معاونت در جرم

Posted on

عمومی 1304 قابل توجه است این که قانونگذار به جای استفاده از « حکم قطعی قابل اجرا» به عنوان مقدمه ضروری تکرار جرم ، از معیار » حکم لازم الاجرا » استفاده کرده است . « حکم لازمالاجرا یعنی حکمی که مراحل رسیدگی آن مطابق قانون طی شده یا سپری گردیده و قابل اجرا باشد . فرق آن با جمله « حکم قطعی » در این است که ممکن است حکم قطعی بوده ولی لازم الاجرا نباشد، مثل حکم قطعی غیابی .همچنین قانونگذر اعمال قاعده تکرار جرم را در قانون مجازات عمومی تنها در جرایم عمومی پذیرفته و به این ترتیب جرایم ختصاصی همانند جرایم خاص نظامی را استثناء کرده است . علاوه بر این قانونگذار تکرار جرم عام و تکرار جرم ابدی را در بندهای 1 و 2 ماده 24 اصلاحی مورد پذیرش قرارداده است . مطابق بند 1 ماده مذکور در صورتی که محکومیت لازم الاجرای اول ، جنایی باشد ، ارتکاب ثانوی هر جرم جنایی یا جنحه ای مهم در ظرف ده سال از تاریخ اتمام مجازات ، موجب اعمال قاعده تکرار می شود ومطابق بند 2 آن ماده در صورتی که محکومیت مذکور حبس تأدیبی بیش از دو ماه باشد ، ارتکاب هر جرم جنحه ای مهم یا جنایی دیگر در ظرف 5 سال ، اعمال اجباری قاعده تکرار و تشدید مجازات را در پی خواهد داشت .
تردیدی نیست که منظور از تاریخ اتمام مدت مجازات تاریخ « اجرای» مجازات نیست زیرا در ماده مذکور صراحتا ًآمده است « خواه حکم سابق اجرا شده باشد یا نشده باشد » .
ج- قانون مجازات عمومی 1352
مقررات مربوطه به تکرار جرم در این قانون در مواد 24 تا 26 قانون پیش بینی شده بود . به موجب ماده 24 قانون مجازات عمومی سال 52 کسانی که به موجب حکم قطعی به حبس جنحه ای یا جنایی محکوم شده چنانچه از تاریخ قطعیت حکم تا زمان اعاده حیثیت یا شمول مرور زمان مرتکب جنحه یا جنایت دیگری می شدند مشمول مقررات تکرار جرم بودند .
در اصلاحات قانون مجازات اصلاحی در سال 1352 در ماده 24 مقرر شد که زمانی شخص مشمول تکرار جرم می گردد که از تاریخ قطعیت حکم تا زمان اعاده حیثیت یا شمول مرور زمان ، مرتکب جنحه یا جنایت دیگری می شد .
برابر ماده 25 همان قانون اگر مجرم دارای سابقه محکومیت جنایی یا جنحه بود و مرتکب جرم دیگری می شد و به بیش از حداکثر مجازات جرم جدید محکوم می گردید بدون اینکه از یک برابر ونیم حداکثر مزبور تجاوز نماید …
مواد 24 و 25 و26 قانون مجازات عمومی مصوب 1352 کسانی را که به موجب حکم قطعی به حبس جنحه ای یا جنایی محکوم می شده و از تاریخ قطعیت حکم تا زمان اعاده حیثیت یا شمول مرور زمان مرتکب جنحه یا جنایت دیگری می شدند مشمول مقررات تکرار جرم می دانست و طرق مختلف برخورد با آنها را مشخص نموده بود .

1-سیاستهای کیفری :
در قانون مجازات عمومی اصلاحی 1352 همانند قوانین پیش مواد 24 و 25 و 26 به تکرار جرم اختصاص یافته اند . “بدیهی است این امر در ارتباط عملی دادرسان با مواد قانون متضمن فایده بسیاری بوده و باعث می گردد تا انس و الفت با مواد قانونی و آشنایی با معانی آنها خیلی سریعتر و صحیح تر ایجاد گردد.”

