ارتباط با طبیعت

دانلود پایان نامه

جدانشدنی انسان به پیوستن با فرایندها و سیستمهای طبیعی است، به خصوص حیات و ویژگیهای طبیعی از محیط غیر انسانساخت. این تمایل به شکلی بیولوژیکی رمزگذاری شده. به این علت که نقش موثر آن در ارتقای آمادگی و توانی جسمی، روحی وذهنی انسان در تمام طول دوران تکامل وی اثبات شده.
وابستگی بشر به ارتباط با طبیعت حقیقت تکامل یافتن در جهان طبیعی و غیر انسانساخت را بیان میکند. به بیانی دیگر، بستر تکامل برای پیشرفت ذهن و بدن انسان وابسته به ادراکات حسی بوده که از ویژگیهای مهم محیطی نظیر نور، صدا، رایحه، باد، وضعیت جوی، آب، گیاهان و مناظر تأثیر میپذیرفته. شناخت تاریخ پنجهزارسالهی تمدن بشر، شامل کشاورزی، نساجی، مهندسی، تکنولوژی، صنعت تولید و شهر مدرن اگرچه در مقیاسی وسیع همه تنها کسری از تاریخ حیات بشر را تشکیل میدهند. دورهای که با رویکرد فوائد واکنش انطباقی و هماهنگ شدن با یک محیط طبیعی گسترده جایگزین نشد. بخش عمدهی تواناییهای احساسی، حل مسأله، تفکر نقادانه و تواناییهای سازنده ما همچنان بیانکنندهی مهارتها و استعدادهای ذاتیای هستند که در تماس مستقیم و نزدیک با سیستمها و روندهای طبیعی فرا گرفتهایم که در سلامت، رشد و باروری انسان همچنان مهم و حساس باقی ماندهاند. این تصور که پیشرفت و تمدن بشر به وسیلهی جدایی وی از طبیعت اندازهگیری میشود یک اشتباه و توهم خطرناک است. سلامت جسمی و روحی انسان همچنان به مقدار زیادی مشروط بر ارتباط وی با محیط طبیعی است، چیزی که یک ضرورت است نه یک امر تجملی.
با این حال بیوفیلیا یک تمایل بیولوژیکی ضعیف است که متکی بر یادگیری، تجربه و پشتیبانی فرهنگ اجتماعی است تا در عمل به شکلی قدرتمند درآید. ارزشها و معیارهای بیوفیلیا به عنوان یک تمایل بیولوژیکی ضعیف میتوانند متنوع و وابسته به انتخاب انسان و اختیاری باشند، اما ارزش و معیار هماهنگشوندهی این انتخابها نهایتا به وسیلهی بیولوژی محدود میشود. بنا بر این در صورتی که تمایلات بیوفیلیکی ما به شکلی ناکافی برانگیخته شوند و نارسا پرورش یابند نهفته و راکد باقی خواهند ماند. هنوز گنجایش این نوآوری همانند یک شمشیر دولبه، همانطور که این امکان را برای بروز ویژگیهای شاخص فردی و فرهنگی فراهم مینماید امکان بروز تناقض در خلال بیان چه نارسا و چه اغراقآمیز تمایلات ذاتی را نیز ایجاد میکند. بنابراین ساختههای خلاقانهی ما در محیط انسانساخت میتواند در عین حال که راهگشا است (به شکلی مثبت) برای نیاز بیوفیلیک به ارتباط مداوم و در حال پیشرفت با سیستمها و روندهای طبیعی مانعی مخرب باشد.
با نگاه به نیازهای بیوفیلیک به عنوان یک محصول هماهنگ شونده از بیولوژی انسان در ارتباط با عصر کنونی به جای نگاه به این نیازها به عنوان بقایای گذشتهی بی ارتباط با اکنون، میتوانیم چنین استدلال کنیم که رضایتمندی از مباحث بیوفیلیک ما مرتبط با سلامت، باروری و بهزیستی انسان است. دلیل اثبات این مدعا چیست؟ اطلاعات کم و متفاوتی وجود دارند اما یک بدنهی در حال رشد اطلاعاتی نقش ارتباط با طبیعت در سلامت و باروری انسان را اثبات میکند. این موضوع به طور گسترده در جایجای کتاب بیوفیلیکدیزاین مورد بحث قرار گرفته. یافتههای ذیل قابل توجهاند.
* ارتباط با طبیعت بهخصوص ارتباط میان گیاهان و نور طبیعی بهبود و التیام بیماری و روندهای عمدهی جراحی را سرعت میبخشند که شامل ارتباط مستقیم نظیر نور طبیعی و گیاهان و به همان میزان تصاویر و نقوش نمادین و نمایشی(نظیر عکس میشود)
* مردمی که در نزدیکی فضاهای باز زندگی میکنند کمتر گزارش مشکلات اجتماعی و سلامتی میدهند و این مسأله مستقل از سکونت شهری و روستایی درجات آموزشی و درآمد است. حتی حضور مقادیر محدود گیاهان نظیر چمن و تعداد کمی درخت در ارتباط با ارتقای رفتار هماهنگشونده و کنارآینده است.
* اماکن اداری با نورپردازی طبیعی، تهویهی طبیعی و ویژگیهای زیستمحیطی دیگر منتج به بهبود کارایی کارمندان، استرس کمتر و انگیزش بیشتر آنان میشود.
* ارتباط با طبیعت با عملکرد ادراکی در زمینههایی که نیازمند تمرکز و حافظه میباشند در ارتباط است.
* رشد و ترقی سالم دوران کودکی مرتبط با تماس با عناصر و محیطهای طبیعی است.
* عملکرد ذهن انسان به الگوهای قابل ادراک با حواس پنجگانه و اشارات ناشی از محیط طبیعی پاسخ میدهد.
* جوامعی که از کیفیت بالاتری در محیط پیرامون خود برخوردار هستند ارزشگذاری مثبت بیشتری نسبت به طبیعت دارند، همچنین از کیفیت بالاتر زندگی، مناسبات همسایگی بالاتر و حس قویتری از مکان در قیاس با جوامعی با شرایط محیطی پایینتر دارند. این یافتهها چه در موقعیتهای شهری نامناسب و چه در محلههای ثروتمند به وقوع میپیوندند.
این مطالعات دلایل علمی برای این تصور کهن که ارتباط با طبیعت برای کارایی، سلامت و بهزیستی انسان ضروری است ارائه میدهد. هارلدسیرلز روانپزشک پیش از این چنین نتیجه گرفت که محیط غیر انسانساخت بر خلاف این عقیده که برای سلامت و ترقی شخصیت انسان ناچیز و غیرقابل به حساب آمدن است، یکی از اساسیترین اجزاء تشکیلدهندهی هستی انسان است(هارولدسیرلز،۱۹۶۰،۱۱۷).

