طبیعی:

دانلود پایان نامه

اختیارشان باشد. بخشی از علت آن تأثیرپذیری مواد طبیعی از زمان،حتی مصالح غیر ارگانیک نظیر سنگ است. گرد زمانه فهم شخص را از فواید جریان مواد معدنی و انرژی ها از خلال سیستم های طبیعی بالا می برد.
۸. دید ها و منظر ها: انسان ها دید به خارج را (ویوی خارج را) همواره به عنوان مسالهای مهم و مطلوب برای فضاهای داخلی طلقی میکنند، علی الخصوص هنگامی که مناظر شامل عناصر طبیعی و سبزینگی باشند. هنگامی که مقیاس دیدها و منظرها با تجربیات انسانی هماهنگ باشد رضایت بخش تر هستند.
اصولا خارج از مقیاس(بسیار بزرگ یا کوچک)، تنگ و محدود یا محبوس بودن دید و منظرها نامطلوب است.
۹. سبز کردن نما: دیوار عشقه ای(پیچکی) و بام سبز مصادقی از جدارههای سبز هستند که بازتاب دهندهی فواید تاریخی مصالح ارگانیک هستند بدین معنا که همواره انسانها در طول تاریخ حیات خود از گیاهان به عنوان منابع غذایی، پناه در مقابل سرما و گرما، وسیله استتار در مقابل خطرات بهره برده است.
اکنون نیز استفاده از دیوار سبز میتواند فوایدی نظیر تامین غذا، بازگوکننده خصلت بومی یک منطقه باشد.
۱۰.زمین شناسی و لند اسکیپ: این مقوله بیانکنندهی همان ارتباط هماهنگ ساختمان ها با ویژگیهای غالب زمینشناسی است. بهترین شکل طراحی متناسب با طبیعت، هماهنگ کردن طرح با ویژگیهای زمینشناختی موجود است که به چنین طرحی اصطلاح ریشه زده یا به زمین وصل شده نیز اطلاق میشود.
خانههای دشت باز فرانکلویدرایت را شاید بتوان نمونه بارز چنین رویکردی دانست، در این خانهها خلق ساختارهای هماهنگ در ارتباط موازی با منظر(برخلاف تسلط بر دشت ساوانا) را میتوان دید. در این رویکرد زیستگاه ها و اکوسیستمها البته از دیدگاه بیوفیلیک، ساختمان ها و لنداسکیپهایی که رابطه نزدیک و هماهنگ با زیستگاهها و اکوسیستمهای محلی دارند ارجح هستند.
در این زمینه باید به چند نمونه از اکوسیستمهای قابل توجه موجود در طبیعت اشاره نمود که حضورشان در پیرامون محیط زندگی انسان همواره بسیار مطلوب بوده است، Wetlands (زمین های خیس) برکه، آبگیر، جنگل ها، مرغزار و چمنزارها (grassland) و چشمه سارها از این نمونهها هستند.
۱۱. آتش: حضور آتش در محیط ساخته شده پیچیده و چالش برانگیز اما مطلوب است. البته حضور آتش در محدوده زندگی انسانها از نظر عملکردی عموما درارتباط با گرمایش و پخت و پز بوده و از جنبه نمادین نیز از گذشته حضور آتش در فضای داخلی نماد آسایش و تمدن بوده. اما این پدیده طبیعی میتواند ایجاد کننده ی کیفیات مطلوبی نظیر رنگ، گرما، حرکت باشد.
۴-۲-۲- اشکال و فرم های طبیعی
بازنمایی و شبیه سازی جهان طبیعی اغلب بر روی نمای ساختمان ها و درون طرح های داخلی انجام میگیرد.
۱. نقشمایههای گیاهی: تداعی کردن فرم الگوی گیاهان در محیط ساخته شده (به شکل عینی یا استعاری) یکی از موارد موجود در طراحی بیوفیلیک است. فرم شاخ و برگ، سرخس ها، میوه کاج و بوته ها از مواردی است که در طراحی قابل استفاده هستند.
۲. درخت و نگهدارنده های طبیعی: بهکارگیری ستونها و عناصر عمودی در ساختمان در حالت انبوه و متعدد، محیط جنگلی را به ذهن متبادر می کند و در چنین شرایطی تعدد ستونها در ساختمان میتواند امری مطلوب تلقی شود.