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

  منابع مقاله با موضوع کنوانسیون حقوق کودک

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مطابق ماده 24 قانون 1352 “هر کس به موجب حکم قطعی به حبس جنحه ای یا جنایی محکوم شده و از تاریخ قطعیت حکم تا زمان اعاده حیثیت یا شمول مرور زمان مرتکب جرم جنحه یا جنایت دیگری شود مشمول مقررات تکرار جرم خواهد بود .
قانون 1352 که تغیراتی در ماده 24 ایجاد کرد ه ،ماده اصلاحی مقرر می داشت « هر کس به موجب حکم قطعی به حبس جنحه ای یا جنایی محکوم شد و از تاریخ قطعیت حکم تا زمان اعاده حیثیت یا شمول مرور زمان مرتکب جنحه یا جنایت دیگری بشود مشمول مقررات تکرار جرم خواهد بوده .
نکاتی در مورد این ماده وجود دارد به شرح زیر است : اولاً: قانونگذار به جای جمله “لازم الاجراء ” ماده 24 سابق در قانون مجازات عمومی جمله”حکم قطعی” را بکار برده است منظور از حکم لازم الاجراء حکمی است که مراحل رسیدگی آن مطابق قانون طی شده و قابل اجراء باشد فرق آن با جمله “حکم قطعی” در این است که ممکن است حکم قطعی بوده ولی لازم الاجراء نباشد مثل حکم قطعی غیابی که اگر بخواهند چنین حکمی را اجرا نمایند ممکن است محکوم علیه اعتراض کند و در نتیجه حکم از قطعیت خارج شود .”
ثانیاً مطابق ماده 24 اصلاحی قواعد تکرار جرم در مورد اینکه حبس های جنحه ای و جنایی قابل اجرا است در حالی که شق 2 ماده 24 سابق محکومیت به حبس تأدیبی دو ماه و کمتر از آن را از شمول احکام تکرار خارج کرده است .
ثالثاً ماده 24 همچون ماده سابق روش تکرار موقت و عام را در مورد مجازات تکرار جرم صحه گذاشته بود لیکن به جای عبارت « از تاریخ اتمام مجازات» جمله « از تاریخ قطعیت حکم» و به جای مهلت های معین 10 سال در مورد محکومیت های جنایی و 5 سال در مورد احکام جنحه ای بیش از 2 ماه عبارت « تا زمان اعاده حیثیت» یا « شمول مرور زمان» را بکار برده است .
با توجه به اصطلاحات تا زمان اعاده حیثیت یا شمول مرور زمان برای امکان و عدم امکان اعمال قواعد تکرار جرم دو مورد پیش بینی شده بود. یک یحصول و عدم حصول اعاده حیثیت و دیگر شمول مرور زمان. اگرچه در صدر ماده صرفاً « محکومیت قطعی » قید شده و در مورد اینکه مجازات حتماً باید اجرا شده باشد اشاره ای نشده است ولی چون امکان و عدم امکان اجرای قواعد تکرار منوط به تحقق یا عدم تحقق اعاده حیثیت شد و در اعاده حیثیت هم اجرای مجازات طبق ماده 57 قانون مجازات عمومی ضرورت داشت لذا می توان گفت که مقنن اجرای مجازات حکم قبلی را در مورد محکوم علیه حاضر از ارکان اصلی اعمال قواعد تکرار جرم دانسته است . در مورد مرور زمان هم که ناظر به محکوم علیه غایب بود ، چنانچه قبل از شمول مرور زمان جرم اول ، مرتکب جرم جدید شده باشد قواعد تکرار جرم اعمال می شود. در غیر اینصورت قواعد تکرار جرم موعی و مجری نبوده.

