مراحل پردازش اولیه­ ی اطلاعات بینایی در حافظه

Posted on

–  مراحل پردازش اولیه­ی اطلاعات بینایی:

چهار سیستم حافظه در ابقاء و نگهداری اطلاعات بینایی سهیم هستند: ماندگاری مرئی[1]، ماندگاری اطلاعاتی[2]، حافظه­ی کوتاه­مدت بینایی و حافظه­ی بلند مدت بینایی.

ماندگاری مرئی و ماندگاری اطلاعاتی، موقعیت مکانی اشیاء را در شبکیه[3] حفظ می­کند که دارای ظرفیتی بالا و جزء به جزء است و سریعاً بعد از حادثه محرکی محو می­گردد ( دی لولو[4]، 1980؛ هالینگورث، هیان و همکاران[5]، 2005) از این رو با هم تحت عنوان حافظه­ی تصویری[6]یا ترجیحاً ماندگار
حسی[7] یاد می­شود. ماندگار مرئی، یک رد بینایی است که در خلال 100-80  هزارم ثانیه بعد از شروع محرک محو می­گردد ( دی لولو، 1980). ماندگاری اطلاعاتی نیز یک رد حسی را ابقاء و نگهداری می­کند، اما به شیوه­ای متفاوت از ماندگاری مرئی؛ ماندگاری اطلاعات بر خلاف ماندگاری مرئی، بینایی و قابل دیدن نیست. در حالی­که مدت ماندگاری مرئی مربوط به شروع محرک است، ماندگاری اطلاعاتی حدود 300-150 هزارم ثانیه بعد از پایان محرک ادامه می­یابد ( فیلیپس[8]، 1974).

حافظه­ی کوتاه مدت بینایی: بازنمایی­های بینایی برگرفته از اطلاعات ( درون داده ) حسی را ابقاء می­کند. بر خلاف ظرفیت بالای ماندگاری حسی، حافظه­ی کوتاه­مدت بینایی گنجایش محدود سه یا چهار شی را دارد که در عین حال، وابسته به راهبردی که از طریق آن رمزگردانی اطلاعات صورت می­گیرد نیز می باشد البته ظرفیت آن برای مکان، متفاوت از ظرفیت آن برای ویژگی­هایی نظیر رنگ و جهت است
( لاک[9]، 1997؛ به نقل از هالینگورث و همکاران، 2005 ؛ رنسینک[10]؛ به نقل از بروکمل، وانگ[11] و همکاران، 2002). و دقت فضایی کمتری نسبت به ماندگاری مرئی دارد. اما به­طور قابل توجهی نیرومند تر از ماندگاری حسی است و برای مدت­زمان کوتاه تری باقی می­ماند ( 600 هزارم  ثانیه در مقابل 100 هزارم ثانیه در ماندگاری حسی) و به ویژگی­های عالی­تر شیء حساس است (هالینگورث و همکاران، 2005). شواهد برای بازنمایی­های مبتنی بر شی در حافظه­ی کوتاه مدت بینایی، از این حقیقت ناشی می­شود که ظرفیت حافظه­ی کوتاه مدت بینایی از تعداد اشیایی که باید به خاطر سپرده شود ناشی می‌شود و نه از ویژگی­های بینایی که باید به خاطر سپرده شود ( لاک، 1997؛ به نقل از هالینگورث و همکاران، 2005). البته حافظه­ی کوتاه­مدت بینایی، در پردازش مفهومی اطلاعات بینایی نیز نقش عمده‌ای بر عهده دارد و منجر به سبک اطلاعات از حالت بازنمایی­های بینایی به صورت بازنمایی­های طرحواره­ای می­شود. بنابراین، این ساختار از سو وظیفه­ی نگهداری اطلاعات بینایی را به عهده دارد و از سوی دیگر، در تجزیه و تحلیل بعدی اطلاعات بینایی، مانند بازشناسی شیء ) سهیم می­باشد.

