دانلود پایان نامه حقوق با موضوع دائن

Posted on
دانلود پایان نامه

که کلام موصی دارای معنای صریح و روشنی نباشد، دادرس باید با توجه به عرف و عادت محل و حتی رسوم خانوادگی متوفی، مقصود را از استعمال کلمات وصیت نامه، روشن کند. ولی اگر در عرف محلی نیز نتوان معنی روشنی برای وصیت نامه یافت، دادگاه می تواند از تمام قرائن و شواهد برای تعیین موصی به استفاده کند.
همچنین اگر از انگیزه ها و جهاتی نیز که موصی برای تملیک، بیان نموده است، بتوان مقدار موصی به را تعیین کرد، وصیت صحیح و نافذ است.
موصی می تواند تعیین مقدار موصی به را به عهده ی شخص ثالثی بگذارد. در این صورت، مقدار موصی به تابع اراده ی آن شخص است که به وکالت یا وصایت، از طرف موصی و بر پایه ی هدف ها و آرمان های او معین خواهد کرد. موصی می تواند به دوستی مورد اعتماد اختیار دهد که با رعایت وضع مالی و نیازهای وارثان او، مقداری را که به سود بنیاد مورد نظر وصیت کرده است، تعیین کند.
اگر شخص ثالث، قبل از تعیین موصی به فوت کند، وصیت باطل می شود، و در صورت امتناع، موصی له می تواند اجبار شخص ثالث را از دادگاه تقاضا کند و دادرس می تواند با استفاده از قانون آیین دادرسی و با تعیین غرامت نامبرده را به تعیین موصی به اجبار کند.
2-12-1- صحت وصیت مبهم:
در قانون مدنی، گرچه به صحت وصیت بر مجهول اشاره نشده، ولی از ماده 845 که مناط اعتبار را برای تعیین میزان ثلث، زمان وفات موصی دانسته است. چنین بر می آید که در وصیت، برخلاف سایر عقود علم طرفین به موضوع عقد، شرط نیست، همچنین وقتی وجود موصی به در حین وصیت شرط نباشد، به طریق اولی،‌باید پذیرفت که مشخص بودن آن هم از حیث مقدار و جنس و وزن، ضرورتی ندارد.
فرض غرر در عقود تبرعی، موضوع ندارد و عرف ساده نیز وصیت به مجهول را می پذیرد.
در وصیت بیان اراده ی موصی باید به وارثان او، که از هر حیث جانشین مورث خود هستند واگذار شود. وارثان موصی،‌نزدیک ترین اشخاص به او هستند و از سایرین به مقصود و هدف او آشناترند و بهتر از همه می توانند نقص بیان او را جبران کنند.

ملاک ماده 874 قانون مدنی می باشد زیرا به موجب این ماده: «اگر موصی به کلی باشد تعیین فرد با ورثه است …» سپس اگر موصی به مورد تردید بین چند کالا باشد،‌هرچند اختلاف بهای فاحشی هم بین کالاها وجود داشته باشد همچنین در صورتی که موصی به از هر حیث مجهول باشد، وارثان در تعیین موصی به اختیار کامل دارند اگر موصی وارثی نداشته باشد تعیین موصی به عهده ی حاکم است (ماده 866 قانون مدنی) زیرا ترکه به خزانه ی دولت تعلق دارد منتها حاکم، باید مدلول الفاظ موصی را رعایت کند.
2-12-2- دلایل بطلان وصیت مبهم
به موجب ماده 216 قانون مدنی: «مورد معامله باید مبهم نباشد، مگر در موارد خاصه، که علم اجمالی به آن کافی است». این ماده در کلیات عقود و تعهدات و در مقام بیان شرایط اساسی صحت معاملات آمده و شامل تمام قراردادهاست.
درست است که در وصیت ضرورتی ندارد که موصی به از لحاظ مقدار و جنس و وصف، معین باشد ولی دست کم، دو طرف باید نسبت به آن علم اجمالی داشته باشند و دادگاه بتواند بدون مراجعه به متعهد (ورثه) میزان و موضوع تعهد را معین کند.
به هر صورت از ماده 845 قانون مدنی، نمی توان دلیل مستحکمی برای صحت وصیت بر مجهول استخراج کرد.
نتیجه این که باید پذیرفت که هرگاه موضوع وصیت برای دادگاه قابل تشخیص نباشد، نفوذ آن در قانون مدنی بسیار دشوار است و بطلان آن باید ترجیح داده شود.
2-12-3-موصی به باید مال باشد:
مطابق ماده 215 قانون مدنی: «مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلایی مشروع باشد» بنابراین موصی به، خواه عین باشد و خواه منفعت و یا حق، باید در نظر خردمندان مفید و با ارزش باشد. منفعت موردنظر نیز باید مشروع باشد و از دیدگاه قانون، ناشایسته و ممنوع نیاید.
به طور کلی موصی به باید قابلیت تملیک را داشته باشد عناصر احوال شخصی، برای مثال نام شخص، موضوع وصیت قرار نمی گیرد.
خدمات نیز به طور کلی و دائمی، مورد وصیت قرار نمی گیرد زیرا وصیت برای تملیک و واگذاری اموال است و منفعت انسان به ملکیت در نمی آید به ویژه وقتی این خدمات مربوط به شخص موصی باشد؛ وصیت بی گمان بدون موضوع است زیرا اثر وصیت ناظر بر زمانی است که موصی وجود خارجی ندارد با وجود این اگر شخصی برای مدتی اجیر شده باشد، مستاجر می تواند منافع اجیر را در صورت فوت خود، به دیگری واگذار کند.
طبق نظر فقها مالی که مورد وصیت واقع می شود باید دارای منفعت حلال باشد، و شرع آن را مال محسوب نماید. پس وصیت کردن به شراب، خوک، آلات لهو و لعب، قمار و حشرات، سگ وحشی و … صحیح نیست. البته آب انگوری که برای تهیه سرکه گرفته شد، اشکالی ندارد. و نیز اگر موصی به منفعت باشد باید حلال باشد پس وصیت به کنیز آوازه خوان و منفعت آلات لهو و لعب و میمون و … صحیح نیست.
همچنین در وصیت عهدی، شرط است: عملی که به آن وصیت می شود، جایز باشد و منفعت و غرض عقلایی نیز داشته باشد پس وصیت به اینکه بعد از مرگ من فلان مبلغ مال مرا برای فلان ستمکار و یا هر ستم کار و … خرج نمایید، وصیتی باطل است. همچنین اگر وصیت نماید که بعد از مرگ من فلان مبلغ را برای فلان کار لغو و بیهوده هزینه نمایید همین حکم را دارد.
2-12-4-موصی به باید قابل انتقال باشد:
برای صحت وصیت، کافی نیست که موصی به دارای مالیت باشد؛ وصیت تملیکی سبب انتقال مال به موصی له است و موضوع آن باید قابلیت انتقال را داشته باشد مال موقوف با آن که دارای مالیت است با وصیت منتقل نمی شود. همچنین حق شفعه که برای جلوگیری از ضرر شریک مقدر شده است به موجب وصیت، قابل انتقال به غیر نیست.
درباره ی انتقال خیار، گفته شده است که چون، خیار برای اشخاص ثالث نفع مادی ندارد، وصیت به آن در صورتی که همراه مال، موضوع خیار نباشد، صحیح نیست. ولی در صورتی که مال، موضوع خیار نیز مورد وصیت قرار بگیرد، اصل خیار نیز به تبع آن به موصی له منتقل می گردد.
نتیجه این که هرچه در نظر خردمندان مال محسوب می شود و قابلیت انتقال را داشته باشد موضوع وصیت قرار می گیرد.
2-13-وصیت به حقوق مالی:
موضوع وصیت تملیکی، باید مال و قابل انتقال باشد. حقوق مالی نیز اموال است، زیرا می دانیم آن چه به ملکیت درمی آید و به دیگران انتقال می یابد.
2-13-1-انتقال طلب:
حقوق مالی، مانند حق ارتفاق و حق تحجیر ممکن است مورد وصیت واقع شود. همچنین طلبی را که موصی از دیگران دارد، هرچند مربوط به خدمات باشد، می تواند به موجب وصیت، به دیگران واگذار کند.
در این نوع وصایا، در فرضی که موضوع وصیت، طلب مشخصی نباشد، دادگاه برای تعیین حدود و وسعت آن، دچار اشکال می شود و برای حل آن باید بیش از هر چیز، به منظور موصی توجه داشته باشد.
2-13-2- حق انتفاع:
به موجب ماده 49 قانون مدنی: «حق انتفاع، عبارت از حقی است که به موجب آن شخص، می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد استفاده کند» در حقوق ما، باید بین حق انتفاع و مالکیت منافع، و در نتیجه ، وصیت به حق انتفاع و وصیت به منفعت، تفاوت گذارد در فرضی که شخص، مالک منافع است، چون منافع عین، در ملک او به وجود می آید و صلاحیت انتفاع از آن اوست؛ می تواند منافع را به دیگری به موجب وصیت منتقل کند.
ولی در سایر موارد حق انتفاع نیز مانند سایر حقوق مالی، با وصیت منتقل می شود؛ مگر این که از عرف با قرائن موجود معلوم شود که حق انتفاع، قائم به شخص منتفع یا وارثان او بوده است
2-13-3- وصیت به تملیک طلب:
مقصود از تملیک طلب به موجب وصیت، عقدی است که به موجب آن طلب کاری برای بعد از موت دین بدهکار خود را به او می بخشد. (ماده 806 قانون مدنی)
تملیک طلب ممکن است نسبت به تمام، یا بخشی از آن باشد؛ و در هر حال می تواند ناظر به اصل طلب یا منافع آن گردد.
در این فرض اگر دین، قبل از مرگ پرداخته شود، یا طلب کارهای موصی، پیش از مرگ او طلب را به سود خود توقیف کنند وصیت با انتفاء‌موضوع، خود باطل می شود. ولی اگر پرداخت دین، بعد از موت و قبول موصی له باشد، وصیت اثر خود را خواهد داشت و مدیونی که بدون آگاهی از آن، تملیک دین را بپردازد حق دارد آن را پس بگیرد (ماده 302 قانون مدنی)
2-14- ملکیت موصی به
2-14- 1- بطلان وصیت به مال غیر:
به موجب ماده ی 841 قانون مدنی: «موصی به باید ملک موصی باشد و وصیت به مال غیر، ولو با اجازه ی مالک، باطل است» بنابراین یکی از شرایط موصی به در حقوق ما، این است که ملک موصی باشد.
منظور از این ماده، این است که شخص، مالی از اموال دیگران را مورد لحوق وصیت خویش قرار دهد و آن را تملیک به دیگری نماید معلق بر وفات خویش، این وصیت بی تردید باطل است. هرچند که مالک آن مال موافقت نماید. جهت این حکم روشن است زیرا عرفا، این مورد از مصادیق وصیت محسوب نمی شود.

  پایان نامه حقوق : حقوق بین‌الملل

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

وصیت به مال غیر در صورتی باطل است که حائز این دو شرط باشد:
1. موصی به عین معین باشدک در صورتی که موصی به کلی است و موصی مالک هیچ یک از افراد آن کلی نیست، وصیت نافذ است (ماده 842 قانون مدنی) در واقع این عمل حقوقی را باید وصیت به تملیک و در شمار وصایای عهدی آورد.

2. وصیت باید حاکی از تملیک مال غیر در حالی باشد که موصی به ملک غیر است. بنابراین اگر موصی، وصیت خود را مشروط به تملک مال غیر کند وصیت را نباید باطل پنداشت.
2-14- 2- وصیت به مالی که متعلق حق غیر است
موضوع وصیت ممکن است متعلق به حق غیر باشد، بدین معنی که به نفع شخص ثالثی تامین شده یا در مقابل طلبی، رهن باشد. در این صورت، با استناد به ماده 835 قانون مدنی که: «موصی باید نسبت به مورد وصیت جائزالتصرف باشد» و با استفاده از قواعد کلی رهن، ممکن است گفته شود این نوع وصایا نیز تابع وصیت فضولی است و نفوذ آن بستگی به اجازه ی دائن دارد. این ادعا را نباید پذیرفت زیرا تصرفات مدیون مالک در عین مرهونه در صورتی منوط به اجازه ی مرتهن است که با حقوق او منافی باشد..
دیون متوفی بر وصایای او مقدم است (مواد 869 و 870 قانون مدنی) یعنی، بدون این که شخص موصی نیز اراده کند وصیت به عینی که متعلق حق دیگری است با حفظ آن حق انتقال می یابد.
بنابراین اگر موصی به در اثر مزایده به شخص ثالث تملیک شود یا میزان طلب به اندازه ی بهای آن باشد، حقی برای موصی له باقی نمی ماند. برعکس اگر طلب در اثر وفای به عهد از طرف ورثه یا موصی له ساقط شود، موضوع وصیت به موصی له تعلق دارد. بدین ترتیب هیچ گاه وصیت با حقوق طلب کاران در تعارض نمی افتد تا مانع اختیار مالک شود. به همین جهت نیز باید اعتراف کرد که وصیت ورشکسته نیز در اموال خود جایز است و در صورتی اجرا می شود که ترکه زاید بر طلب بستانکاران باشد.
فصل سوم
شیوه های تنظیم وصیتنامه و اقسام آن

  دانلود پایان نامه حقوق : السلام،

مقدمه
شاید مرسوم ترین نوع وصیتنامه آنهایی باشد که شخص وصت کننده حرف هایش خطاب به ورثه را بر ورقه ای از کاغذ با دستخط خودش می نویسد و از چند معتمد محل نیز می خواهد تا زیر آن را امضاء‌کنند. البته این نوع وصیتنامه از لحاظ حقوقی، وصیتنامه عادی تلقی می شود اگر ورثه بر صحت و درستی آن اقرار نکنند معمولا در مراجع رسمی پذیرفته نمی شود. پس برای کم شدن از مشکلات پس از مرگ موصی، باید وصیتنامه به 3 شکل رسمی، خود نوشت و سری تنظیم شود. ویژگی وصیتنامه رسمی این است که در یکی از دفترخانه های اسناد رسمی نوشته می شود و تابع تشریفات و مقررات اسناد رسمی است. همچنین وصیتنامه خود نوشت وصیتنامه ای است که به خط وصیت کننده است و دارای تاریخ به روز، ماه و سال به همراه امضای وصیت کننده است این در حالی است که وصیتنامه سری ممکن است به خط

دیدگاهتان را بنویسید