انواع انتظار برظهور امام زمان از دیدگاه روانشناختی

Posted on

انتظار ویرانگر    

برداشت قشری از مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود اینست که صرفا ماهیت انفجاری دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلما و تبعیضها و اختناقها و حق کشیها و تباهیها ناشی می شود، نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است.

آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل، یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیروئی حکومت نکند، فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت- نه اهل حقیقت زیرا حقیقت طرفداری ندارد- از آستین بیرون می آید علیهذا هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاحی یک نقطه روشن است. تا در صنحه اجتماع نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود؛ بر عکس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعیضی و هر حقکشی، هر پلیدیی به حکم این که مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می کند رواست زیرا«الغایات تبرر المبادی» هدفها وسیله های نامشروع را مشروع می کنند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.

اینجا است که گناه هم فال است و هم تماشا، هم لذت و هم کامجویی وهم کمک به انقلاب مقدس نهایی. اینجا است که این شعر مصداق واقعی خود را می یابد:

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

این گروه تبعا به مصلحان و مجاهدان و آماران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت می نگرند، زیرا آنان را از تاخیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود(عج) می شمارند. بر عکس، اگر خود هم اهل گناه نباشند در عمق ضمیر و اندیشه با نوعی رضایت به گناهکاران و عاملان فساد می نگرند زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می نمایند.

شبه دیالکتیکی

این نوع از برداشت از آن جهت با اصلاحات مخالف است و فسادها و تباهیها را به عنوان مقدمه یک انفجار مقدس، موجه و مطلوب می شمارند باید«شبه دیالکتیکی» خوانده شود. با این تفاوت در تفکر دیالکتیکی، با اصلاحات از آن جهت مخالفت می شود و تشدید نابه‌سامانیها از آن جهت اجازه داده می شود که شکاف وسیع تر شود و مبارزه پیگیرتر و داغ تر گردد، ولی این تفکر عامیانه فاقد این مزیت است، فقط به فساد و تباهی فتوی می دهد که خود به خود منجر به نتیجه مطلوب بشود.

این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی موعود و این نوع انتظار فرج که منجر به نوعی تعطیل در حدود و مقررات اسلامی می شود و نوعی«اباحیگری» باید شمارده شود به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی وفق نمی دهد.

انتظار سازنده

آن عده از آیات قرآن کریم- که همچنانکه گفتیم ریشه این اندیشه است و در روایات اسلامی بدانها استناد شده است- در جهت عکس برداشت بالاست. از این آیات استفاده می شود که ظهور مهدی موعود حلقه ای است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود، سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد. آیاتی که بدانها در روایات استناد شده  است نشان می دهد که مهدی موعود(عج) مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است، مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است:

  هشتمین جشنواره تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

وَعَدَ اللّهُ اَلدّینَ آمنُوا وَ عَمِلوُا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنّهُم فِی الْارْضِ کَما اسْتَخْلَفَ الذینَ منْ قَبْلهَمْ وَ‌لَیُمکننَّ لَهُمْ دِینَهمُ الذی اِرْتضی لَهُمْ وَ لَیَبدلنهمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمناً یَعْبُدوننی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْناً‌…»

خداوند به مونان و شایسته کاران وعده داده است که آنان را جانشینان زمین قرار دهد، دینی که برای آنها آنرا پسندیده است مستقر سازد، دوران خوف آنانرا تبدیل به دوران امنیت نماید(دشمنان آنانرا نابود سازد) بدون ترس و واهمه خدای خویش را بپرستند و اطاعت غیر خدا را گردن ننهند و چیزی را در عبادت یا طاعت شریک حق نسازند.

ظهور مهدی موعود منتی است بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان، و وسیله ای است برای پیشوا و مقتدا شدن آنان، و مقدمه ای است برای وراثت آنها خلافت الهی را در روی زمین«وَ نُریدانْ نَمنَّ عَلی الذینَ اُسْتُضعفُوا فی الاَرضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائمًّه وَ نَجْعَلَهُمْ الوارِثینَ.»

ظهور مهدی موعود، تحقق بخش وعده ای است که خداوند متعال از قدیمترین زمانها در کتب آسمانی به صالحان و متقیان داده است که زمین از آن آنان است و پایان، تنها به متقیان تعلق دارد: «وَ لَقدْ کَتَبْنا فی الزًّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرُ اَنَّ الارضَ یرثُها عبادیَ الصّالِحُونَ»- «اِنَّ الارْضَ لِلّهِ یُورِثُها مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِه وَ الْعاقِبهُ لِلْْْْْمُتَّقِینَ».

حدیث معروف که می فرماید:«یَمْلاءُ اللُّه بِهِ الارْضَ قِسْطاً وَ عَدْ لَاً بَعْدَ ما مُلِئتْ ظُلْمَاً وَ جُوراً» نیز شاهد مدعای ما است نه بر مدعای آن گروه، در این حدیث نیز تکیه بر روی ظلم شده است و سخن از گروه ضالم است که مستلزم وجود گروه مظلوم است و می رساند که قیام مهدی برای حمایت مظلومانی است که استحقاق حمایت دارند- بدیهی است که اگر گفته شده بود یَمْلاءُ اللّهُ بِهِ الارْضَ ایماناً وَ تَوْحِیداً وَ صلاحاً بَعْدَ ما مُلِئتْ کُفراً وَ شِرْکا وَ فسادَاً مستلزم این نبود که لزوما گروهی مستحق حمایت وجود داشته باشد. در آن صورت استنباط می شد که قیام مهدی موعود برای نجات حق از دست رفته و به صفر رسیده است نه برای گروه اهل حق- ولو به صورت یک اقلیت.

شیخ صدوق روایتی از امام صادق(ع) نقل می کند مبنی بر اینکه این امر تحقق نمی پذیرد مگر اینکه هر یک از شقی و سعید به نهایت کار خود برسد.

پس سخن در این است که گروه سعدا و گروه اشقیا هر کدام به نهایت کار خود برسند، سخن در این نیست که سعیدی در کار نباشد و فقط اشقیا به منتهی درجه شقاوت برسند.

در روایت اسلامی سخن از گروهی زبده است، که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق می شوند. بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمی شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی شوند. معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمینه عالی وجود دارند که چنین گروه زبده را پرورش می دهند. این خود می رساند نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده است، بلکه فرضا اگر اهل حق از نظر کمیت قابل توجه نباشد از نظر کیفیت ارزنده ترین اهل ایمانند و در ردیف یاران سید الشهدا.

از نظر روایات اسلامی در مقدمه قیام و ظهور امام یک سلسله قیامهای دیگر از طرف اهل حق صورت می گیرد، آنچه یمانی قبل ظهور بیان شده است نمونه ای از این سلسله قیامها است. این جریانها نیز ابتدا ساکن و بدون زمینه قبلی رخ نمی دهد.

  مداخلات درمانی در زوج درمانی شناختی- رفتاری و تکنیک های درمان شناختی

از مجموع آیات و رویات استنباط می شود که قیام مهدی موعود(عج) آخرین حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان برپا بوده است

«مهدی موعود تحقق بخش ایده آل همه انبیاء و اولیاء و مردان مبارز راه حق است».

انتظار و منتظر

انتظار شیعه، انتظار سیاسی، اجتماعی و نیز انتظار معنوی است. به سخنی دیگر شیعه علوی، منتظر است؛ منتظر عدل، منتظر آزادی و نجات، منتظر معنویت و فضای مطلوب ایمان و عمل صالح بدین گونه، شیعه آگاه و دلیر، منتظر جامعه و جهانی است که به انسان به نیازهای انسان به کمال و سعات انسان اهمیت می دهد و جاده ای که فطرت و خرد وی پیش روی او گشوده است را هموار و هموارتر می سازد.

شیعه مهدی (عج) منتظر طرحی دیگر از حکومت و رهبری مردمان است که رستگاری و روشنایی زندگی انسان حرف اول و آخر آن به شمار می آید. چنین انتظاری بی شک شعور بالای دینی، سیاسی و اقدام مستمر در پهنه عمل به خواسته های قرآن پیامبر و امام را می طلبد.

نبوت، امات و نصرت

بدین سان به ضرورت شناخت امام به ویژه امام معصوم موعود پی می بریم. آری شیعه منتظر تا نداند و نشناسد که منتظر کدام امام است و کدامین رهبری را خواهان است بی گمان نمی تواند در راستای انقلاب بزرگ و فراگیر مهدی  (عج) حرکت کند و مسئولیت پذیری خویش را نشان دهد. باری انتظار مهدی (عج) انتظار یک فرد نیست انتظار نجات یک فرقه و یک ملت نیست، که انتظار یک هدایت است؛ یک جریان یک صراط یک کلمه که از پگاه تاریخ پیوسته دل و دیده بشر را به خود مشغول داشته و وجدان های بیدار و جستو جوگر فضیلت و عدالت را مخاطب خویش برگرفته و چشم به راه یاری و اقدام پاکباختگان هر زمان و هر مکان دوخته است.

در نیمروز پیکار نور و ظلمت در تماشاگه عشق ورزی انسان و خدا و در خلوت حضور یک بار دیگر صدای عشق طنین در افکند:

(هل من ناصر ینصرنی)[1]

«آیا کسی هست که مرا (امام و عصاره وحی و معرفت) را یاری برساند؟»

(یا ایها الذین آمنوا کنوا انصار الله کما قال عیسی ابن مریم للحواریین من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله قامنت طائفه من بنی اسرائیل و کفرت طائفه فایدنا الذین امنوا علی عدوهم فاصبحوا ظاهرین.)[2]

(ای کسانی که ایمان آورده اید یاران خدا باشید، همان گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانی هستند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم، پس طائفه ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و طائفه ای دیگر کفر ورزیدند و کسانی که گرویده بودند را بر دشمنانشان یاری کردیم تا چیره شوند.»

هر پیامبری با بیان توحید و یکتاگرایی در عبادت و کفر ورزیدن به طاغوت ها را خویش را نموده است و هر امامی از امامان معصوم- وارثان انبیاء- با توجه به شرایط خاصی که در دوران حیات و امامت پس از رسول اکرم داشته اند در زمان کوتاه یا بلند در عرصه های فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تا آنجا که امکان تبیین مکتب و اقدام در جهت حفظ اصالت ها و حقیقت هی دین حق بوده همان صراط پیامبران را که صراط مستقیم نامیده شده است را پیموده است.

چنانکه در کلام جادوانه حسین بن علی – علیه السلام- و پرسش و پاسخ مسیح و حواریون یاد شد پیامبران و امامان معصوم شیعه برای نیل به توحید و ایمان که تضمین کننده حیات طیبه انسانی است و به ویژه برای تشکیل جامعه و نظام تامین کننده آزادی، عدالت و معنویت، مساله نصرت را مطرح کرده اند.

  رشته ی تحصیلی انتخابی مهم در امر تحصیل!

نصرت جلوه بارز تبعیت است. به عبارت دیگر پیروی صادقانه و آگاهانه از پیامبران و امامان معصوم شیعه در یاری رسانیدن به آنان در باز آفرینی حماسه ها و شکل گیری نظام سیاسی- توحیدی اشکار می گردد. از این رو هر کس برنخیزد و دست همراهی و یاری به سوی پیامبر یا امام عصر خویش نگشاید و او را در برابر طاغوت یکه و تنها گذارد، دروغ گویی لاف زن بیش نیست!

منتظران بنی اسرائیل

قرآن کریم پس از آنکه درخواست تعیین فرمانروا از سوی بنی اسرائیل خطاب به پیامبرشان ذکر می کند و او درنگ نموده و ناگزیر از معرفی تالوت به عنوان فرمانده کاردان و نیرومند خویش می شود، آوارگان یهودی، بیشترشان از یاری طالوت روی بر می تابند و اندکی که با وی بسیج می شوندبه نهر آبی رسیده طالوت ناچار از آزمون می گردد:

(فلما فصل طالوت بالجنود قال ان الله مبتلیکم بنهر فمن شرب منه فلیس منی و من لم یطعمه فانه منی الا من اغترف بیده فشربوا منه الا قلیلا منهم.)[3]

«و چون طالوت با لشکریان [خود] بیرون شد گفت: خداوند شما را به وسیله رودخانه ای خواهد آزمود پس هر کس از آن بنوشد از [پیروان] من نیست، و هر کس از آن نخورد قطعا او از [پیروان] من است مگر کسی که با دستش کفی بگیرد پس [همگی] جز اندکی از آن ها نوشیدند.»

تصویری از منتظران بنی اسرائیل را دیدیم آنان انتظار نجات خود را داشتند. روز و شب در انتظار فرمانروایی آزادی بخش به سر می بردند و این انتظار و تقاضای همگانی یهودی ها پس از موسی و رهایی از سلطه و سیاست فرعونی صورت می گرفت. آنان نه موسی را می شناختند و نه هارون، وصی بر حق و نه پیامبران بعدی را و اکنون تا پای نبرد و حرکت به میان می آید بیمناک گشته و‌عافیت طلبی پیشه‌می‌کنند و آن جماعت اندک هم بسیارشان همان لب آب رو سیاه می گردند!

سپاه که به راه افتاد و در برابر دشمنان خدا به فرماندهی جالوت قرار گرفت باز بسیاری دچار تردید و تزلزل شدند و آیه یاس خواندند! خداپرستان واقع بینی در میان آنان یافت می شدند که پیامبر زمان و فرمان روای منتخب وی و نیز آرمان سیاسی- نظامی حق طلبانه اش را می شناختند و از پیشینه لطف الهی و مبارزه ها و انتظارهای خداپرستان تاریخ آگاه بودند اینان مایه دلگرمی و ثبات قدم آن سپاه کوچک توحیدی بودند و از نیایش جمعی شان[4] در رویارویی با دشمنانشان به به دست می‌آید که یاری رسانیدن به خدا و پیامبر و امام بی پاسخ نخواهد ماند و این خداوند است که مبارزان حق جوی را یاری می دهد و پیروزی نهایی را ارزانی می دارد.[5]

[1] سخن امام حسین- علیه السلام- در ظهر عاشورا. تاریخ بررسی عاشورا، مرحوم دکتر آیتی

[2] سوره صف(61) آیه14.

[3]سوره بقره (2) آیه 249

[4] ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین. (قرآن،2/250)

[5] فهزموهم باذن الله و قتل داوود جالوت.(قرآن2/251)