حافظه­ی بلندمدت بینایی، بازنمایی بصری ویژگی­های متناظر در حافظه­ی کوتاه­مدت بینایی را حفظ می‌کند، اما این توانایی را دارد که صدها بازنمایی بصری از اشیاء را در مقیاس­های زمانی طولانی­تر ذخیره کند ( تارک- براون و فان،[12] 2013)

برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بینایی، این اطلاعات وارد قشر بینایی اولیه[13] (v1) واقع در قشر بینایی می‌شود و از آن­جا برای تجزیه و تحلیل­های اختصاصی­تر ( مانند رنگ، شکل، حرکت) به مناطق دیگری از قشر بینایی وارد می­شود.

 

2-2-2- حافظه­ی کوتاه مدت[14](S.T.M)

هنگام ثبت اطلاعات حسی، یعنی هنگام تشکیل حافظه­ی حسی اگر به محرک توجه کنیم، می­توانیم آن را، بعد از آن که خود محرک از بین رفت، به مدت تقریباً یک دقیقه در حافظه­ی کوتاه مدت خود نگهداریم ( ابراهیمی مقدم، 1390).  در واقع با « توجه» و « دقت کردن» اطلاعات از حافظه­ی حسی به حافظه­ی کوتاه­مدت انتقال می یابد حتی در مواردی که اطلاعات معینی را برای فقط چند لحظه باید به خاطر بسپاریم باز هم سه مرحله­ی حافظه شامل رمزگردانی، اندوزش و بازیابی در کارند
( احمدی، 1390).

رمزگردانی- برای رمزگردانی اطلاعات در حافظه­ی کوتاه مدت نخست باید توجه ما بر آن اطلاعات متمرکز شود. از آن­جا که توجه امری انتخابی است تنها آن­چه انتخاب شود به حافظه­ی کوتاه مدت راه می­یابد. در واقع بخش عمده ناتوانی حافظه ناشی از کم توجهی است ( چلبیانلو، 1383)

رمزگردانی شنیداری- در جریان رمزگردانی اطلاعات به صورت رمز یا بازنمایی وارد حافظه­ی کوتاه مدت می­شود (بوتلا، سوپالو و همکاران[15]، 2004)

رمزگردانی دیداری- در صورت نیاز می­توانیم مواد کلامی­را به صورت بازنمایی یا رمز دیداری حفظ کنیم. آزمایش­ها نشان داده­اند هرچند مواد کلامی را می­توان به صورت دیداری حفظ کرد، اما این رمز دیداری به سرعت محو می­شود. مثال پس از نگاه کردن به نشانی 7915 TH IRD AVENVE  می­توانید به مدت یکی دو ثانیه بازنمایی دیداری از آن در ذهن داشته باشید. در این بازنمایی جزئیات دیداری حفظ می‌شود. مثلاً این که نشانی را با حروف بزرگ نوشته­اند اما بعد از چند ثانیه آن­چه باقی می­ماند صدای آن نشانی است (یعنی رمزشنیداری آن ) و این رمز اطلاعات مربوط به شکل حروف را حفظ خواهند کرد (هال، سوپلا و همکاران[16]، 2008)

اندوزش- ظرفیت محدود: بارزترین مشخصه حافظه­ی کوتاه مدت، گنجایش بسیار محدود آن می­باشد که به طور متوسط برابر با هفت ( اضافه یا منهای دو ماده ) است. بعضی افراد تنها پنج ماده و عده­ای تا نه ماده را می­توانند در حافظه نگهدارند این رقم فراخنای حافظه نامیده می­شود ( بدلی، 2002). با توجه به این که گنجایش حافظه­ی کوتاه مدت محدود است، زمانی­که این گنجایش تکمیل می­شود، اطلاعات قبلی باید از آن خارج گردند تا اطلاعات تازه­ای وارد آن شوند. به این پدیده « جانشینی اطلاعات » می‌گویند. بنابراین، عامل مهم فراموش شدن مطالب از حافظه­ی کوتاه مدت جانشین شدن مطالب جدید با آن مطالب است. از این رو، اگر بخواهیم مطلبی را برای مدتی در حافظه کوتاه مدت نگهداریم، باید آن را تکرار کنیم. این تکرار از ورود مطالب تازه به این حافظه جلوگیری به عمل می­آورد و مانع جانشینی مطالب جدید با مطالب موجود در حافظه می­شود. روشی که موجب افزایش ظرفیت حافظه­ی کوتاه مدت می­گردد روش « تقطیع » نام دارد. تقطیع به معنای قطعه قطعه کردن اطلاعات و دسته بندی آن هاست؛ مثلاً، اگر بخواهیم این حروف را به حافظه بسپاریم به دلیل زیاد بودن آن با مشکل مواجه هستیم. به فرض، حروف « ی ، م، ا، ل، س، ا، د، ا، ز، آ، ه، ا، گ، ش، ن، آ، د» حال  اگر تمام این حروف را به طور معکوس به سه قطعه دسته بندی کنیم کلمات دانشگاه آزاد اسلامی به دست می آید؛ یعنی 16 حرف را در سه قطعه قرار داده­ایم، در حالی که اگر این کار را انجام نمی­دادیم قادر به خواندن آن نبودیم. بنابراین، ظرفیت حافظه­ی کوتاه مدت را به مقدار بالا افزایش داده­ایم ( هاتن، توز و همکاران[17]، 2001)

  نحوه گزینش دانشجو چگونه است؟

بازیابی – در حافظه­ی کوتاه­مدت، کم و بیش عاری از خطاست، به طوری­که اگر مطلبی در حافظه باشد، حتماً قابل دسترسی است. بدلی (2002) حداقل دو نوع حافظه­ی کوتاه مدت را پیشنهاد می­کند؛ یکی حافظه­ی دیداری- فضایی (در حال حاضر معروف به حافظه­ی بینایی- فضایی[18] است) که به رمز گردانی اطلاعات فضایی یا دیداری اختصاص دارد و دیگری حافظه­ی آوایی ( در حال حاضر به حافظه ی واجی معروف است ) که اطلاعات را به شکل واج­شناختی ( مبتنی بر گفتار) نگه می­دارد کنش هر دو حافظه این است که اطلاعات را آماده نگه می­دارد تا این که ارگانیزم نسبت به آن واکنش ذهنی یا بدنی نشان دهد ( خداپناهی، 1382؛ اتکینسون، اسمیت و همکاران 1378). در مطالعه­ی مربوط به این حافظه، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که حافظه­ی کوتاه مدت دو انباره­ی موقت دارد؛ انباره­ی موقت شنیداری، که اطلاعات را برای مدتی کوتاه به شکل رمز صوتی ذخیره می­کند و دیگری انباره­ی موقت دیداری که اطلاعات را برای مدتی کوتاه به صورت رمز دیداری یا  فضایی ذخیره می­کند ( مارتینوسن[19]، 2005)

حافظه­ی فعال[20]:

حافظه­ی فعال یک اصطلاح جدید می­باشد. دانشمندان حافظه­ی فعال را جانشین حافظه­ی کوتاه مدت کرده­اند، چرا که حافظه­ی کوتاه مدت نمی­تواند یک حافظه­ی منفعل باشد و دستکاری اطلاعات نیز در آن صورت می­گیرد. از این رو ظرفیت حافظه­ی کوتاه مدت جای خود را به ظرفیت پردازش  داده است حافظه­ی فعال یک سیستم فعال و پویایی است که برای اندوزش و دستکاری موقتی اطلاعات و به منظور انجام تکالیف شناختی پیچیده­تر نظیر یادگیری، استدلال،  ادراک و تفکر کردن به کار می رود. حافظه‌ی فعال به طور فعال در ارتباط با اطلاعاتی است که می خواهند به حافظه­ی بلند مدت منتقل گردند. در مجموع سرحد مشخصی نمی­توان میان حافظه و افکار تعیین کرد. در هر فرایندی که نیاز به استدلال دارد ( مثل خواندن،  نوشتن و محاسبات ذهنی ) حافظه ی فعال درگیر می باشد. مثل تکراری از فهرست ارقام که خوانده می­شود و می­بایست آن­ها را عکس ترتیب اولیشان ( به طور معکوس ) بازگو کرد و یا ترجمه­ی همزمان و یا رانندگی ( اهلیز، باهنه و همکاران[21]، 2007). به طور کلی حافظه­ی فعال، یک مکانیسم پویایی است که به فرد اجازه می­دهد در حالی که در فعالیت­های شناختی درگیر هستند، اطلاعات را برای مدتی کوتاه ذخیره کنند ( بدلی[22]، 2007). بر خلاف  حافظه­ی کوتاه مدت که معمولاً بر حسب اندوزش موقتی اطلاعات توصیف می­شود، حافظه­ی فعال قادر است اطلاعات ذخیره شده را دستکاری کند. حافظه­ی فعال به یک سیستم کنترلی توجه، محدود از نظر ظرفیت، وابسته است
( کیلیکمن، تییتر و همکاران[23]، 2007)

بر اساس مدل بدلی ( 1986) حافظه­ی فعال یک نظام چند بخشی است که از عنصر اجرایی مرکزی[24]، حلقه­ی واج شناختی[25] و صفحه­ی ثبت اطلاعات دیداری فضایی[26] تشکیل شده است. عامل اجرایی مرکزی وظیفه­ی کنترل، نظارت و هماهنگی ورودی و خروجی اطلاعات را بر عهده دارد.

حلقه­ی واج­شناختی کار نگهداری و پردازش اطلاعات کلامی و وابسته به گفتار و صفحه­ی ثبت اطلاعات دیداری- فضایی مسئول اندوزش و پردازش اطلاعات دیداری فضایی است. هر کدام از این عناصر ظرفیت محدودی دارند به نظر می­رسد برای تکالیف به ویژه تکالیف دشوار و پیچیده ناکافی باشد
( اسنولینگ[27]،2000).

  ارزشیابی کیفی- توصیفی از منظر روانشناختی

 

2-2-3- حافظه­ی دراز مدت[28]( L.T.M)

حافظه­ی بلند مدت سومین نوع تشکیل حافظه از نظر مدت است که می­تواند اطلاعات را به صورت همیشگی و در تمام طول عمر حفظ کند. می­توان حافظه­ی بلند مدت را به انبار بزرگی تشبیه کرد که همه­ی اطلاعات در آن­جای گرفته است: اسامی، تاریخ ها، محل و زمان وقوع رویدادها، فرمول­های ریاضی و غیره. حافظه­ی بلند مدت، در اثر تکرار اطلاعات موجود در حافظه­ی بلند مدت به وجود می­آید و می‌تواند تا آخر عمر دوام پیدا کند. برخی روان­شناسان معتقدند که همه­ی ادراک­ها و همه­ی افکار تقریباً برای همیشه در انبار حافظه­ی بلندمدت باقی می­ماند. بنابراین، وقتی نمی­توانیم برخی اطلاعات قدیمی را به سطح آگاهی بیاوریم، به این علت است که شاخص­های مناسب یا کدهای لازم برای یادآوری را در دسترس نداریم. این اطلاعات گم شده­اند، نه این که از بین رفته باشند ( زارع، 1390).

رمزگردانی معنایی- رمزگردانی مطالب در حافظه­ی دراز مدت عمدتاً نه شنیداری است و نه دیداری. بلکه مبتنی بر معانی مطالبی است که باید حفظ شود. رمزگردانی معنایی حتی در حفظ مطالبی مانند واژه­های مجزا و غیره وابسته به یکدیگر دخیل است. اما در مورد مطالب متشکل از جمله­ها بارزتر است. چند دقیقه پس از شنیدن هر جمله آن­چه می­توان به یادآورد و یا بازشناسی کرد معنی آن جمله است. فرض کنید این جمله را می­شنوید، نویسنده­ی کتاب نامه مفصلی به شورا نوشت، شواهد حاکی است که دو دقیقه بعد نمی­توانید تشخیص دهید که همین جمله یا جمله­ای که با آن هم معنی است را شنیده­ایم ( بازیابی در حافظه­ی دراز مدت با خطا و اشکالاتی همراه است که گنجایش زیاد آن و اطلاعات نامحدود موجود در آن بر گذشت زمان از دلایل آن می­تواند باشد ( سولسو، 1381، بدلی و همکاران، 2002).

 

طبقه­بندی حافظه بر اساس نوع اطلاعات در حافظه­ی بلند مدت:

1) حافظه­ی اظهاری[29] و یا آشکار[30]: این حافظه نیاز به یادآوری آگاهانه و هوشیارانه دارد. فرایند یادگیری در حافظه­ی آشکار خودآگاه است. برای بازیابی آن به محرکات مختصر و سرنخ ها نیاز است
(  تارک – براون، یی  و همکاران[31]، 2007؛ به نقل از احمدی، 1390). به دو زیر مجموعه تقسیم بندی می­گردد:

حافظه­ی معنایی[32]: دانش عمومی ما از جهان پیرامون را در بر می­گیرد ( زارع، 1388) شامل دانش وی از مفاهیم، قوانین، اصول و مهارت­ها می­شود مانند این که پایتخت ایران، تهران است. بنابراین حافظه­ی معنایی مفاهیمی است که در قالب گزاره­ها، شبکه­ها و طرحواره ها ذخیره می­شود (نیکدل، کرمی نوری و همکاران ، 1388)

حافظه­ی رویدادی[33]: این حافظه رویدادها و تجارب سیالی (زنجیره ای ) را در بر می­گیرد و به بافتار زمان و مکان وابسته است. حافظه­ی رویدادی همان حافظه­ی شخصی در فرد می باشد مثل احساسات و هیجانات مربوط به یک زمان و مکان خاص. حافظه­ی سرگذشتی ( اتوبیوگرافیک) نیز زیر مجموعه­ی این حافظه می­باشد که به حافظه­ی یک رویداد خاص در زندگی شخصی فرد دلالت دارد. مثل: تاریخ یک رویداد مهم ملی، غذایی که دیشب میل کرده­اید،  نام یک همکلاسی قدیمی. در مجموعه حافظه­ی رویدادی عبارت است از به خاطر سپردن رویدادها به علاوه کل بافتار پیرامون آن (کوهن و کانوی[34]،2008)

2) حافظه­ی روندی[35]و یا ضمنی[36]: این حافظه به یادآوری خودآگاه و هشیارانه متکی نیست. فرایند یادگیری در حافظه­ی ضمنی ناخودآگاه است. بیان گفتاری در آن درگیری نبوده و شامل مهارت های حرکتی می باشد. مثل راندن دوچرخه و یا نواختن پیانو. واکنش های هیجانی شرطی شده نیز در این دسته جای دارند ( احمدی، 1390)

برخی از تفاوت­های فرایند حافظه­ی کوتاه­مدت و بلند مدت عبارتند از: 1- تغییراتی که در مغز به هنگام به خاطر سپاری کوتاه­مدت و دراز مدت انجام می­گیرد، متفاوت است. 2 – حافظه­ی کوتاه فعالیتی است که به سادگی به وسیله دیگر فعالیت­ها گسسته می­شود؛ در حالی­که در حافظه­ی دراز مدت گسستگی به آسانی ایجاد نمی­شود. 3- حافظه­ی کوتاه­مدت گنجایش محدود دارد، در حالی­که دراز مدت واقعاً نامحدود است. 4- بازیابی و استخراج از حافظه­ی کوتاه­مدت، فرایندی است خودکار و جهشی؛ اما مشکلات بازیابی، در حافظه­ی دراز مدت پدیدار می­گردد. 5- بعضی از داروها و بیماری­ها روی حافظه­ی کوتاه مدت تأثیر می­گذارند بی آن­که تأثیری بر حافظه­ی دراز مدت داشته باشند و بر عکس ( لزاک[37]، 2005).

فرا حافظه:

وقتی اقدام­شناختی، یک اقدام به یاد آوردن باشد، دانش و فعالیت شناختی مربوط به آن فراحافظه نامیده می شود. به عبارت دیگر، فعالیت شناختی که در ارتباط با یاد سپاری یک مطلب باشد نام دارد. بنابراین فراحافظه نوعی فراشناخت است که اقدامات حافظه را به عنوان هدف خود در نظر می­گیرد. دو طبقه عمده­ی فراحافظه از هم تمیز داده شده است:

  • دانش فراشناختی درباره­ی حافظه
  • تجارب فراشناختی درباره­ی حافظه

طبقه دانش فراشناختی به دانش در مورد یادسپاری اشخاص، تکالیف و راهبردها تقسیم می­شود. تجارت فراشناختی درباره­ی حافظه شامل داوری­ها یا احساس­های فرد درباره­ی این است که اندوزش یا بازیابی چیزی تا چه حد مشکل و وقت­گیر است ( احدی، 1387).

  پنج ویژگی و خصوصیت مدیریت کیفیت فراگیر

 

2-3- دیدگاه پردازش اطلاعات

همان­گونه که در ابتدا عنوان شد دیدگاه پردازش اطلاعات به نحوه­ی رمزگردانی (تبدیل )، پیوند، اندوزش، مرور ذهنی، یادآوری و فراموشی توجه دارد.

 

2-3-1- مرحله­ی یادگیری[38]

در این مرحله که رمزگردانی[39]، درونداد[40] و ثبت[41] نیز نامیده می­شود، اطلاعات بیرونی، به صورت محرک­های شیمایی و فیزیکی، حواس را تحریک می­کنند و به صورت علامت یا کد در حافظه قرار می­گیرد ( گنجی، 1391). بنابراین در هر یادگیری، رمزگردانی اطلاعات ممکن است با ویژگی­ها و خصوصیات فیزیکی از قبیل رنگ، شکل، اندازه و … ) یا معنایی ( مقوله بندی،  مفهوم، سازماندهی و …) ارتباط داشته باشند. این ویژگی­ها و خصوصیات از طریق مواد یادگیری و دستور العمل­های ارائه شده از طرف یاد دهنده یا آزمایشگر (  پردازش از پایین به بالا ) یا از طریق خود یادگیرنده ( پردازش از بالا به پایین ) مشخص می­شوند ( ویلنسون، کاپلمن و همکاران[42]،2002 ).

یادگیری (رمزگردانی) ممکن است به صورت ارادی و هوشیارانه یا به صورت غیر ارادی و تصادفی صورت گیرد (کرمی نوری، 1391). در رمزگردانی ارادی فرد با خواست و ارائه­ی خویش و با هوشیاری به رمزگردانی می­پردازد و می­داند که اطلاعات ارائه شده را باید به حافظه­ی خود بسپارد تا بعداً آن­ها را ارزیابی کند و در رمزگردانی غیر ارادی بر تصادفی فرد هیچ آگاهی ندارد و تلاشی هم انجام نمی­دهد و علیرغم نبود آگاهی و تلاش، ماده اطلاعاتی مورد نظر به رمز تبدیل شده و در حافظه  می­ماند. امروزه عقیده بر این است که بسیاری از اطلاعات حافظه به این شیوه وارد حافظه می­شود ( درودی، 1390).

