همه چیز درباره بیماری صرع!

Posted on

صرع

بیماری صرع یکی از شایع ترین بیماری های مغز و اعصاب در ایران و جهان است و تخمین زده می شود نزدیک به یک میلیون نفر مبتلا به صرع در کشور ما وجود دارد. با توجه به آسیب شناسی روانی، مشکلات روان پزشکی در آن شیوع بالایی نسبت به جمعیت عمومی دارد و یک اعتقاد مشترک بین محققین وجود دارد که صرع خطر مشکلات روان پزشکی را زیادتر می کند و در مطالعات مختلف که در سطح جهان انجام شده شیوع بالای اختلالات عمده روان پزشکی به خصوص افسردگی گزارش شده است. در یک مطالعه موردی میزان این اختلال 80-19 درصد ذکر شده است (وینکلز، 2005). در مطالعات دیگر شیوع افسردگی 75-11 درصد، اختلالات روانی12-2 درصد و اختلالات اضطرابی 25-10 درصد گزارش شده است (گرابوسکا[1]، 2004). لذا در این بخش مباحثی در زمینه صرع ارائه می شود و در بخش بعد در زمینه ارتباط بین صرع و افسردگی مباحثی ارائه می شود.

 

2-10- تعریف صرع

صرع شایع ترین بیماری نورولوژیک در جمعیت عمومی است و تقریباً یک درصد مردم دچار این بیماری هستند (وینکلزوهمکاران[2]، 2005).

صرع نوعی بیماری است که شخص مبتلا به آن مستعد حملات تکراری ناشی ازصرع می باشد وبنا براین تشخیص، بیماری صرع عبارت است از، سنجش احتمال بروز حملات بیماری.ازطرف دیگر،اگرفردی به دلیل آسیب در بخشی از مغز چندین بار دچارحمله شود ،احتمال بروز حمله بعدی وی بسیار بالا است ومطابق با تشخیص پزشکی به صرع مبتلا می باشد.اغلب پزشکان بیماری فردی راکه دریک سال دو بار دچارصرع شده باشد،صرع تشخیص می دهند .زیرا دراین وضعیت احتمال بروز حمله سوم بیش از80 درصداست(تورتا و کلر[3]، 1999).

مشکل تشخیص در افرادی دیده می شود که فقط یک حمله صرعی داشته اند و در این موارد پزشک به کمک آزمایش های مختلف و با استفاده ازمعلومات مربوط به نوع حمله و دلایل آن احتمال بروز حمله بعدی را ارزیابی می کند.

مشکل  بعدی این است که چنان چه بیماری فردی صرع تشخیص داده شود  چند سال باید بگذرد و او به حمله دچارنشود تا بپذیریم دیگر به صرع دچارنمی شود ؟ متاسفانه پاسخ این سؤال آسان نیست اما به طورقطع، حملات افراد مبتلا به صرع سرانجام پایان می یابد.بنابراین نباید آن ها را جزء افراد مبتلا به صرع به حساب بیاوریم.

  نیازهای والدین کودکان عقب مانده ذهنی

باید این واقعیت مهم را به خاطر بسپاریم که صرع یک بیماری نیست بلکه علامتی از یک بیماری به حساب می آید.علامت بیماری چیزی است که بیمار آن را بروز می دهد.در مورد صرع نیز همین گونه است که باید صرع را به عنوان نشانه ای از اختلالات مغزی مورد توجه قرار داد. طیف وسیعی ازبیماری های مغزی ممکن است باعث بروزصرع شوند(ماریو و مندز، 2005).

 

 

 

2-11- تعریف حمله های صرع

انواع زیادی از حملات وغش وجود دارد که ازمغز نشات می گیرند.مغز درشکل دهی به احساسات افکار، حافظه ، کنترل حرکات ودرک رویداد های مهم نقش دارد.مغز دارای دو نیمه است که در وسط به هم متصل می باشند نیمه راست ،کنترل سمت چپ بدن و نیمه چپ، کنترل سمت راست بدن را به عهده دارد. در اغلب ما نیمه چپ، غالب است. به عبارت دیگر این نیمه کنترل نحوه شکل دهی زبان و فهم آن را به عهده دارد.هر نیمه نیز به چهارلب ، تقسیم شده است.آسیب یک بخش از مغز باعث از بین رفتن عملکرد آن بخش می شود (تورتا و کلر 1999).

 

2-12-انواع حمله های  صرع

حمله های  موضعی ساده: این نوع حملات به یک بخش کوچک مغز محدود می شود که طی آن هرگز هوشیاری از بین نمی رود.این حملات بسته به این که ازکجا شروع شده باشند به حملات لب گیجگاهی حملات لب پیشانی ،حملات لب آهیانه ای و حملات لب پس سری تقسیم می شوند.

درحملات لب گیجگاهی ممکن است بیمار احساس ترس شدید ،یادآوری خاطرات،آشنا پنداری واحساس بو یا مزه های بسیار نامطبوع داشته باشد.همه ما ممکن است برخی ازاین احساس ها را گاهی تجربه کرده باشیم والبته آن ها معمولاً حمله به حساب نمی آیند .و فرق عمده این است که، درصرع این وقایع به طور منظم و بی دلیل روی می دهد(میلانی فر،1389).

