد دارد یکی از مراکز مهم ساخت و توزیع هروئین، حشیش، امفته تامین و متافتامین در دنیا است. مقامات عالی رتبه تایلند با سازمان مافیا همکاری داشته و در عمده فروشی و صدور مواد مخدر به آمریکا و اروپا و سایر کشورها نقش مهمی را ایفاء مینمایند.
با اینکه روستائیانی که در مناطق دور از بانکوک زندگی می‌کنند کمتر معتاد هستند ولی درکل جمعیت روستائی 70 درصد کشاورزان تایلندی معتاد به مواد مخدر می‌باشند.
در سال 1949 که انقلاب سوسیالیستی چین به پیروزی رسید در حدود 50 میلیون نفردر چین معتاد به مواد مخدر بوده اند. مائو رهبر انقلاب چین، مبارزه سخت و جدی برعلیه گروه های سازمان یافته قاچاقچیان مواد مخدر را آغاز و ضربه های هولناک برمعتادین و قاچاقچیان و سوداگران وارد آورد در صورتی که اکثر کشورهای همجوار چین در قاچاق مواد مخدر فعالیت داشتند. از جمله چیانکاچک که با انقلابیون چین می جنگید برای تأمین مخارج جنگ، مواد مخدر خرید و فروش می‌کرد.
در جنگ ویتنام که در 4 اوت 1964 آغاز و تا 27 ژانویه 1973 ادامه داشت آمریکا برای کمک به ویتنام جنوبی وارد جنگ شده بود سازمان مافیا با سازمان سیا (CIA) و ژنرالهای آمریکائی برای معتاد نمودن جنگجویان ویتنام شمالی که طرفدار کمونیستها بودند همکاری میکردند ولی سربازان آمریکائی نیز از این بلیه در امان نماندن و پس از خاتمه جنگ، هزاران سرباز معتاد به آمریکا بازگشتند.
بند اول ـ سابقه تاریخی اعتیاد به مواد مخدر در جهان
در مطالعه تاریخچه استعمال افیون می‌بینیم که بشر افیون را از سالهای نخستین تاریخ می‌شناخته و به نوعی استعمال می‌کرده است. بر خلاف آنچه که مشهور است، چینی‌ها اولین مردمی نبودند که با تریاک آشنایی داشتند، گرچه حکما و دانشمندان چینی از دیرباز با خواص درمانی تریاک آشنا بودند، ولی احتمالاً در قرن نهم یا دهم بود که تریاک توسط اعراب به کشور چین معرفی شد.
نوشته‌هایی که از تمدن سومریها باقی است، نشان می‌دهد که سومریان از کهن ترین اقوامی هستند که نه تنها از تریاک استفاده

ب گسیختگی است. اما بیشتر جامعه‌شناسان اروپایی از قبیل مارکس، سایمل، رالف دارندورف، و نیز بیشتر جامعه‌شناسان دوره بیش از پارسونز مانند رابرت پارک، جان برجس، ویلیام سامز، چالز کولی، ای آر رأس، و آلبیون اسمال و در دهه‌های اخیرتر جسی برنارد و لوئیس کوزر، منازعه را در خدمت مقاصد مثبت اجتماعی به‌شمار آورده‌اند. از دید نظریه‌پردازان کارکردی‌گرا، منازعه نه تنها موجب یکپارچگی گروه می‌شود بلکه به ایجاد هویت گروهی نیز کمک کرده، مرزهای گروه را روشن‌تر ساخته و انسجام گروه را افزایش می‌دهد(فرجاد،1378).
2-1-2- انواع نظریات منازعه
کنت والتس در اثر برجسته خود به نام «انسان، دولت و جنگ» سه تصور متمایز از روابط بین‌الملل را مطرح می‌سازد که معمولاً بر اساس آن‌ها به تجزیه و تحلیل ریشه‌های جنگ پرداخته می‌شود. طبق تصور اول، ریشه جنگ را باید در طبیعت و رفتار انسان جستجو کرد. طرفداران دومین تصور نیز با توجه به ساختار درونی دولت‌ها به تبیین جنگ می‌پردازند(عبدی،1376).
بر اساس تصور سوم نیز ریشه جنگ در شرایطی نهفته است که نظریه‌پردازان سیاسی قدیم آن‌را «فقدان مرجع بین‌المللی» نامیده‌اند. بر اساس این تصورات، دو نوع تبیین از منازعه ارائه شده است:
3-1-2- نظریه‌های خرد منازعه:
که مربوط به طبیعت و رفتار انسان‌ها می‌شود. تحلیل‌گران خردنگر در جستجوی سائقه‌های ناخودآگاه پرخاش‌گری، نگاه خود را به درون تک تک اعضاء هر نوع متوجه می‌سازند و تردید دارند که بتوان برای منازعه اجتماعی و بین‌المللی، انگیزه‌های آگاهانه یافت. نظریه‌های خرد سیستمی منازعه دارای چند زیر نظریه می‌باشند که عبارت‌اند از:

الف: نظریه‌های زیست‌شناختی و روان‌شناختی: این نظریه‌ها بر ریشه‌های رفتار انسان‌ها تاکید کرده و استدلال می‌کنند که رقابت‌ها و منازعات سیاسی- اقتصادی فردی و اجتماعی، معلول تلاش انسان برای برآورده ساختن نیازهای زیستی و روانی فرد است. از نظریه‌های دیگری که زیر مجموعه نظریه‌های زیست‌شناسی و روان‌شناسی قرار می‌گیرند می‌توان به نظریه‌های پرخاش‌گری، رفتارشناسی، و ناکامی – پرخاش‌گری، اشاره کرد(فرجاد،1378).
ب: نظریه یادگیری اجتماعی: نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی نظیر آلبرت باندورا ، به نظریه‌های غریزی و زیست‌شناختی و پرخاش‌گری و نظریه‌های روان‌شناختی به دیده تردید می‌نگرند. ناندورا این مسئله را رد می‌کند که نیروی پرخاش‌گری در موجودات زنده بدون آن‌که به محرکی خارجی نیاز باشد، باید هرچه سریع‌تر آزاد شود. در مقابل، وی بر عوامل محیطی آزادکننده نیروی پرخاش‌گری تاکید می‌کند(فرجاد،1378).
4-1-2- نظریه‌های کلان منازعه:
که مربوط به نیروهای وسیع‌تر اجتماعی و سیاسی می‌شود. عموم تحلیل‌گران کلان‌نگر، بیان صریح انگیزه‌ها و دلائل آگاهانه برای توسل افراد به خشونت در داخل و در میان جوامع را مهم تلقی می‌کنند. آن‌ها این‌گونه اظهارات را خصوصاً برای تبیین علت وقوع منازعات مشخص میان طرف‌های مشخص و در زمان‌های مشخص حائز اهمیت می‌دانند. آنان برای این حکم تو اعتبار خاصی قائل‌اند: «اگر می‌خواهید بدانید که چرا مردم با هم می‌جنگند از خودشان بپرسید تا برایتان بگویند»(فرجاد،1378).
نظریه‌های کلان سیستمی، منازعه (جنگ و صلح) را در سطح نظام بین‌الملل و بر اساس ویژگی‌های آن توضیح می‌دهند. آنچه جنگ‌طلبی را تشویق یا تحدید می‌کند متغیرهای سیستمیک می‌باشد نه متغیرهای در سطح واحدهای تشکیل‌دهنده نظام. از جمله این نظریه‌های سیستمیک می‌توان به نئورئالیزم، نئولیبرالیسم و سازه‌انگاری اشاره کرد(فرجاد،1378).
5-1-2- دیدگاه متفکران و نظریه پردازان به منازعه
متفکران و نظریه‌پردازان سیاسی، جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، حقوقدانان و دیگر دانشمندان علوم، نظریات مختلفی در مورد منازعه و به‌طور خاص، جنگ ارائه کرده‌اند، در زیر به برخی از آن‌ها اشاره می‌نماییم:
1-روسو : معتقد بود که فرد به‌عنوان یک حیوان اجتماعی، رفتارش نیز در جامعه تحت‌تاثیر تمایلات مخرب حیوانی یا خرد انسانی اوست. در این برداشت، انسان در قالب جامعه مطرح می‌شود و رفتار او نیز متأثر از محیطی است که او یک محصول طبیعی آن است. در تعبیر روسو، علت عمده منازعه و جنگ نه انسان است و نه دولت، بلکه نظام حاکم بر جامعه یا state system است. جنگ و خونریزی رهبران و حاکمان جامعه به خاطر شهرت، قدرت، ثروت و اقتدار و غیره از جمله انگیزه‌هایی است که در پشت این زشت‌ترین و پلیدترین پدیده اجتماعی نوع بشر وجود دارد (حجاریان ،1358).
2- داروین : طرفداران نظریه داروین بر این اعتقاد هستند که انسان‌ها مانند موجودات دیگر در ذات و فطرت خود رفتاری خشونت‌آمیز و حیوانی دارند و همواره در صدد سلطه‌جویی و حذف یکدیگرند و در این میان دوام و بقا، نصیب قوی‌ترین آن‌ها می‌شود (حجاریان،1358).
3- امانوئل کانت : معتقد بود که صلح در میان انسان‌ها یک حالت طبیعی نیست، بلکه آنچه طبیعی و فطری است منازعه و جنگ است (حجاریان،1358).
4- کنراد لورنز : نشان می‌دهد که روحیه سلطه‌جویی و تجاوز موجب بقای نوع بشر شده است (حجاریان،1358).
5-اریک فروم : معتقد است که عشق به زندگی و سازندگی ذاتاً در فطرت بشر موجود است، فقط باید زمینه تجلی آن‌را به‌وجود آورد، در غیر این صورت انسان در راه تخریب آن گام برخواهد داشت. به عبارت دیگر اگر محیط را تغییر دهید، رفتار انسان را می‌تونید تغییر دهید(حجاریان،1358).
6-مارکسیست‌ها: آن‌ها خشونت و تجاوز و منازعه و جنگ را به‌گونه دیگری تعبیر می‌کنند. آن‌ها برای توجیه نظرات خود از قلمرو جامعه‌شناسی کمک می‌گیرند و منازعه و خشونت را ناشی از تضاد طبقاتی می‌دانند (حجاریان،1358).
7-ریمون آرون : به عقیده آرون، جنگ به خودی خود متعلق به قلمرو هنر و دانش نیست، بلکه یک پدیده متعلق به زندگی اجتماعی است و تا هنگامی که بشریت به وحدت کامل در چارچوب یک حکومت جهانی نرسد، اختلاف بین سیاست داخلی و سیاست خارجی وجود دارد و لاجرم تعارض، تضاد، منازعه و جنگ اجتناب‌ناپذیر خواهد بود(حجاریان،1358).
8- کوئینسی رایت : کوشش بسیار وسیع و عمیقی درباره علل و ماهیت جنگ انجام داده است. او در کتابی تحت عنوان «تحقیق در باب جنگ» چهار مولفه عمده را در این خصوص ردیابی و تحلیل کرده است. این عناصر عبارت‌اند از: الف: تحول دانش فنی یا تکنولوژی، به‌ویژه فنون مربوط به مسائل نظامی. ب: حقوق، به‌ویژه قواعد و قوانینی که به پیش‌گیری و هدایت جنگ مربوط است. ج: تشکیلات اجتماعی، به‌ویژه آن‌چه که به واحدهای سیاسی، قومی ملت‌ها، امپراطوری‌ها و سازمان‌های بین‌المللی مربوط می‌شود. د: افکار عمومی و برداشت‌های مرتبط با هدف‌ها و ارزش‌ها. این چهار عامل یا چهار محور اصلی، که متغیرها و پدیده‌هایی مثل تکنولوژی، حقوق، سیاست، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فرهنگ و بیولوژی انسان را در بر می‌گیرند، همواره در معرض تغییر و تحول و اختلال هستند و در نتیجه نظم جامع را برهم می‌زنند و سبب بروز جنگ و خشونت می‌شوند(حجاریان،1358).
2-2- اقسام شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات
شیوه‌های متعدد جایگزین حل منازعات یا غیر قضایی برای طرفین منازعه این امکان را میسر می‌سازد که مناسب‌ترین شیوه را جهت حل‌وفصل منازعه انتخاب نمایند. شیوه‌ای جایگزین حل منازعات یا “ای دی آر) روش‌های متعددی را دربرمی گیرد که مهم‌ترین آن‌ها به شکل مختصر قرار ذیل‌اند:
1-2-2- میانجیگری

میانجیگری در لغت به معنای “وساطت” میان دو نفر هست. میانجیگری در اصطلاح روشی است که به‌موجب آن شخص ثالث بی‌طرف به‌عنوان میانجی از طریق تشکیل جلسات و گفتگو، طرفین منازعه را در ایجاد راه‌حل‌های احتمالی که برای حل منازعه متصور است همکاری می‌نماید. با توجه به اختلافات طرفین و نظرات آن‌ها و پس از بررسی راه‌حل‌های ممکن با رعایت منافع دو طرف میانجی راه‌حلی مناسب را برای طرفین منازعه پیشنهاد می‌نماید(بیات،1387).
میانجیگری یکی از شیوه‌های معمول در حل‌وفصل منازعات به‌حساب می‌رود. مراجعه به میانجیگری اختیاری وبر اساس توافق طرفین منازعه صورت می‌گیرد. البته تفاوت میان حکمیت میانجیگری در این است که برخلاف حکمیت که در آن فیصله‌های حکم الزام‌آور است و همانند فیصله‌های محاکم بدون رضایت یکی از طرفین (محکوم‌علیه) نیز قابل تطبیق هست ولی فیصله‌های میانجی برای طرفین منازعه الزام‌آور نیست و طرفین می‌توانند فیصله میانجی را نپذیرند.
2-2-2 – مذاکره
مذاکره عبارت از روشی است که در آن طرفین مذاکره تلاش می‌کنند که در مورد موضوع مورد منازعه به توافقی که موردقبول آن‌ها قرارگیری، دست یابند(نظری،1386).
مذاکره یکی از روش‌های ابتدایی در حل‌وفصل منازعه به‌حساب می‌رود. درروش مذاکره طرفین منازعه ترجیح می‌دهند به‌جای مراجعه به نهادهای رسمی و محاکم اختلافاتشان را از طریق گفتگو حل‌وفصل نمایند. مذاکره یا از طریق گفتگوهای مستقیم و یا هم توسط وکلای طرفین منازعه صورت می‌گیرد. مذاکره روشی است در حل منازعه در سطح بین‌المللی نیز مورداستفاده قرار می‌گیرد. در سطح بین‌المللی بسیاری از کشورها اختلافاتشان را از طریق مذاکره و گفتگو حل‌وفصل می‌نمایند.
3-2-2- حکمیت
حکمیت یکی دیگر از روش‌های جایگزین حل منازعات یا “ای دی آر” هست. حکمیت نزدیک‌ترین روش قضایی و رسمی حل منازعات هست.
حکمیت عبارت از فنی هست که هدف آن حل‌وفصل یک منازعه میان طرفین منازعه توسط شخص ثالث که حکم نامیده می‌شود هست. در حکمیت اختیارات از طرفین منازعه گرفته می‌شود وبر اساس آن میان طرفین منازعه فیصله صادر می‌نمایند(فکوهی،1389).
مراجعه به حکمیت مانند سایر شیوه‌های “ای دی آر” اختیاری و به اساس توافق طرفین منازعه صورت می‌گیرد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4-2-2- مصالحه
مصالحه همانند میانجیگری روشی است که در آن با گفتگوهای وساطت مصلح منازعه طرفین حل‌وفصل می‌شود. مصلح نیز همانند میانجی با طرفین منازعه در خصوص موضوع مورد اختلاف گفتگو می‌کند و دیدگاه‌های آن‌ها را به هم نزدیک کرده و در صورت تمایل طرفین طرح مصالحه را تنظیم می‌نماید. بعضی از دانشمندان فن مدیریت منازعه بین میانجیگری و مصالحه تفاوت قائل نمی‌شوند. برعکس عده‌ای دیگری را عقیده بر آن است مصالحه شیوه جدا مستقل از میانجیگری در حل منازعات به‌حساب می‌رود. به عقیده آن‌ها مصالحه یک شیوه بالاتر از میانجی‌گری هست و نقش مصلح در حل منازعه فعال‌تر از میانجی هست. زیرا مصلح در پهلوی وساطت ایجاد راه‌حل‌ها، متن مصالحه را نیز تنظیم می‌نماید(فکوهی،1389).
5-2-2- ارزیابی بی‌طرفانه
ارزیابی بی‌طرفانه عبارت از روشی است که طبق آن طرفین منازعه دلایل و ادعاهای خود را در خصوص موضوع مورد منازعه به یک کارشناس بی‌طرف ارائه می‌کنند و کارشناس مذکور دلایل و ادعاهای طرفین را ارزیابی می‌کند و سپس پیش‌بینی می‌کند که محکمه چگونه در خصوص موضوع مورد منازعه تصمیم خواهد گرفت. ارزیابی بی‌طرفانه این جهت یکی از روش‌های جایگزین حل منازعه تلقی می‌گردد که چنانچه منازعه یک موضوع مسلکی یا تخصصی را در برداشته باشد که مستلزم ارزیابی متخصص کارشناس باشد، بعد از ارزیابی بی‌طرفانه، طرفین ممکن است توافق کنند که یک متخصص یا کارشناس بی‌طرف راجع به موضوع اتخاذ تصمیم نماید.
بااینکه مراجعه به متخصص بی‌طرف اختیاری و به رغبت طرفین منازعه هست، آنان می‌توانند توافق نمایند که نظر کارشناس در خصوص موضوع مورد منازعه برای آن‌ها الزام‌آور باشد(بیات،1387).
3-2- خصوصیات شیوه‌های جایگزین حل منازعات
هدف اصلی شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات نهادهای رسمی عدلی قضایی پایان دادن به اختلاف طرفین منازعه هست، اما

2-1-2-1 دوره نخست (1357-1346): 4
2-1-2-2 دوره دوم (1367-1358): 4
2-1-2-3 دوره سوم (1383-1368): 5
2-1-2-4 دوره چهارم (از 1384 تاکنون): 7

2-2 نحوه خرید و فروش سهام: 9
2-2-1 نحوه خرید و فروش در بازار رسمی: 9
2-2-3 نحوه انجام معاملات در تابلوی غیررسمی: 13
2-3 کارگزاران: 14
2-3-1 انتخاب کارگزار : 14
2-4 تعریف سهام: 15
2-5 انواع سهام: 16
2-5-1 سهم با نام: 16
2-5-2 سهم بی نام: 16
2-5-3 سهام ممتاز: 17
2-5-4 سهم موسس یا انتفاعی: 17
2-6 شکل سهام و مطالبه مبلغ اسمی سهام: 18
2-7 تبدیل سهام: 19
2-8 وثیقه سهام: 19
2-9 تعریف سهام عادی: 19
2-10 اساسنامه : 20
2-11 ویژگیهای سهام عادی : 20
2-11-1 حق مالکیت: 21
2-12 مسئولیت محـدود سهامداران : 21
2-13 حق رأی: 22
2-14 کنترل شرکت: 22
2-15 حق دریافت سود سهام: 23
2-16 سررسید سهام عادی: 23
2-17 سهام مجاز و انتشاریافته و سهام خزانـه: 24
2-18 حق تقدم در خرید سهام: 24
2-19 سایر حقـوق: 25
2-20 اختیار خریـد سهام به عنوان وسیله ای برای تأمین مالی: 25
2-21 ویژگیهای اختیار خریـد سهام عادی : 26
2-22 تعیین ارزش سهام عادی : 28
2-23 ارزش ذاتی سهام عادی : 28
2-24 ساده ترین روش برای تعیین ارزش سهام عادی: 29
2-24-1 ارزش اسمی : 30
2-24-2 صرف سهام : 31
2-24-3 ارزش دفتـری هر سهم : 31
2-25 ارزش اختیار خریـد سهام عادی: 32
2-26 نمودار ارزش بازار اختیار خرید سهام: 32
2-27 رابطه بین قیمت سهام و ارزش محاسباتی اختیار خریـد : 34
2-28 رابطه بین ارزش بازار اختیار خرید و قیمت سهام عادی : 34
2-29 ریسک سرمایه گذاری: 35
2-30 محاسن سهام عادی: 35
2-31 معایب انتشار سهام عادی: 36
2-32 عایـدات سهام عادی: 37
2-33 انواع ریسک: 38
2-33-2 ریسک تورم: 39
2-33-3 ریسک مالی: 39
2-33-4 ریسک نقدشوندگـی: 40
2-33-5 ریسک نـرخ ارز: 40
2-33-6 ریسک سیاسی: 41
2-33-7 ریسک تجاری: 41
2-38 عوامل ریسک سیاسی: 42
. 2-38-1 تغییر در ساختار دولت: 42
2-38-2 اظهار نظر مقام های سیاسی خارجی: 43
2-38-3 تاثیر پذیری از اظهار نظر مقامات داخلی: 43
2-38-4 اقدام سازمان های بین المللی: 45
2-38-4-1 اعمال تحریم ها: 45
2-38-5 تحولات سیاسی خارجی: 47
2-39 مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور: 48
فصل سوم 61
روش تحقیق 61
3-1 تعریف و تبیین جامعه آماری: 62
3-2 نمونه آماری و روش نمونه گیری: 63
3-3 دوره زمانی تحقیق: 64
3-4 روش های جمع آوری داده ها: 64
3-4-1 ابزار گرد آوری داده ها و اطلاعات 65
3-5 روایی یا اعتبار پرسشنامه 67
3-7 روش تحقیق 67
فصل چهارم 72
تجزیه و تحلیل یافته ها 72
4-1 مقدمه 73
4-2 توصیف متغیر های تحقیق 73
4-2-1 توصیف نمونه آماری از نظر جنسیت 74
4-1 جدول فراوانی جنسیت 74
4-2-2 توصیف نمونه آماری از نظر سن 75
4-2 جدول فراوانی سن 75
4-2-3 توصیف نمونه آماری از لحاظ تحصیلات 76
4-3 جدول فراوانی تحصیلات 76
4-2-4 توصیف نمونه آماری از نظر سابقه خرید سهام 77
4-4 جدول فراوانی خرید سهام 77
4-3 بررسی آزمون فرضیات تحقیق 78
4-4-1 بررسی آزمون فرضیه فرعی اول 80
4-4-2 بررسی آزمون فرضیه دوم 82
4-4-3 بررسی آزمون فرضیه سوم 83
4-4-4 بررسی آزمون فرضیه چهارم 85
4-4-5 بررسی آزمون فرضیه پنجم 86
4-4-6 بررسی آزمون فرضیه ششم 87
4-4-7 بررسی آزمون فرضیه هفتم 89
4-8 جدول ضریب آلفای کرونباخ: 90
جدول 4-12 ضریب آلفای کرونباخ 90
فصل پنجم 91
بحث و نتیجه گیری 91
5-1 خلاصه فصول قبل پژوهش : 92
5-2 نتیجه گیری : 93
5-3 محدودیت ها : 94
5-4 پیشنهاد ها: 94
5-5 پیشنهاد برای تحقیقات بعدی: 95
منابع فارسی : 96
منابع لاتین : 97
Abstract 99

چکیده
امروزه با توجه به نوسانات قیمت نفت و تحریم های گوناگون در زمینه خرید نفت از ایران و کاهش درآمدهای کشور و کاهش قدرت ریال در مقابل ارزهای خارجی، جایگزینی بعضی از انرژیها در آینده نه چندان نزدیک به جای نفت و همچنین نرخ رشد جمعیت ،کشور ما در معرض بحران اقتصادی و بحران تشکیل سرمایه برای توسعه طرح ها وپژوهش های اقتصادی قرار گرفته است.
بنابراین بازار بورس اوراق بهادار می تواند یکی از روش های تامین سرمایه در سطح کلان محسوب گردد همچنین با رونق بورس اوراق بهادار می توان سرمایه های سرگردان را جمع آوری نمود و باعث رشد اقتصادی وایجاد اشتغال برای جوانان شد. بنابراین تعین عوامل موثر بر تصمیم خریدارن به منظور کاهش عوامل تعدیل کننده خرید و افزایش عوامل بالا برنده خریداران، از اهمیت زیادی بر خوردار است. بدین منظور نمونه آماری مشتمل بر 380 نفر انتخاب گردیدند. با استفاده پرسشنامه طراحی شده، به جمع آوری داده ها اقدام بعمل آمد. روایی پرسشنامه ها با استفاده از روش روایی سوری مورد بررسی و تأیید قرارگرفت، پایایی آن ها نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار بدست آمده، قابل اتکا بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آماری توصیفی و استنباطی جهت تلخیص و طبقه بندی اطلاعات جمع آوری شده وپس از اثبات همبستگی بین متغیرها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون فرض ها از رگریسون استفاده شده است. همچنین برای تحلیل داده های آماری از نرم افزارspss استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که اظهارنظر مقامات سیاسی داخلی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد ، اظهارنظر مقامات سیاسی خارجی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد، اخبار سیاسی بین المللی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر ندارد، اقدامات سازمان های بین المللی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد و تحولات سیاسی داخلی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد. و همچنین تحولات سیاسی داخلی و خارجی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر ندارد.
واژگان کلیدی: بورس اوراق بهادار، سهام، عوامل سیاسی