  آبهای زیرزمینی

۴-۱- رابطه ی گرایش پایداری و گرایش بایوفیلیک
متأسفانه گرایش غالب در طراحی محیط ساخته شدهی شهری مدرن، تنزل و تغییر شکل عظیم سیستمهای طبیعی و افزایش جدایی انسان از جهان طبیعی را تشویق نموده. این پارادایم طراحی منجر به مصرف ناپایدار انرژی و منابع، نابودی
عظیم تنوع زیستی، آلودگی شیمیایی فراگیر، تنزل گستردهی جوی و تغییرات اقلیمی و غریبهشدن انسان با طبیعت گشت. این نتیجه هر چند که با در نظر گرفتن محصولات زندگی شهری غیر قابل اجتناب است، نسبتا یک خطای اساسی در طراحی است. ما در طراحی خودمان را در این مخمصه و شرایط بغرنج قرار میدهیم در حالی که میتوان خود را از آن خارج کرد مشروط ر اینکه یک تفکر متفاوت را در مورد توسعهی فضاهای عصر مدرن بر جامعه و خود حاکم کنیم که حتی اگر در پی هماهنگی با طبیعت نیست دست کم در پی سازش با طبیعت باشد. این تفکر جدید در حوزهی طراحی ”طراحی محیطی سلامتبخش” نامیده شده است. رویکردی که هم به تدابیر موجود با عنوان تأثیرات محیطی کم در جهت کاهش تأثیرات منفی بر محیط زیست کمک مینماید و هم اندیشهی تأثیرات مثبت محیطی با همان رویکرد طراحی بیوفیلیک را مد نظر قرار میدهد که در پی تقویت ارتباط بین انسان و طبیعت در ساختمانها و محوطهسازیهای مدرن است.
تشخیص اینکه به چه میزان محیطهای عصر مدرن سلامت و سودمندی محیط طبیعی را به خطر انداخته انگیزهای برای تقویت جنبش طراحی سبز و پایدار مدرن شد و سالها تلاش منجر به دستیابی به تحول چشمگیری در طراحی و ساخت و ساز گشت. اما متأسفانه رویکرد غالب در طراحی پایدار اغلب بر مسألهی کاهش تأثیرات محیطی تمرکز یافت، یعنی همان مسائلی که پیرامون پرهیز از آسیب رساندن به سیستمهای طبیعی هستند. در حالی که این ویژگی ضروری است، اما چنین متمرکز شدن بر روی آن بسیار ناکارآمد است، در عین حال که نشاندهندهی نادیدهگرفتن اهمیت دستیابی به پایداری طولانیمدت به وسیلهی احیا نمودن و تقویت کردن ارتباط مثبت مردم با طبیعت در محدودهی محیط ساخته شده است، همان عنصری که در اینجا طراحی بیوفیلیک نامیده میشود. تأثیر محیطی کاهنده سود خالص کمی در زمینهی باروری، سلامت و بهزیستی دارد و ساختمانها و محوطههای طراحی شده در این چهارچوب به ندرت در طولانیمدت پایدار خواهند بود. چنانچه فاقد مزایای چشمگیری در زمینهی تجربیات پیش روی ما در مورد طبیعت هستند. تکنولوژی تأثیرات محیطی کاهنده به طرز غیرقابل اجتنابی منسوخ گشته و هنگامی که چنین امری رخ دهد مردم دیگر راغب و متمایل به احیا و نوسازی چنین ساختارهایی نخواهند بود. پایداری عمدتا پیرامون حفظ وضعیت فعلی ساختمانها است و کمتر به ساخت طرحهای کاهندهی تأثیرات محیطی جدید میپردازد.
در اینجا به طراحی بیوفیلیک به عنوان ارتباط گمشدهی درون رویکردهای غالب به طراحی پایدار نگریسته میشود. کاهش تأثیرات محیطی و طراحی بیوفیلیک باید در رابطهای مکمل با یکدیگر عمل کنند تا به پایداری حقیقی و ماندگار دست یابند. مسائل عمدهی مد نظر در طراحی با رویکرد کاهش تأثیرات محیطی همواره پیرامون اهدافی نظیر انرژی، کارآمدی منابع، مواد و مصالح پایدار، بازیافت پسماند، کاهش آلودگی، حفاظت از تنوع زیستی و کیفیت محیطهای داخلی بوده است. علاوه بر آن جزئیات سازوکارهای طراحی برای دستیابی به این اهداف به وسیلهی رویکرد ارزیابی سیستمهای استاندارد و گواهینامههای ساختمانی نظیر سازمان ساختمان سبز آمریکا”LEED” صورت میپذیرفت. اما بر خلاف آن، یک فهم ضعیف از جزئیات طراحی بیوفیلیک وجود دارد.
۴-۲- معرفی عناصر طراحی طبیعت دوست:
ابعاد، اجزاء و ویژگیهای طراحی بیوفیلیک در این فصل بیان میشوند. بعد اول طراحی بیوفیلیک بعد طبیعی است که به عنوان اشکال و فرمهای ”محیط ساخته” شده که مستقیما یا غیر مستقیم یا به طور استعاری وابستگی جدانشدنی انسان را با طبیعت انعکاس میدهند، تعریف میشود. تجربهی مستقیم به رابطهی بیقاعده با ویژگیهای خودپایدار طبیعت مانند نوروز، گیاهان، حیوانات، زیستگاههای طبیعی و زیستبومها باز میگردد. تجربهی غیر مستقیم شامل ارتباط با طبیعت در جهت بقا است که شامل دریافتهای امروزی انسان میشود، مانند گیاه درون گلدان، آبنما یا فواره و آکواریوم. تجربهی استعاری نیز شامل ارتباط واقعی با طبیعت نمیشود اما شامل بیان و نمایش جهان طبیعی از خلال تصاویر، عکس، انتزاع و نظایر آن است. بعد اساسی دوم طراحی بیوفیلیک، بعد مکانمحور یا بومی است که به عنوان ساختمانها و محوطههایی که با فرهنگ و زیستبوم محلی و جغرافیایی یک منطقه در ارتباط هستند تعریف میشود. این بعد شامل آن چیزی است که از آن به عنوان روح یا حس مکان یاد میکنیم، که بر چگونگی تلفیق ساختمانها و محوطهها با هویت فردی و جمعی مردم از جنبهی معنایی تأکید میکند. این ویژگی به شکلی استعاری یک موجودیت بیروح را به چیزی که دارای حس زندگی باشد و اغلب حیات را تقویت کند تبدیل مینماید. مردم خواهان تجربه کردن یک رضایتمندی احساسی، عاطفی و روحی هستند که تنها از یک تأثیر متقابل صمیمانه، نزدیک و البته توأم با شناخت، با مکان زندگیشان به دست میآید. این تأثیر متقابل و شناخت روح مکان را شکل میدهد. محیط ویژگیهای یک مکان را از خلال ادغام یک نظم طبیعی و انسانی به دست میآورد. دو بعد بیانشده میتوانند با شش عنصر طراحی بیوفیلیک مرتبط باشند و در نهایت شش عنصر یادشده بیش از هفتاد ویژگی طراحی بیوفیلیک را بیان میکنند.
جدول ۱، ابعاد و عناصر طراحی بیوفیلیک، (kellert, heerwagen, & Mador, 2008, p. 15)
ابعاد طراحی بیوفیلیک
عناصر طراحی بیوفیلیک
بعد ارگانیک و طبیعی
ویژگیهای محیطی
بعد مکانمحور/گویشی(بومی)
اشکال و فرمهای طبیعی