2- تحلیل ها وارزیابی ها
در حالی که تقسیم بندی نوین جرایم در قانون مجازات عمومی 1352 به نوعی تضمین مفهوم تکرار جرم را به همراه داشته است ، اما امکان تحقق تکرار جرم در کلیه جرایم و حذف قید ده و پنج سال از تاریخ اتمام مجازات و همچنین شروع به اعمال قاعده تکرار جرم از تاریخ قطعیت حکم، موجب توسعه مفهوم تکرار جرم گردیده ،اجرای آن را در قلمرو زمانی و نیز عناوین مجرمانه وسیعتری امکان پذیر ساخته است . اتخاذ چنین رویه ای ، بی شک به آن معنی است که دامنه اجرای نظریه بازدارندگی مجازات ها در زمینه تکرار جرم – که چگونگی اعمال آن در ماده 25 به دقت تعین شده است – نیز وسعت یافته است .
مهمترین اختلافی را که می توان بین قانون 1352 با قانون اصلاحی 1310 به آن اشاره کرد عدم تشدید تصاعدی مجازات بر اثر کثرت سوابق مجرمانه بزهکار است که کاربرد آن در قانون 1310 از دیدگاه جرم شناسی محل ایراد بوده است . گمان آن می رود که مقنن 1352 چنین تناقضی را در عرصه عمل و در مرحله اجرای قانون و یا از لحاظ جرم شناسی درک کرده و تصمیم بر حذف و الغاء آن گرفته است . نتیجه چنین تصمیمی کاهش میزان تشدید مجازات بر اثر تکرار است . زیرا مطابق بند 2ماده 25 قانون مجازات 1310 امکان تشدید مجازات حتی تا 2 برابر حداکثر مجازات جرم ارتکابی سوم وجود داشته است در حالی که در قانون اخیر چنین موردی حداکثر به دو برابر کاهش یافته .
با این وجود پذیرش کلیه عناوین شروع، مباشرت، شرکت و معاونت در جرم ، گرچه منحصر به جرایم مشابه گردیده است ،لیکن دامنه اجرای قاعده تکرار را حداقل نسبت به کسانی که شروع به جرم یا معاونت درجرایم مشابه کرده اند توسعه داده است . زیرا تحقق تکرار جرم در قوانین پیشین، تنها ناظر به مباشرت و شرکت و سپس با توجه به رأی شماره 900-27/4/1317 شعبه پنجم دیوان عالی کشور ناظر به شروع جرم بوده و مشمول معاونت نمی گردید. به این ترتیب قلمروی دیگر به قلمرو های اعمال اجباری قاعده تکرار افزوده شد.
گفتار دوم : دوران پس از پیروزی انقلاب
الف : قانون مجازات 1361
پس از پیروزی انقلاب اسلامی سیستم حقوقی نیز دچار تحولاتی شد از جمله آنکه قوانین مربوط به حقوق کیفری تغیر نموده به گونه ای که قانون گذار در اولین گام در سال 1361 قانونی را تحت عنوان قانون راجع به مجازات اسلامی به تصویب رسانید که مشتمل بر 41 ماده بوده و در ماده 19 به بررسی تکرار جرم پرداخته و مجدداً در سال 1370 که قسمت اول قانونمجازات اسلامی به تصویب رسید قانونگذار در ماده 48 به بررسی تکرار پرداخته است .
1- سیاست های کیفری
مطابق ماده 19 قانون راجع به مجازات اسلامی برای تحقق تکرار جرم نه تنها باید سابقه محکومیت به مجازات تعزیری را داشته باشد ، بلکه چنین مجازاتی باید اجرا شده باشد و ارتکاب جرم بعدی، پس از اجرای مجازات تعزیری جرم قبلی ، حادث گردد.
اعمال قاعده تکرار جرم د رمجازات های تعزیری خالی از توجه به اندیشه بازدارندگی مجازات ها و مفهوم تعزیر نیست. چه بازدارندگی مجازات، حسب برخی تعاریف ،بخضی از اهداف اعمال تعزیرات و بلکه مهمترین عنصر آن را تشکیل می دهد.
منظور از اجرای مجازات همانا اجرای کامل مجازات و به عبارتی اتمام مجازات و « تحمل دوران محکومیت محکوم به دلیل انجام جرم است » و تشکیلبرخی مبنی بر اینکه « اگر پس از اجرای حکم و در اثنای آن بزهکار مرتکب جرم جدید می گردد مشمول قاعده تکرار قرار خواهد گرفت» خالی از استدلال است همچنین با وجود این شرایط ،در صورتی که تمام یا بخشی از محکومیت بزهکار به دلیل تعلیق مجازات به مرحله اجرا در نیامده باشد و نیز در صورتی که بزهکار پس از آنکه مدتی از دوران محکومیت را طی کرده است مشمول آزادی مشروط قرار گرفته ،مرتکب جرم دیگری می شود ، تکرار جرم محقق نخواهد شد.
در حالی که د رقسمت اول ماده 19 مقدمه ضروری تکرار جرم ،محکومیت و اجرای محکومیت به مجازات تعزیری عنوان شده است لیکن در بند دوم ارتکاب همان جرم شرط تحقق تکرار جرم دانسته شده است . محکومیت به مجازات تعزیری ممکن است به خاطر ارتکاب هر جرم مشمول تعزیری و یا حتی مثلاً سرقت مشمول حدی که فاقد شرایط اجرای حد باشد حاصل آید و بر این اطلاق ممکن است گمان آن رود که تحمل هر گونه مجازات تعزیری و به خاطر هر کدام از عناوین مباشر، شرکت ،شروع یا معاونت ،مقدمه تحقق تکرار بوده است . لیکن با این وجود قسمت دوم ماده مذکور که مقرر داشته است «چنانچه بعد از اجرای حکم مرتکب همان جرم گردد »چنین تفسیری را بر نمی تابد و بنابراین تحقق تکرار جرم منوط به ان است که بزهکار همان جرمی را تکرار نماید که سابقا ًمرتکب شده و مجازات آن را تحمل کرده است .
مقصود از «همان جرم» همانند یا سبیه آنجرم نیست و استمال الفاظ در معنی حقیقی آنها و همچنین قاعده تفسیر مضیق قوانین کیفری مانع از آن است که بتوان در این باره ارتکاب جرایم مشابه را موجب تحقق تکرار جرم دانست.
2- تحلیل ها و ارزیابی ها
آنچه از همان آغاز انتقادات بسیاری را متوجه ماده 19 قانون راجع به مجازات اسلامی کرده است ، عدم تعین میزان تشدید مجازات بر اثر تکرار جرم است . ضرورت رعایت اصل قانونی بودن مجازات مهمترین مبنای چنین انتقاداتی را تشکیل می داد زیرا تشدید مجازات علی الاصول به معنای اعمال مجازات بیش از حداکثر مجازات معین شده برای یک جرم و در نتیجه نیازمند نقص قانونی خاص بوده است وبنابراین نظر آن دسته از کسانی که معتقد بودند در صورت تکرار ، قاضی باید حکم به حداکثر مجازات مقرره برای همان جرم بدهد، به صواب نزدیک نبود.
زیرا عمال چنین مجازاتی بر کسی که در مرتبه اول مرتکب جرم شده است نیز قانوناً امکان پذیر بوده است . کما اینکه اجرای ماده 14 قانون راجع به مجازات اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید