پیشرفت تحصیلی

و طبعاً جبر ژنتیکی و بعضی از رفتارها هم نتیجه تغییرات شیمیایی و نرولوژیکی است اما یکی از فرضیات اساسی مشاور شکوفنده آن است که رفتار اجتماعی اکتسابی است و رفتار متعاقب یکفرایند یادگیری فعال تغییر می‌کند.
۷. اکثر یادگیری‌های انسان خود به خود (اتوماتیک) نیست بلکه به واسطه فرایند‌های شناختی از قبیل رمز گذاری نمادین و توجه انتخابی صورت می‌گیرد.
۸. شکوفندگی عمدتاً در تعامل اجتماعی با مشاور، مرشد، گروه، دوست یا خانواده صورت می‌گیرد اما از طریق روش‌های خود یار از قبیل مراتبه وتصور هم؛ عملی است. تعامل اجتماعی وسیله اصلی لوازم شکوفندگی مانند صادق بودن با احساس خود، خودآگاه بودن آزادی بیان و اعتقاد به خود و دیگران است.
۹. همان طور که تغییر یک نفر باعث تغییر دیگران می‌شود بین افکار، عواطف و اعمال هم تعامل متقابل صورت می‌گیرد فرد یاد می‌گیرد که کدام عامل، فکر، احساس یا عمل منجر به فرایند تغییر می‌شود. فرد برای رسیدن از قصد به عمل باید خود آگاهی و نیت را پشت سر بگذارد تا به تعهد برسد.
۱۰. هر شخصیتی دارای حالت اضدادی تضادهای قطبی است که در فرایند شکوفندگی بارز به خود آگاهی وعمل تحصیل می‌شود. نمونه این تضادها اتکا و استقلال محبت و پرخاشگری حمایت و خرده گیری است (برامر و شوستروم ۱۹۸۹ به نقل از گیبسون؛ میشل؛ . ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸؛ ۱۸۴: ۱۸۵).
نظریه و مشاوره التقاطی:
کلمه و عنوان التقاطی برای اولین بار در توصیفات آیزینک مورد استفاده قرار گرفت. این اصطلاح اغلب هنگام گفتگو در مورد ائتلاف یا یک پارچه سازی و ائتلاف گرایی به کار گرفته می‌شود. در حالی که از لحاظ معنی ومفهوم تفاوت‌های مهمی بین آنها وجود دارد. شاید بسیاری از درمانگران بالینی انعطاف پذیر باشند و به صورت التقاطی با درمانجویان خودشان رفتار کنند. اما در مورد همه درمانجویان نمی‌توان یا شیوه یکسان و با تجربه‌ای واحد عمل کرد (گلدبرگ، ۲۰۰۶). هم چنین از لحاظ نظری نیز این نکته که چگونه مشاوران می‌توانند به طور کلی به یک مکتب درمانی خاص وفادار باشند؟ دشوار می‌نماید. در حالی که با توجه به گونا ‌گونی انسان‌ها و پیچیدگی ذات انسانی قطعاً امکان پذیری حصول یک نظریه جامع در مورد ماهیت وهم چنین ماهیت بد کار کردی‌ها و نیز درمان، را دچار چالش می‌کند. اگر همه تفاوت‌های موجود میان الگوهای مختلف را بپذیریم، آن چه که مشاوران را در ارتباط با نظریه‌ها واقعاٌ به چالش وا می‌دارد به علت کم بودن شواهد ویافته‌های قابل قبول از نتایج آنها است (لوبورسکی، ولابورسکی۴۴ ۱۹۸۵).
در سال‌های اخیر تمایل به استفاد ه از رویکردهای تلفیقی در بین مشاوران و روان درمانگران افزایش یافته است. بر طبق بررسی‌های نورکراس و نیومن۴۵(۲۰۰۲) در حدود ۳۰-۵۰ در صد روان شناسی بالینی و مشاوران از روش‌های التقاطی یا تلفیقی استفاده می‌کنند، به نظر آنها عوامل زیر موجب ترغیب مشاوران و روان شناسان در به کارگیری روش‌های التقاطی شده‌اند:
۱. فراونی روش‌های درمانی.
۲. عدم کفایت یک تئوری منفرد در ارتباط با همه مشکلات و همه مراجعان.
۳. تمایل به استفاده از روش‌های درمانی که سریع به نتیجه می‌رسند و متمرکز بر مشکل هستند.
۴. ایجاد موقعیت برای مشاهده وتجربه روش‌های درمانی گوناگون.
۵. کمبود تأثیر به کارگیری یک روش درمانی در فرایند درمان.