  باورهای ارتباطی

الگوها و فرایندهای طبیعی

نور و فضا

روابط مکان محور

روابط تکامل یافتهی انسان
و طبیعت

۴-۲-۱- ویژگی های محیطی
۱. رنگ: این عنصر همواره در تکامل و بقای انسان مؤثر بوده است.
از موارد کاربردی رنگ در زندگی انسان میتوان به مکانیابی منابع غذا و آب، تشخیص خطر، استفاده از دسترسی بصری، ارتقای امکان جابجایی از مکانی به مکان دیگر اشاره کرد. انسان همواره مجذوب رنگهای زیبای موجود در طبیعت بوده، از رنگهای مطلوب برای انسانها میتوان به رنگهای روشن گلها، رنگینکمان، غروب خورشید، آب درخشان، آسمان آبی و دیگر عناصر خوشرنگ موجود در طبیعت اشاره کرد. در کل رنگهای طبیعی موسوم به تنهای زمینی(earth tones) رنگهای برگرفته از طبیعت هستند که استفاده از آنها نتایج مطلوبی بر روح انسان دارند.
۲. آب: آب همواره کیفیت فضا را ارتقا داده و تا به حال در هر فضای زیبایی که توسط انسان تصور شده حضور دارد. آب عنصر پیچیدهای است که استفاده از آن مشروط به ادراک عواملی نظیرکیفیت، کمیت، تحرک و شفافیت است.
۳. هوا: تهویه طبیعی همواره به هوای تحت پروسه غیر طبیعی یا هوای راکد ارجحیت دارد. حضور هوا در طرح میتواند دارای شرایط مطلوب و مهمی نظیر کیفیت، حرکت، جریان، تحریک بقیه حواس نظیر بویایی و همینطور جذابیت بصری در تضاد با اتمسفر ناپیدا باشد.
۴. نور خورشید: معمار میتواند به سادگی با استفاده از نور طبیعی به جای نور مصنوعی کیفیت بیوفیلیایی طرح خود را تا اندازهی زیادی ارتقا دهد. مواردی نظیر ارتقای روحیه، آسایش، باروری و سلامت. نور خورشید همواره با تکامل انسان جهت ایجاد امنیت درگیر بوده در حالی که امروزه برای تأمین انواع نیازهای جسمی، ذهنی و احساسی امری ضروری است.
۵. گیاهان: گیاهان همواره تامین کننده مسائل بنیادین در حیات بشر به عنوان منابع غذایی و علوفه دام، الیاف بوده است. حتی کمترین حضور طبیعت در محیط ساخته شده موجب ارتقاء راحتی، رضایتمندی، بهزیستی و موفقیت در عملکرد میشود.
۶. حیوانات: همواره حضور حیوانات در طول دوران هستی بشر اهمیت بنیادی داشته است. تامین منابع غذایی، استفاده جهت حفاظت، همنشینی و دوستی و حتی گاهی اوقات در جهت کاهش ترس و خطر بخشی از موارد مفید حضور حیوانات در محیط زندگی انسانها است. البته وارد کردن حیوانات به محیط ساخته شده سخت و مشکل زاست. حضور حیوانات پرسهزن روی بام امری امکانپذیر است که میتواند امری مطلوب باشد. در فضاهای داخلی نیز میتوان از تصویر حیوانات استفاده نمود یا میتوان از شکل و فرم آنها استفاده کرد.
۷. مصالح طبیعی: انسان ها همواره مصالح طبیعی را ترجیح می دهند حتی زمانی که مصالح مصنوعی دارای طرح طبیعی در

دیدگاهتان را بنویسید