فصل اول
کلیات تحقیق

1-1 مقدمه
بورس اوراق بهادار، یک بازار اقتصادی است که در آن، خرید و فروش اوراق بهادار تحت ضوابط و قوانین خاص صورت می گیرد. با عنایت به عرضه سهام بزرگ ترین و مهم ترین واحدهای اقتصادی کشور در تالارهای بورس ، آیا هر گونه تغییر در شرایط اقتصادی، سیاسی و … می تواند به سرعت بر بورس اوراق بهادار تأثیر گذاشته، آن را دچار نوسان کند ؟ بررسی و تحلیل مالیه رفتاری سرمایه گذاران و فعالان بازار یکی از مباحث نوپای رشته مدیریت مالی محسوب می گردد . بر مبنای رویکردهای موجود در این زمینه، تصمیم گیری سرمایه گذاران صرفًا بر مبنای تجزیه و تحلیل کمی وعقلایی انجام نمی شود، بلکه عوامل ناشی از انتظارات بازار نیز تأثیر زیادی بر نحوه واکنش سهامداران به فعل و انفعالات بازار خواهد گذاشت . به دیگر سخن ،مالیه رفتاری را می توان ادغام اقتصاد کلاسیک و علوم روانشناسی و تصمیم گیری دانست.
1-2 بیان مسئله
امروزه سرمایه گذاران برای انتخاب سرمایه گذاری،دامنه بسیار وسیعی از عوامل را مد نظر قرار می دهند. اما تا به حال، تحقیقات محدودی درباره روش انتخاب از بین سرمایه گذاری های مختلف انجام شده است. تصمیم گیری های سرمایه گذاران روز به روز پیچیده تر و ریسکی تر می شود و نتایج این سرمایه گذاری ها می تواند تاثیرات با اهمیتی بر زندگی مردم، به خصوص هنگام بازنشستگی داشته باشد. اطلاعات کمی در مورد عوامل مؤثر بر تصمیم گیری سرمایه گذاران وجود دارد (عیوض لو و صادقی،۱۳۸۷).
تصمیم گیری یکی از مهم ترین امور در زندگی روزمره انسان به شمار می رود. ما هرروز باید به نحوی تصمیمات گوناگونی را اتخاذ نماییم. تصمیمات افراد حقیقی و حقوقی می توانند با توجه به عوامل موثر طیف گستردهای را تشکیل دهند.معمولا تصمیم گیری در موارد عمده اجتماعی از قبیل تصمیمات تجاری ماهیت تکراری نداشته واز حساسیت بالایی بر خور دار است .و غالب این تصمیمات از پیچیدگی وتنوع بسیاری بر خور دار بوده و نتایج مهمی را در بر دارد. دلیل این امر رامی توان وجود متغیر های زیاد در این تصمیمات دانست.
این تصمیمات نمی تواند فقط متکی بر قضاوت ونبوغ شخصی باشد بلکه باید سعی شود تا تا حد امکان بر مبنای اطلاعاتارائه شده و استفاده از نظرات کارشناسان مربوطه اتخاذ شود. تصمیم گیری سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار نیز از این گروه تصمیمات می باشد.
تصمیم گیرندگان در بورس نمی توانند انتخاب را در محدوده ذهنی خود و بر مبنای حدس و به صورت ذهنی انجام دهند بلکه باید اطلاعات و آمار و حقایق عینیارائه شده توسط شرکت ها ،سازمانها را مورد بررسی قرار دهند و بر مبنای آن تصمیم گیری کنند.
در ارتبا ط باعوامل موثر بر تصمیم گیری در مورد خرید و فروش سهام توسط سرمایه گذاران عادی چندین تحقیق انجام شده که همه این پژوهش ها حاکی از آن است که فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاران و رفتار آنها بسیار پیچیده بوده، امکان ارائه یک الگوی واحد برای پیش بینی رفتار آنها در بازار، به راحتی میسر نخواهد بود.
به طور کلی شواهد تجربی به دست آمده از مطالعات صورت گرفته در بازارهای سرمایه، گویای این واقعیت است که فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاران و رفتار آنها بسیار پیچیده بوده، امکان ارائه یک الگوی واحد برای پیش بینی رفتار آنها در بازار، به راحتی میسر نخواهد بود. در بسیاری از مواقع رفتار سرمایه گذاران در بورس غیر‌عقلایی است و شناسایی دقیق محرکهای رفتاری امکان پذیر نخواهد بود.
به طورکلی می توان گفت که عوامل روانی تاثیرگذار بر قصد افراد به سرمایه‌گذاری در بورس اوراق بهادار به این شرح هستند:
۱) عوامل بیوریتمی؛
۲) قدرت تحلیل ذاتی؛
۳) کسب پرستیژ ( وجهه ) سهامداران بودن؛
۴)انطباق تصویر ذهنی خریدار و تصویر واقعی شرکت؛
۵) میزان درجه ریسک پذیری؛
۶) میزان اعتماد به نفس.
با این حال سه عامل کلی را میتوان بر تصمیم گیری افراد موثر دانست.این سه عامل عبارتند از:عوامل اقتصادی ،فرهنگی و سیاسی از بعد اقتصادی،افزایش تولید ناخالص ملی کشور ،در آمد سرانه و همچنین توزیع عادلانه در آمد بین افراد ،مدیریت عملکرد شرکت ها و وضعیت مناسب آنها به عنوان عوامل اقتصادی موثر بر تصمیم خریداران عنوان شده است. از نگاه فرهنگی نیز ،سطح آگاهی مردم از مسایل اجتماعی و شناخت افراد از عملکرد بورس اوراق بهادار ،عادت زندگی ،ترغیب و تشویق و جلب اعتماد مردم به سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار،به عنوان عوامل فرهنگی موثر در تصمیم خریداران عنوان گردیده است (قدس،۱۳۸۷).
از بعد سیاسی عواملی مانند نوع حکومت و نحوه مالکیت کشور به عنوان عوامل موثر در نظر گرفته شده است.البته به دلیل تفاوت کشور ها در نوع سیاست هیچ تحقیقی که بتوان نتایج آن را به کشور ما تعمیم داد وجود ندارد.
با توجه به نقش انکار نا پذیر سیاست بر اقتصاد در کشور ماو به دلیل تفاوت کشور ما از لحاظ سیاسی با بقیه کشورها در نوع حکومت داری و ارتباط با سایر کشورها بر آن شدیم تا تاثیر عوامل سیاسی را با توجه به مقتضیات کشورمان بر تصمیم گیری خریداران بورس را بررسی و تحلیل کنیم.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

رویدادهای سیاسی و اجتماعی و پیش بینی احتمال تأثیر هر یک از آن‌ها بر اقتصاد کشور و همچنین عوامل اقتصاد کلان (کل سیستم اقتصادی کشور) می‌تواند در تصمیم گیری سهامدار در خرید و فروش سهام نقش عمده‌ای داشته باشد.
دامنه‌ی این عوامل بسیار متنوع است و طیف گسترده‌ای را در بر می‌گیرد. عواملی مانند نرخ تورم، بیکاری، اشتغال، سبد مصرفی خانوار، توزیع درآمد و …برخی از عوامل اقتصادی تأثیرگذار بر وضعیت بازار سهام است.
همچنین عوامل سیاسی-اجتماعی مانند بروز تنش‌ها و آشوب‌ها، رخدادهای مهم سیاسی … نیز به نوبه‌ی خود بر اوضاع عمومی بازار سهام می‌تواند حائز اثرات مثبت یا منفی باشد.
گفتنی است دو عامل نوع صنعت و اقتصاد کلان عوامل بیرونی هستند که غالبا شرکت‌ها و خود بورس بر آن‌ها کنترلی ندارند و مابقی عوامل یاد شده، عوامل درونی شرکت‌ها به شمار می‌آیند.
بررسی و تحلیل رفتاری سرمایه گذاران و فعالان بازار یکی از مباحث نوپای رشته مدیریت محسوب می گردد . بر مبنای رویکردهای موجود در این زمینه، تصمیم گیری سرمایه گذاران صرفًا بر مبنای تجزیه و تحلیل کمی و عقلایی انجام نمی شود، بلکه عوامل ناشی از انتظارات بازار نیز تأثیر زیادی بر نحوه واکنش سهامداران به فعل و انفعالات بازار خواهد گذاشت . به دیگر سخن ، رفتار را می توان ادغام اقتصاد کلاسیک و علوم روانشناسی و تصمیم گیری دانست.به طور کلی ، سرمایه گذاران در زمان تصمیم گیری به دو عامل مهم ریسک و بازده توجه دارند . بر خلاف سرمایه گذاران عمده که ابزارها و امکانات گسترده ای را برای ایجاد تناسب، بین این دو متغیر در اختیار دارند، سرمایه گذاران انفرادی غالبًا فاقد این گونه ابزارهایند. به علاوه، بالا بودن نرخ نوسانات اقتصادی و سیاسی، بی ثباتی قوانین و مقررات و … به افزایش ریسک تصمیم گیری در بورس اوراق بهادار منجر می شود. مجموعه این عوامل باعث می شود تا بازار سرمایه با ریسک ثانویه ای ناشی از فردگرایی و غیر قابل پیش بینی بودن رفتار سرمایه گذاران مواجه گردد. این تحقیق به دنبال پاسخگو یی به این سؤال است که چه عوامل سیاسی در تصمیم گیری سرمایه گذاران مؤثرند؟ به زعم زیگل مالیه رفتاری به مطالعه و تحلیل چگونگی تفسیر و عمل بر مبنای اطلاعات، جهت انجام تصمیمات ساختار یافته سرمایه گذاری توسط افراد می پردازد بدیهی است مالیه رفتاری تلاش نمی کند نشان دهد رفتار عقلایی نادرست است ، بلکه در تلاش است که کاربرد فرایندهای تصمیم گیری روانشناختی را در شناخت و پیش بینی بازارهای مالی نشان دهد.
بنابراین در این پژوهش قصد داریم با توجه به تجربیات خبرگان و کارشناسان در این زمینه عوامل سیاسی موثر برتصمیم گیری سرمایه گذاران در 10سال گذشته را پایش کرده و میزان تاثیر آن بر روی تصمیم خریداران را اندازه گیری کنیم .
1-3 ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
امروزه با توجه به نوسانات قیمت نفت و تحریم های گوناگون در زمینه خرید نفت از ایران وکاهش درآمدهای کشور و کاهش قدرت ریال در مقابل ارزهای خارجی ،جایگزینی بعضی از انرژیها در آینده نه چندان نزدیک به جای نفت وهمچنین نرخ رشد جمعیت ،کشور ما در معرض بحران اقتصادی و بحران تشکیل سرمایه برای توسعه طرح ها وپژوهش های اقتصادی قرار گرفته است.
بنابراین بازار بورس اوراق بهادار می تواند یکی از روش های تامین سرمایه در سطح کلان محسوب گردد همچنین با رونق بورس اوراق بهادار می توان سرمایه های سرگردان را جمع آوری نمود و باعث رشد اقتصادی وایجاد اشتغال برای جوانان شد.بنابراین تعین عوامل موثر بر تصمیم خریدارن به منظور کاهش عوامل تعدیل کننده خرید و افزایش عوامل بالا برنده خریداران، از اهمیت زیادی بر خوردار است.
1-4 سوالات پژوهش
1-4-1 سوال اصلی
آیا عوامل سیاسی بر تصمیم خریداران سهام عادی در بازار بورس اوراق بهادار تاثیر دارد؟
1-4-2 سوالات فرعی
آیا اظهارنظر مقامات سیاسی داخلی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد؟
آیا اظهارنظر مقامات سیاسی خارجی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد؟
آیا اخبار سیاسی بین المللی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد؟
آیا اقدامات سازمان های بین المللی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد؟
آیا تحولات سیاسی داخل بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد؟
آیا تحولات سیاسی خارجی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد؟
آیا مناسبات سیاسی ایران با سایر کشورها بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد؟
1-5 اهداف تحقیق
1- شناخت بازار بورس و جنبه های روانی موثر در بورس اوراق بهادار
2- تعیین و شناخت عوامل سیاسی موثر بر تصمیم گیری خریداران عادی بورس اوراق بهادار
6-1 فرضیات
1-6-1 فرضیه اصلی
عوامل سیاسی بر تصمیم خریداران سهام عادی در بازار بورس اوراق بهادار تاثیر دارد.
1-6-2 فرضیات فرعی
1. اظهارنظر مقامات سیاسی داخلی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد.
2 . اظهارنظر مقامات سیاسی خارجی بر تصمیم خریدان بورس تاثیر دارد.
3 . اخبار سیاسی بین المللی بر تصمیم

ابعاد ارزش ویژه برند

طبقه بندی و پیشنهادهای زیادی برای ابعاد ارزش ویژه برند وجود داردکه اولین و معرو فترین آنها توسط آکر (1991) ارائه شده که می توان گفت یک مدل کاملا روانشناختی است که ارزش ویژه را از دید مصرف کننده مورد سنجش قرار می دهد و شامل 5 بعد آگاهی با برند، تداعی برند،کیفیت درک شده، وفاداری به برند و سایر دارایی های مالکانه برند که مرتبط با شرکت است مطرح شد که عملاً 4 بعد اول در آنالیز تجزیه و تحلیل ارزش ویژه برند مبتنی بر نظر مصرف کننده در نظر گرفته می شودکه حتی آکر در سایر نظریاتش از همین 4 عامل استفاده کرده است و پنجمین عامل را به عنوان کانال ارتباطی میان شرکت و دیگر عوامل نه به عنوان یک رابطه مستقیم با مصرفکننده مطرح کرده است. از اولین کسانی که درباره این مفهوم از دید مصرفکننده و با تاکید بر ابعاد ادارکی آن فرضیاتی ارائه کردند کلر است که وی فرض می نماید ارزش ویژه برند به دانش برند و بر مبنای مقایسه آن با یک محصول بی نام مشابه بستگی دارد. کلر (2003) تصویر ذهنی برند را به عنوان یک شاخص در ارزش ویژه برند مطرح کرد. بر اساس مدل کلر دانش نام و نشان تجاری مشتمل بر آگاهی از نام و نشان تجاری و تصویر نام و نشان تجاری است.

پاپو و دیگران(2006)، گیل (2007)، اتیلگان (2006)، یو و دیگران (2002)، همچنین السن  (1993)، نیز 4 بعد شامل آگاهی از برند، تداعی برند، وفاداری به برند و کیفیت درک شده را برای ارزشی ویژه برند بیان کردند. در ادامه هر یک از این عوامل بررسی می گردد(ابراهیمی و همکاران، 1388).

 

2-3-2-1 وفاداری به برند

یک نام تجاری خوب انتخاب مصرف کنندگان را جهت می دهد، به طوری که در فضای یک بازار بسیار پیچیده، نامهای تجاری یکسان میانبری را در فرایند تصمیم گیری مصرف کننده به وجود می آورد. نام تجاری بر وفاداری مشتریان می افزاید. از آنجایی که مشتریان اکثر نامهایی را انتخاب می کنند که می شناسند استنباط می شود که وفاداری مشتریان به شرکت هایی با نام تجاری مورد تأیید بیشتر است. نام تجاری قوی ورود به بازار جدید را ممکن می سازد احتمالاً شرکت های دارای نامهای تجاری قوی در ورود به بازار جدید به مراتب موفق تر هستند(راج، 2008).

وفاداری مشتریان در حقیقت یک مزیت رقابتی برای شرکت ایجاد می کند چرا که مشتریان وفادار سبب صرفه جویی در هزینه های بازاریابی شرکت می شوند. به این دلیل که به گفته کارشناسان، هزینه جذب مشتریان جدید حدود 6 برابر حفظ مشتری فعلی است(حسینی، 1390).

وفاداری مشتری به سازمان مقوله ای است که از عوامل و شرایط متعدد و متنوعی در درون و بیرون سازمان تأثیر می پذیرد، که میزان اثرگذاری آن ها با توجه به نوع سازمان، از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت است. شناخت دقیق این عوامل و تعیین میزان اثرگذاری هر یک از آن ها، در کمک به مدیران جهت تصمیم گیری درست، از اهمیت زیادی برخوردار است. ادبیات بازاریابی خدمات بر روی مفاهیم و سازه های کلیدی مانند عدالت، مشتری گرایی، کیفیت خدمات، رضایت و وفاداری به نام تجاری تمرکز دارد(کرونین[1] و همکاران، 2009).

ایجاد وفاداری برند مستلزم سرمایه گذاری در برنامه های بازاریابی به خصوص مشتریان بالقوه و فعلی می باشد. این فعالیتهای بازاریابی توانسته بر طرز فکر مشتریان تأثیر بگذارد و منجر به نتایج مختلفی شده است . تمام حوزه های مختلف تماس مشتریان با برند، فرصتی را برای ایجاد نگرش مطلوب و افزایش وفاداری به برند مهیا نموده و ناحیه اصلی ارتباط با مشتریان برخورد فروش می باشد. از آنجایی که یک فروشنده تنها شخصی است که با مشتری ارتباط برقرار می کند او می تواند نقش اصلی برای تجربه مشتریان و ارزیابی از برند ایفا کند(برکسندورف[2] و همکاران، 2009).

وفاداری نوعی نگرش مثبت به یک محصول است که بر اثر استفاده مکرر از آن به وجود می آید که می توان دلیل آن را فرآیند های روانی بیان کرد. به بیان دیگر، تکرار خرید تنها یک واکنش اختیاری نیست بلکه نتیجه عوامل روانی، احساسی و هنجاری است(صفرزاده و همکاران، 1390).

مفهوم وفاداری، اولین بار در دهه 1940 ایجاد شد. در آن زمان، وفاداری یک مفهوم تک بعدی بود. بعد از آن در سالهای 1944 و 1945، دو مفهوم مجزا درباره وفاداری شکل گرفت: “ترجیح برند” که بعدها به عنوان، وفاداری نگرشی، مطرح شد و”سهم بازار” که بعدها تحت عنوان “وفاداری رفتاری” ارائه گردید. 30 سال بعد از آن، مفهوم و فاداری وارد ادبیات آکادمیک شد و محققان دریافتند که وفاداری می تواند ترکیبی از وفاداری نگرشی و رفتاری باشد(صفرزاده و همکاران، 1390).

[1] – Cronin

[2] – Brexendorf

هوش هیجانی در حوزه های مختلف:

تا کنون از هوش هیجانی در زمینه های آسیب شناسی روانی ، تعلیم و تربیت ، روابط بین فردی، رضایت حرفه ای و شغلی، سلامت جسمی ، فعالیتهای اقتصادی و تجاری و بهزیستی روانی  استفاده شده است. در این قسمت به صورت اجمالی این حوزه ها را مورد اشاره قرار می دهیم.

 

الف) هوش هیجانی در تفکر و رفتار اجتماعی:

مطالعه و بررسی هیجانها و احساسات به عنوان آخرین حد تلاش برای درک ، فهم و علت پویایی رفتار انسان از جمله موضوعهای بسیار مهم میباشد. گرچه ما میدانیم  که احساسات و خلق و خوی ما می توانند تاثیر اساسی بر حیات ذهنی و اعمال و رفتار ما داشته باشند اما تا این اواخر آگاهی کاملی  نسبت به چگونگی  و چرایی این تاثیرات نداشته ایم  مولفه های  مهم و اساسی هوش هیجانی آگاهی نسبت به نحوه تاثیر هیجانها بر کنش و عملکرد و آگاهی  از چگونگی کنترل آنها میباشد(علاقبند، 1387، 16).

آنچه ما اکنون در مورد نقش هیجان بر شناخت و رفتار اجتماعی می دانیم حاصل تلاشهای مربوط به دو دهه گذشته می باشد. مطالعات جدید نشان داده اند که بر خلاف باور اغلب فلاسفه و روان شناسان شناخت وهیجان مستقل و جدای از یکدیگر نیستند. بلکه ارتباط و پیوستگی های زیادی  بین احساسات و افکار  در حیات اجتماعی  انسان وجود دارد . هیجان میتواند هم بر فرایند تفکر ( چگونگی برخورد ما با اطلاعات اجتماعی) و هم بر محتوای تفکر قضاوت ها  و رفتار ها ( آنچه ما فکر میکنیم  و عمل می نماییم) اثر بگذارد. در مجموع هیجان بر بیشتر رفتارهای ارتباطی ، گروهی ، تصمیم های سازمانی، رفتارهای مرتبط  با سلامتی و بهداشت  و حتی خریدهای روزانه ی افراد تاثیر می گذارد و هوش هیجانی  لزوما شامل آگاهی از چگونگی و زمانی که این تاثیرات  صورت میگیرد ، نیست ( رضایی، 1389، 15).

