شاهنامه فردوسی

الله (۱۳۸۳)، حماسه سرایی در ایران، انتشارات فردوس، تهران، چاپ سوم.
در مورد حماسه نیز دکتر ذبیح الله صفا مولف کتاب حماسه سرایی در ایران معتقدند که در شعر حماسی شاعر با داستان های شفاهی یا مدون کار دارد که در آنها شرح پهلوانی ها، عواطف و احساسات مختلف مردمان یک روزگار، و مظاهر میهن پرستی و فداکاری و جنگ با آن چه در نظر نسل های ملتی بد و ناپسند و مایه شر و فساد بود آماده باشند.
مختاری، محمد، (۱۳۶۸)، حماسه در رمز و رازهای ملی، انتشارات قطره، تهران، چاپ اول.
حماسه زاییده وجدان جمعی مردم یک ملت است، پس آفریننده خاصی ندارد و انتقال دهندگان نیز قوالان و سرایندگان گمنام بودهاند.
کزازی،‌ میرجلال الدین، (۱۳۷۶)، رویا، حماسه و اسطوره، نشر مرکز، تهران.
جلال الدین کزازی اندیشمند و اسطوره شناس در مورد حماسه می گوید حماسه زاده اسطوره است، حماسه تنها در فرهنگ و ادب مردمانی پدید میآید که دارای تاریخ و کهن و اسطورهی دیرینهاند.
در مورد تحلیل عناصر حماسی در اشعار قاآنی تحقیق جامع یافت نشد.
اهداف تحقیق
اهداف علمی: مهم ترین هدف علمی نگارنده از این تحقیق، شناسایی یکی دیگر از درون مایه های شعری قاآنی که همان اندیشه های حماسی اواست و بدین سبب تلاش شد تا جایگاه عناصر حماسی و پهلوانی، در اشعار او مورد نقد و تحلیل قرار گیرد.
اهداف کاربردی: از این تحقیق در حوزه سبک شناسی و نقد ادبی می توان استفاده کرد.
روش کار
نوع روش کار در این پژوهش اسنادی و تحلیلی است. بدین صورت که ابتدا محقق با مراجعه به کتاب خانه ها، کتاب های را که مورد نیاز بود تهیه، سپس با خواندن آن ها مواردی را که با تحقیق وی در ارتباط بود فیش برداری کرد سپس با تلفیق فیش ها با یکدیگر که به صورت موضوعی طبقه بندی شده بود تحقیق خویش را نوشت، در پایان نیز نتیجه گیری کرد.

فصل اول
از فردوسی تا قاآنی

۱-۱- درآمد
در این فصل به برخی از شاعرانی که در زمینه حماسی در شعرهایشان عناصر حماسی به کار برده است می پردازیم از دوره فردوسی تا قاآنی به برخی از شاعران اشاره می شود:
۱-۲- فردوسی
“استاد ابوالقاسم فردوسی شاعر بزرگ حماسه سرای ایران و یکی از گویندگان مشهور عالم و از ستارگان درخشنده آسمان ادب فارسی و از مفاخر نامبردار بردار ملت ایران است به طور که سی و پنج سال برای سرودن شاهنامه رنج برد و تمام دارایی خود را از دست داد و در پایان عمر تهیدست شد.” (صوفی، ۱۳۷۷: ۱۷۷)
“در بررسی شاهنامه حکیم فردوسی با شخصیت ها و داستان هایی مواجه می شویم که حاصل پهلوانی ها و دلاوری های نخبگانی است که در راه کشور گشایی، مقابله با ظلم قهرمان پروری و …. حادث گردیده‌اند آنچه که مسلم است اینکه سرایندگان حماسه ها با اقتدار به منابع موجود در زمان خود به بازپروری آنها همت گماشته و تلاش کرده اند تا با آفرینش شخصیت های افسانه ای و یا خارق العاده که توانایی های شگفت انگیزی رادر خود پنهان دارند به جذابیت و ماندگاری آفریده های خود کمک نماید. حکیم ابوالقاسم فردوسی از سرآمدان روزگار خود و از سرسلسله داران نام آور ادبیات ایران زمین به شمار می آید این حقیقت را که وی بزرگترین حماسه سرای گیتی است را چنین بار می تاباند.
بسی رنج بردم در این سال بسی

عجم زنده کردم بدین پارسی

به هر نوع با رویکرد به حماسه‌ی عظیم ادبیات فارسی یعنی شاهنامه‌ی فردوسی در خواهیم یافت که فردوسی با در اختیار داشتن اصل وقایع و اتفاقات موجود کوشیده است تا در به رشته ی نظم در آوردن این مصالح معنوی توفیق یابد. آنچنان که آشکار است، این که حماسه با تقابل دو نیرو و استعداد جلال می گیرد و در مواجهه این دو قطب روح حماسه متبلور می شود. مخاطب شاهنامه در مواجهه با شخصیت های شاهنامه علاوه بر پذیرش حقیقت وجودی آنها و همذات پنداری با ایشان افعال خارق العاده و ماورای بشری صادره از آنها را به راحتی هضم می کند و لذت می برد. آنچنان که در ماجرای گزینه کردن اسب رستم را چنین می نمایاند:
هر اسبی که رستم کشیدی به پیش

  تعالی سازمانی

به پشتش فشردی همه دست خویش

به نیروی او پشت مردی به خم

نهادی به روی زمین بر شکم

فردوسی با استحصال زبانی کاملاً حماسی علاوه بر پردازش اسطوره ها و حماسه های باستانی و افسانه‌ای عصر خود، در خلق زبانی با ویژگی های در خور و کاملاً متناسب با آثار خود، موفق عمل
می کند در شاهنامه از همه چیز بوی حماسه بر می خیزد و هر چه غیر از حماسه را نیز رنگ حماسه در بر نموده است.” (ارمغان، ۱۳۸۰: ۴۹-۴۸)
“شاهنامه فردوسی برترین نمونه توصیف ستیزناسازهای بیرونی و تبیین جنگ و جدال پیلان و پهلوانان با دیوان و دد صفتان است.” (براهنی، ۱۳۸۵: ۱۳۶)
“فردوسی بزرگ ترین شاعر ایران و شاهنامه او از ارزنده ترین شاهکار و جاودانی زبان و اندیشه و فرهنگ ایران است و بسیاری از محققان به حق آن را بزرگ ترین حماسه ی جهان خوانده اند.
نام و یاد و افسانه های قهرمانان ایران را جاودانی کرده است اما در این میان بزرگ ترین قهرمان، خود او و با شکوه ترین حماسه کار و زندگی و رنج روزگار خود است.” (ریاحی، ۱۳۸۲: ۱۴-۱۳)
“تصاویر شاهنامه به طور مطلق همگام با عنصر حماسه و هدفهای منظومه های حماسی است در شاهنامه همه جا تصویر در خدمت حماسه است.” (رستگار، ۱۳۵۳: ۳)
“به طور مثال در بیت زیر از واژگان حماسه استفاده کرده است:
همه لشکر آن تیر برداشتند


سراسر همه نیزه پنداشتند”

(رستگار، ۱۳۵۳: ۴۵۱)

۱-۳- اسدی طوسی
“از دیگر حماسه سرایان ادب فارسی، ابونصر علی بن احمد اسدی طوسی از شاعران قرن پنجم هجری است زندگی اسدی، بیش تر در دربار ابودلف حکمرانان گذشته است او گرشاسپنامه خود را به نام این حکمران سروده است.” (فرهمند، ۱۳۹۰: ۴۸)
“اسدی طوسی، سرودن گرشاسپ نامه را از حدود سال ۴۵۶ هجری آغاز کرد و آن را در سال ۴۵۸ به پایان رساند، گرشاسپ نامه منظومه‌ای است که از لحاظ توانایی سرآینده آن در کاربرد کلمات متناسب، صور خیال، توصیف خرمندانه مناظر و صحنه های جنگ و استحکام بیان، در ردیف آثار حماسی جالب و کامل به شمار می رود.” (رزمجو، ۱۳۸۱: ۱۱۶)
“به اتفاق سخن شناسان بزرگترین منظومه حماسی ملی است که به روش و سبک شاهنامه نیز سروده شده است.” (رستگارفسایی ۱۳۵۳: ۲)
“در ابیات زیر واژگان حماسی تیغ و سنان شمشیر و خنجر و درع استفاده کرده است.
به تیغ و سنان هر کجا کینه توخت

گهی دل درید و گهی سینه دوخت

همی داد شمشیرش اندر شتاب

هم اندر هوا کرکسانراکباب

سرخنجرش لاله کارنده بود

زدرع یلان حلقه بارنده بود”

(رستگار،۱۳۵۳: ۴۴۸)
۱-۴- سنایی
“سنایی شاعر دوره غزنوی است در عین فخامت و جزالت نوعی لحن حماسی و کوبنده دارد.
تا ز سر شادی برون ننهد مردان صفا

پای نتوانند بردن بر بساط مصطفی

خرمی چون باشد اندرکوی دین کز بهر ملک

  ارزیابی عملکرد

خون روان کردند از حلق حسین در کربلا

خواجه سنایی غزنوی که عدیم النظیر است در نظم و نثرش خاتم الشعراش نویسنده و منقبت بسیار دارد.” (سنایی، ۱۳۶۲: ۴۱)
“سنایی غزنویی با بهره گیری از داستان های اساطیری و پهلوانی به ویژه داستان و عبرت انگیز ضحاک تازی که به یقین برگفته از شاهنامه فردوسی بوده و در شکل گیری مضامین عارفانه و صوفیانه وی نقش به سزایی دارد در مورد ضحاک و شخصیت منفی می گوید:
شاه عشقش چون یکی برکدخدا ی روم تاخت

گفتی افریدون درامد گرز بر ضحاک”

(سنایی غزنویی،۱۳۸۵: ۳۸۶)
۱-۵- مولانا
“در کتاب مناقب العارفین نیز مولانا از مردی وپهلوانی سخن می گوید و خود را پهلوان عشق می خواند”(افلاکی،۵۷۲:۱۳۶۲)”این مردی و پهلوانی که با جان وروان مولانا عجین شده بود باعث می شد تا تمام مشکلات وموانع راه عشق وسلوک را عاشقانه وسرسختانه تحمل کند.” (زرینکوب،۲۸۴:۱۳۷۳)
“شمس نامه مولانا نیز نابترین نمونه توصیف نبرد ناسازهای درونی و تشریح تضاد موجود در بین نیروهای الهی و اهورایی درون انسان با نیروهای شرور شیطانی و اهریمنی است فردوسی در شکل ظاهری شعرش و در انتخاب مضامین، شاعری حماسی است مولوی از نظر معنی و شکل باطنی و برداشت ذهنی، شاعر حماسی دیگری است گرچه فردوسی از نظر برداشت در همان و مضامین
خودش، روح کاملاً حماسی نشان می دهد ولی مولوی از نظر رفتاری که با اشیا می کند در قطبی دیگر، نوعی خصوصیات حماسی را روشن می دارد. عشق مولوی عشقی حماسی است.”
(براهنی، ۱۳۵۸ : ۱۳۷-۱۳۶)
“در بسیاری غزلیات مولانا شاهد آن هستیم که شاعر خود را به پیلی و پهلوانی می ستاید و حالات و صفات پهلوانانه را به خود نسبت می دهد. او را جانی است دلیروز هره ای چون زهره شیر به طور مثال:
دیده سیر است مرا، جان دلیر است مرا

زهره شیر است مرا، زهره تابنده شدم”

(مولوی،۱۳۶۳: ۱۳۹۳)
“همچنین خاوران نامه مشهورترین اثر حسام الدین قسمتهای در قالب منظومه حماسه دینی است
که به توصیف افسانه ها جنگ ها و معجزات حضرت امیرالمومین علی(ع) اختصاص دارد.”
(قهستانی، ۱۳۶۶: ۲۲۵) .
“گرایش به حماسه در دوره قاجاریه نیز به عنوان یکی از درونمایه های شعری به شمار می آید. خداوند نامه اثر فتحعلی خان صبا، اردیبهشت نامه سروش از آثار حماسی مربوط به این دوره است.”
(قاآنی، ۱۳۸۰: ۹۴۲)

۱-۶- قاآنی
“میرزا حبیب الله شیرای متخلص به قاآنی از شاعران بنام دوره مورد مطالعه ماست. میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی در روز ۲۹ شعبان و سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد. پدرش میرزا محمد علی گلشن اصلاً از طایفه زنگنه بود که در شیراز به دنیا آمده و همانجا پرورش یافته بود. ظاهراً پدر میرزا محمد علی گلشن نیز مردی حکیم واهل فضل بوده است. قآنی در ابتدا به نام خود حبیب تخلص کرد اما چون با او کتای قاآن همنشین و همدرس گشت تخلص خود را به قاآنی تغییر داده و مردم و معاصران (حتی خود قاآنی) او را (حکیم قاآنی) می خواندند.
قدرت او در استعمال قرائن و مترادفات و سایر هنرهایی که مربوط به کلمه است برای کسانی که نظری به معنای واقعی شعر ندارند حیرت زاست. حافظه او قوی است با تاریخ وداستانها و افسانه ها آشنایی فراوان داشته است.وهنگامی که به ذکر این گونه مطالب می پردازد،خواننده را به حیرت می اندازدازجمله:
صبح برآمدبه کوه،مهر درخشان

چرخ تهی گشت از کوکب رخشان

علاوه برآن که قسمت عمده داستانهای شاهنامه را نام برده به مناسبتی نام پنجاه وچند نفر از زنان تاریخی وعجم را ذکر می کند و در بعضی از قصاید همین داستانها را برمبنای خزانیه و بهاریه قرار می دهد.
رستم عید از برای چشم کاووس بهار

  مبانی مسئولیت مدنی

نوشدارو ازدل دیو خزان می آورد

بهر دفع بیور اسب دی گلستان کاوه را

از گل سوری درفش کاویان می آورد

رستم اردی بهشتی،مژده ،نزد طوس عید

از هلاک اشکبوس مهرگان می آورد”

(رستگار فسا
یی، ۱۳۸۰: ۲۰-۱۹)
“قاآنی ابتدا به سبب صبا و سپس به طریقه منوچهری و خاقانی و عنصری و فرخی و قطران و شعر
می گفت و آخر الامر نتیجه تتبعات خود را با ذوق خاص خویش ترکیب کرد و سبکی خاص پدید آورد که می توان آن را سبکی بین بین (بین عراقی و خراسانی) نامید. از ویژگیهای این سبک فخامت و استواری است و درشتی الفاظ که از سبک خراسانی است و خیالات دقیق معانی باریک و توجه به ضرب المثلهاست که از سبک عراقی به وام گرفته است.” (همان، ۱۳۸۰:۲۴)
“به طور مثال در قصاید قاآنی اشاره به داستان های مذهبی و تاریخی به فراوانی وجود دارد. ابیاتی که در آنها اشاره به داستان ها و قهرمان شاهنامه است:
باد نوروزی شمیم عطرجان می آورد

در چمن از مشک چین صد کاروان می آورد

رستم عید از برای چشم کاووس بهار

نوشدار و از دل دید خزان می آورد

با منوچهر صبازی آفریدون ربیع

فتح نامه سلم دی از خاوران می آورد”

(گرگین پور،۱۳۸۵: ۷۲)
“قدرت وی در چیرگی برکلمات و حسن تلفیق آنها با یکدیگر کم نظیرست. قاآنی مردی درس خوانده و فاضل و در صرف و نحو و علوم ادبی و منطق و ریاضیات و فقه و اصول و حکمت مایه در زبان و ادب فارسی و عربی چیره دست بود. در شعر قاآنی لفظ بر معنی و خیالات سطحی بر تخیلات عالیه و تصورات بلند عالیه دارد. قاآنی از شعر به یک طمطراق یا هنگامه پرسروصدا قناعت داشته است شادروان ملک الشعرا بهار معتقدند، قاآنی نخست غث و سیمین زیاد دارد انتخاب کلمات و لغات فخیم و ترکیبات قلنبه و خشن و تهتک در تشبیب و تعزل و عشقبازی از مختصات وی است.
اما همان استاد و سخن شناس در بحث انتقادی و ارجمند خویش صراحت گفتار و سادگی شعر و مضامین تازه را از موجبات شهرت شعر قاآنی شمرده و به این نتیجه رسیده است که با این همه به قدری شعر خوب در دیوان قاآنی جمع است که حد ندارد و برای یک شاعر زیادست خلاصه قاآنی یکی از شعرای بزرگ عصر دوره قاجاریه است.” (یوسفی، ۱۳۷۳: ۳۲۶-۳۲۵)
“بهترین قصیده‌هایش در بزرگداشت پیروزیها و جنگها سروده شده است. قاآنی یکی از نخستین کسانی که در ان روزگار با زبان های اروپایی به ویژه زبان فرانسوی آشنا بوده و تا اندازه کمتر به زبان انگلیسی آشنایی داشت. شبلی حتی تا آن جا پیش می رودکه همه قصیده های قاآنی را تقلیدیا نظیره هایی از قصیده های فرخی ،منوچهری،سنایی وخاقانی می داند روشن وصراحت لهجه او افسونگر است.
لطیفه های او دلنشین است اما حجم آثارش چندان زیاد است که به سبب تخلف گهگاهی که از ذوق سلیم، زبان و آهنگ در آنها رخ داده به ناچار آماج سرزنش می شود با این همه او را بهترین شاعر سده سیزدهم و نوزدهم و هم سنگ بزرگتری

دیدگاهتان را بنویسید