 

2-3-2- مرحله­ی ذخیره سازی[43]یا نگهداری [44]

این دو اصطلاح به مرحله­ی بعد از یادگیری و مرحله­ی قبل از بازیابی اطلاق می­شود. در این مرحله، اطلاعاتی که رمزگردانی شده باید با توجه به زمان، نگهداری شود که این زمان می­تواند بسیار کوتاه و چند سال یا تمام سال­های زندگی فرد باشد. در واقع مرحله­ای است که در آن اطلاعات یادگیری شده یا اطلاعات ورودی می­بایست در حافظه، انبار و ذخیره گردد تا موقعیت معین دوباره از آن­ها استفاده شود (کرمی نوری، 1391). در این مرحله عوامل گوناگونی ذخیره­سازی و نگهداری اطلاعات اثر می­گذارد. یکی فاصله بین مرحله­ی رمزگردانی و بازیابی است. یعنی هرچه فاصله­ی زمانی بیشتر باشند امکان استفاده از اطلاعات ذخیره شده کمتر خواهد بود. عامل موثر دیگر، حوادثی است که طی این مدت رخ می­دهد یعنی اطلاعات جدیدی وارد حافظه شده و به عنوان اطلاعات گمراه کننده مانعی برای یادآوری اطلاعات قبلی می­شود ( بدلی و همکاران، 2002).

 

2-3-3- مرحله­ی بازیابی [45]

به مرحله­ای گفته می­شود که در آن اطلاعات یادگیری شده و سپس ذخیره شده قبلی در موقعیت معینی مورد استفاده قرار گیرند. به این مرحله اصطلاحاً اطلاعات برونداد نیز گفته می­شود که دلالت بر استخراج و بیرون کشیدن اطلاعات از حافظه دارد (بدلی و همکاران، 2002).

با توجه به انواع اطلاعات و انواع حافظه، بازیابی نیز به شیوه­های گوناگونی صورت می­گیرد. گاهی بازیابی آشکار و گاهی نا آشکار است. در بازیابی آشکار فرد از به خاطر آوردن اطلاعات کاملاً آگاه بوده و تلاش زیادی دارد که اطلاعات ذخیره شده را فرا بخواند ولی در بازیابی نا آشکار فرد بدون اراده و تلاش اطلاعات ذخیره شده را به خاطر می­آورد. یکی از عوامل موثر بازیابی « اثر بافت » نام دارد. یعنی بازیابی وقتی موفقیت بیشتری دارد که بافت زمان رمزگردانی با بافت زمان بازیابی یکسان باشد، مهم ترین دلیل قدرت به خاطر آوری بهتر « اثر بافت » است. عامل دیگری که بر قدرت بازیابی تأثیر دارد « اثر خلق » است. یعنی هر فردی در زمان رمزگردانی ویژگی­های  عاطفی خاصی دارد که هرچه این ویژگی ها در زمان رمزگردانی و بازیابی مشابهت بیشتری داشته باشد، امکان بازیابی بهتری وجود دارد

[1]– Visible  Persistence

[2]– Information Persistence

[3]– Retionotopic

[4]– Di Lollo

[5]– Hyun

[6]– Icon Memory

[7]– Sensory Prestisencer

[8]– Philips

[9]– lock

[10]– Rensink

[11]– Brockmole &Wange

[12]– Turk- Browne & Fan

[13]– Primary visual cortex

[14]– Short term memory

[15] – Boutla & Suplla

[16] – Hall

[17]– Hutton & Towse

[18] – Visual – Spatial

[19]– Martinussen

[20]-Working Memory

[21] -Ehlis & Bahne

[22]– Baddeley

[23]-Clikeman & Teeter

[24]– central executive

[25]-Phonological loop

[26]– visuo – spatial sketch pad

[27]-Snowling

[28]– Long -term Memory

[29] – Declarative Memory

[30] – Explicit Memory

[31] -Tark- brown & yee

[32]–  Semantic  Memory

[33]– Episodic Memory

[34]– conway

[35] – Procdural Memory

[36]– Implicit

[37]-Lezak

[38]– Learning stage

[39]– Encoding

[40]– Input in for mation

[41]– Registeration

[42] – Kopelman & Wilson

[43]– Storage

[44]– Retention

[45]– Interval