 

ب)هوش هیجانی و اختلالات  روانی:

امروزه این باور وجود دارد که اگر افراد از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند.می توانند با مشکلات و چالشهای زندگی  بهتر سازگار شوند و به گونه ای موثر با کنترل هیجانات خود کنار بیایند و به این ترتیب  موجبات بهبود و افزایش سلامت روانی خود را فراهم آورند. از طرف دیگر هوش هیجانی پایین می تواند یک عامل بالقوه تهدید کننده ی سلامت روانی باشد. اگر فرد قادر به تعریف و شناسایی هیجانهای خود و دیگران  باشد می تواند به خود آگاهی بالایی دست پیدا کند و خود را بهتر بشناسد چگونگی واکنش فرد به فشار های روانی شاخص مهمی از هوش هیجانی  وی به شمار میرود. اعتقاد رایج این است که اگر شما از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشید می توانید  پاسخ های هیجانی خود را غنی تر و متعادل تر سازید و خودتان را از شر عوارض منفی استرس ها مصون نگه داریداز طرف دیگر آنانی که از هوش هیجانی پایینی برخوردار هستند دائم احساس پوچی و در هم شکستگی می نمایند و واکنش های هیجانی نامطلوبی نشان می دهند  و مبتلا  به انواع اختلالات جسمی  یا روانی می باشند(کریمی، 1387، 21).

 

ج)هوش هیجانی در تعلیم و تربیت:

به اعتقاد صاحب نظران هوش هیجانی و تحصیل ، هر دو یک مسیر و در راستای نیل به یک هدف قرار دارند به عبارت دیگر این دو در عرض یکدیگر قرار دارند و به موازات هم پیش میروند و یک نوع همگرایی بین تلاشهای معطوف به پرورش هوش هیجانی و فعالیتهای تحصیلی وجود دارد . لازم است تا کودکان را افرادی آگاه و مسئولیت پذیر تربیت کنیم تا بتوانند با هیجانهای خود به خوبی سازگار شوند و با آن کنار بیایند. نظامهای آموزشی ما باید تلاش نمایند تا تمامی  این ویژگیها را بصورت یک جا و کامل در دانش آموزان ایجاد و پرورش دهند(نیاز، 1389، 14).

 

 

د)هوش هیجانی در محیط کار:

شناسایی  هیجانها موجب کسب آگاهی نسبت  به آنها شده ، زمینه ی درک صحیح  هیجانهای دیگران را فراهم  می نماید. کاربرد هیجانها  موجب تولید عقاید و بروز یک احساس  یا تقویت روح همکاری گروهی است. درک و فهم هیجانها موجب کسب بینش نسبت به انگیزه های  افراد شده ما را نسبت  به نقطه نظر ما و دیدگاههای دیگران آگاه تر می نماید در نهایت مدیریت  هیجانها  به ما اجازه می دهد تا هیجانهای خود را بپذیریم  و از اطلاعات ارزشمند بدست امده از آنها به صورت سازنده ای استفاده کنیم. نا رضایتی از شغل ممکن است از خود شغل ، از محیط  یا از خود شخص ( صفات شخصیتی هم چون تحمل استرس و افسردگی ) باشد. در بیشتر موارد فرار افراد از موقعیت  صرفا  به دلیل بازآفرینی و تجربه ی موقعیت نا مطلوب مشابه در یک محیط جدید میباشد. تعجبی ندارد اگر گفته شود که مهارتهای هیجانی  و  اجتماعی  بخش مهمی از تواناییهای  افراد برای احراز شغلی است که طالب آن هستند.پژوهش جدیدی که توسط  کینگز بوری و داوس[1] ، انجام شده نشان میدهد که مدیریت  هیجان در موفقیت  در جریان مصاحبه شغلی تاثیر زیادی دارد .کالدول و برگر دریافتند که بین ویژگی برون گرایی و خوشرویی با پذیرفته شدن در شغل مورد علاقه ارتباط زیادی وجود دارد(اکبری، 1388، 9).

 

2-1-9- هوش عاطفی همان هوش هیجانی

هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی (که ضریب آن با EQ نشان داده می شود) شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود است. به عبارت دیگر، شخصی که EQ بالایی دارد سه مؤلفه هیجان‌ها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می‌کند (مؤلفه شناختی، مؤلفه فیزیولوژیکی و مؤلفه رفتاری). دانیل گلمن معتقد است، هوش عاطفی بالا تبیین می‌کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره‌های IQ بسیار بالا تری دارند. ضریب هوشی(IQ) نمی تواند بخوبی از عهده توضیح سرنوشت متفاوت افرادی بر آید که فرصت ها، شرایط تحصیلی و چشم اندازهای مشابهی دارند.وقتی نود و پنج دانشجوی دانشگاه هاروارد در دهه 1940 را  یعنی دورانی که دانشجویان دانشگاه های شرق آمریکا را اقرادی با هوشبهرهای متنوع تر از امروز تشکیل می دادند  تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، چنین دیدند که افرادی که بالاترین نمره های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی، بهره وری و موفقیت شغلی از همدوره ایهای ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنان حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی یا رضایت از روابط دوستانه، خانوادگی و عشقی نیز وضعیتی برتر نداشتند. با ظهور عصر اطلاعات و ارتقاء ارزش مندی ارتباطات انسانی و هم چنین بروز موقعیت‌های استراتژیک سازمانی، نظریه هوش عاطفی رشد چشم گیری یافته و از مباحث پرطرفدار سازمانی شده‌است. هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گسترده‌ای از مهارت‌ها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارت‌های درون فردی و بین فردی اطلاق می‌گردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانش‌های پیشین، چون هوشبهر و مهارت‌های فنی یا حرفه‌ای است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درک تمایز بین منطق و هیجان بوده و برخلاف مباحث اولیه در این جا، فکر و هیجان به عنوان موضوعاتی برای سازگاری و هوش مندی تلقی شده است. به علاوه، شبیه سایر مباحث مطرح درخصوص ماهیت انسان، هوش هیجانی نیز دستخوش دو نوع بحث و گفتگوی علمی و عوام پسند گردیده‌است. اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار در دهه 1990 توسط دو روان شناس به نام‌های جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. آنان اظهار داشتند، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، می‌توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند. دانیل گلمن صاحب نظر علوم رفتاری و نویسنده کتاب «کار کردن به وسیله هوش هیجانی» اولین کسی بود که این مفهوم را وارد عرصه سازمان نمود. گلمن هوش هیجانی را استعداد، مهارت و یا قابلیتی دانست که عمیقاً تمامی توانایی‌های فردی را تحت الشعاع قرار می‌دهد(توسکی، 1390، 3).

[1] King bags and Davos