۶. شناسایی بخش‌های مختلف روش‌های درمانی که در کسب فرایند درمان مؤثرند (خدایاری فرد ۱۳۸۷؛ ۲۳۱ – ۲۳۰).
برامر وشوستروم (۱۹۹۲) توصیه می‌کنند که هر مشاور وروان درمانگر باید نهایتاً دیدگاهی پیدا کند که منحصراً دیدگاه خود اوست و این که مشاور یا روان درمانگر می‌تواتند یکی از این سه موضع را اتخاذ کند:
– بایکی از نظریه‌های منشر شده و امتحان داده همانند سازی کند.
– یک موضوع التقاطی برای خود بسازد.
یا شخصاً برای سنتر خلاقی از نظریه و کاربرد بکوشد (گیبسون؛ میشل؛ ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸؛ ۱۸۷: ۱۸۶).
پیشینه تحقیقات داخلی:
فرشاد (۱۳۸۱) در رساله خود با عنوان بررسی تأثیر برنامه راهنمایی و مشاوره در انتخاب رشته‌های تحصیلی به ویژه رشته‌های فنی مشخص نموده که بدون وجود برنامه راهنمایی و مشاوره در مدارس راهنمایی، نمی‌توان اطلاعات تحصیلی دقیقی به دانش آموزان داد و اجرای برنامه راهنمایی و مشاوره در سال سوم راهنمایی موجب شناخت رشته‌های تحصیلی به ویژه رشته‌های فنی خواهد شد و این برنامه‌ها در میزان تمایل آزمودنی‌ها به انتخاب رشته‌های فنی موثر بوده است .
در تحقیقی که توسط دفتر مشاوره و تحقیق آموزش و پرورش در سال (۱۳۸۳) با هدف برنامه‌ریزی جهت هدایت و راهنمایی شغلی نوجوانان در تهران انجام گرفت مشخص شد انتخاب گروههای مختلف شغلی در دختران و پسران متفاوت است همچنین نوجوانان برای انتخاب شغل اطلاعات لازم و مکفی ندارند و در نهایت این که بین انتخاب رشته تحصیلی با شغل مورد نظر نوجوانان رابطه وجود دارد.
عباسی (۱۳۸۳) از دفتر مشاوره و تحقیق و نظارت آموزش و پروش تحقیقی تحت عنوان ارزشیابی عملکرد مشاورین و دبیران راهنما در نظام جدید آموزش متوسطه در بیست استان کشور انجام داد و یافته‌های تحقیق نشان داد که بین جنسیت دانش آموزان و انتخاب رشته تحصیلی، بین طرز برخورد مشاور با دانش آموزان و انتخاب مرجع حل مشکل، بین رضایت‌مندی والدین از فعالیت‌های مشاوران رابطه معناداری وجود دارد.
الماسی (۱۳۸۵) در تحقیق خود
با عنوان بررسی رابطه بین اعتماد به نفس و انتخاب رشته تحصیلی در بین دختران و پسران سال دوم نظام جدید دریافت که بین اعتماد به نفس و انتخاب رشته تحصیلی در میان دختران و پسران تفاوت معنی‌داری وجود دارد.
سلیمی (۱۳۸۵) در رساله خود با عنوان تأثیر راهنمایی و مشاوره شغلی گروهی بر رغبت‌های شغلی و اولویت‌های شغلی دانش آموزان دختر و پسر تغییر ایجاد می‌کند اما این جلسات در اولویت‌های تحصیلی دانش آموزان تغییری نداشته و نهایتاً این که جلسات گروهی در اولویت‌های شغلی پسران تغییر ایجاد نمود اما در مورد دختران اینگونه نبوده است.
خسروی راد (۱۳۸۵) در بررسی ارزشیابی ملاک‌های هدایت تحصیلی نظام جدید آموزش متوسطه در جامعه دانش آموزان دبیرستان‌های نیشابور نتیجه گرفت که علاقه دانش آموزان به دروس خاص، آرزوهای شغلی، والدین، استعداد دانش آموزان، ارزش اجتماعی رشته تحصیلی بیشترین تأثیر را در انتخاب رشته تحصیلی دارند و عواملی نظیر بازدید از مؤسسات و کارخانه‌ها مطالعه بانک اطلاعات شغلی و شانس کمترین تأثیر را در انتخاب رشته دارند.
موسوی (۱۳۸۶) در تحقیقی با عنوان عملکرد مشاوران در حل مشکلات دانش آموزان دختر تهران نتیجه گرفت که تعداد زیاد دانش آموزان و فرصت کم مشاور مانع جدی کار مشاوره است و باید جهت کارایی بیشتر در تعداد مشاوران به نسبت دانش آموزان تجدید نظر شود و قوانین و مقررات دست و پا گیر که مانع کار مشاوره است باید تصحیح شود.