۳. نقش مایه های حیوانی (مهره داران): شبیه سازی زندگی حیوانات هرچند کمتر از گیاهان اما در نماها و فضاهای داخلی وجود دارد. در برخی موارد میتوان به خوبی بخشی از اندام آنها را نیز به جای شبیه سازی کل بدن مانند سر یا پنجه نمایش داد. در محیطهای انسانساخت فرمهای حیوانات اغلب به شکل و سبک خاص نمایش داده می شود یا به حالت خیالی یا اشکال و فرم های تغییریافته بروز می یابند.
۴. فرم های صدفی و حلزونی: فرمهای صدفی و حلزونی عموما سرشار از تناسبات و فرمهای ناب و پیچیده طبیعت هستند که به خوبی میتوان از آنها در طراحی فرم و بافت ساختمانها استفاده نمود. همواره شبیهسازیها و تصویرسازیها از بیمهرگان همواره عنصری مطلوب به جهت استفاده در طراحی محیطهای ساختهشده است. در این زمینه از مواردی نظیر صدفها، حلزونها، زنبورها، مگسها و پروانهها بسیار استفاده شده. در این زمینه تقلید از پروسههای موجود در زندگی بیمهرگان نیز امکانپذیر است. چنانجه مواردی نظیر بهرهگیری از سیستم کنترل زیستاقلیمی موجو در تپه موریانهها و ساختارهای قدرتمند موجود در صدفهای دریایی، کندوها و تار عنکبوتها را میتوان برشمرد.
۵. تخم مرغ، بیضی و فرمهای لوله: از فرمهای تخممرغی یا لولهای میتوان در طراحیهای داخلی، بدنهی ساختمانها، محوطهسازیها(باغها و آبنماها) به شکلی واقعی یا استعاری میتوان بهره برد. همچنین استفاده نمادین یا سازهای از فرمهای فوق در امر طراحی وجود دارد که پسندیده و مقبول است.
۶. طاقها، آرگها و گنبدها: عناصر فوق نیز برگرفته از طبیعت هستند که هم از نظر سازهای و هم از منظر زیباییشناسی عناصری مناسب در طراحی هستند. این عناصر را به طور طبیعی میتوان در کندوها، لانه پرندگان، صدفها و صخرهها مشاهده نمود.
۷. فرمهایی که در برابر خطوط راست و زوایای قائمه مقاومت میکنند: خطوط و فرمهایی که با نیروهای طبیعی متناسب شدهاند در نوعی تعادل پویا با محیط پیرامون خود قرار دارند که شکل کلی آنها اغلب به شکل فرمهای خمیده و سینوسی در میآید. لازم به ذکر است که خطوط راست و زوایای قائمه بیانگر شخصیت و ذات مهندسیها، محصولات و ساختارهای انسانی است که سنخیتی با ویژگیها عناصر طبیعت ندارد.

۸. شبیهسازی ویژگیهای طبیعی: این ویژگی شبیهسازی فرمهای طبیعی را بر کپی کردن عین به عین از طبیعت ارجح میداند. موفقترین حالت در شبیهسازی ویژگیهای طبیعی دستیابی به منطق موجود در عملکردها و ساختارهای موجود در طبیعت نظیر اشکال، الگوها و فرآیندها است. چنین امری نه تزئین صرف نیست بلکه موجب یکپارچگی ساختاری طرح و هماهنگ آن با نیروهای پیرامونیش میشود.
۹. بیومورفی: شباهت طرح به فرمهای زنده طبیعت که عموما محصول غیر عامدانه طراحی هستند اطلاق میشود. این نوع طراحی همواره بیننده را ترغیب میکند که به اثر معماری عنوان یک گیاه یا حیوان را بدهد در حالی که قصد معمار چنین نبوده. نمونهی چنین مواردی را میتوان در آثاری نظیر اپراهوس سیدنی یرن اوتزن و رینگ هاکی دانشگاه ییل اثر اروسارینن مشاهده نمود.
۱۰. ژئومورفولوژی: طراحی بعضی ساختمانها با ساختار و فرم زمینشناختی محوطه پروژه هماهنگ است، حتی گاهی اوقات گویی محوطه پروژه را در آغوش گرفته یا از آن طبعیت میکند. چنین رویکردی ظاهری استوار به ساختمان میبخشد و همواره ساختمان در تلفیق با بستر زمینشناختی خود خواهد بود.