  جاهای دیدنی بدروم ترکیه؛ میزبان یکی از عجایب هفتگانه دنیا قدیم 

در حملات لب پیشانی ممکن است تکان شدید و غیرقابل کنترل  بدن وجود باشد و ممکن است چشم به یک سمت برگردد.در حملات لب آهیانه ای ،احساس مورمور شدن دربخش پایین یک طرف بدن وجود دارد.درحملات لب پس سری، ممکن است بیمار درنیمه ای ازدید خود نورهای برق زننده ای را احساس کند. معمولاً این حمله چند ثانیه ای طول می کشد(کرستین و کرستین[4]، 2005).

حمله های  موضعی مرکب:  این حملات درواقع مرحله بعدی حملات موضعی ساده می باشد. این حمله، بخش وسیع تری از مغز را دربرمی گیرد و تا جایی در مغز انتشار می یابد که بیمار هوشیاری خود را از محیط از دست می دهد.سرعت انتشار حمله ممکن است تا حدی شدید باشد که بیمار حمله موضعی ساده را احساس نکند، یا آن قدرکند باشد که بیمار، احساس آشنا پنداری، بو ومزه نامطبوع داشته باشد( وینکلز وهمکاران، 2005).

حمله های عمومی ثانویه: این حملات دراثر انتشارحمله درد و نیم کره مغز به وجود می آیند. انتشارممکن است آن قدر آهسته باشد که به بیمارهشداربدهد ویا آن قدر سریع انجام شود که بیمار بدون هیچ پیش درآمدی هوشیاری خود را ازدست بدهد، به این نوع انتشار «انتشارثانویه»می گویند. وحمله، شکل حمله عمومی تونیک کلونیک رابه خود می گیرد.دراین حمله بدن سفت می شود (فازتونیک) و فریاد جیغ مانند
می کشد.پس از آن که روی زمین افتاد ، ممکن است کبود شود ودست وپا به نحوی هماهنگ منقبض شود(فاز کلونیک).

این حمله معمولاً چند دقیقه ای طول می کشد و پس از آن بیمار اغلب گیج شده و به خواب
می رود.پیامد بعدی (فاز پس از ضربه) ساعت ها به طول می انجامد.این حمله که قبلاً آن را گرندمال
می نامیدند، به حمله«تونیک- کلونیک »معروف است و گاهی آن را تشنج می دانند.

  تشریح مدل آموزش محصول محور از دیدگاه روانشناسی

حمله خاموش: قبلاً به این حمله «پتی مال »می گفتند .این حملات درکودکان معمولاً به شکل حالت ماتی (مدت کوتاهی ) دیده می شود.فقط چند ثانیه ای به طول می انجامد و ممکن است با کم توجهی وفقدان تمرکز حواس اشتباه شود .کودک مبتلابه صرع خاموش ممکن است درطول روز بارها این حالت را داشته باشد واغلب نه کودک ونه مشاهده کننده ازاین حملات مطلع نمی شوند (گلیام[5]، 2005).

تاریخچه بیماری صرع

صرع یک واژه یونانی به معنای افتادن است و در قدیم اعتقادات خرافی و مفاهیم مذهبی در رابطه با این بیماری وجود داشته است و مردم تصور می کردند فرد مصروع توسط خدایان یا شیطان به عذاب می رسد (تمپکین[1]، 1971).

بقراط در کتاب خود درسال 400 میلادی، اولین فردی بود که به اعتقادات خرافی راجع به صرع انتقاد کرد و صرع را مثل بیماری های دیگر دارای علت طبیعی و نه خرافی دانست.بسیاری از مشکلات اجتماعی و روان شناختی افراد مصروع ریشه در مفاهیم خرافی دارد و هنوز در بعضی از فرهنگ ها وجود دارد.در قرن نوزدهم امیل کراپلین اظهار داشت بیماران مصروع در معرض تغییرات شخصیتی قرار دارند و صرع یک زمینه ساز اختلال روانی است (ماریو و مندز، 2005).

یک متخصص مغز و اعصاب به نام هولینگ جکسون[2] اولین مفهوم مشخص از تشنج را ارائه داد معاصر باوی، گوور، جزئیات بیشتری از انواع علایم بالینی صرع و نیز افتراق بین تشنج صرعی و غیر صرعی را ارائه کرد. در سال 1930 با معرفی داروی فنوباربیتال و استفاده از الکتروآنسفالوگرام توسط هانس برگر[3] پیشرفت کرد. محققان را به این اعتقاد رسیدند که اختلالات روانی در صرع با نواحی خاصی در مغز ارتباط دارد (وینکلز، 2005).

[1] Tempkin

[2] Hughling jackson

[3] Huns berger

 

[1]. Grobowska

[2]. Winkels,J,Kuky,R&Van,Dycky

[3]. Torta,R&Keller,R

1.Christian,Prueter&Christian,Norra

[5] Gilliam