مظفری ( ۱۳۸۶ )تحت عنوان بررسی فعالیت مشاوران مدارس نظام جدید آموزش متوسط در شهر تهران انجام داد مشخص گردید که با ۹۵% اطمینان فعالیت مشاوران در زمینه‌های هدایت تحصیلی- شغلی و… مورد تأیید مدیران و دانش آموزان بوده است.
بشیری وثیق (۱۳۸۲) با تحقیقی تحت عنوان بررسی چگونگی تأثیر شاخص‌های هدایت تحصیلی در انتخاب رشته دانش آموزان همدان نتیجه گرفت که میزان همبستگی بین نتایج تست‌ها و نمرات پیشرفت تحصیلی در دو رشته علوم تجربی و ریاضی فیزیک معنادار بود به علاوه محاسبات مشخص کرد که بین نمره‌های پیشرفت تحصیلی و امتیازات مشاوره‌ای دانش آموزان در رشته‌های انسانی، تجربی و ریاضی رابطه معناداری وجود دارد.
فولادی (۱۳۷۶) نیز با پژوهشی تحت عنوان مقایسه کارایی مشاوران از دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر مراکز پیش دانشگاهی شهر تهران نتیجه گرفت که بین رشته‌های تحصیلی دانش آموزان و طرز تلقی آنان راجع به فعالیت مشاوران تفاوت وجود دارد.
شرف خانی (۱۳۸۶) در تحقیقی با نام بررسی کیفیت فعالیت مشاوران نظام جدید متوسطه شهرستان خوی نشان داد که بیشترین علت مراجعه دانش آموزان به مشاوران مربوط به مشکلات تحصیلی- شغلی می‌باشد و اکثر افراد ضرورت وجود مشاور را در مدرسه تأکید می‌کنند و نیمی از آنان معتقدند مشاوران در ایجاد انگیزش یادگیری، افزایش اطلاعات تحصیلی- شغلی و پیشرفت تحصیلی افراد تأثیر مطلوبی دارند.
شفقیان (۱۳۸۵) طی پژوهشی با عنوان بررسی نظر دانش آموزان رشته‌های تجربی و انسانی و مشاوران زنجان نسبت به ملاکها ضوابط هدایت تحصیلی مشخص نمود که:۱. دانش آموزان اکثرشان از ابزارهای تعیین رشته رضایت دارند و مشاوران با ملاکهای هدایت تحصیلی آشنا بوده و معتقدند تعدادی از ملاکهای هدایت تحصیلی در عمل، زیاد رعایت نمی‌شود با این وجود آنان نیز از ابزار موجود رضایت دارند. (ویسی نژاد ۱۳۸۴؛ ۲۲۸).
یوسفوند (۱۳۸۵) در پژوهشی تحت عنوان بررسی نظرات دانش آموزان پسر سال دوم ریاضی فیزیک و تجربی و مشاوران متوسطه نسبت به ملاکها و ضوابط هدایت تحصیلی در کرمانشاه نتیجه گرفت که:
۱. بین آگاهی دانش آموزان از رشته‌ها و شاخه‌های دوره متوسطه رابطه معنی داری وجود دارد.
۲. میان آشنایی دانش آموزان و مشاوران از ملاکهای هدایت تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد.
۳. میان ملاکهای هدایت تحصیلی و اجرای آن در عمل، رابطه معنی داری است.
۴. ابزارهای مورد استفاده در هدایت تحصیلی کارایی چندانی در هدایت دانش آموزان ندارد.
۵. طرح هدایت تحصیلی که مستلزم هزینه و وقت زیادی شده احتیاج به بازنگری و تجدید نظر دارد. (همان منبع ۲۴۹).