۱۱. زیست وارگی(bio mimicry): برخی از طرحهای موفق دنیا از طبیعت الهام گرفتهاند. این موضوع به تقلید از طیف وسیعی از گونههای طبیعی در طراحی اطلاق میشود که اوج آن را میتوان در ساختار لانه موجوداتی نظیر صدفها، زنبورها و عنکبوتها دید که از نظر زیستاقلیمی نیز به طور موثر و چشمگیری با محیط طبیعی خود ساخته ادغام شدهاند.
۴-۲-۳- الگوها و فرایندهای طبیعی:
این گزینه سومین اصل طراحی بیوفیلیک است که بر اضافه کردن ویژگیهای طبیعت (بدون در نظر گرفتن مبحث قبل پیرامون شبیهسازی و بازنمایی فرمها و شکلهای طبیعی) به محیط ساخته شده تاکید دارد. پانزده ویژگی در ادامه مطلب بیانگر موضوع فوق هستند.
۱. تنوع حسی: بقا و بهزیستی بشر همواره در گرو هماهنگی با محیط طبیعی متنوع و غنی از محرکهای حسی بوده است و همواره روند تکامل وی در رابطه تنگاتنگ با پاسخ به محرکات حسی نظیر نور، صدا، لمس کردن، بو و شرایط محیطی دیگر بوده است.
۲. غنای اطلاعات: حتی امروزه در عصر اطلاعات هم غنای ادراکی جهان طبیعت پرچالشترین شرایطی را که تا به حال انسان با آن مواجه شده برای ذهن وی فراهم میکند. این کیفیت مسحور کننده در صورتی که به طرزی موثر با محیط ساخته شده چه به شکلی عینی و چه به شکلی استعاری تلفیق شود میتواند حس کنجکاوی، تخیل، اکتشاف و حل مسأله را در انسان تحریک نماید. اغلب مردم به ساختمانهای با غنای اطلاعاتی و جزئیات و تنوع و بافتی که از الگوهای طبیعی برگرفته شده باشد و این جزییات را به آرامی و مرحله به مرحله بروز دهد واکنش مثبت نشان میدهند.
۳. عمر، تغییر و زنگار زمان: یکی از ویژگیهای اساسی جهان طبیعت گذر عمر در طول زمان است، این ویژگی به وضوح در فرمهای ارگانیک قابل مشاهده است. این روند پویا باعث بهبود و افزایش حس رضایتمندی و صمیمیت در بین مردم میشود. البته این ویژگی در تضاد با وقوع ناگهانی مرگ و زوال است. زنگار زمان ویژگی تمام مسالح طبیعی حتی مسالح طبیعی غیر ارگانیک نظیر سنگ است. این ویژگی در مواد و مسالح غیر طبیعی وجود ندارد و شاید یکی از عل عدم استقبال مردم از مسالح مصنوعی نیز همین امر باشد.
۴. رشد و شکوفایی: رشد و توسعه بیانگر گذر زمان هستند که حضورشان در محیطهای ساخته شده موجب خوشنودی افراد میشود. شکوفایی باز شدن مرحله به مرحله در طول فرایند بلوغ است که در مواجهه با ساختمان و محوطهسازی آن و به خصوص در تزئینات و نقوش بسیار مطلوب است. این ویژگیهای تغییریابنده به محیط ساخته شده کیفیتی دینامیک و زنده میبخشد.
۵. نقطه کانونی: قابلیت جهتیابی در محوطههای طبیعی اغلب با وجود یک نقطهی قابل ادراک کانونی تقویت میشود. نقطهی کانونی قادر است یک محیط بینظم را به منظم بدل کرده و مسیریابی را در یک مکان آسان سازد. با استفاده از چنین موردی میتوان پیچیدگی و بی مقیاس بودن یک محیط را به پیوستگی مبدل نمود.
۶. کلیت تابع الگو: به طور خلاصه میتوان گفت که چنین کیفیتی میتواند موجب افزایش درک از محیط و احساس کنترل و تسلط بر محیط شود.
۷. فضاهای محصور: انسان تمایل شدیدی به فضاهای محصور دارد که مرتبط با حس قلمرو است و در خلال دورهی تکامل احتمالا به قصد ایجاد امنیت و بهرهکشی از منابع ایجاد شده است. مردم برای فضاهای دارای شکل و شخصیت تعریف شده ارزش قائلند چرا که چنین کیفیتی قدرت تشخیص مداوم و واضح مرزها را افزایش میدهد.
۸. فضای انتقالی: فضای انتقالی بین محیط ساخته شده و طبیعی به واسطهی ایجاد دسترسی از یک فضا به دیگری موجب ایجاد آسایش میشود. از نمونه فضاهای انتقالی میتوان به آستانه، سردر ورودی، درها، پلها و پنجرهها اشاره کرد.
۹. زنجیرها و سریهای متصل به هم: جابهجایی واضح فیزیکی در محیط ساخته شده یا طبیعی به وسیلهی فضاهای متصل به هم تسهیل میشود به خصوص زمانی که با زنجیرههای متصل به هم محقق میشود. فضاهای مرتبط میتوانند تداعیکنندهی معنای خاص یا نظم در فضا باشند.
۱۰. تلفیق اجزاء با کلیت: این کیفیت در جهت کاهش آشوب و بینظمی در مجموعههای دارای بافت و جزئیات متنوع بسیار ضروری است.
۱۱. تضادهای مکمل: همواره در طبیعت عناصر متضاد اما مکمل حضور دارند که تنها با بهرهگیری از آنها به شکلی توأمان و تکمیلکننده یکدیگر میتوان به طرحی مطلوب دست یافت. در این زمینه تیرگی و روشنی، پستی و بلندی و باز و بسته نمونههایی از این تضادهای
مکمل هستند.
۱۲. تنش و تعادل پویا: وجود حسی از تعادل پویا بین فرمهای متفاوت و متضاد در یک طرح، حس قدرت و ماندگاری را بالا میبرد. این ترکیب از نیروهای متفاوت، اغلب حالتی از یک تنش بدیع را ایجاد میکند که قادر است فرم ایستا را به موجودی زنده شبیه کند.
۱۳. فراکتالها: هیچ دو موجودی در طبیعت با یکدیگر یکسان نیستند و این امر حاصل وجود نظم یا هندسهی فراکتال است. این هندسه شامل الگوهای تکرار شده اما متنوع از یک طرح پایدار است.
۱۴. تناسبات نظمیافته بر اساس سلسلهمراتب و مقیاسها: این سازگاری یا تشابه وابسته به زمینه موضوع، میتواند ادغام نمودن الگوهای بسیار پیچیده را ممکن سازد. این تناسبات همواره در طبیعت وجود دارند که تناسبات طلایی و فیبوناتچی از نمونههای آن هستند.
۴-۲-۴- نور و فضا:
در این بخش هفت مورد از موارد بیان شده به کیفیات نور میپردازد و پنج مورد بر روابط فضایی تأکید دارد.
۱. نور طبیعی: تأثیرات درمانی و التیامبخش نور طبیعی بر انسان کاملا از طریق آزمایشات علمی به اثبات رسیده و حضور این عنصر طبیعی را در محیطهای انسانساخت تا حدی الزامی نموده تا بدانجا که آن را به امری بدیهی مبدل نموده. بسیاری از کیفیات مطلوب فضایی که در ادامه به آنان اشاره خواهد شد از نحوه بهکارگیری نور طبیعی استخراج میشوند.
۲. نور پخش شده و فیلتر شده: مزایای نور طبیعی روز با فیلتر کردن آن ارتقا مییابد، به خصوص در مواردی که تابش شدید است. این نور را میتوان برای ایجاد رابطه بین فضاهای مختلف و همچنین رابطه بین فضاهای بیرون و درون در فضاهای رابط و به شکلی متنوع مورد استفاده قرار داد.
۳. نور و سایه (سایه روشن): این کیفیت موجب افزایش قدرت تشخیص اجسام شده و میتواند به ایجاد حس کنجکاوی و رازآلودگی در محیط کمک کند.
۴. نور بازتابی: جهت ایجاد نور بازتابی میتوان از سطوح بازتابنده نظیر سطوح سقف، کف و دیوارها که حاوی رنگ روشن هستند استفاده نمود. همینطور نور بازتابی حاصل از بدنهی بازتابدهنده سطوحی نظیر سطح آب بسیار دلپذیر و مطلوب است.
۵. استخرهای نور: ایجاد استخرهای نور در فصل پاییز و زمستان بسیار مطلوب است. این حس را میتوان در محیطهای طبیعی نظیر درون جنگلها مشاهده نمود. بهترین مکان برای ایجاد این کیفیت عمق فضاهای تاریک است. گوشهای از یک سالن یا راهروی تاریک بهترین مکان برای تحقق این عنصر طبیعی است.
۶. نور گرم: این کیفیت در محدودههایی که با نور اعتدالیافته روشن شده و با فضاهای تاریکتر احاطه شدهاند تجلی مییابد. این کیفیت در

دیدگاهتان را بنویسید