نویدی (۱۳۸۳) طی یک بررسی با عنوان تعیین سهم هر یک از ملاکهای هدایت تحصیلی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نظام جدید آموزش متوسطه که بر روی ۳۷۰۸ نفر دانش آموز تحت پوشش نظام جدید آموزش متوسطه در سراسر کشور نتیجه گرفت که میان عملکرد تحصیلی قبلی دانش آموزان، نمرات درسی سالهای قبل و پیشرفت تحصیلی بعدی آنان همبستگی مثبت و معنا داری وجود دارد به عبارت دیگر مشارکت عملکردهای تحصیلی قبلی دانش آموزان در تبیین پیشرفت تحصیلی بعدی آنان موثر است و بخش عمده‌ای (متوسط ۴۱%) از تغییرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نظام جدید از روی اندازه‌های عملکرد تحصیلی قبلی آنان قابل پیش بینی است اگر چه مقدار همبستگی درباره گروه‌های مختلف یکسان نیست اما ضرایب همبستگی چند متغیری درباره همه گروه‌ها در سطح ۰۱% معنا دارد. برای پیش بینی با تبیین پیشرفت تحصیلی بعدی دانش آموزان، هیچ متغیری به اندازه عملکرد تحصیلی قبلی آنان اهمیت ندارد. وقتی برای پیش بینی پیشرفت از همه اندازه‌های عملکرد تحصیلی قبلی (نمرات ابتدایی، راهنمایی و…) استفاده شود دقت پیش بینی افزایش می‌یابد. همچنین سهم عملکرد تحصیلی خاص دانش آموزان در دوره راهنمایی جهت پیشرفت تحصیلی بعدی آنان معنادار می‌باشد به طوری که عملکرد تحصیلی خاص در
دوره راهنمایی به تنهایی می‌تواند بخش قابل توجهی (به طور متوسط ۲۵%) از واریانس پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کند. درباره دانش آموزان شاخه نظری ۳۰ الی ۴۰ درصد واریانس پیشرفت تحصیلی بعدی از روی نمرات دروس خاص راهنمایی قابل پیش بینی است این مقدار دانش آموزان فنی و حرفه‌‌ای و کار دانش کمتر از ۱۰% است (ویسی نژاد ۱۳۶۷؛۷۰- ۶۹).
ادریسی (۱۳۸۲) در پژوهشی با عنوان بررسی مشکلات اجرایی موجود در روند هدایت تحصیلی دانش آموزان متوسطه یزد با نمونه‌ای بالغ بر ۵۲۶ دانش آموز سال سوم و ۱۰۲ مشاور و دبیر راهنما نشان داد که:
۱. ۷۰% مشاوران و دبیران راهنما اظهار نمودند که فرصت کافی برای شناخت خصوصیات شخصیتی دانش آموزان که لازمه هدایت تحصیلی آنان است، ندارند.
۲. مشاهده رفتارهای بارز دانش آموزان به منظور بررسی خصوصیات جسمی، عاطفی، اجتماعی آنان به اندازه لازم و کافی صورت نمی‌گیرد.
۳. بسیاری از خانواده‌ها نسبت به فرآیند راهنمایی و هدایت تحصیلی آشنایی لازم ندارند.
۴. تماس مسئولان هدایت تحصیلی با دانش آموزان منحصر به ساعات محدود درس و کلاس است.
۵. پرونده‌های تحصیلی تربیتی از لحاظ محتوا دچار نقص بوده و یا در پاره‌ای از موارد امکان استفاده لازم از آنها وجود ندارد.
۶. کم تجربگی و سابقه کم برخی مشاوران دانش آموزان را از دریافت توصیه‌های مفید و سودمند محروم ساخته است. تنها ۲۵/۴۹% از کل دانش آموزان خود را از ادامه تحصیل با مشکل رو به رو نمی‌بینند و افراد ریاضی فیزیک و کاردانش بیش از سایرین مشکل دارند (همان منبع).
بخشی (۱۳۸۴) در پژوهشی تحت عنوان بررسی میزان موقعیت مشاوران مدارس در کمک به حل مشکلات دانش آموزان نشان داد که در مجموع به نظر دانش آموزان، مشاوران مدارس در کمک به حل مشکلات تحصیلی- شغلی و خانوادگی و شخصی دانش آموزان موفق هستند اما والدین دانش آموزان و مدیران مدرسه معتقدند که مشاوران فقط در زمینه کمک به حل مشکلات تحصیلی- شغلی و شخصی موفقند و آنان را در حل مشکلات خانوادگی ناموفق می‌دانند.
چترزرین (۱۳۸۳) در پژوهشی با عنوان بررسی میزان کارایی مشاوران در بهبود ادراک دانش آموزان از لیاقت از خود در شهرستان ایلام نتیجه گرفت که مشاور دبیرستان در بهبود ادراک دانش آموزان از لیاقت از خود موثر بوده و همچنین بین ادراک دانش آموزان از خود با پیشرفت تحصیلی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
قادر مقدم (۱۳۸۵) در رساله خود تحت عنوان بررسی میزان تأثیر آموزش درس برنامه‌ریزی تحصیلی- شغلی در فرایند انتخاب رشته دانش آموزان پسر مدارس متوسطه ناحیه ۱ یزد بیان کرد که آموزش درس

دیدگاهتان را بنویسید